علوم تربیتی

علوم تربیتی
مطالب مربوط به رشته های علوم تربیتی، روانشناسی،امور تربیتی  
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

زندگینامه استاد شهید مرتضی مطهری

 

 

 

۱-ولادت شهید مطهری : استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد.

 

 

۲ - ورود به حوزه علمیه : در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.

 

 

 

 

 

۳- تحصیلات حوزوی استاد مطهری:

 

 

اول) دروس علمي: دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است.

 


دوم )دروس اخلاقي و عرفاني: استاد شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. نيز از دروس اخلاقي و عرفاني امام خميني بهره برد.


ازاساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد.

 

 

۴-فعالیتهای دینی (مذهبی وسیاسی استاد): وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است.

 


اول)فعالیتهای مذهبی: در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند . در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد . در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود . استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

 

 

 

 

 

دوم)فعالیتهای سیاسی:

 


الف)درقیام پانزده خرداد: ایشان همواره در کنار امام بودبه طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

 


ب)هدايت هيئتهاي موتلفه:
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد.

 


ج) مبارزه با کجرویها وانحرافات: در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها ، اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود وبا کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

 


د)حمایت از مظلومان فلسطین در برابر اسرائیل: در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد.

 


ه)سخنراني هاي انقلابي و بازداشت استاد: از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

 


و) استادمطهری و خطر منافقین: اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است . اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد شهید مرتضی مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد.

 


ز)تدريس در حوزه علميه و...: در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود . همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

 


ح)بطور دائمي در خدمت انقلاب و امام قرار گرفتن:گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسئوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود.

 

 

 

 

 

۵- شهادت استاد مطهری بدست گروه فرقان: تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

 

 

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 

 


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، نکات مدیریتی، اندیشه و راه استاد شهید مطهری
برچسب‌ها: زندگینامه استاد شهید مرتضی مطهری
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 12:21 ] [ بهروز علمی مریان ]
 






[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 17:34 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 20:20 ] [ بهروز علمی مریان ]

دانلود نمونه سوالات دکترا تمام رشته ها

 

تلفن تهیه کتب دکتری و کارشناسی ارشد تمام رشته ها

 
09383396291
 

 

دفترچه سوالات تخصصی تمام رشته ها (دفترچه شماره 1) در ابتدای صفحه

دفترچه استعداد تحصیلی و زبان عمومی تمام رشته ها (دفترچه شماره 2) در انتهای صفحه


کلید اولیه (پاسخنامه) دکتری 93 تمام رشته ها - کلیک کنید

 

کد و عنوان رشته امتحانی (دفترچه شماره 1)

دانلود سوالات

2101 - علوم جغرافیایی /1

دانلود سوالات

2102 - علوم جغرافیایی /2

دانلود سوالات

2103 - علوم جغرافیایی /3

دانلود سوالات

2104 - علوم جغرافیایی /4

دانلود سوالات

2105 - علوم جغرافیایی /5

دانلود سوالات

2106 - مجموعه علوم اقتصادی

دانلود سوالات

2107 - مجموعه علوم تاریخی /1

دانلود سوالات

2108 - مجموعه علوم تاریخی /2

دانلود سوالات

2109 - مجموعه علوم تاریخی /3

دانلود سوالات

2110 - مجموعه علوم اجتماعی /1

دانلود سوالات

2111 - مجموعه علوم اجتماعی /2

دانلود سوالات

2113 - حقوق عمومی

دانلود سوالات

2114 - حقوق جزاوجرم شناسی فقه وحقوق جزا

دانلود سوالات

2115 - حقوق بین الملل عمومی

دانلود سوالات

2116 - حقوق خصوصی فقه وحقوق خصوصی

دانلود سوالات

2117 - مجموعه علوم سیاسی

دانلود سوالات

2118 - مجموعه مدیریت

دانلود سوالات

2119 - حسابداری

دانلود سوالات

2120 - علم اطلاعات ودانش شناسی

دانلود سوالات

2121 - مجموعه فلسفه

دانلود سوالات

2122 - مجموعه علوم تربیتی /1

دانلود سوالات

2123 - مجموعه علوم تربیتی /2

دانلود سوالات

2124 - مجموعه علوم تربیتی /3

دانلود سوالات

2125 - مجموعه علوم تربیتی /4

دانلود سوالات

2126 - مجموعه علوم تربیتی /5

دانلود سوالات

2127 - مجموعه علوم تربیتی /6

دانلود سوالات

2128 - مجموعه علوم تربیتی /7

دانلود سوالات

2130 - مجموعه علوم تربیتی /8

دانلود سوالات

2131 - مجموعه علوم ارتباطات

دانلود سوالات

2132 - سنجش واندازه گیری

دانلود سوالات

2133 - مجموعه روان شناسی

دانلود سوالات

2134 - مجموعه باستان شناسی

دانلود سوالات

2135 - محیطزیست

دانلود سوالات

2136 - مجموعه کارافرینی

دانلود سوالات

2137 - اینده پژوهی

دانلود سوالات

2138 - مجموعه الهیات /1

دانلود سوالات

2139 - مجموعه الهیات /2

دانلود سوالات

2140 - مجموعه الهیات /3

دانلود سوالات

2141 - مجموعه الهیات /4

دانلود سوالات

2143 - مجموعه کلام

دانلود سوالات

2144 - فقه شافعی

دانلود سوالات

2145 - مدیریت قراردادهای بین المللی نفت وگاز

دانلود سوالات

2146 - حقوق نفت وگاز

دانلود سوالات

2147 - اقتصادنفت وگاز

دانلود سوالات

2148 - سنجش ازدوروسامانه اطلاعات جغرافیایی

دانلود سوالات

2149 - مجموعه مالی

دانلود سوالات

2150 - مطالعات زنان

دانلود سوالات

2151 - مجموعه مدرسی معارف اسلامی

دانلود سوالات

2152 - مجموعه تربیت بدنی /1

دانلود سوالات

2153 - مجموعه تربیت بدنی /2

دانلود سوالات

2154 - مجموعه تربیت بدنی /3

دانلود سوالات

2155 - مجموعه تربیت بدنی /4

دانلود سوالات

2156 - مجموعه تربیت بدنی /5

دانلود سوالات

2201 - علوم زمین /1

دانلود سوالات

2202 - علوم زمین /2

دانلود سوالات

2203 - علوم زمین /3

دانلود سوالات

2204 - علوم زمین /4

دانلود سوالات

2205 - علوم زمین /5

دانلود سوالات

2206 - علوم زمین /6

دانلود سوالات

2208 - علوم زمین /7

دانلود سوالات

2209 - علوم زمین /8

دانلود سوالات

2210 - علوم زمین /9

دانلود سوالات

2211 - مجموعه شیمی /1

دانلود سوالات

2212 - مجموعه شیمی /2

دانلود سوالات

2213 - مجموعه شیمی /3

دانلود سوالات

2214 - مجموعه شیمی /4

دانلود سوالات

2215 - مجموعه شیمی /5

دانلود سوالات

2218 - فیتوشیمی

دانلود سوالات

2219 - هواشناسی

دانلود سوالات

2220 - زیست شناسی /1

دانلود سوالات

2221 - زیست شناسی /2

دانلود سوالات

2222 - زیست شناسی /3

دانلود سوالات

2223 - علوم جانوری /1

دانلود سوالات

2224 - علوم جانوری /2

دانلود سوالات

2225 - علوم جانوری /3

دانلود سوالات

2226 - زیست شناسی /4

دانلود سوالات

2227 - بیوشیمی

دانلود سوالات

2228 - زیست شناسی /5

دانلود سوالات

2229 - زیست شناسی /6

دانلود سوالات

2230 - بیوفیزیک

دانلود سوالات

2231 - زیست فناوری میکروبی

دانلود سوالات

2232 - امار

دانلود سوالات

2233 - مجموعه ریاضی /1

دانلود سوالات

2234 - مجموعه ریاضی /2

دانلود سوالات

2235 - فیزیک دریا

دانلود سوالات

2236 - زیست شناسی دریا

دانلود سوالات

2237 - نانوفیزیک

دانلود سوالات

2238 - مجموعه فیزیک

دانلود سوالات

2239 - فوتونیک

دانلود سوالات

2240 - ژئوفیزیک /1

دانلود سوالات

2241 - ژئوفیزیک /2

دانلود سوالات

2242 - ژئوفیزیک /3

دانلود سوالات

2243 - ژئوفیزیک /4

دانلود سوالات

2244 - نانوشیمی

دانلود سوالات

2245 - ریززیست فناوری /نانوبیوتکنولوژی /

دانلود سوالات

2246 - بیوانفورماتیک

دانلود سوالات

2247 - علوم کامپیوتر

دانلود سوالات

2248 - مجموعه علوم شناختی

دانلود سوالات

2301 - مجموعه مهندسی برق /1

دانلود سوالات

2302 - مجموعه مهندسی برق /2

دانلود سوالات

2303 - مجموعه مهندسی برق /3

دانلود سوالات

2304 - مجموعه مهندسی برق /4

دانلود سوالات

2305 - مجموعه مهندسی برق /5

دانلود سوالات

2306 - مجموعه مهندسی برق /6

دانلود سوالات

2307 - مجموعه مهندسی عمران /1

دانلود سوالات

2308 - مجموعه مهندسی عمران /2

دانلود سوالات

2309 - مجموعه مهندسی عمران /3

دانلود سوالات

2310 - مجموعه مهندسی عمران /4

دانلود سوالات

2311 - مجموعه مهندسی عمران /5

دانلود سوالات

2312 - مجموعه مهندسی عمران /6

دانلود سوالات

2313 - مجموعه مهندسی عمران /7

دانلود سوالات

2314 - مجموعه مهندسی عمران /8

دانلود سوالات

2315 - مجموعه مهندسی عمران /9

دانلود سوالات

2316 - مجموعه مهندسی عمران /10

دانلود سوالات

2317 - مهندسی نقشه برداری /1

دانلود سوالات

2318 - مهندسی نقشه برداری /2

دانلود سوالات

2319 - مهندسی نقشه برداری /3

دانلود سوالات

2320 - مهندسی نقشه برداری /4

دانلود سوالات

2321 - مجموعه مهندسی مکانیک /1

دانلود سوالات

2322 - مجموعه مهندسی مکانیک /2

دانلود سوالات

2323 - مجموعه مهندسی مکانیک /3

دانلود سوالات

2324 - مجموعه مهندسی مکانیک /4

دانلود سوالات

2325 - مجموعه مهندسی مکانیک /5

دانلود سوالات

2326 - مجموعه مهندسی مکانیک /6

دانلود سوالات

2327 - مجموعه مهندسی مکانیک /7

دانلود سوالات

2328 - مجموعه مهندسی مکانیک /8

دانلود سوالات

2329 - مجموعه مهندسی مکانیک /9

دانلود سوالات

2330 - مهندسی دریا

دانلود سوالات

2331 - مهندسی هوا-فضا/1

دانلود سوالات

2332 - مهندسی هوا-فضا/2

دانلود سوالات

2333 - مهندسی هوا-فضا/3

دانلود سوالات

2334 - مهندسی هوا-فضا/4

دانلود سوالات

2335 - مهندسی معدن /1

دانلود سوالات

2336 - مهندسی معدن /2

دانلود سوالات

2337 - مهندسی معدن /3

دانلود سوالات

2338 - مهندسی معدن /4

دانلود سوالات

2339 - مجموعه مهندسی پلیمر/1

دانلود سوالات

2341 - مجموعه مهندسی پلیمر/2

دانلود سوالات

2343 - مهندسی محیطزیست /1

دانلود سوالات

2344 - مهندسی محیطزیست /2

دانلود سوالات

2345 - مهندسی محیطزیست /3

دانلود سوالات

2346 - مهندسی محیطزیست /4

دانلود سوالات

2347 - مهندسی پزشکی /1

دانلود سوالات

2348 - مهندسی پزشکی /2

دانلود سوالات

2349 - مهندسی پزشکی /3

دانلود سوالات

2350 - مجموعه مهندسی صنایع

دانلود سوالات

2353 - مهندسی نفت -مخازن

دانلود سوالات

2354 - مهندسی کامپیوتر/1

دانلود سوالات

2355 - مهندسی کامپیوتر/2

دانلود سوالات

2356 - مهندسی کامپیوتر/3

دانلود سوالات

2359 - مهندسی موادومتالورژی

دانلود سوالات

2360 - مهندسی شیمی /1

دانلود سوالات

2361 - مهندسی شیمی /2

دانلود سوالات

2362 - مهندسی شیمی /3

دانلود سوالات

2363 - علوم وفناوری نانو/1

دانلود سوالات

2364 - علوم وفناوری نانو/2

دانلود سوالات

2365 - مهندسی هسته ای /1

دانلود سوالات

2366 - مهندسی هسته ای /2

دانلود سوالات

2367 - مهندسی هسته ای /3

دانلود سوالات

2369 - مهندسی هسته ای /4

دانلود سوالات

2370 - مهندسی نساجی /1

دانلود سوالات

2371 - مهندسی نساجی /2

دانلود سوالات

2372 - مهندسی فناوری اطلاعات

دانلود سوالات

2373 - مهندسی سیستمهای انرژی

دانلود سوالات

2401 - مجموعه محیطزیست /1

دانلود سوالات

2402 - مجموعه محیطزیست /2

دانلود سوالات

2403 - مجموعه محیطزیست /3

دانلود سوالات

2404 - مجموعه مهندسی مکانیک بیوسیستم

دانلود سوالات

2405 - مکانیزاسیون کشاورزی

دانلود سوالات

2406 - مجموعه علوم باغبانی وفضای سبز/1

دانلود سوالات

2407 - مجموعه علوم باغبانی وفضای سبز/2

دانلود سوالات

2408 - مجموعه علوم باغبانی وفضای سبز/3

دانلود سوالات

2409 - مجموعه علوم باغبانی وفضای سبز/4

دانلود سوالات

2411 - بیوتکنولوژی وژنتیک ملکولی محصولات باغبانی

دانلود سوالات

2412 - مجموعه علوم وصنایع غذایی /1

دانلود سوالات

2413 - مجموعه علوم وصنایع غذایی /2

دانلود سوالات

2414 - مجموعه علوم وصنایع غذایی /3

دانلود سوالات

2415 - مجموعه علوم وصنایع غذایی /4

دانلود سوالات

2416 - اقتصادکشاورزی

دانلود سوالات

2418 - مجموعه چوب شناسی وصنایع چوب /1

دانلود سوالات

2419 - مجموعه چوب شناسی وصنایع چوب /2

دانلود سوالات

2420 - مجموعه علوم خاک /1

دانلود سوالات

2421 - مجموعه علوم خاک /2

دانلود سوالات

2422 - مجموعه علوم خاک /3

دانلود سوالات

2423 - مجموعه علوم خاک /4

دانلود سوالات

2424 - مجموعه علوم دامی /1

دانلود سوالات

2425 - مجموعه علوم دامی /2

دانلود سوالات

2426 - مجموعه علوم دامی /3

دانلود سوالات

2427 - مجموعه علوم ومهندسی اب /1

دانلود سوالات

2428 - مجموعه علوم ومهندسی اب /2

دانلود سوالات

2429 - مجموعه علوم ومهندسی اب /3

دانلود سوالات

2430 - هواشناسی کشاورزی

دانلود سوالات

2431 - مجموعه زراعت -اصلاح نباتات /1

دانلود سوالات

2432 - مجموعه زراعت -اصلاح نباتات /2

دانلود سوالات

2434 - مجموعه زراعت -اصلاح نباتات /3

دانلود سوالات

2435 - مجموعه بیوتکنولوژی کشاورزی

دانلود سوالات

2436 - مجموعه زراعت -اصلاح نباتات /4

دانلود سوالات

2437 - مجموعه ترویج واموزش کشاورزی وتوسعه روستایی /1

دانلود سوالات

2438 - مجموعه ترویج واموزش کشاورزی وتوسعه روستایی /2

دانلود سوالات

2439 - حشره شناسی کشاورزی

دانلود سوالات

2440 - بیماری شناسی گیاهی

دانلود سوالات

2441 - مجموعه علوم جنگل /1

دانلود سوالات

2442 - مجموعه علوم جنگل /3

دانلود سوالات

2443 - مجموعه علوم جنگل /2

دانلود سوالات

2444 - مجموعه شیلات /1

دانلود سوالات

2445 - مجموعه شیلات /3

دانلود سوالات

2447 - مجموعه شیلات /2

دانلود سوالات

2448 - مجموعه مرتع داری وابخیزداری وبیابان زدایی /1

دانلود سوالات

2449 - مجموعه مرتع داری وابخیزداری وبیابان زدایی /2

دانلود سوالات

2450 - مجموعه مرتع داری وابخیزداری وبیابان زدایی /3

دانلود سوالات

2451 - کشاورزی هسته ای /کشاورزی هسته ای /اصلاح نباتات وبی

دانلود سوالات

2452 - مجموعه علوم طیور

دانلود سوالات

2453 - مجموعه چوب شناسی وصنایع چوب /3

دانلود سوالات

2501 - مدیریت پروژه وساخت

دانلود سوالات

2502 - معماری

دانلود سوالات

2503 - شهرسازی

دانلود سوالات

2504 - پژوهش هنرتاریخ تطبیقی وتحلیلی هنر

دانلود سوالات

2505 - مرمت /1

دانلود سوالات

2506 - مرمت /2

دانلود سوالات

2609 - فیزیک پزشکی

دانلود سوالات

2601 - امارزیستی

دانلود سوالات

2602 - اموزش بهداشت

دانلود سوالات

2603 - انگل شناسی پزشکی

دانلود سوالات

2604 - ایمنی شناسی پزشکی

دانلود سوالات

2605 - بیوشیمی بالینی

دانلود سوالات

2606 - ژنتیک پزشکی

دانلود سوالات

2608 - فیزیولوژی

دانلود سوالات

2610 - ویروس شناسی پزشکی

دانلود سوالات

2612 - زیست فناوری پزشکی

دانلود سوالات

2613 - بهداشت حرفه ای

دانلود سوالات

2614 - علوم تشریحی

دانلود سوالات

2615 - پرستاری

دانلود سوالات

2616 - بهداشت محیط

دانلود سوالات

2617 - باکتری شناسی پزشکی

دانلود سوالات

2618 - هماتولوژی ازمایشگاهی وبانک خون

دانلود سوالات

2619 - قارچ شناسی پزشکی

دانلود سوالات

2701 - جراحی دامپزشکی

دانلود سوالات

2702 - مامائی وبیماریهای تولیدمثل دام

دانلود سوالات

2703 - بیماریهای داخلی دام های کوچک

دانلود سوالات

2704 - بیماریهای داخلی دام های بزرگ

دانلود سوالات

2705 - رادیولوژی دامپزشکی

دانلود سوالات

2706 - کلینیکال پاتولوژی دامپزشکی

دانلود سوالات

2707 - پاتولوژی دامپزشکی

دانلود سوالات

2708 - بهداشت وبیماریهای طیور

دانلود سوالات

2709 - بیوشیمی

دانلود سوالات

2710 - بهداشت ابزیان

دانلود سوالات

2711 - بهداشت موادغذایی

دانلود سوالات

2714 - انگل شناسی دامپزشکی

دانلود سوالات

2715 - باکتری شناسی

دانلود سوالات

2716 - ویروس شناسی

دانلود سوالات

2718 - ایمنی شناسی

دانلود سوالات

2719 - بیوتکنولوژی /زیست فناوری /

دانلود سوالات

2722 - فارماکولوژی دامپزشکی

دانلود سوالات

2723 - فیزیولوژی

دانلود سوالات

2724 - اناتومی وجنین شناسی مقایسه ای دامپزشکی

دانلود سوالات

2725 - بافت شناسی مقایسه ای دامپزشکی

دانلود سوالات

2801 - زبان وادبیات فارسی

دانلود سوالات

2802 - زبان وادبیات عرب

دانلود سوالات

2803 - مجموعه زبان فرانسه /1

دانلود سوالات

2804 - مجموعه زبان فرانسه /2

دانلود سوالات

2805 - مجموعه زبان روسی

دانلود سوالات

2806 - زبان المانی

دانلود سوالات

2807 - اموزش زبان انگلیسی

دانلود سوالات

2808 - زبان وادبیات انگلیسی

دانلود سوالات

2809 - ترجمه

دانلود سوالات

2810 - مجموعه زبان شناسی

دانلود سوالات

2811 - فرهنگ وزبانهای باستانی

 

 

دفترچه شماره 2

دانلود سوالات

گروه آزمایشی علوم پایه (1)

دانلود سوالات

گروه آزمایشی علوم پایه (2)

دانلود سوالات

گروه آزمایشی علوم پایه (3)

دانلود سوالات

گروه آزمایشی علوم پایه (4)

دانلود سوالات

کلیه رشته های گروه آزمایشی فنی-مهندسی

دانلود سوالات

کلیه رشته های گروه آزمایشی علوم انسانی

دانلود سوالات

کلیه رشته های گروه آزمایشی کشاورزی و منابع طبیعی

دانلود سوالات

کلیه رشت های گروه آزمایشی هنر

دانلود سوالات

گروه آْزمایشی علوم پزشکی (1)

دانلود سوالات

گروه آزمایشی علوم پزشکی (2)

دانلود سوالات

کلیه رشته های گروه آزمایشی دامپزشکی

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان - کدرشته 2801 و 2811

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان عربی

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان فرانسه

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان روسی

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان آلمانی

دانلود سوالات

گروه آزمایشی زبان - کد رشته های 2807 و 2808 و 2809 و 2810

 تلفن تهیه کتب دکتری و کارشناسی ارشد تمام رشته ها

 
09383396291


موضوعات مرتبط: منابع و آزمون کاردانی -کارشناسی-،ارشد و دکترا
[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 0:32 ] [ بهروز علمی مریان ]
مشتركان اپراتور "همراه اول" براي قطع پيامك تبليغاتي خود  عدد ۱ را به شماره پیامک ۸۹۹۹ كنند.براي فعال سازي پيامك هاي تبليغاتي نيز عدد 2 را به اين شماره پيامك بزنند..
 
مشتركان اپراتور "ايرانسل" براي قطع پيامك هاي تبليغاتي عدد ۲ را به شماره ۵۰۰۵ پيامك نمایید.
 
البته مشتركان اپراتور همراه اول مي توانند با شماره 9990 از خط خود تماس گرفته و پس از ارتباط با اپراتور ، درخواست قطع ارسال پيامك هاي تبليغاتي را اعلام كنند.شماره تلفن تماس براي قطع پيامك هاي تبليغاتي ويژه مشتركان ايرانسل 700 مي باشد كه بايد از طريق خط ايرانسل با آن تماس گرفته شود.
 

موضوعات مرتبط: رایانه واینترنت، موبایل، دانلود
[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 11:30 ] [ بهروز علمی مریان ]

آشنایی با 25 راه ساده برای ایجاد انگیزه


 

  

یا بیشتر اوقات احساس می‌کنید که انگیزه‌‌ای ندارید؟ همه ما گاهی دچار چنین حالتی می‌شویم؛ روز‌هایی که دلمان می‌خواهد فقط تنبلی کنیم و هیچ انگیزه‌ای برای کارهای عادی و ساده هم نداریم. آیا می‌خواهید با این حالت مبارزه کنید؟

باخود قرار بگذارید:

هنگامی که احساس می‌کنید علاقه‌ای به انجام کاری یا کارها‌یی ندارید، به خود بگویید که اگر این بخش کتاب را خواندم یا این گزارش‌ها را تمام کردم، می‌روم بیرون قدم می‌زنم و یک بستنی (یا هر چیز دیگری که به آن علاقه دارید) می‌خورم.

مانند یک انسان با انگیزه رفتار کنید: اگر بی‌حوصله‌اید و انگیزه کاری را ندارید، تصور کنید که سرشار از انگیزه‌اید. حسن این کار در این است که به محض شروع، آرام آرام احساس می‌کنید که شور و علاقه، حقیقتا در وجود شما زنده شده است.

هنگام صبح چند سؤال مثبت و روحیه‌بخش از خود بپرسید: هر روز صبح از خود 5سؤال سه بخشی امید‌وار‌کننده بپرسید:
• در حال حاضر در زندگی از چه چیزی راضی هستم؟
• چه ویژگی‌ای مرا خوشحال می‌کند؟
• چگونه در من این حالت را به‌وجود می‌آورد؟

بسیار مهم است که شما واقعا بدانید که چگونه و چرا این شرایط به شما احساس خوبی را منتقل کرده است. این پرسش‌های صبحگاهی فوق‌العاده‌ هستند، زیرا نحوه قرارگرفتن آنان، به شما امکان درک عمیق از شرایط موجود را می‌دهد و سپس آن احساس مثبت را به شما منتقل می‌کند.

زمان و مکان هدف‌های خود را تغییر دهید: هدف‌های بزرگ و ویژه برای خود در نظر بگیرید. اهداف بزرگ‌تر نسبت به هدف‌های کوچک‌تر، انگیزه بیشتری در فرد به‌وجود می‌آورند. هدف بزرگ اثر بیشتر و عمیق‌تری دارد و می‌تواند منشأ تولید انگیزه‌های قوی شود.

یک کار کوچک انجام دهید و برای انجام آن برنامه‌ریزی کنید: یک کار کوچک را آغاز و به پایان برسانید؛ مثلا میز کارتان را تمیز کنید، یک قبض یا رسید را بپردازید و یا ظرف‌ها را بشویید. فقط نیاز به این دارید که کاری را آغاز کنید. وقتی این کار را تمام کردید احساس می‌کنید که آمادگی انجام کار‌های بعدی را هم پیدا کرده‌اید. بنابراین وقتی حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید یک کار کوچک را شروع کنید تا خاتمه یافتن آن شما را بر سر شوق آورد.

کار سخت‌تر را اول شروع کنید: اغلب هنگامی که به کارهای روزمره خود فکر می‌کنیم به‌نوعی دچار نگرانی می‌شویم که کی و چگونه این همه کار را انجام بدهیم. از سخت‌ترین کار شروع کنید. هنگامی که سخت‌ترین کار موجود در فهرست را شروع کرده و به پایان برسانید، احساس می‌کنید که بار سنگینی را از دوش‌تان برداشته‌اید. در این هنگام است که احساس آرامش بیشتری در وجود‌تان پدیدار می‌شود و بقیه روز اعتماد به‌نفس بیشتری خواهید داشت و نگرانی‌های روز‌مره‌تان. کاهش پیدا می‌کند.

کارتان را آهسته آغاز کنید: به جای آنکه کارتان را سریع آغاز کنید، نخستین گام‌ها را آهسته بردارید. هنگامی که کاری را با آرامش و طمأنینه شروع می‌کنید، مغز شما این فرمان را دریافت نمی‌کند که این کار باید باسرعت هرچه تمام‌تر خاتمه یابد. اما اگر مغز انسان احساس کند که باید برنامه کاری‌اش را با سرعت به پایان برساند چه اتفاقی می‌افتد؟ اغلب اوقات ممکن است فرد اصلا کار مورد نظر را آغاز نکند. پس شروع یک کار بدون شتاب بهتر از اصلا شروع نکردن است.

همیشه خود‌تان را با خود‌تان مقایسه کنید نه با دیگران: مقایسه خود با دیگران و اینکه نتیجه تلاشتان چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفته‌اید، کشنده انگیزه و قوه خلاقیت انسان است. همیشه افراد بی‌شماری هستند که از شما تواناترند و معدود افرادی هم هستند که از همه پیشی گرفته‌اند؛ هم از بعد مادی و هم معنوی، بنابراین فقط قوای خود را روی خود، برنامه‌ای که در پیش دارید و البته نتیجه‌ای که عایدتان می‌شود، متمرکز کنید و دریابید که چگونه می‌توانید برنامه‌ریزی ذهنی‌تان را بهبود ببخشید و به مرحله اجرا در آورید. بررسی مجدد نتایج حاصله نیز اهمیت زیادی دارد. با این کار شما می‌توانید اشتباه‌های گذشته را پیدا کرده و از تکرار مجدد آن یا انجام خطاهای مشابه جلوگیری کنید. یکی دیگر از مزایای بررسی مجدد نتایج به‌دست آمده، ایجاد انگیزه مضاعف است. درک این موضوع که حاصل تلاش‌های شما چه بوده و در چه جایگاهی قرار گرفته‌اید، توان و اشتیاق شما را چند برابر می‌کند و اغلب از موفقیت و پیروزی خود شگفت‌زده خواهید شد.

موفقیت خود را همیشه به‌یاد داشته باشید: همیشه و در همه حال به جای فکر کردن به شکست‌ها و ناکامی‌ها، موفقیت‌ها و کامیابی‌هایتان را به‌خاطر بسپارید. بهتر آن است که آنها را یادداشت کنید؛ حتی با ذکر جزئیات، زیرا فراموش کردن موفقیت بسیار آسان است و گاهگاهی مراجعه به نوشته‌هایتان می‌تواند خاطرات خوبی را در شما زنده کند و البته انگیزه کار و تلاش را در وجود شما زنده و تازه نگه دارند.

مانند یک قهرمان رفتار کنید: داستان زندگی قهرمانان را بخوانید و رفتار و کردار آنان را سرمشق خود قرار دهید و به سخنان آنان گوش فرادهید. کشف کنید که در کار و تلاش آنان چه ویژگی خاصی وجود داشته که سبب موفقیت‌شان شده. اما همیشه به‌خاطر داشته باشید این افراد همانند ما و سایر افرادند و بنابراین، به جای اینکه آنان را در مقام رفیعی بنشانید و تحسینشان کنید، اجازه دهید که الهام‌بخش شما باشند.

سعی کنید محیط کارتان را با کمی تفریح قابل تحمل کنید: به‌خاطر داشته باشید که در فضای کاری‌ای که خلق می‌کنید یا در برنامه‌ای که در نظر دارید، جایی هم برای کمی تفریح و شوخی در نظر بگیرید. با این‌کار انگیزه کافی برای انجام کار و به‌پایان رساندن آن خواهید داشت.

فقط به‌دنبال راحتی نباشید: با بی‌حالی که نوعی تنبلی است، خداحافظی کنید و برای ایجاد انگیزه در خود، با مشکلات مبارزه کنید.

از شکست نهراسید: به‌جای هراس از شکست، آن را به‌عنوان نوعی اطلاعات مفید و ضروری و یک بخش طبیعی از موفقیت بپذیرید. یکی از بسکتبالیست‌های مشهور (مایکل جردن) می‌گوید: بیش از 9هزار خطا داشتم و تقریبا 300بازی را باختم. 26مرتبه به من اعتماد کردند تا ضربه پیروزی را بزنم و من موفق نشدم. بارها و بارها در زندگی شکست خوردم و به همین دلیل است که در زندگی موفق شده‌ام. بنابراین از شکست‌هایتان تجربه کسب کنید و از خود بپرسید این بار، این شکست چه درسی به من می‌دهد؟

در مورد کاری که می‌خواهید انجام دهید، مطالعه کنید: هنگامی که کاری را آغاز می‌کنید، درباره فرایند کار پژوهشی به‌عمل بیاورید. با این‌کار شما از میزان کاری که در پیش رو دارید و مشکلاتی که ممکن است با آن برخورد کنید، آگاه می‌شوید. گاهی اوقات توقع یا انتظار بی‌جا سبب کاهش انگیزه و هدر رفتن اشتیاق و جدیت اولیه فرد می‌شود. با مدیریت خواسته‌هایتان می‌توانید از هدر رفتن نیروی حاصله از اشتیاق جلوگیری کنید و انگیزه و توانایی‌هایتان را تا پایان کار حفظ کنید. دانستن این موضوع که بر سر کسانی که در موقعیت مشابه شما قرار داشته‌اند، چه آمده، چه مسیری را طی کرده و چه گام‌هایی برداشته‌اند، بسیار مفید و آموزنده است. می‌توانید با تلفیق روش انتخابی آنها و آنچه خود در ذهن دارید، روش کاری مناسبی را انتخاب و فعالیت خود را شروع کنید. این وضعیت میزان نگرانی‌های شما را کاهش می‌دهد و بهتر می‌توانید اوضاع کاری را تحت کنترل خود داشته باشید؛ چه از بعد احساسی و چه از بعد عملی، چون حداقل تا حدودی می‌دانید که دیگرانی که چنین راهی را رفته‌اند با چه وقایعی مواجه شده‌اند و این آگاهی از بعد احساسی و عملی سبب تشویق و دلگرمی شما می‌شود.

معین کنید که چرا می‌خواهید این کار را انجام بدهید: اگر نمی‌دانید که به چه دلیل می‌خواهید چنین کاری را انجام دهید یا اینکه دلیل کافی برای انجام آن ندارید، پس خاتمه دادن آن برای شما بسیار مشکل خواهد بود. کاری را برگزینید که دلیل قوی و کافی برای انجام آن داشته باشید. اگر نتوانستید، انجام این فعالیت را متوقف کنید و به جای آن، فعالیت دیگری را که دلایل انجام آن قوی‌تر و واضح‌تر است آغاز کنید.

هدف‌های خود را یادداشت کنید: هدف و منظور خود را از انجام آن فعالیت بنویسید، سپس آن را روی دیوار، رایانه، یا آینه بچسبانید. با این کار در طول روز، مراحل انجام کار را مرور می‌کنید و این آگاهی تداوم کار را برای شما آسان‌تر می‌کند.

با دید مثبت برای انجام کار فعالیت کنید (برای مثبت‌اندیشی تلاش کنید): بیاموزید که بیشتر اوقات مثبت‌اندیش باشید و یاد بگیرید که افکار منفی را قبل از آنکه سد راه شما باشند، از سر بیرون کنید. ممکن است که همه نتوانیم همیشه مثبت‌اندیش باشیم، اما باور کنید که بیشتر ما می‌توانیم این حس را در خود تقویت کنیم و نتیجه حاصل نیز می‌تواند به تلاش بیشتر ما کمک کند.

کمتر تلویزیون تماشا کنید: آیا از جمله کسانی هستید که زیاد تلویزیون تماشای می‌‌کنند؟ تلاش کنید که کمتر به تماشای برنامه‌های تلویزیونی بنشینید و فعالیت‌های مورد علاقه خود را در زندگی واقعی دنبال کرده و با روش‌های خودتان انجام دهید.

برنامه کاری‌تان را به چندین برنامه کوچک‌تر تبدیل کنید: هنگامی که پروژه بزرگی در دست دارید، آن را به چند بخش کوچک‌تر تقسیم کنید، سپس با تمرکز روی نخستین بخش کار‌، فعالیت خود را آغاز کنید و وقتی این بخش تمام شد، بخش بعدی را آغاز کنید. موفقیت‌های کوچکی که در انجام بخش‌های اولیه به‌دست می‌آورید، انگیزه شما را افزایش می‌دهد و از تمرکز روی کل کار که ممکن است سبب دلسردی شما شود، جلوگیری می‌کند. اگر این روش را دنبال کنید خود شما هم از نتیجه‌ای که می‌گیرید، شگفت‌زده خواهید شد.

اطلاعات موجود را بازنگری کنید: داشتن اطلاعات لازم در آغاز هرکاری، امری ضروری است، اما گاهی جامعه و رسانه‌ها اطلاعاتی را به انسان منتقل می‌کنند که بار منفی دارد. پس محفوظات ذهنی خود را ارزیابی کنید. نکات منفی را حذف کرده و با توجه به بینش خود، از اطلاعات مفید و مثبت برای دستیابی به هدف‌تان استفاده کنید.

قوه خلاقیت خود را به‌کار بگیرید: کاغذی را بردارید و در بالای کاغذ بنویسید که دوست دارید در چه زمینه‌ای فعالیت کنید. شاید هدف شما کسب درآمد بیشتر یا مبارزه با بیماری و به‌دست آوردن نهایت سلامتی باشد. اکنون 20 روش، ایده یا عقیده در مورد موضوع مورد نظر بنویسید. سعی کنید 10ایده دیگر به لیست خود اضافه کنید؛ البته همه این ایده‌ها مفید یا خوب نیستند. اکنون از قوه خلاقیت خود استفاده کرده و ایده‌هایی را که در رسیدن به هدف برای شما مفیدند، پیدا کنید. حسن این کار این است که نه تنها قوه خلاقیت خود را به‌کار گرفته‌اید، بلکه دریافته‌اید که تا چه حد خلاق هستید؛ هم انگیزه انجام کار را در خود زنده کرده‌ و هم از نظر روحی شرایط مناسبی برای خود فراهم کرده‌اید.

در یابید که چه چیزی سبب شادی و خوشحالی شما می‌شود: همه ما می‌دانیم که شرایط ویژه‌ای یا کار‌های خاصی سبب شادی ما می‌شوند، پس کاری که شما را شاد می‌کند، انجام دهید؛ هر اندازه که می‌توانید یا می‌خواهید. البته باید مراقب باشید که این خواسته با آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی می‌کنید و با باور‌های انسانی و مذهبی در تضاد نباشد.

به گفته‌های حکیمانه گوش دهید: یک کتابخانه کوچک برای خود ترتیب دهید. جمله‌هایی را که سبب پیشرفت فردی و ایجاد انگیزه می‌شود بنویسید یا ضبط کنید. زمانی که سوار اتوبوس یا مترو هستید، هنگام رانندگی، دوچرخه‌سواری، دویدن یا پیاده روی، به آن گوش کنید یا در حالی که مشغول انجام کاری هستید، یادداشت‌هایتان بخوانید.

فراتر از محیط زندگی و حد توانایی‌تان فکر کنید: تصور نکنید که آینده را فقط توانایی‌های شما و آنچه اکنون دارید، می‌سازد. دنیا محدود نیست. توانایی‌های شما بسیار بیشتر از آنی است که تصور می‌کنید. با به‌کارگیری تجربه‌هایی که تاکنون به‌دست آورده‌اید و آنچه اکنون هستید، آینده‌ای را برنامه‌ریزی کنید که در آن محدودیت‌های کمتری وجود داشته باشد؛ یعنی افق دید خود را وسیع‌تر کنید.

زمان را در نظر داشته باشید: هر روز را بشمارید. شما همه روز‌های دنیا را در اختیار ندارید. زندگی کوتاه است، بنابراین امروز را دریابید و کاری را که می‌خواهید انجام دهید. فردا هم کار‌های دیگری برای انجام دادن وجود دارد.


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، علم وفن آوری، بازی وسرگرمی
[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 8:57 ] [ بهروز علمی مریان ]
پروردگارا

مرا همتی عطا فرما تا گنـاه نکنم

 و ثـروتـی عطا فرما تا محتاج نباشم

مرا بینشی عطا فرما تا تو را بشناسم

و دانشی عطا فـرمـا تا خود را بشنـاسـم

مرا عقل سلیمی عطا فرمـا تـا از خود نگویم

مـــرا صحتـی عطا فـــرمـــا تــا بـا مردم بسازم

و طبـعـی عطا فـرمـا که تا با دشمنان مدارا کنم

مـــرا صبـری عطا فرمـا تـا سختی ها را تحمل کنم

و نیرو و توانی عطا فرما تا در نبرد زندگی فائق شوم

مرا سعادتی عطا فـرما تا خــدمتگـذار دیـگـران بـــاشم

و مــرا عشقـی عطا فـرمـا تـا تـو و همه را دوست بــدارم


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، عمومی
[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 23:24 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

 1- آب از آب تکان نخوردن : کنایه از آرامش : بدون نگرانی 2- آب از آسیاب افتادن :آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد 3- آب از سر گذشتن:امید نداشتن- به پایان آمدن امری 4- آب آمد و تیمم باطل شد :اصل کار آمد وفرع بی مورد است 5- آب توی دلش تکان نمی خورد :آرام وآهسته حرکت می کند 6- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن 7- آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم. 8- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت. 9- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است. 10- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند. 11- آب غوره گرفتن: گریه کردن – گریستن 12- آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری: کسی که خود عیب بسیار دارد وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده می گیرد. 13- آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است: به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن 14- آب نخوردن چشم:امیدی نداشتن 15- آب تاب دادن :به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن 16- آب در دست داری نخور بیا:در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن 17- آبی از او گم نمی شود:امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت 18- آبی که به زندگی نداد حسین چون گشت شهید بر مزارش توجهی به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب) 19- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند 20- آتش زیر خاکس�%�j�8�:آرامش موقت-موذی 21- آخر کار خود را کردن:به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن 22- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است. 23- آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد:باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد. 24- آدم شاخ در می آورد:از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول 25- آدم گدا این همه دادا:آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند 26- آدم گرسنه سنگ را هم می خورد:به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند. 27- آدم مفتخور خوش سلیقه می شود:کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد. 28- آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند:به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد. 29- آدم یکبار پایش تو چاله می افتد:از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت 30- آدم یک دنده:ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی 31- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسیدن 32- آزموده را آزمون خطاست:باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی 33- آسمان به زمین نمی آید:اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد. 34- آسمان وریسمان را سر هم بافتن:دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن 35- آش پز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک:دو یا چند نفر در انجام کاری دخالت داشته باشند کار پیش نمی رود 36- آش دهن سوز نبودن:مورد مطلوب نبودن 37- آش خوب باشد کاسه اش چوب باشد:اصل مهم است نه فع. 38- آش کشک خالته بخوری باته نخوری پاته:در هر حال مجبور به انجام کار بودن. 39- آش نخورده ودهن سوخته: کار ی انجام نداده ولی گناهکار شناخته شده 40- آشو لاش کردن:صدمه وآسیب سختی دادن 41- آشی برای کسی پختن:درد سری برای کسی بوجود آوردن. 42- آفتاب لب بام است:مرگ او نزدیک است 43- آفتابه لگن هفت دست وشام و ناهار هیچ:تشریفات زیاد ولی اهمیت کار کم 44- آفاتب همیشه زیر ابر نمی ماند:حقیقت همیشه پنهان نیست-واقیعت روزی رو خواهدکرد 45- آمد زیر ابرویش را بگیرد چشمش را کور کرد:کار خوبی برای کسی خواست انجام دهد اما برعکس شد. 46- آن را که حساب پاک است از معامله چه باک است:کسی که نیست که پاکی داشته باشدترسی از حساب وکتاب ندارد. 47- آنقدر بایست که زیر پایت سبز شود:انتظار کشیدن بدون نتیجه 48- آن وقت که جیک جیک مستانت بود یاد زمستانت نبود:از قبل باید فکر آینده بود 49- آویزه گوش کردن:پندی را فراگرفتن را بکار بستن 50- آه در بساط نداشتن:کاملاً بی چیز و فقیر بودن 51- آهسته بیا آهسته برو گربه شاخت نزند:پنهان کردن مطلب-بی سر وصدا انجام دادن کاری 52- اجاق پدر راروشن نگه داشتن:فرزند داشتن،که بیشتر منظور فرزند پسر داشتن است. 53- اجاقش کور است:صاحب اولاد نمی شود 54- اجل دور سرش می چرخد:وضیعت ناگوار دارد.نزدیک به مرگ است 55- احترام امام زاد ه با متولی آن است:احترام هر کس را باید نزدیکان او حفظ نمایند. 56- از آب گل آلود ماهی گرفتن:از هرج ومرج استفاده کردن 57- از این ستون به آن ستون فرج است:در انتظار بیش آمد ناگوار همیشه باید امید وار بود. 58- از بیخ عرب بودن:چیزی اصلاً سرش نشدن 59- از خر شیطان پیاده شدن:از لج بازی بیرون آمدن 60- از دماغ فیل افتادن:متکبر ومغرور بودن 61- از سه چیز باید حذر کرد:دیوار شکسته-سگ درنده-زن سلیطه 62- ا ز کاه کوه ساختن:چیز کوچک وبی اهمیت را بزرگ جلوه دادن 63- از کیسه خلیفه بخشیدن:از مال وثروت دیگران اعطا کردن 64- از هول حلیم توی دیگ افتادن:از زیادی طمع عجله به جای سود بردن زیان دیدن 65- اسب راگم کردن وپی نعلش گشتن:اصل رااز دست دادن و به دنبال فرع آن گشتن 66- اگر در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته است:از موقیعت نباید سوء استفاده کرد. 67- اگر دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد:بسیار لابالی وبی فکر واندیشه است 68- اگر کاردش بزنی خونش بیرون نمی آید:از زیادی خشم غضب 69- اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است:به آدم پرخور گفته می شود. 70- انگشت در سوراخ زنبور کردن:برای خود تولید زحمت ودرد سر کردن 71- ایراد بنی اسرائیلی گرفتن:خرده گیری نابه جا و غیر وارد 72- این شتری است که در خانه هرکس می خوابد:مرگ برای همه است. 73- این کلاه برای سرش گشاد است:درخور توانایی ولیاقت او نیست. 74- با پای بروی کفش پاره می شود وباسر بروی کلاه:در هر حال کار خرج دارد 75- با پنبه سر بریدن:بانرمی به کسی آسیب رساندن صدمه زدن. 76- باد آورده را باد می برد:چیزی که به آسانی و رایگان بدست آید به آسانی هم از دست می رود. 77- باد غبغت انداختن :افاده کردن-خود را گرفتن 78- باد در فقس کردن: کار بهیوده انجام دادن 79- بامجان بم آفت ندارد:خطر،متوجه زشت کاران نمی شود. 80- باسیلی صورت خود را سرخ داشتن:با وجود تنگدستی ظاهر خود را حفظ کردن 81- با کدخدا بساز ؛ده را بتاز:همراه با بزرگ محل شو و آن محله را بچاپ 82- بالاخانه اش را اجاره داده است:عقلش کم است 83- بالای سیاهی رنگی نیست:وضع از این بدتر نمی شود. 84- با یک تیر دونشانه زدن:از یک عمل دو نتیجه گرفتن 85- با یک دست دهندوانه نمی توان گرفت:از دو کار باید یکی را انتخاب کرد وانجام داد. 86- بچه عزیز است و ادب عزیز تر:تقدّم عزت ادب در وجود انسان 87- بزک نمیر بهار می آید کمبزه با خیار می آید:و عده سرخرمن به کسی دادن. 88- برادری به جا بز غاله یکی هفت صد دینار:معامله داد ستد ارتباطی به دوستی ندارد. 89- برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند:کار را به خاطر یک شخص نابه هنجار تعطیل نمی کنند. 90- برج زهر مار بودن:بسیار عبوس وخشمگین بودن. 91- بر خر مراد خود سوار شدن:به هدف خود نائل آمدن 92- بر کشک را بسای:بر پی کار خود 93- بز گر از سرچشمه آب می خورد:آدم نالایق بیش تر از دیگران به خود می بالد 94- بلد نیستم راحت جان است:به کسی گویند که برای فرار از انجام کاری بگوید بلد نیستم 95- به بوی کباب آمدیم دیدم خر داغ می کنند:دچار اشتباه بزرگی شدن 96- به تنبل گفتند برو سایه گفت سایه خودش می آید:از تنبلی زیاد 97- به جیب زدن :استفاده مالی بردن-پولی به دست آوردن 98- به چاک زدن:فرار کردن 99- به در د لای جرز خوردن:برای هیچ کار مناسب نبودن. 100- به دریابرود دریا خشک می شود:در باره ی افراد بی طالع و بی اقبال گویند. 101- به رنج و سعی کسی نعمتی به چنک آورد دگر کس آیدو بی سعی و رنج بردارد توجه به مفتخوری افراد دارد. 102- به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم:به شخصی که بیهوده افراد دیگر را گواه خود سازد. 103- یه رش کسی خندیدن:او را تحقیر ومسخره کردن 104- به زخم کسی نمک پاشیدن:درد یا داغ کسی را تشدید کردن 105- به شتر گفتند چرا گردنت کج است گفت کجایم راست است:کسی که کارها ورفتار او بر خلاف معمول باشد. 106- به شترمغ گفتند بپرگفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم:کسی که به بهانه های مختلف حاضر به انجام دادن کار نیست 107- به شکم خود صابون زدن:وعده وعید به خود دادن. 108- به کچل گفتند نامت چیست گفت :زلفعلی،به مزاح تمسخر 109- به گمراه گفتنذ نامت چیست گفت :رهبر، به مزاح تمسخر 110- به هر سازی رقصیدن:مطابق هر میلی رفتار کردن 111- بی بی از بی چادری پنهان است:اگر کسی کاری انجام نمی دهد بدلیل نداشتن وسیله است. 112- بی گدار به آب زدن:نسنجیده وبدون مطالعه کار کردن.احتایط نکردن. 113- پا از گلیم بیرو ن بردن:توجه به حد وحدود خود نکردن. 114- پایش لب گور است:نزدیک مردن است. 115- پدر کسی را سوزاندن:کسی را بسیار اذیت کردن 116- پدر کشی داشتن باکسی:دشمنی سختی باکسی داشتن 117- پدر مادر دار بودن:اصل نصب داشتن 118- پرنت پلا گفتن:حرفهای ناربط وخارج از موضوع زدن. 119- پرسه زدن:ولگردی کردن-گردش بیهوده کردن. 120- پُز عالی وجیب خالی:ظاهر آراسته وجیب بدون پول 121- پس از مرگ سهراب ونوشدار:کار از کار گذشتن 122- پستان به تنور چسباندن :پبش از اندزه دلسوزی کردن 123- پشت سر کسی نماز خواندن:به کسی زیاد عقیده اعتماد داشتن 124- پشت کسی را به خاک مالیدن:او را شکست دادن 125- پیله کردن:باسماجت و اصرار چیزی را از کسی خواستن. 126- تابستان پدر یتیمان است:در فصل تابستان بینوایان احتیاج به خانه لباس ندارند. 127- تا پول داری رفیقتم عاشق بند کیفتم: زمانی که سود نزد تو دارم با تو دوست هستم. 128- تا تنور گرم است باید نان را چسباند:همین که موقعیت داری استفاده کن. 129- تابگویی((ف))می گویم فرح زاد:متوجه و هوشیار هستم 130- تا سه نشود بازی نشود:هر چیز با سه تا کامل می شود 131- تا گوساله گاو شو دل صاحب آب شود:زمان و مدت طولانی لازم است 132- تا نباشد ،چوب تر فرمان نبر گاو خر:در هر چیزی باید سخت گیری کرد 133- تا ناشد چیزکی مردم نگویند چیز ها:تا مطلب کوتاهی در پیرامون چیزی گفته می نشود مردوم چیزی در باره آن نمی گویند. 134- تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود:کسی که دست به عمل کوچکی زد کم کم کارهای بد برزگتر انجام می دهد. 135- تر وخشک را باهم سوختن:استثنا در کار نبودن 136- تعارف شاه عبدلعظیمی کردن:تعارف ظاهری بودن رضایت باطنی کردن 137- توبه ی گرگ مر گ است:کسی که دست از عادت خود بر نمی دراد. 138- تو به خیر و من به سلامت:دیگر ما به یکدیگر کاری نداریم 139- تو نیکی مکن در دجله و انداز که ایز در بیابانت دهد باز:نتیجه کار خوب به خود انسان برمی گرد. 140- توی هچل افتادن:گرفتار شدن-دچار زحمت شدن 141- توی هول ولا ماندن:مضطرب بودن-ترید داشتن 142- ته جیبش تار عنکبوت بسته است:بی پول وفقیر است 143- جایی نمی رود که آبرویش رود:عاقل است 144- جان به عزرائیل ندادن:فوق العاده خسیس بودن 145- جای سوزن انداختن نبود:خبلی پر جمیت و شلوغ بود 146- چرت موز بودن:جوانی بی ادب و بی اهمیت-غیر قابل اعتناء 147- جلز ولز کردن:بسیار التماس زاری کردن 148- جنسش شیشه خورده دارد:نادرست است 149- جواب ابلهان خاموشی است:در برار افراد نادان باید خاموش بود. 150- جوجه ها در آخر پاییز می شمرند:نتیجه هر کار در پایان آن مشخص می شود آمد 151- جور استاد به زمهر پدر : سخت گیری معلم به نفع شاگرد است. 152- جیم شدن : آهسته وبدون آنکه کسی متوجه شود محلی را ترک گفتن. 153- چا خان کردن : دروغگوئی کردن . 154- چاقو دسته ی خود را نمی برد : خویشان وبستگان برای همدیگر ایجاد ناراحتی می کنند. 155- چاق سلامتی کردن : حال واحوالپرسی کردن – سلام وعلیک کردن . 156- چپ چپ نگاه کردن : با تلخی وخشم به کسی نگریستن. 157- چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است : به جای واجب باید پرداخت . 158- چشمش شور است : کسی که چشم گیرا داشته باشد وباعث آسیب دیگران شود. 159- چاه کن همیشه ته چاه است : کسی که برای دیگران تله ایجاد کند اول خودش می افتد. 160- چوب تر به کسی فروختن: مشکلی برای دیگران ایجاد کردن – دشمنی داشتن با کسی. 161- چوب دوسر نجس : کسی که مورد نفرت دو طرف دعوا ونزا باشد. 162- چوب لای چرخ گذاشتن: مانع پیشرفت دیگران شدن – مانع ایجاد کردن. 163- چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن : در آمد نداری قناعت کن. 164- چانه اش گرم شد : زیاد حرف می زند. 165- چه خاکی به سرم بریزم : چه چارهای بیندیشم. 166- چیزی در چنته نداشتن : بی اطلاع بودن. 167- حرف راست را از دهن بچه باید شنید: اشاره به پاک ومعصوم بودن بچه ها. 168- حساب به دینار، بخشش به خروار : در حساب باید دقیق بود ودر بخشش سخاوتمند. 169- حق کسی را کف دستش گذاشتن: سزای عمل کسی را دادن. 170- حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی : تا آزمایش نکنی متوجه نخواهی شد. 171- حمام زنانه شدن : شلوغ و پر سروصدا شدن . 172- حلزون خود را به جمع شاخدارها می کند: چیزی کوچک وبی اهمیت خود را داخل بزرگان می کند. 173- حنایش رنگ ندارد: کاری از او ساخته نیست. 174- خاله زنک بازی در آوردن : حرکات غیر جدی زنانه داشتن . 175- خدا نجار نیست اما درو تخته را خوب به هم می اندازد: این دو نفر در رفتار بسیار به هم شبیه هستند. (به ویژه زن و مرد ) 176- خر بیارو باقالا بار کن : کار خراب جبران نا پذیر . 177- خر پول : پول دارو ثروتمند. 178- خر تو خر بودن : هدجو مرج و بی نظمی – شلوغی زیاد. 179- خر خالی یرقه می رود: آدم بی مسئولیت ادعای زیادی دارد. 180- خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست برای آبکشی است : آدم زحمت کش را برای کار کردن دعوت می کنند. 181- خر رفتو الاغ برگشت : همان طورکه بود هست- بهتر نشد. 182- خرس را به رقص آوردیم دمش را به دست آوردیم : کسی را وادار به انجام کاری کردن واز آن نتیجه گرفتن. 183- خر کوزه پر از شنبه تا پنج شنبه گچ آوردن وجمعه سنگ کشیدن : کار همیشگی بدون استراحت. 184- خر مقدس بودن : کسی که از نفهمی در تقدس افراط کند. 185- خروس بی محل بودن: وقتو زمان را تشخیص ندادن. 186- خر همان خر است اما پالانش عوض شده : لباس یا مقام جدید در شخصیت فرد تاثیر ندارد. 187- خر همیشه خرما نمی ریند : همیشه نمی توان در انتظار همان پیش آمد خوب بود – همیشه فرصت خوب به دست نمی آید. 188- خل بازی در آوردن: خود را به دیوانگی زدن. 189- خواب زن چپ است: تعبیر خواب زن معکوس است. 190- خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو: خود را به جمعیت واجتماع تطبیق دادن. 191- خود را به کوچه ی علی چپ زدن: نادانی نکردن به منظور اجتناب ودوری از کار. 192- خود را نخود آشی کردن : مدالخه کردن در هر کاری. 193- خودش می برد وخودش می دوزد: همه کاره خودش است. 194- خون کسی را توی شیشه کردن: کسی رابسیار اذیت کردن – بسیار گران فروشی کردن. 195- داشتم داشتم صاحب نیست دارم دارم صاحب است: از گذشته نگو الان چیکاره ای. 196- داغ شکم از داغ عزیزان کمتر نیست: کودک یا کسی که از نخوردن غذا بی تابی می کند. 197- دانا هم داند وهم پرسد ،نادان نداند ونپرسد: تواضع وفروتنی افراد دانا. 198- دبه در آوردن: پس از توافق در معادله برای تغییر دادن شرایط آن به نفع خود تلاش کردن . 199- دختر تر تیزک است: کنایه به زود رشد بودن دختر. 200- در جنگ نان وحلوا تقسیم نمی کنند: طبیعت جنگ ،جنگیدن است. 201- در خانه هر چه مهمان هر که: وقتی مهمان سر زده آمد باید آنچه حاضر است یسازد. 202- درخت گردو به این بزرگی درخت خربزه الله اکبر: به مناسبت مقایسه ی غلط گویند. 203- درد خروار آید و منقال رود: مشکل و سختی که یکباره آمد کم کم رفع می شود. 204- درد را کی میکشد که می زاید: زحمت شاکی می شکد که کار انجام می دهد. 205- در حوضی که ماهی نیست قورباغه سپهسالار است: در جایی که آدم شایسته ای نیست هر ناشایستی لایق شود. 206- در دیزی باز است حیای گربه کجا رفت: از نبودن مانع نباید سوء استفاده نمود. 207- در مثل مناقشه نیست: منظور از مثل یاد شده شخص مخاطب نیست. 208- دزد آمد و هیچ نبرد: همه چیز جای خودش است. 209- دزد نگرفته پادشاه است: کسی را به دلیل ندیدن نمی توان مقصر دانست. 210- دست از سر کچل کسی برادشتن: کنایه از رها کردن کسی. 211- دست به سر کردن: کسی را با حیله و نیرنگ از خود دور کردن. 212- دست به دهان رسیدن: مختصر ثروتی داشتن و امورات خود را پیش بردن. 213- دست به یخه شدن: با هم درگیر شدن. 214- دست راست و چپ را نشناختن: بسیار کودن و ابله بودن. 215- دست دست را می شناسد: امانتی را که از کسی گرفتند باید به همان شخص پس داد. 216- دستش چسبناک است: دزد است. 217- دستش نمک ندارد: به هر کس خوبی یا کمک کند آن شخص منظور ندارد. 218- دست و پای خود را گم کردن: هول شدن. 219- دست و پنجه نرم کردن: کنایه از زور آزمایی کردن است. 220- روده بزرگ روده گوچک را خورده است: بسیار گرسنه بودن. 221- روزه ی کله گنجشکی گرفتن: تا نیم روز روزه داربودن و سپس غذا خوردن. 222- دل به دل راه داشتن: احساس نزدیکی دو نفر به یکدیگر. 223- دلش مثل سیر و سرکه می جوشد: تشویش و اضطراب دارد. 224- دماغی چاق داشتن: سالم و تندرست بودن : ثروتمند بودن. 225- دماغ کسی را به خاک مالیدن: او را سخت تنیه کردن. 226- دم به تله دادن: گیر افتادن. 227- دم بخت بودن: دختری که موقع شوهر کردن او فرا رسیده باشد. 228- دم در آوردن: پر رو شدن. 229- دمش را گذاشت روی کولش و رفت: ناامید شد و شکست خورد. 230- دندان را تیز: طمع زیادی به چیزی داشتن. 231- دهن بین بودن: زود باور بودن. 232- دهنش چفت و بست ندارد: بی جهت هر ناسزایی گفتن. 233- دیوار موش دارد موش گوش دارد: موقع راز گفتن نیست. 234- ذکر خیر کسی را کردن: به خوبی کسی یاد کردن. 235- رو دست خوردن: گول خوردن : به دام افتادن. 236- روزگار کسی را سیاه کردن: او را بدبخت کردن. 237- روز وانفسا: روز قیامت و صحرای محشر. 238- روزه ی بی نمازی: عروس بی جهاز و قور مربی پیاز : همه چیز ناقص است. 239- روزه خوردنش را دیده ایم نماز کردنش را ندیده ایم: کار یدش را دیدیم اما کار خوبش را ندیدیم. 240- روی سر کسی خراب شدن: به زور به مهمانی کسی رفتن : خود را بر کسی تحمیل نمودن. 241- روی شاخش است: کارم حتمی است. 242- روی کسی را سفید کردن: موجب سزبلندی و خشنودی کسی شدن. 243- ریش خود را به دست دیگری دادن: تسلیم دیگری شدن : اختیار خود را به کسی دادن. 244- ریش خود را در آسیاب سفید کرده: با تجربه و آزموده نیست. 245- ریش و قیچی هر دو را به دست داشتن: اختیار کامل داشتن. 246- ریگی در کفش داشتن: صادق و راستگو نبودن. 247- زمین دهان باز کرد و مرا در خود فرو برد: از بسیاری خجالتی چنین آرزویی کردن. 248- زن از غاره سرخ شود مرد از غذا: زن با آرایش و مرد با جنگیدن خوشرنگ می شوند. 249- زن نانجیب گرفتن آسان و نگه داشتن او مشکل: هر جور زن هرجا پیدا می شود. 250- زن نانجیب گرفتن مشکل و نگه داشتن او آسان: زن خوب هرجا پیدا نمی شود. 251- زیر اندازش زمین است و رو اندازش آسمان: فقیر و بی چیز است. 252- زیرآب کسی را زدن: کسی را نزد دیگری بی اعتبار کردن. 253- زیر کاسه ای نیم کاسه ای بودن : نقشه ای پنهانی در کار بودن . 254- زیره به کرمان بردن : بردن چیزی به محلی که در آنجا فراوان باشد. 255- زینب ستم کش است : خانمی که بیشتر از دیگران کارهای سخت وطاقت فرسا انجام می دهد. 256- سال به سال دریغ از پارسال : روزگار وموقعیت بهتری در پیش نیست. 257- سالی که نکوست از بهارش پیداست : شروع هر کار نمایانگر پایان کار است. 258- سبیل کسی را چرب کردن : به کسی رشوه یا هدیه دادن. 259- سبیل کسی را دود دادن : کسی را تنبیه کردن – خجل وناراحت ساختن. 260- ستاره ی سهیل است : دیر دیر دیده می شود – غیبتهای طولانی دارد. 261- سر به جهنم زدن : بسیار گران تمام شدن. 262- سر به سر کسی گذاشتن : اورا ناراحت کردن – با او شوخی کردن. 263- سر به صحرا زدن : از فرط ناراحتی دیار خود را ترک کردن. 264- سر به هوا بودن : بازی گوش بودن . 265- سر پل خر بگیری : محل بررسی وگیر افتادن . 266- سر پیری و معرکه گیری : کسانی که در زمان پیری کار جوانان را انجام می دهند. 267- سرد وگرم روزگار و چشیدن : تجربه آموختن – آزموده شدن . 268- سر شاخ شدن : درگیر شدن . 269- سرش تو لاک خود بودن : کاری به کار کسی نداشتن – در فکر خود بودن. 270- سر کسی را گرم کردن : کسی را مشغول کردن . 271- سر کسی شیره مالیدن: کسی ا گول زدن : اغفال کردن. 272- سرکه ی مفت شیرین تر از عسل است: هر چیزی که رایگان باشد گواراست. 273- سر کیسه را شل کردن: سخاوتمکند بودن : پول خرج کردن. 274- سرم را بشکن و نرخم را نشکن: چانه نزن و قیمت جنس را پایین نیاور. 275- سر و گوش آب دادن: کسب خبر و اطلاع کردن. 276- سری که درد نمی کند دستمال نبند: بی مورد برای خود ایجاد مشکل و نگرانی نکن. 277- سگ زرد برادر شغال است: به لحاظ بدی هر دو مثل هم اند. 278- سگ صاحبش را نمی شناسد: ازدحام و شلوغی زیاد. 279- سگ کیش کردن: کسی را بزور به جایی بردن. 280- سیر تا پیاز را برای کسی نقل کردن: مطلبی را به طور تفصیل برای دیگری شرح دادن. 281- سیر به پیاز می گکه پیف پیف چقدر بو میدهی: دو مجرم مثل هم یکدیگر را سرزنش می کنند. 282- شاخ و شانه کشیدن: به خود بالیدن : تظاهر به زورمندی کردن. 283- شال و کلاه کردن: آماده شدن : لباس پوشیدن برای بیرون رفتن از منزل. 284- شاهنامه آخرش خوش است: باید به پایان کار توجه داشت. 285- شب آبستن است تا چه زاید سحر: حوادثی در پیش است باید در انتظار آن بود. 286- شب دراز است و قلندر بیدار: وقت بسیار است ، شتاب و عجله شایسته نیست. 287- شتر با بارش گم شد: به محل بسیار شلوغ گویند. 288- شتر دیدی ندیدی: آنچه دیدی یا شنیدی بازگو نکن. 289- شتر سواری دولا دولا نداره: این کار پنهان شدنی نیست. 290- شریک دزد و رفیق قافله: کسی که با طرفین دفاع و نزاء زد و بند داشته باشد. 291- شش ماهه به دنیا آمدن: بسیار عجول بودن. 292- شکم گرسنه فتوای خون می دهد: به آدم بی ایمان نمی توان اعتماد کرد. 293- شیری یا روباه؟: پیروز باز گشتی یا شکست خورده؟. 294- شورش را در آوردن: زیاده روی بیش از حد کردن در کاری. 295- شتر در خواب بیند پنبه دانه: آدمی که آرزوهای دور و دراز داشته باشد. 296- شیطان را درس دادن: باهوش و حیله گر بودن (جهت منفی). 297- صبر ایّوب داشتن: بسیار بردبار و صبور بودن. 298- صد سال گدایی کرد امّا شب جمعه را نمیداند: کسی که به رموز کار خود آگاه نیست. 299- صلاح مملکت خویش خسروان دانند: آنچه را خود مصلحت می بینی انجام بده. 300- طناب مفت را کردید خود را به دار زد: از هرچه رایگان باشد استفاده می نماید. 301- طوطی وار یاد گرفتن: بدون توجه به معنی و مفهوم از بر بودن : نفهمیده حرف زدن. 302- عاقبت جوینده یابنده بود: هر کسی که بدنبال چیزی برود به آن می رسد. 303- عقل کسی گرد شدن: عقل درست و حسابی نداشتن : کم شدن عقل کسی. 304- علی ماند و حوضش: بیکار بودن. 305- عمر نوح نداشتن: عمر دراز و طولانی نداشتن. 306- عیسی به دین خود موسی هم به دین خود: هر کس در عقیده و اعتقاد خود آزاد است. 307-غاز چراندن : بیکار بودن. 308- غزل خدا حافظی را خواندن : برای رفتن وجدایی آماده شدن – مردن . 309- فرار وبر قرار ترجیع دادن : برای اجتناب از خطر فرار کردن. 310- فس فس کردن : دیر جنبیدن – بسیار آهسته کار کردن . 311- فضول و بردن جهنم گفت هیزمش تر است : بسیار ایراد گیر و اعتراض کننده . 312- فلفل مبین که ریزه / بشکن ببین چه تیزاست : به کوچکی شخص نگاه نکن بلکه به لیاقت او نگاه کن . 313- فیلش یاد هندوستان کرده : به هدف و مقصد دیگری توجه کرده . 314- قارت وقورت کردن : ادعا داشتن با خشم وخشونت . 315- قلق کسی را به دست آوردن : به اخلاق وروحیه ی کسی آشنا شدن . 316- قوز بالای قوز : گرفتاری رو گرفتاری – مشکلی روی مشکل پیش . 317- کاچی بهتر از هیچی است : چیز کم بهتر از هیچ چیز است . 318- کاردش بزنی خونش در نمی آید : بی نهایت خشمگین است . 319- کاری بکن بهر ثواب نه سیخ بسوزد نه کباب : به عدالت رفتار کن . 320- کبکش خروس می خواند : بسیار خوشحال وبا نشاط است . 321- کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من : کسی برای دیگری کاری انجام نمی دهد . 322- کار حضرت فیل است : کاری بسیار سخت ودشوار است . 323- کف دستم را بو نکرده بودم : از غیب نمی دانستم . 324- کل اگر طبیب بود سر خود دوا نمودی : مهارت نداشتن در کاری . 325- کلاه شرعی بافتن : عمل غیر مشروعی را با حیله وتزویر شرعی جلوه دادن . 326- کار کردن خر وخوردن یابو : کار را کس دیگر می کند نتیجه را کس دیگر می برد . 327- کیسه برای چیزی دوختن : طمع داشتن به چیزی . 328- گاوش زائیده : مشکلی برایش پیش آمده است . 329- گردن کج کردن : خود را کوچک کردن – عاجزانه چیزی از کسی خواستن . 330- گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی : کارها با صبر وبردباری انجام می شود . 331- گز نکرده پاره کردن : بدون مطالعه به کاری مبادرت کردن . 332- گل سر سبد بودن : برگزیده گروه بودن – ممتاز جمع شدن . 333- گاو پیشانی سفید : همه کس و همه جا او را می شناسند . 334- گوش بریدن کسی :کلاه برداری کردن از کسی . 335- لفت دادن کاری : به درازا کشانیدن کارو با تشریفات زیاد به آن پرداختن . 336- لنگه کفش کهنه در بیابان نعمت است : چیز بی ارزش و ناقابل در شرایط نیاز مفید واقع می شود . 337- مار پوست خود بگذارد اما خوی خود نگذارد : اخلاق ورفتار افراد عوض نمی شود . 338- مار را در آستین خود پروراندن : چیز بد را یاری دادن . 339- مار گزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد : آدم صدمه دیده همیشه می ترسد. 340- ماست خود را کیسه کردن :ترسیدن. 341- مثل اینکه مال باباش و خوردم : به مناسبت دشمنی با کسی گفته می شود . 342- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است : روی آوردن به کار خود هیچ موقع دیر نیست . 343- مرغ همسایه غاز است : چیزی که دیگران دارند با ارزش تر است . 344- موش به سوراخ نمی رفت جارو به دمبش بست : طرف خودش پذیرفته نبود معرف دیگری شد . 345- مرغ یک پا دارد : از نظرم بر نمی گردم . 346- مثل خر در گل ماندن : عاجز و ناتوان و درمانده شدن . 347- مرد سر می دهد اما سر نمی دهد : رازی که به کسی سپرده شد فاش نمی شود . 348- مشت نمونه خروار است : چیز کم به نشانه فراوان . 349- مشت وسندان : جدال ودرگیری ناتوان با توانا – کار دشوار وخطر ناک. 350- مگر آمدی آتش ببری : عجله زیاد داشتن. 351- مگ ر شهر هرت است ؟ هر کار ی انجام بدهی آزاد نیستی . 352- مگر کله گنجشک خورده ای ؟ بسیار پر حرف هستی . 353- من می گویم نر است تو می گویی بدوش – بی جهت اصرار کردن 354- من یک پیراهن بیشتر از تو پاره کردم- با تجربه تر و سالخورده تر از تو هستم . 355- مو را از دست کشیدن – دقت بسیار کردن . 356- موش مردگی درآوردن – خود را به ناخوشسی زدن – خود را بیمار جلوه دادن 357- مومن مسجد ندیده – به شوخی به کسی می گویند که تظاهر به تقدس دارد . 358- موهایش را در آسیاب سفید کرده – گرچه پیر است اما بی تجربه است . 359- مویی از خرس کندن غنیمت است – از آدم خسیس حداقل استفاده هم غنیمت است . 360- مهمان مهمان را نمی تواند ببیند صاحبخانه هر دو را – خسیس بودن صاحب خانه 361- میانشان شکر آب است – روابط آنها خوب نیست ، اختلاف دارند . 362- ناز شست گرفتن – پاداش و جایزه گرفتن . 363- نازک نارنجی – زودرنج ، کم تحمل در مقابل مشکلات 364- نان به نرخ روز خوردن – پای بند بودن به اصول – رفتار خود را با وضع حاضر تطبیق دادن 365- نان کسی را آجر کردن – موجب ضرر و زیان کسی شدن . 366- نخود هر آش بودن – مداخله در هر کاری کردن . 367- نشخوار آدمیزاد حرف است – لذت داشتن حرف زیاد . 368- نمک پرورده بودن – مدیون کسی دیگر بودن . 369- نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار – با آمدن چیز جدید گذشته و قدیمی و دلگیر می شود . 370 – نه زنگی زنگ نه رومی روم – میانه رو بودن – متوسط بودن . 371- نه سر پیاز نه ته پیاز – کاره ای نبودن . 372- نه چک زدم نه چانه عروس آمد به خانه – بدون زحمت به هدف رسیدم . 373- وقت سر خاراندن نداشتن – سخت گرفتار کار زیاد بودن . 374- هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک – از افراد درست دیگر انتظار انجام کار بد و زشت نیست . 375- هر چه پول بدهی آش می خوری – به اندازه زحمتت نتیجه می گیری . 376- هر سرازی سربالایی دارد – راحتی سختیهایی هم به دنبال دارد . 377- هر چه دیدی از چشم خودت دیدی – مقصر خودت هستی . 378 – هر چه سنگ است مال پای لنگ است – آسیب و صدمه همیشه به آدمهای بیچاره می رسد . 379- هر کی با آل علی درافتد برافتد – معمولاً سادات به مخالفان خود می گویند . 380- هر کس به امید همسایه نشیند گرسنه می خوابد – به دیگران نباید امید داشت ، هر کاری را باید خود انجام داد . 381- هر کس خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند – هر کس باید عاقبت اعمال خود را تحمل کند . 382- هر که بامش بیش برفش بیشتر – هر کس داراتر است گرفتار تر است. 383- هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد – نباید به دیگران متکی بود . 384- هر که طاوس خواهد جور هندوستان کشد – باید سختیها را برای رسیدن به هدف تحمل کرد . 385- هفت خوان رستم را طی کردن – کار بسیار سخت را برای رسیدن به هدف تحمل کرد . 386- همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی – شانس و اقبال دیگران ییشتر از ماست . 387- هنداونه زیر بغل کسی گذاشتن – تملق بی جا گفتن . 388- هوا گرگ و میش است – نه تاریک است نه روشن . 389- هیچ کاره ی همه کاره – آدم هیچ کاره هود را همه کاره می پندارد . 390- یاسین به گوش خر خواندن – کار بی حاصل انجام دادن . 391- یال و کوپال داشتن – سرو وضع خوب داشتن . 392- یک دستی گرفتن – کسی را کتر از آنچه هست پنداشتن . 393- یک ستاره توی آسمان ندارد – ادم بی شانس و اقبال است . 394- یک شب هزار شب نمی شود –به تعارف به مهمان می گویند . 395- یک کلاغ چهل کلاغ کردن – اغراق و مبالغه نمودن + غیبت زیاد . 396- یک بز گر گله را گرگین می کند- یک همنشین بد دیگران را هم به فساد می کشاند . 397- یکی به نعل می زند یکی هم به میخ – هر دو طرف را مراعات می کند . 398- یک گوش در است و گوش دیگر دروازه – کسی که مطلبی را به خاطر نمی سپارد . 399- یکی را پی نخود سیاه فرستادن – به بهانه ای او را ازمیدان خارج مکردن . 400- یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد تا اشتهایش باز شود .- کار نابخردانه کردن . 


موضوعات مرتبط: ضرب المثلها
[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 23:22 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 9:16 ] [ بهروز علمی مریان ]
درباره عبدالحسین نیک گهر
درباره عبدالحسین نیک گهرعبدالحسین نیك گهر
- استاد دانشگاه، جامعه شناس و مترجم
- متولد ۱۳۱۶ تالش
- تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در رشت، دیپلم ششم ادبی دبیرستان مروی تهران ۱۳۳۵
- لیسانس فلسفه و علوم تربیتی، دانشجوی رتبه اول از دانشگاه تبریز ۱۳۳۹ و اعزام به فرانسه
- دكترای جامعه شناسی دانشگاهی از سوربن ۱۳۴۳
- تدریس در دانشگاه مشهد ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷
- استادیار جامعه شناسی دانشگاه تهران ۱۳۴۸ - ۱۳۵۰
- اعزام به فرانسه و اخذ دكتری دولتی جامعه شناسی از سوربن ۱۳۵۳
- دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تهران ۱۳۵۴
- رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ۱۳۵۴- ۱۳۵۵
- مدیر گروه آموزشی جامعه شناسی دانشگاه تهران ۱۳۵۶ - ۱۳۵۷
- رئیس دانشكده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران ۱۳۵۷-۱۳۵۸
- راهنمایی ده ها پایان نامه در دوره كارشناسی ارشد و دكتری
- طرح و اجرای بیش از یكصد طرح پژوهشی در مؤسسات تحقیقاتی زیر:
- موسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی ۱۳۷۰ - ۱۳۷۹
- پژوهشگاه نیرو ۱۳۸۲- ۱۳۸۳
- مركز ملی مطالعات و سنجش افكار عمومی از ۱۳۷۵ تا امروز
تألیف و ترجمه بیش از سی جلد كتاب از جمله:
-تكاپوی جهانی، اثر ژان - ژاك سروان شرایبر (چاپ هفتم ۱۳۶۹)
- منطق كنش اجتماعی، اثر ریمون بودون (چاپ سوم ۱۳۸۳)
- جامعه شناسی ماكس وبر، اثر ژولین فروند (چاپ سوم ۱۳۸۳)
- جامعه شناسی تالكوت پارسونز، اثر گی روشه (۱۳۷۶)
- مبانی جامعه شناسی (تألیف چاپ پنجم ۱۳۸۳)
- فرهنگ انتقادی جامعه شناسی اثر ریمون بودون و فرانسوا بوریكو چاپ اول (۱۳۸۵) فرهنگ معاصر
- روش تحقیق در علوم اجتماعی، اثر ریمون كیوی و... (چاپ چهاردهم ۱۳۸۵) انتشارات توتیا
- جامعه شناسی شهر، اثر یانكل فیالكوف (۱۳۸۳) انتشارات آگه
- جامعه شناسی هنر، اثر ناتالی هنینك (۱۳۸۴) انتشارات آگه
- جامعه شناسی ورزش، اثر ژاك دو فرانس (۱۳۸۵) انتشارات آگه
- فرهنگ علوم اقتصادی - بازرگانی، اداری (تألیف ۱۳۷۰)
- خاطرات ریمون آرون، (۲جلد، ۱۱۰۶ صفحه)، ۱۳۶۶
- شوربختی روس، هلن كارردانكوس، ۱۳۷۱
- آینده آزادی، ژان ماری گنو، ۱۳۸۰
- پایان دموكراسی، ژان ماری گنو، ۱۳۸۱
- جامعه شناشی جورج زیمل، اثر فردریك واندنبرگ (زیر چاپ)
جامعه شناسی در تمام وجوه زندگی امروزی ریشه دارد و اصولاً با تمام علوم امروز در ارتباط است. جامعه شناسی هنر، جامعه شناسی ورزش، جامعه شناسی شهر و...
یك تحلیل جامعه شناختی به ما كمك می كند تا چگونه در حل مشكلاتمان كمر خم نكنیم و با آن به خوبی روبه رو شویم. جامعه شناسان با ارائه راهكارهای مفید و دقیق انسان ها را یاری می رسانند و در این مسیر مترجمانی كه با احاطه كامل به علم جامعه شناختی توانسته اند محققان و اساتید و دانشجویان را كمك كنند، بسیار محدودند. استاد ارجمند دكتر عبدالحسین نیك گهر از آن دسته از مترجمانی است كه با احاطه بر علم جامعه شناسی و داشتن تجربه عملی و علمی بیش از۳۰ اثر ترجمه و تألیف كرده است و در ترجمه هایش سلامت متن را رعایت كرده و سعی داشته بنا به فراخور جامعه اش كتاب های جدید و منبع را ترجمه كند و آنها را در اختیار علاقه مندان قرار دهد. 
نیك گهر را با ترجمه «جامعه شناسی تالكوت پارسونز» گی روشه یا «جامعه شناسی قشربندی و نابرابری های اجتماعی»، «روش تحقیق در علوم اجتماعی» ریمون كیوی و بسیاری كتاب های دیگر می شناسند. او استادی فعال و پرانرژی است كه از انرژی خویش در راستای پركردن خلأ كتاب های آموزشی استفاده می كند.عبدالحسین نیك گهر، استاد دانشگاه، جامعه شناس و مترجم، به سال ۱۳۱۶ در شهر تالش دیده به جهان گشود. پدرش تاجر بود و به خاطر تجارت و تحصیل كودكانش به شهر رشت نقل مكان كرد. از سال ۱۳۲۲ ساكن رشت شد و دبستان و دبیرستان را در بهترین مدارس رشت گذراند. بعد از پایان دوره دبیرستان بی درنگ در دانشگاه تبریز پذیرفته شد و توانست در رشته فلسفه و علوم تربیتی با كسب رتبه اول مدرك كارشناسی اش را دریافت كند.در سال ۱۳۳۹ به خاطر موفقیت و كسب رتبه اول به فرانسه اعزام شد. از همراهان او می توان به دكتر علی شریعتی اشاره كرد. در سال ۱۳۴۳ مدرك دكترای جامعه شناسی اش را از دانشگاه سوربن كسب كرد.
بعد از بازگشت از فرانسه مدتی در دانشگاه فردوسی مشهد جامعه شناسی تدریس می كرد و مدتی بعد به دانشگاه تهران منتقل شد. و در امتحان استادیاری آن دانشگاه كه در سال ۱۳۴۷ برگزار شد شركت كرد و توانست در سال های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ به عنوان استادیار دانشگاه تهران مشغول به تدریس شود.
در سال ۱۳۵۰ با توجه به شرایط جامعه- انقلاب فرهنگی- فرصت مطالعاتی ایجاد شد و برای دومین بار به فرانسه عزیمت كرد تا با تكمیل تحصیلاتش بتواند به كشور و جامعه اش خدمت كند، در این ایام او توانست مدرك دكترای دولتی جامعه شناسی اش را از دانشگاه سوربن دریافت كند. عبدالحسین نیك گهر در سال ۱۳۵۴- ۱۳۵۵ رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۶- ۱۳۵۷ مدیر گروه آموزشی جامعه شناسی دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۷-۱۳۵۸ رئیس دانشكده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران بوده است و اكنون در مركز مطالعات و سنجش افكار عمومی مشغول به كار و تحقیق است. او از سال ۱۳۷۵ تاكنون با حضور مستمر در این مركز با اجرای صدها طرح تحقیقاتی توانسته به رشد و ارتقای فرهنگی این سرزمین كمك شایانی كند.
نیك گهر معتقد است: «هرشری را می توان به خیری تبدیل كرد.» او با آن كه در سن ۴۵ سالگی بازنشسته شده اما با ارائه طرح های تحقیقاتی و داشتن بیش از سی جلد تألیف و ترجمه توانسته است در حوزه كاری اش مؤثر باشد.او تألیفات وترجمه هایش را به منظور پركردن فضاها و خلأهای كتب درسی مورد تدوین و تألیف قرارداده و در این زمینه نیز بسیار موفق بوده است. زیرا تألیفات و ترجمه هایش چندین چاپ به خود دیده اند و این مسأله خود گواه همین امر است. عبدالحسین نیك گهر معتقد است: «جهانی سازی اگر آگاهانه صورت نگیرد، فرهنگ ها را در مقابل هم قرار می دهد. تنها با داشتن علم اطلاعات نمی توانیم با همدیگر رابطه برقرار كنیم. انسان ها نیاز به شناسایی فرهنگ های مختلف دارند.با شناختن فرهنگ یكدیگر می توانیم به همدیگر ارزش قائل شویم و از باید و نباید های یكدیگری آگاه شویم. اگر پیام از شمال می آید مردمان سرزمین جنوبی قادر به درك آن پیام نیستند. زیرا فضا و مكان و زمان فرستنده پیام با فضا، مكان و زمان گیرنده پیام یكسان نیست كه واكنش های تأسف باری به وجود می آورد. در واقع یازده سپتامبر یك هشدار است كه تنها اطلاعات شبكه ای نمی تواند دنیا را به هم وصل كند و آنها را نزدیك گرداند و به یك سو كه همان صلح جهانی است هدایت كند. صلح جهانی و تفاهم جهانی آرزویی كه با این روش هیچگاه محقق نمی شود.
در این راستا، باید با برنامه ریزی فرهنگی و طرح های فرهنگی انسان ها را به سمت ارتقای فرهنگی هدایت كرد وگرنه گسیختگی فرهنگی نتایج ناگوار و سختی به بار می آورد.»
كتاب «جامعه شناسی شهر» اثر یانكل فیالكوف با ترجمه عبدالحسین نیك گهر یكی از كتاب هایی است كه مورد توجه بسیاری از محققان و علاقه مندان قرار گرفته است.این كتاب از پنج فصل تشكیل شده است: شهر، پدیده جامعه شناختی، شهر، صورت اجتماعی، شهر، یك یا چند سبك زندگی، شهر، یك سازمان سیاسی و پیمایش شهری امروز و یگانگی شهر، این كتاب تلفیقی است از آموزش هایی كه در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی معماری و شهرسازی درباره شهر تدریس می شود. اهل حرفه، جامعه شناسان، جغرافی دانان، انسان شناسان، دانشجویان معماری و شهرسازی با پرسش های شان به مرور زمان به عمق اندیشه ما درباره شهر افزوده اند.این كتاب دو اصل روش شناختی را مد نظر دارد: رویكرد تاریخی و تحقیق میدانی.عبدالحسین نیك گهر با روحیه بسیار صمیمی و مهربانش این كتاب با ارزش و ارزنده را به همكارانش در مركز ملی مطالعات و سنجش افكار عمومی پیشكش كرده است. او معتقد است كه حضور همكارانش طراوت كلاس درس را برایش یادآوری می كند.«جامعه شناسی ورزش» اثر ژاك دوفرانس نیز عنوان دیگری از ترجمه های عبدالحسین نیك گهر است كه توسط نشر توتیا به بازار كتاب آمده است.نیك گهر معتقد است: «جامعه شناسی ورزش رشته ای نوپا و در حال بالندگی است. جامعه شناسان به اهمیت بازی ها و ورزش ها، به عنوان یك پدیده فرهنگی - اجتماعی پی برده اند و به ورزش به عنوان رفتار و «عادت واره ای» كه ساختار اجتماعی را بازتاب می دهد، توجه نشان می دهند.این كتاب نیز همچون دیگر ترجمه های نیك گهر مورد استقبال و توجه اساتید و دانشجویان علاقه مند به عرصه های جدید پژوهشی در جامعه شناسی قرار گرفته است.
«جامعه شناسی هنر» اثر ناتالی هینیك نیز یكی دیگر از تألیفات نیك گهر است.جامعه شناسی هنر، دانشی میان رشته ای است كه با تاریخ فرهنگی، زیبایی شناسی، تاریخ هنر، انسان شناسی، روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی انتقادی، جامعه شناسی پیمایشی و... مرزهای مشترك و نامشخص دارد.
این كتاب، نخستین درسنامه جامعه شناسی هنر به زبان فارسی است كه درونمایه آن را نه «هنر و جامعه»، نه «هنر در جامعه»، بلكه «هنر به مثابه جامعه» تشكیل می دهد.
در این كتاب مؤلف از مرور رویكردهای متفاوت به موضوع هنر، از جمله رویكرد زیباشناختی، تاریخی و انتقادی و بیان دستاوردهای هر یك از آنها و نقد عالمانه مدل های تحلیلی گذشته كه بر خلاف متعارف «شفافیت شان با بهره وری واقعی شان نسبت معكوس دارد»، رویكردهای امروزی را كه كمتر بار ایدئولوژیكی دارند و نیز كمتر معرف حضور متخصصان هستند، معرفی می كند.
نیك گهر با ترجمه سه گانه جامعه شناسی هنر، جامعه شناسی ورزش و جامعه شناسی شهر در راستای تازه و نو كردن فضای آموزش عالی حوزه های جامعه شناسی گام مهمی برداشته است كه خدمتی بسیار ارزنده و قابل تقدیر است.
یكی از ترجمه های بسیار روان عبدالحسین نیك گهر «روش تحقیق در علوم اجتماعی» اثر ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود است. این كتاب ترجمه یكی از جدیدترین كتاب های درسی روش تحقیق در علوم اجتماعی است. مؤلفان كتاب، ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود از استادان دانشگاه و محققان سرشناس بلژیكی هستند كه علاوه بر تدریس نظری و تحقیق كاربردی، عمری را در مؤسسات تحقیقات دانشگاهی صرف تربیت محققان اجتماعی كرده اند و این كتاب حاصل تجربه های چندین ساله این استادان است كه در این سالیان به دست آمده است. البته گفتنی است كه ترجمه ساده و روان نیك گهر موجب شده این اثر با استقبال ویژه ای روبرو شود. از نظر نیك گهر تحقیق كاربردی و آموزش نظری، لازم و ملزوم یكدیگرند و هر یك به اتكای دیگری به پیش می رود. آموزش نظری قوه تخیل و استدلال منطقی را پرورش می دهد كه بدون اینها تدوین فرضیه های نو و مبتكرانه كه پایه و اساس هر تحقیق كاربردی است، به سامان نمی رسد.
این كتاب یكی از مرجع های دانشجویان و محققان است و مورد توجه استادان و دانشجویان علوم اجتماعی قرار گرفته است.
از دیگر ترجمه ها و تألیفات نیك گهر، «خاطرات ریمون آرون» - ۲ جلد - «شوربختی روس» هلن كارردانكوس، «آینده آزادی» ژان ماری گنو، «پایان دموكراسی»، ژان ماری گنو، «جامعه شناسی جورج زیمل» اثر فردریك واندنبرگ، «مبانی جامعه شناسی تالكوت پارسونز» اثر گی روشه، «مبانی جامعه شناسی» تألیف، «تكاپوی جهان» اثر ژان - ژاك سروان شرایبر، «منطق كنش اجتماعی» اثر ریمون بودون و «جامعه شناسی ماكس وبر» اثر ژولین فروند را می توان نام برد.
«فرهنگ انتقادی جامعه شناسی» اثر ریمون بودون و فرانسوا بوریكو، از تازه ترین آثار ترجمه عبدالحسین نیك گهر است كه به تازگی توسط فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است.این فرهنگ در ۸۶۰ صفحه و ۱۰۳ مدخل است كه موضوع های آن در ۸ گروه خانگی زیر دسته بندی شده است:
۱) طبقات بزرگ پدیده های اجتماعی (مانند تعارض های اجتماعی، ایدئولوژی ها و...)
۲) انواع وجوه اصلی سازمان اجتماعی (مانند دیوانسالاری، سرمایه داری و...)
۳) مفاهیم عمده خاص جامعه شناسی (نابسامانی اجتماعی، كاریزما و...)
۴) مفاهیم متداول و مشترك چندرسانه (ساخت، نظام)
۵) پارادایم ها و نظریه ها (ساخت گرایی، كاركردگرایی، فرهنگ گرایی و...)
۶) مسائل نظری عمده اجتماعی (نظارت اجتماعی، قدرت، اقتدار و...)
۷) مسائل عمده معرفت شناسی (عینیت، پیش بینی، نظریه و...)
۸) بنیانگذاران عمده جامعه شناسی (دوركیم، ماكس وبر، اسپنسر، زیمل و...)
نیك گهر ترجمه این كتاب را در سال ۱۳۷۵ شروع می كند و با وسواس علمی و دقت آن را در سال ۱۳۸۵ به پایان می رساند. او در این مدت با همت و حوصله و رویكردی متفاوت ترجمه این اثر ارزنده را به علاقه مندان علوم اجتماعی و محققان ارائه كرده است و تلاش او بسیار ستودنی است.
نیك گهر معتقد است: «ما تولید فرهنگی نداریم، اما تولید مادی داریم» و از نظر او تولید مادی چاپ كتاب و خوانده شدن كتاب تولید فرهنگی است. او با امید ایجاد شرایطی برای تولید فرهنگی با پشتكار و همتی متعالی دست به تألیف و ترجمه كتاب های بسیار مفید زده و می زند.
نیك گهر، بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۳ دانشجوی ریمون آرون بوده است و از دوستان او می توان مرحوم دكتر احمد تفضلی، بهمن سركاراتی زبان شناس نام برد.عبدالحسین نیك گهر با آن كه ۶۹ سال دارد، در صحت و سلامت كامل مشغول تحقیق و ترجمه است.نیك گهر با پشتكار خود تاكنون توانسته یك تنه آثار بسیاری در زمینه تألیف و ترجمه از خود به جا بگذارد به طوری كه همه كتاب هایش مورد استقبال و توجه بسیاری از اساتید دانشگاه و دانشجویان قرار گرفته است.
نیك گهر با صرف بیشتر روزهای عمرش به تحقیق، برای اعتلای ایران و فرهنگ سازی تلاش فراوان كرده است. وجود استادانی این چنین در ایران موجب قوت قلب جامعه فرهنگی كشور است. امیدواریم عبدالحسین نیك گهر كه واقعاً همچون گوهری نیك می درخشد مانند كوه استوار و با صلابت بماند و در مسیر ارتقای فرهنگی كشورمان بیش از پیش از او آثار ارزنده ای را شاهد باشیم.
 
زهرا طهماسبی 
روزنامه ایران

موضوعات مرتبط: آشنایی با بزرگان علمی تالش
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 10:0 ] [ بهروز علمی مریان ]

آشنایی با بزرگان علمی تالش

دکتر محمدتقی رهنمایی

 

مشخصات پرسنلی

نام: محمد تقی

نام خانوادگی: رهنمایی

تاریخ تولد: 11/06/1323

شغل: استاد دانشگاه تهران – دانشکده‏ی جغرافیا

سوابق تحصیلی

دبستان: 1950-1956 درتالش

دبیرستان: 1956-1964 در رشت

لیسانس جغرافیا: 1968-1972 دانشگاه ملی ایران

دکترای جغرافیا: 1973-1979 دانشگاه فیلیپس ماربوگ (آلمان)ه

گرایش موضوعی: جغرافیای شهری، توریسم و محیط زیستtopical spezialisation

گرایش منطقه‏یی: ایران – شمال افریقا – اروپا regional spezialisation

دكتر محمد تقي رهنمايي، اولين فارغ التحصيل رشته جغرافياي دانشگاه بهشتي 

 

(ملي) است كه دكتراي علوم طبيعي در جغرافيا را از دانشگاه فليپس ماربورگ آلمان

 

 دريافت كرده و بيش از 30 سال در دانشگاه تدريس كرده است. وي راهنمايي

 

 مجموعه‌اي از پايان‌نامه‌هايي با صورت مساله و بنيان فكري مشخص درباره نقش

 

 دولت در توسعه شهر و شهرنشيني را بر عهده داشته و كتاب‌ها و مقالات متعددي

 

 در رابطه با موضوعات گردشگري و توريسم و همچنين جغرافيا به رشته تحرير 

 

درآورده است. /

 

آدرس صفحه خانگی دکتر در سایت دانشگاه تهران

http://dbfm.ut.ac.ir/faculty/homepage?professorId=14460#

 

تألیفات

کتاب‏‏ها

مبانی کشورشناسی ایران: ترجمه از آلمانی به فارسی، تهران، مؤسسه‏ی جغرافیایی سحاب، چاپ اول 1365، چاپ دوم 1372

توان‏های محیطی ایران: تألیف، مبانی جغرافیایی طرح جامع سرزمین، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران 1370

مجموعه مباحث و روش‏های شهرسازی(جغرافیا): مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، چاپ اول 1369، چاپ دوم 1371، چاپ سوم 1382

کتاب گیلان: از مجموعه‏ی همه جای ایران: 3جلد، با هم‏کاری گروه نویسندگان، 2400 صفحه، گروه پژوهش‏گران ایران، تهران، 1375، چاپ دوم 1380

رساله‏ی دکتری با عنوان

Kulturlandschaftswandel in den talern der Elburz – Sudflanke unter besonderer Beruksichtigung der naherholungsfunktion tehrans.

Dissertation, Marbug, Philipps, Universitat, 1979

چاپ دانشگاه ماربوگ

فرایند برنامه‏ریزی شهری در ایران، انتشارات سمت چاپ اول 1383 و دوم 1384

توزیع بهینه دانشگاه‏ها و مراکز علمی با نگاهی به جغرافیای فرهنگ

 در ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، چاپ اول 1383

سیمای فرهنگی ایران: گروه نویسندگان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشارات، انتشارات عیلام 1379

ترجمه انگلیسی کتاب سیمای فرهنگی ایران 1380


موضوعات مرتبط: آشنایی با بزرگان علمی تالش
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 9:58 ] [ بهروز علمی مریان ]
 


چگونه یک مقاله علمی بنویسیم؟ (اصول مقاله نویسی)

1.مقدمه
مقاله علمی معمولاً در نتیجه پژوهش منطقی، ژرف و متمرکز نظری، عملی یا مختلط، به کوشش یک یا چند نفر در یک موضوع تازه و با رویکردی جدید با جهت دستیابی به نتایجی تازه، تهیه و منتشر می‏گردد. (اعتماد و همکاران، 1381، ص2) چنین مقاله‏ای در واقع گزارشی است که محقق از یافته‏های علمی و نتایج اقدامات پژوهشی خود برای استفاده سایر پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست می‏دهد.

تهیه گزارش از نتایج مطالعات و پژوهش‏های انجام شده، یکی از مهم‏ترین مراحل پژوهشگری به شمار می‏رود؛ زیرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهای علمی خود را در اختیار سایر محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم که مهم باشد، به پیشرفت علم کمکی نخواهد کرد؛ چون رشد و گسترش هر عملی از طریق ارائه و به هم پیوستن دانشِ فراهم آمده از سوی فردفرد اندیشمندان آن علم تحقق می‏یابد.

همان طور که پژوهشگر پیش از اقدام به پژوهش، نیازمند توجه و بررسی یافته‏های علمی پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند یافته‏های علمی خود را گسترش بخشد، دیگران نیز باید بتوانند به یافته‏های پژوهشی او دسترسی پیدا کنند و با استفاده از آنها فعالیت‏های علمی خود را سازمان داده، در ترمیم و تکمیل آن بکوشند.

از امتیازهای مهم یک مقاله می‏توان به مختصر ومفید بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره کرد؛ زیرا محقق می‏تواند حاصل چندین ساله پژوهش خود در یک رساله، پایان‏نامه، پژوهش، یا حتی یک کتاب را به اختصار در یک مقاله علمی بیان کند تا پژوهشگران دیگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از کلیات آن آگاهی یابند و در صورت نیاز بیشتر، به اصل آن تحقیقات مراجعه کنند.

بدین منظور، امروزه نشریات گوناگونی در زمینه‏های مختلف علمی- پژوهشی نشر می‏یابد و مقاله‏های به چاپ رسیده در آنها، اطلاعات فراوانی را در اختیار دانش پژوهان قرار می‏دهند. لازم است محققان با شیوه تدوین مقالات علمی آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شیوه‏های صحیح، با سهولت، نتایج تحقیقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختیار علاقه‏مندان قرار دهند.

نوشتن مقاله مستلزم رعایت اصولی در ابعاد مختلف محتوایی، ساختاری و نگارشی است.

2. ملاک‏های محتوایی مقاله(2)
یکی از مهم‏ترین ابعاد مقاله علمی، محتوای علمی و ارزشمندیِ کیفی آن است. مقاله باید یافته‏های مهمی را در دانش بشر گزارش نماید و دارای پیامی آشکار باشد؛ بنابراین پیش از تهیه مقاله، محقق باید از خود بپرسد که آیا مطالب او آن‏قدر مهم است که انتشار آن قابل توجیه باشد. آیا دیگران از آن بهره خواهند برد؟ و آیا نتایج پژوهش او، کار آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82).

در اینجا به چندین اصل مهم از اصول و معیارهای محتوایی پژوهش علمی اشاره می‏گردد که توجه به آنها قبل از تهیه مقاله به ارتقای کیفیت آن کمک می‏نماید.

الف) فرایند «تفکر»: تفکر، تلاش برای معلوم کردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرویان، 1368، ص11) بنابراین اساسی‏ترین محور محتوایی یک پژوهش علمی، آن است که مجهولی را روشن نماید. بر این اساس، هر پژوهش علمی در پی پاسخ دادن به پرسش‏هایی است که تاکنون برای مخاطبان کشف نشده است. از این رو پژوهش علمی همیشه با طرح یک یا چند سئوال آغاز می‏شود که محقق در صدد پاسخگویی به آنهاست.

ب) منطقی بودن: منطق که راه درست اندیشیدن (تصور) و صحیح استدلال آوردن (تصدیق) را می‏آموزاند، (مطهری، 1372، ص 21) ابزار ضروری یک مقاله علمی است و محقق باید شایستگی لازم را در استدلال آوردن، تحلیل محتوا و نتیجه‏گیری داشته باشد. قواعد تعریف، طبقه‏بندی، استنباط‏های قیاسی و استقرایی، روش‏های مختلف نمونه‏برداری و غیره همه از ویژگی‏های منطقی یک مقاله علمی است که محقق باید به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).

ج) انسجام و نظام‏دار بودن: مرتبط بودن اجزای مختلف مقاله با همدیگر، همچنین متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوین فرعی با همدیگر، از جمله مواردی است که به تحقیق، یکپارچگی و انسجام می‏بخشد. بر این اساس، محقق باید عناوین فرعی مقاله خود را با نظمی منطقی از یکدیگر مجزا کرده، ارتباط بخش‏ها را مشخص نماید.

د) تراکمی بودن: از آنجا که هدف پژوهش پاسخ به سئوال هایی است که تا آن زمان دست کم از نظر محقق، پاسخی منطقی برای آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمی باید از یک سو به منظور کشف دانش جدید، و از سوی دیگر، برای تکمیل دانش، صورت پذیرد. بنابراین هدف اصلی یک مقاله، کشف یا تکمیل دانش بشری است، نه تکرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).

ر) تناسب موضوع با نیازهای فعلی جامعه علمی: هر پژوهش علمی باید نیازهای اساسی جامعه علمی خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسایل برآید؛ بنابراین از طرح موضوعاتی که از اولویت تحقیقی برخوردار نیستند و جامعه علمی، بدانها نیاز ندارد، باید احتراز نمود.

س) خلاقیت و نوآوری: هر تحقیق علمی زمانی می‏تواند در ارتقای سطح دانش، موفق و موثر باشد که از فکری بدیع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتی که به جمع آوری صِرف بسنده می‏کنند، نمی‏توانند سهم عمده‏ای در پیشرفت دانش بشری داشته باشند.

ص) توضیح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردی که محقق در گزارش نویسی پژوهش خود (مقاله) باید بدان توجه کند، پرهیز از حاشیه‏روی و زیاده‏گوییِ افراطی است؛ همچنان که خلاصه‏گویی نباید به حدّی باشد که به ابهام و ایهام منجر شود؛ بر این اساس محقق باید به حدّی مطالب را تبیین کند که مقصود وی برای خواننده، روشن شود.

ط) متناسب بودن با نظریه‏ها: هر رشته علمی، متشکل از نظریه‏ها و قوانینی است که مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است؛ از آنجا که تحقیقات علمی در این پژوهشگاه در حیطه مشترک علوم انسانی- اسلامی است، یافته‏های به دست آمده در تحقیقات میدانی یا توصیفی نباید با اصول مبانی دینی و همچنین با قوانین کلی آن رشته تخصصی منافات داشته باشد.

ع) اجتناب از کلی گویی: هدف نهایی علم، صورتبندی یک «نظریه»(3) و «تبیین کردن»(4) یکی از اصول مهم نظریه است. (دلاور، 1371، ص 33) از این رو محقق باید بتواند مباحث علمی خود را به روشنی توضیح دهد و با زبان گویا آن را تبیین و از کلی گویی اجتناب نماید.

ف) گزارش روش‏شناسی تحقیق: «تحقیق»(5) فرایندی است که از طریق آن می‏توان درباره ناشناخته‏ها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آنها به یافته‏ها «روش‏شناسی»(6) نامیده می‏شود. این سئوال که چگونه داده‏ها باید گردآوری شود و مورد تفسیر قرار گیرد، به طوری که ابهام حاصل از آنها به حداقل ممکن کاهش یابد؟» از موارد مهم تحقیق علمی است. (سرمد و همکاران، 1379، ص 22). یک تحقیق علمی زمانی می‏تواند مطالب خود را به اثبات برساند که از روش گردآوری مناسبی برخوردار، و آن روش‏ها در مقاله به خوبی بیان شده باشد.

3.ساختار مقاله علمی
نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحی مدوَّن است. در گزارش یک تحقیق نه تنها باید ارزش‏های محتوایی را مراعات کرد، بلکه باید از ساختار روشمندی نیز پیروی کرد. امروزه تحقیقات فراوانی انجام می‏شود، اما تنها بخش کوچکی از آنها در مقالات منتشر می‏گردد. یکی از دلایل آن، عدم مهارت محقق در تهیه و تدوین ساختاری مقاله علمی است.

ساختار مقاله و تهیه گزارش از یک پژوهش علمی، با توجه به روش به کار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در یک تقسیم بندی کلی، روش‏های استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسیم می‏کنند. روش‏های کمی که در آنها از داده‏های کمّی در تحقیق استفاده می‏شود (تحقیقات میدانی) و روش‏های کیفی که در آنها از داده‏های کیفی (تحقیقات کتابخانه‏ای) استفاده می‏شود.(سرمد و همکاران، 1379، ص 78).

مراحل گزارش یک پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقیق، با تفاوت هایی بیان می‏گردد.

به دلیل یکسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتی، و برای پرهیز از تکرار در اینجا مراحل مقدماتی را به صورت مجزا می‏آوریم.

1.3.مراحل مقدماتی گزارش پژوهشی
1.1.3.موضوع یا عنوان مقاله
عنوان، مفهوم اصلی مقاله را نشان می‏دهد و باید به طور خلاصه، مضمون اصلی پژوهش را نشان دهد. عنوان مقاله باید جذاب باشد، یعنی به گونه‏ای انتخاب شود که نظر خوانندگان را که معمولاً ابتدا فهرست عناوین مندرج در یک مجله علمی را می‏خوانند به خود جلب نماید. همچنین عنوان باید کوتاه و گویا و تنها بیانگر متغیرهای اصلی پژوهش باشد. تعداد کلمات در عنوان را حداکثر دوازده واژه بیان کرده‏اند. (سیف، 1375، ص 12).

2.1.3. نام مؤلف یا مؤلفان و سازمان وابسته
بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف یا مؤلفان ذکر می‏شود و در سطر زیر آن، نام دانشگاه یا مؤسسه که هر یک از مؤلفان در آن مشغول به کارند، می‏آید. اگر پژوهش به وسیله دو یا چند نفر انجام بگیرد و همه آنها به یک دانشگاه یا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه یک‏بار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذکر می‏شود. اما اگر هر یک از مؤلفان به سازمان خاصی وابسته باشند، باید بعد از نام هر یک از آنان، بلافاصله نام مؤسسه‏ای که به آن وابسته‏اند، ذکر شود. ترتیب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال یکدیگر، معمولاً متناسب با میزان مشارکت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر میزان مشارکت همه افراد در اجرای پژوهش یکسان باشد، اسامی آنان به ترتیب حروف الفبا در دنبال هم قرار می‏گیرد. (هومن، 1378، ص 84).

3.1.3.چکیده(7)
چکیده، خلاصه جامعی از محتوای یک گزارش پژوهشی است که همه مراحل و اجرای اصلی پژوهش را در خود دارد. هدف‏ها، پرسش‏ها، روش‏ها، یافته‏ها و نتایج پژوهش، به اختصار، در چکیده آورده می‏شود. در متنِ چکیده باید از ذکر هرگونه توضیح اضافی خودداری شود. مطالب چکیده باید فقط به صورت گزارش (بدون ارزشیابی و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضی تهیه شود.

چکیده در حقیقت بخشی کامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته می‏شود و نباید پیش از انجام گزارش، پژوهش تهیه شود. طول چکیده برای مقاله، بستگی به روش‏های خاص هر مجله دارد و معمولاً بین صد تا 150کلمه پیشنهاد شده است.

4.1.3.واژگان کلیدی(8)
معمولاً در انتهای چکیده، واژگان کلیدی پژوهش را بیان می‏کنند تا به خواننده کمک کنند، پس از خواندن چکیده و آشنایی اجمالی با روند تحقیق، بفهمد چه مفاهیم و موضوعاتی در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتوای مقاله، پنج تا هفت واژه کلیدی در هر مقاله بیان می‏شود. (سرمد، 1379، ص 321).

2.3. ساختار مقاله مبتنی بر پژوهش میدانی
روش‏ها و اصول کلی ناظر بر گزارش فعالیت پژوهشی شاخه‏های علوم، تقریبا به طور خاصی به کار می‏روند که همگی متکی بر «روش علمی»(9) است. انجمن روان شناسان (APA) به منظور تسهیل در امر انتقال روش نتایج پژوهش، الگوی استاندارد شده‏ای را در اختیار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهیه گزارش پژوهشی خود، آن اصول را به کار گیرند و تقریبا همه مجله‏های معتبر علوم انسانی در تهیه و تنظیم نوشته‏های پژوهش خود از آنها پیروی می‏کنند. (هومن،1378،ص 10) که در زیر به اختصار به مراحل آن اشاره می‏گردد.

1.2.3.مقدمه(10)
هر مقاله علمی با یک مقدمه شروع می‏شود و آن، خلاصه‏ای از فصل اول و دوم پایان نامه‏ها و رساله‏هاست که به طور مختصر به بیان کلیات تحقیق و بررسی مختصری از پیشینه آن می‏پردازد؛ بنابراین در مقدمه مقاله مسئله تحقیق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنیادی و کاربردی به صورت مختصر بیان می‏گردد و سپس به بررسی سوابق پژوهشی که به طور مستقیم به موضوع تحقیق مرتبط است، پرداخته می‏شود. مقدمه باید یک منطق اساسی را در تحقیق بیان کند و به خواننده نشان دهد که چرا این تحقیق ادامه منطقی گزارش‏های پیشین است. در این بخش پس از نتیجه‏گیری از پژوهش‏های بررسی شده، محقق باید پرسش‏های پژوهش خود را به صورت استفهامی بیان کرده و به تعریف متغیرهای تحقیق به صورت عملیاتی بپردازد. (هومن، 1378، ص 87).

2.2.3.روش(11)
هدف اساسی از بیان روش آن است که به گونه‏ای دقیق، چگونگی انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن را تکرار نماید و همچنین درباره اعتبار نتایج داوری کند؛ بنابراین مؤلف باید همه مراحل اجرا، از جمله آزمودنی‏ها، ابزارهای پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحلیل داده‏ها را بیان کند.

الف) آزمودنی‏ها:(12) جامعه مورد مطالعه و ویژگی‏ها و مشخصات آن از نظر تعداد، سن، جنسیت، میزان تحصیلات و... همچنین چگونگی انتخاب آنها و در صورت گروه‏بندی شدن تعداد گروه‏ها و مقدار افراد هر گروه بیان می‏شود.

ب) ابزارها:(13) ابزارهای آزمایش، مثل پرسشنامه، تست و... پس از آن بیان می‏گردد. چنانچه ابزار سنجش، یک وسیله مشهور و استاندارد شده باشد، اشاره به نام آن کافی است، اما اگر یک مقیاس خودساخته باشد، باید چگونگی طراحی و تهیه آن و شواهد مربوط به اعتبار و روایی بودن آن گزارش شود.

ج) طرح پژوهش:(14) به نقشه کار پژوهشگر برای حل مسئله پژوهش، طرح گفته می‏شود. ابتدا متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل کننده و... بیان می‏شود، سپس طرح‏های پژوهشی، مثل طرح تک آزمودنیِ پیش‏تست- پس تست، تحلیل واریانس عاملی و...، که در روش به کار گرفته شده، بیان می‏گردد. همچنین تکنیک‏های کنترل متغیرهای نامربوط و ناخواسته، مانند تصادفی ساختن، همتاسازی و غیره مورد توجه قرار می‏گیرد.

د) شیوه اجرا:(15) در این قسمت همه مراحلی که آزمودنی و آزماینده در طول مطالعه انجام داده‏اند، به صورت گام به گام تشریح می‏گردد. گردآوری داده‏ها، دستورالعمل‏های اجرای پژوهش، چگونگی تشکیل گروه‏های آزمایشی و کنترل، چگونگی اجرای آزمایش و شیوه ثبت پاسخ‏ها و امثال آن، به طور خلاصه و دقیق توضیح داده می‏شود.

ر) تحلیل داده‏ها:(16) در این قسمت چگونگی طبقه‏بندی، مرتب کردن، خلاصه‏کردن و تحلیل‏کردن داده‏ها بیان می‏شود؛ همچنین روش‏های آماری توصیفی به کار گرفته شده مثل فراوانی‏ها، درصدها، نمودارها، مقادیر مرکزی و پراکندگی؛ و روش‏های آماری استنباطی، مثل اجرای آزمون t، z یاf، استفاده شده در تحقیق بیان می‏گردد. (هومن، 1378، ص 87 - 89).

3.2.3. نتایج (17)
در این بخش، توصیف کلامیِ مختصر و مفیدی از آنچه به دست آمده‏است، ارائه می‏شود. این توصیف کلامی با اطلاعات آماری مورد استفاده، کامل می‏شود و بهترین روش آن است که داده‏ها از طریق شکل و نمودار یا جدول، نمایش داده شوند. ساختار بخش نتایج، معمولاً مبتنی بر ترتیب منطقی پرسش‏ها یا فرضیه‏ها و نیز وابسته به تأیید شده بودن یا تأیید نشده بودن فرضیه‏هاست. ترتیب بیان نتایج نیز یا برحسب ترتیب تنطیم سؤال‏ها یا فرضیه‏های آنهااست، (سیف، 1375، ص 30) یا برحسب اهمیت آنها. روش متداولِ بیان نتایج، آن است که ابتدا مهم‏ترین و جالب‏ترین یافته‏ها و سپس به ترتیب، یافته‏های کم اهمیت‏تر ارائه می‏شود. (هومن، 1378، ص 90).

4.2.3.بحث(18) و تفسیر(19)
در این بخش، تمام اجزای گزارش تحقیق به هم ربط داده می‏شوند و محقق با ترکیب و پیوند بخش‏های مختلف، خواننده را به سوی یک نتیجه‏گیری کلی هدایت می‏کند. بنابراین لازم است شباهت‏ها و تفاوت‏های نتایج این پژوهش با پژوهش‏های قبلی روشن گردد و نیز معلوم شود که یافته‏های پژوهش، به روشن شدن مسئله مورد بررسی و زمینه دانش آن چه کمکی کرده‏است.

بنابراین توصیه می‏شود در این بخش، ضمن توضیح کوتاهی درباره مسئله پژوهش و بیان نتایج تحقیق، به تفسیر نتایج پرداخت. برای این کار باید این نتایج را با یافته‏های نتایج پیشین مقایسه کرد. آن‏گاه توضیح داد که پژوهش حاضر، به گسترش دانش زمینه مورد نظر چه کمکی کرده‏است، و در ضمن آن، کاربرد احتمالی آن را مشخص کرد و نقاط ضعف پژوهش را همراه با پیشنهادهایی برای پژوهشگرانی که در آینده می‏خواهند در این زمینه پژوهش، کار کنند، بیان کرد. (سیف، 1375، ص 33).

3.3.ساختار مقاله مبتنی بر پژوهش توصیفی
اصول به کارگرفته شده در پژوهش‏های توصیفی باتوجه به روش‏های به کارگرفته شده، با اصول پژوهش‏های میدانی، مقداری متفاوت است. هر چند این اصول ممکن است با توجه به موضوع‏های مختلف تحقیقی و رشته‏های مختلف، تغییر نماید، ساختار کلی‏ای که تقریبا همه پژوهش‏های توصیفی باید در قالب آن درآیند، به شرح زیر است.

1.3.3.مقدمه
آنچه در مقدمه یک مقاله تحقیق کتابخانه‏ای قرارمی‏گیرد - همانند تحقیفات میدانی - کلیاتی است که محقق باید قبل از شروع بحث، آن را برای خواننده روشن نماید؛ مانند تعریف و بیان مسئله تحقیق، تبیین ضرورت انجام آن و اهدافی که این تحقیق به دنبال دارد. همچنین محقق باید خلاصه‏ای از سابقه بحث را - که به طور مستقیم مرتبط با موضوع است - بیان کند و در نهایت توضیح دهد که این مقاله به دنبال کشف یا به دست‏آوردن چه مسئله‏ای است؛ به عبارتی، مجهولات یا سؤال‏های مورد نظر چیست که این مقاله درصدد بیان آنهااست.

2.3.3.طرح بحث (متن)
در این بخش، مؤلف وارد اصل مسئله می‏شود. در اینجا باید با توجه به موضوعی که مقاله در پی تحقیق آن است، عناوین فرعی‏تر از هم متمایز گردند. محقق در تبیین این قسمت از بحث، باید اصول مهم قواعد محتوایی مقاله را مورد توجه قراردهد و سعی کند آنها را مراعات نماید؛ اصولی مانند: منطقی و مستدل بودن، منظم و منسجم‏بودن، تناسب بحث با عنوان اصلی، ارتباط منطقی بین عناوین فرعی‏تر در مسئله، خلاقیت و نوآوری در محتوا، اجتناب از کلی‏گویی، مستندبودن بحث به نظریه‏های علمی و دینی، جلوگیری از حاشیه‏روی افراطی که به انحراف بحث از مسیر اصلی می‏انجامد و موجب خستگی خواننده می‏شود و همچنین پرهیز از خلاصه‏گویی و موجزگویی تفریطی که به ابهام در فهم می‏انجامد، رعایت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطی، توجه‏داشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اینها.

3.3.3.نتیجه ‏گیری(20)
در این قسمت محقق باید به نتیجه معقول، منطقی و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگیری غیرمنصفانه در نتیجه‏گیری، ارتباط‏دادن نتایج با مباحث مطرح شده در پیشینه، ارائه راهبردها و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده، مشخص‏کردن نقش نتایج در پیشبرد علوم بنیادی و کاربردی و امثال آن، از جمله مواردی است که محقق باید به آنهاتوجه داشته باشد.

4. ارجاعات(21)
اعتبار یک گزارش پژوهشی علاوه بر صحت و دقت داده‏ها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعی است که از اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار یک مقاله علمی است، به وسیله آن، چگونگی استفاده از اندیشه‏های دیگران را به خواننده معرفی می‏نماید. در این قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره می‏شود که یکی شیوه ارجاع دادن در متن است و دیگری شیوه ذکر منابع در پایان مقاله.

1.4.ارجاعات در متن(22)
نخستین چیزی که درباره استناددادن در متن باید مشخص بشود، این است که: چه چیزی باید مستند گردد؟ مک برنی(23) (1990) موارد استنادآوردن را به شرح زیر بیان داشته‏ است:

الف) باید اندیشه‏هایی را که به دیگران تعلق دارند، مشخص کرد و با ذکر مأخذ نشان داد که از آنِ چه کسانی می‏باشند (امانت‏داری)؛

ب) هر زمان که افکار و اندیشه‏هایی با چهارچوب فکری کسان دیگری همخوانی دارند، موارد را باید با ذکر منبع مشخص کرد؛

ج) هر زمان که نظریه، روش یا داده‏ای موردبحث قرار می‏گیرد، منبع آن را باید ذکرکرد تا اگر خواننده خواست اطلاعات بیشتری درباره آن کسب کند، بتواند به آن مراجعه کند؛

د) باید نقل قول‏هایی را که از یک متن به صورت مستقیم و بدون دخل و تصرف، داخل گیومه آورده می‏شود، مستند ساخت. (مک برنی 1990، به نقل از سیف، 1375، ص 39).

بنابراین اطلاعاتی که برای خوانندگان، اطلاعات عمومی به حساب می‏آیند، لازم نیست مستند شوند. نویسنده، تنها در صورتی می‏تواند به آثار خود ارجاع، دهد که این ارجاع برای مطالعه بیشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد. همچنین در استنادکردن، حتی‏الامکان باید به منبع مستقیم یا ترجمه آن استناد کرد. تنها زمانی به منابع دیگران استناد می‏شود که محقق دسترسی مستقیم به اصل اثر را نداشته باشد که در آن صورت باید مشخص کرد که آن مطلب از یک منبع دست دوم گرفته شده است. (سیف، 1375، ص 40).

1.1.4.شیوه ارجاع در متن
هرگاه در متنِ مقاله مطلبی از یک کتاب یا مجله یا.. به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، نقل شود، باید پس از بیان مطلب، آن را مستند ساخت. این مستندسازی شیوه‏های مختلفی دارد که در اینجا به بخش‏هایی از آن اشاره می‏شود.

در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دکتر»، «پروفسور»، «حجت‏الاسلام»، «آیت‏اللّه‏» و امثال آن آورده می‏شود، مگر در جایی که لقب جزو نام مشخص شده باشد(24)، مانند خواجه نصیرالدین طوسی، آخوند خراسانی، امام خمینی، علامه طباطبایی. (دهنوی، 1377، ص 89).

الف) یک اثر با یک مؤلف:

پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاریخ انتشار، شماره صفحه به ترتیب می‏آید و پس از آن، نقطه آورده می‏شود؛ مانند: (منطقی، 1382، ص 27).

ب) یک اثر با بیش از یک مؤلف:

اگر تألیف دارای دو یا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتیب ذکر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه می‏آید؛ ولی در آثار با بیش از سه مؤلف، نام اولین مؤلف ذکر می‏شود و به دنبال آن عبارتِ «و همکاران» و سپس سال انتشار و شماره صفحه می‏آید؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازی، 1379، ص 50) یا (نوربخش و همکاران، 1346، ص 75).

ج) آثار با نام سازمان‏ها و نهادها:

در صورتی که آثار به نام شرکت‏ها، انجمن‏ها، مؤسسات، ادارات و مانند اینها انتشار یابند، در استنادکردن، به جای نام مؤلف، نام سازمان می‏آید؛ مانند: (فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، 1382، ص 34).

د) دو یا چند اثر یک مؤلف:

هرگاه به دو یا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتیب تاریخ نشر پشت سرهم می‏آیند؛ مانند: (والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر یک مؤلف در یک سال منتشر شده باشد، آثار مختلف او با حروف الفبا از هم متمایز می‏گردند؛ مانند: (احمدی، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16).

ر) استناد آیات و روایات:

در استناد دادن به آیات، ابتدا نام سوره، سپس شماره آیه ذکر می‏شود. درباره روایات نهج‏البلاغه، ابتدا نام کتاب سپس شماره خطبه، نامه یا کلمات قصار ذکر می‏شود، و روایات غیر نهج‏البلاغه، نام گردآورنده روایات، تاریخ نشر، شماره جلد و صفحه می‏آید؛ مانند: (بقره، 39)؛ (نهج‏البلاغه، خطبه 33)؛ (مجلسی، 1403، ج 56، ص 198).

2.1.4.زیرنویس (پاورقی) توضیحی
توضیحات اضافی، یا توضیح اصطلاحاتی را که نویسنده برای حفظ انسجام متن نمی‏تواند آن را در متن بیاورد، می‏توان در زیر صفحه با مشخص‏کردن شماره آنها بیان کرد. نکته قابل توجه اینکه، این توضیحات باید حتی‏الامکان خلاصه ذکر شوند و نباید تکرار مطالب متن باشند. ترجمه آیات و روایات باید در متن مقاله‏های فارسی بیاید و در صورت نیاز، متن عربی آن در پاورقی ذکر شود. اما در جایی که آوردن متن عربی در متن ضروری باشد، به جهت پرهیز از تطویل در متن علمی، از آوردن ترجمه در متن، اجتناب می‏شود و به توضیح و تبیین آن اکتفا می‏شود.

در ترجمه متون توضیحاتی که مؤلف در زیرنویس آورده، باید عینا ترجمه شود و در صورتی که مترجم برای بیان اصطلاح یا تبیین مطلبی توضیحی را ضروری ببیند، می‏تواند آن را در پاورقی ذکرکند و در جلوی آن لفظ «مترجم» را -برای متمایز ساختن آن از توضیحات مؤلف- بیاورد.

3.1.4.معادل‏ها
کلمه‏های بیگانه در داخل متن حتما باید به فارسی نوشته شود و صورت خارجی آنها در پاورقی ذکر گردد و این، منحصر به اصطلاحات تخصصی یا اسامی اشخاص است. چنانچه در موارد خاصی لازم باشد که صورت خارجی آنها در داخل متن بیاید، باید آنها را مقابل صورت فارسی در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسین‏زاده، 1372، ص 17).

نکته قابل‏توجه در استناد دادن معادل‏ها این است که اولاً در هر متن یا مقاله یا کتاب، فقط یک بار معادل انگلیسی آنها آورده می‏شود؛ ثانیا معادل‏های بکار گرفته شده باید یکنواخت باشند. و در صورت آوردن معادل‏های دیگر، مثل فرانسه، آلمانی، و... باید، در متن توضیحی درباره آن داده شود. در نوشتن اسامی اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام کوچک او با حروف بزرگ نوشته می‏شود مانند C،Jung .

2.4.ارجاع در منابع
محقق باید در پایان مقاله فهرستی از منابع و مراجعی که در متن به آنها استناد کرده است، به ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی در منابع فارسی (عربی یا انگلیسی در صورت استفاده) بیاورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادنِ صورت دقیق و کامل همه مراجعی است که در متن مقاله به آنها استناد شده‏است. هدف از ارائه این فهرست، نشان دادن میزان تلاش پژوهشگر در بررسی و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق سایر نویسندگان و مؤلفان و نیز راحتی دستیابی خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براینکه تمامی مراجع و مآخذی که در متن به آنها استناد شده، باید در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعی آورده می‏شود که در متن به آنها استناد شده است.

در ذکر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروری به نظر می‏رسند که در همه ارجاعات مشترک‏اند:

1. نام مؤلف یا مؤلفان؛ 2. تاریخ انتشار اثر؛ 3.عنوان اثر؛ 4. نام شهر(ایالت)؛ 5. نام ناشر.

جداسازی این اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازی اجزای مختلف هر یک از آنها با ویرگول (،) صورت می‏گیرد.

1.2.4.ارجاع کتاب در منابع

الف) در ارجاع کتاب با یک مؤلف، اطلاعات ضروری ذکر شده در بالا ذکر می‏شود، در صورتی که اثر تجدیدچاپ شده‏باشد، پس از عنوانِ کتاب، شماره چاپ آن می‏آید، مانند:

جوادی آملی، عبداللّه‏ (1372). هدایت در قرآن (چاپ سوم). تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء.

در ارجاعات انگلیسی در صورتی که چاپ جدید مجددا ویرایش شده‏باشد، علامتِ ای‏دی (ed) با شماره ویرایش(25) آن، داخل پرانتز آورده می‏شود، مانند:

.Wadsworth:CA،Belmont.An introdoction to the history of psychology (2nded).(1993) .R .B،Hergenhahn

ب) در ارجاع منابع دارای دو مؤلف یا بیشتر، اسامی مؤلفان به ترتیبِ نامِ ذکرشده در کتاب، ذکر می‏شود و بین نام‏خانوادگی و نام آنها ویرگول و بین اسامی مؤلفان نقطه ویرگول (؛) می‏آید؛ مانند:

سرمد،زهره؛ بازرگان،عباس و حجازی، زهره(1379). روش‏های تحقیق در علوم رفتاری (چاپ سوم). تهران: نشر آگاه.

ج) در معرفی کتاب‏های ترجمه شده، پس از ذکر نام مؤلف و تاریخ اثر، نام مترجم و تاریخ انتشار ترجمه ذکر می‏شود. در آثاری که تاریخ نشرشان مشخص نیست، داخل پرانتز به جای تاریخ نشر، علامت سؤال (؟) می‏آید؛ مانند:

صدرالدین شیرازی، محمد(1375). شواهد الربوبیه، ترجمه جواد مصلح. چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.

د) در معرفی کتاب‏هایی که با عنوان سازمان‏ها یا نهادها منتشر شده‏اند، به جای نام اشخاص، نام مراکز ذکر می‏شوند: مرکز اسناد و مدارک علمی، وزارت آموزش و پرورش، (1362). واژه‏نامه آموزش و پرورش: فارسی - انگلیسی، انگلیسی - فارسی. تهران. نشر مؤلف.

ر) کتاب‏هایی که به جای مؤلف، ویراستاری یا به صورت مجموعه مقالاتی بوده که به وسیله افراد مختلف نوشته شده‏است؛ اما یک یا چند نفر آنها را گردآوری کرده‏اند، بدین صورت می‏آیند:

شفیع‏آبادی، عبداللّه‏ (گردآورنده)، (1374). مجموعه مقالات اولین سمینار راهنمایی و مشاوره. تهران. انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

2.2.4.ارجاع مقاله در منابع

برای ارجاع به مقاله‏هایی که در مجله‏های علمی-تخصصی به چاپ می‏رسند، ابتدا نام مؤلف یا مؤلفان، پس از آن، تاریخ انتشار اثر، بعد عنوان مقاله، و به دنبال آن، نام مجله و شماره آن ذکر می‏شود، سپس شماره صفحات آن مقاله در آن مجله با حروف مخفف صص در فارسی و pp در انگلیسی آورده می‏شود؛ مانند:

حداد عادل، غلامعلی (1375). آیا انسان می‏تواند عینی باشد. فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش9، صص 41-35.

3.2.4.ارجاع پایان‏نامه و رساله در منابع

در ارجاع رساله‏ها و پایان‏نامه‏ها، پس از ذکر عنوان، باید ذکرشود که آن منبع پایان‏نامه کارشناسی ارشد یا رساله دکترا و به صورت چاپ نشده، است؛ سپس باید نام دانشگاهی را که مؤلف در آن فارغ‏التحصیل شده‏است، آورد:

ایزدپناه، عباس (1371). مبانی معرفتی مشّاء و اهل عرفان، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، چاپ نشده دانشگاه قم.

4.2.4.ارجاع از یک روزنامه در منابع

در معرفی مقاله‏هایی که در خبرنامه‏ها و روزنامه‏ها به چاپ می‏رسد، یا استنادهایی که از متن سخنرانی اشخاص در یک روزنامه آورده می‏شود، همانند ارجاع مقاله در مجله، تمام اطلاعات ضروری را آورده سپس سال انتشار، روز و ماه، نام روزنامه و شماره صفحه را ذکر می‏کند. مانند:

محقق کجیدی، محمدکاظم (1375، 21مهر)، موانع ساختاری توسعه بخش کشاورزی، روزنامه کیهان، ص6.

5.2.4.ارجاع فرهنگ‏نامه و دائرة‏المعارف در منابع

در ارجاع دائرة‏المعارف‏ها نام سرپرست آورده شده و سپس بقیه اطلاعات ضروری، همانند کتاب به ترتیب می‏آید؛ مانند:

بجنوردی، سیدکاظم و همکاران (1377)، دائرة‏المعارف بزرگ اسلامی (چاپ دوم)، تهران: مرکز دائرة‏المعارف بزرگ اسلامی.

6.2.4.ارجاع کنفرانس‏ها، سمینارها و گزارش‏ها

ارائه گزارش از همایش‏ها و سمینارها باید به شکل زیر بیان گردد: (سلطانی، 1363، ص19).

همایش بین‏المللی نقش دین در بهداشت و روان (1380). چکیده مقالات اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشکی ایران.

7.2.4.نقل منابع الکترونیکی (اینترنت)

امروزه نقل از منابع اینترنتی یکی از منابع ارجاع است که در ذکر آن، اطلاعات ضروری به ترتیب زیر بیان می‏گردد (ترابیان، 1987، ترجمه قنبری، 1380).

بارلو، جان پی (1996). درخت یوشع می‏لرزد، در مجله CORE (روی خط اینترنت)، ج8، ش 1، (1992)، نقل شده تاریخ 25 مارس 1996، قابل دسترسی در:

Corel.08.g2.:pub/Zines/CORE-Zine File:Ptp.etext.org Directory

5. آیین نگارش

چنان‏که بیان شد، محقق باید ابعاد سه گانه محتوایی، ساختاری و نگارشی مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاکنون بیان شد، خلاصه‏ای از اصول محتوایی و ساختاری یک مقاله علمی بود. اکنون به بررسی اصول کلی آیین نگارش که رعایت آن در تحریر مقاله علمی ضروری به نظر می‏رسد، می‏پردازیم.

الف) متن علمی تا حدّ ممکن باید مختصر و مفید باشد. به همین جهت لازم است از آوردن نقل قول‏های غیرضروری و حجم‏افزا، تفنن‏های شاعرانه و ذوقی، بیان‏های عاطفی واحساسی و گزافه‏نویسی اجتناب شود.

ب) از آوردن عبارت‏های مبهم، مغلق و پیچیده و واژه‏های نامأنوس باید احتراز گردد.

ج) باید از ذکر بندهای طولانی و جمله‏های بلند خودداری شود.

د) مطالب باید ساده، روان، جذاب و به گونه‏ای صریح و روشن بیان گردد.

ر) در نقل مطالب، ضروری است امانت‏داری را با ذکر مشخصات دقیق منبع رعایت نمود. هر چند در این باب نباید به دام افراط و تفریط - که حمل بر فضل فروشی یا سهل‏انگاری است- افتاد.

ش) هر بخش از نوشته که شامل یک اندیشه و مطلب خاصی است، باید در یک بند (پاراگراف) آورده شود.

ص) باید از به کاربردن کلمات مترادف به جهت افزایش حجم اجتناب شود.

ط) باید از به کاربردن افراطی حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهیز گردد.

ع) باید از به کاربردن تعبیرهای نامناسب و عامیانه و استعمال الفاظ ناروا، رکیک و غیراخلاقی احتراز شود.

دونکته را در آیین نگارش باید به صورت مجزا بررسید: یکی رسم‏الخط فارسی و دیگری آیین نشانه‏گذاری است که مختصرا به آنها اشاره می‏شود:

1.5. رسم‏الخط فارسی

خط، چهره مکتوب زبان است و همانند زبان، از مجموعه اصول و قواعدی پیروی می‏کند. از آنجا که خط نقش مهمی در اصالت و غنای فرهنگ یک جامعه دارد، نباید شیوه‏ای را برگزید که نسل‏های جدید در استفاده از منابع کهن و ذخایر فرهنگی خود، دچار مشکل جدی شوند. بنابراین نباید چهره خط فارسی به صورتی تغییر کند که مشابهت خود را با ذخایر فرهنگی قدیمی از دست بدهد.

فرهنگستان زبان وادب فارسی که یک نهاد رسمی است و طبق قانون، وظیفه نظارت، تدوین، تنظیم و تصویب قواعد و ضوابط خط فارسی را به عهده دارد، اصول و قوانینی را در این باره تصویب کرده است که ما در این بخش از مقاله، با عنایت به مصوبات این فرهنگستان، نکات رسم‏الخطی را به اختصار بیان می‏کنیم.

1.1.5. قواعد املایی برخی واژه‏ها(26)
الف) واژه‏هایی که همواره به صورت جدا نوشته می‏شود، عبارت‏اند از «ای»، مانند: ای خدا؛ «همین» و «همان» مانند: همین جا، همان کتاب؛ «هیچ»: مانند: هیچ یک؛ «می» و «همی»، مانند: می‏رود و همی گوید.

ب) واژه‏هایی که همواره جدا نوشته می‏شود، اما استثناء دارند:

«این» و «آن» همواره جدا نوشته می‏شوند، مگر در: آنچه، آنکه، اینکه، اینها، آنها، اینجا، آنجا، وانگهی.

«چه» همواره جدا نوشته می‏شود، مگر در: چرا، چگونه، چقدر، چطور، چنان.

«بی» همواره جدا نوشته می‏شود، مگر آنکه کلمه، بسیط‏گونه باشد، مثل: بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بینوا، بیجا.

«هم» از کلمه پس از خود جدا نوشه می‏شود، مگر در:

1. کلمه، بسیط‏گونه باشد، مثل: همشهری، همشیره، همسایه، همدیگر، همچنین، همچنان، همین، همان.

2. جزء دوم، تک هجایی باشد، مثل: همدرس، همسنگ، همکار، همراه.

3. جزء دوم با حرف مصوّت «آ» شروع شود، مثل: همایش، هماورد، هماهنگ.

«به» همواره جدا نوشته می‏شود، مگر در:

1. وقتی بر سر فعل یا مصدر بیاید (بای زینت)، مثل: بگفتم، بروم، بنماید، بگفتن.

2. به صورت بدین، بدان، بدور، بدیشان به کار رود.

3. هرگاه صفت بسازد: بخرد، بشکوه، بهنجار، بنام.

ج) واژه‏هایی که همواره جدا نوشته می‏شود، اما استثنا دارند:

«که» همواره جدا از کلمه قبل نوشته می‏شود، مگر در: بلکه، آنکه، اینکه.

«چه» از کلمه پیش از خود جدا نوشته می‏شود، مگر در: آنچه، چنانچه.

«را» همواره جدا نوشته می‏شود، مگر در: چرا، مرا.

«تر»، «ترین» همواره جدا نوشته می‏شود، مگر در: بهتر، مهمتر، کمتر، بیشتر.

د) واژه‏هایی که همواره به ماقبل متصل می‏شوند، اما استثنا دارند:

«ها» همواره به کلمه ماقبل می‏چسبد، مگر در:

1. بخواهیم صورت مفرد کلمه مشخص شود، مثل: کتاب‏ها، درس‏ها.

2. کلمه به «ه» غیرملفوظ ختم شود، مثل: میوه‏ها، خانه‏ها.

2.1.5.علایم همزه

الف) اگر حرف پیش از آن مفتوح باشد، روی کرسیِ «ا» نوشته می‏شود، مگر آنکه پس از آن مصوّت

«ای»، «او» یا «ب» باشد که در این صورت روی کرسی «ی » نوشته می‏شود:

رأفت، تأسف، مأنوس، شأن و خلأ، ملأ، مبدأ، منشأ.

رئیس، لئیم، رئوف، مئونت، مطمئن، مشمئز.

ب) اگر حرفِ پیش از آن مضموم باشد، روی کرسی «و» نوشته می‏شود، مگر آنکه پس از آن مصوّتِ «او» باشد که در این صورت روی کرسی «ی» نوشته می‏شود:

رؤیا، رؤسا، مؤسسه، مؤذّن، مؤثر، مؤانست، لؤلؤ، تلألؤ، شئون، رئوس.

ج) اگر حرفِ پیش از آن مکسور باشد، یا ساکن ولی در وسط کلمه قرار داشته باشد، روی کرسی «ی» نوشته می‏شود و همچنین کلمات دخیل فرنگی همواره با کرسی «ی » نوشته می‏شوند:

لئام، رئالیست، سئول، نئون، مسئله، جرئت، هیئت، و در توأم استثنا است.

د) اگر حرفِ پیش از آن مکسور و در آخر کلمه باشد، روی کرسی (ی ) نوشته می‏شود: متلألی‏ء.

ر) اگر حرفِ پیش از آن ساکن و یا یکی از مصوّت‏های بلندِ «آ»، «او» یا «ای» بوده و در آخر کلمه نوشته شود، بدون کرسی نوشته می‏شود: جزء، سوء، شی‏ء، بط‏ء، سماء، ماء، املاء، انشاء.

س) در صورتی که همزه پایانی ماقبل ساکن (بدون کرسی) یا همزه پایانی ماقبل مفتوح (با کرسی «ا») و یا همزه پایانی ماقبل مضموم (با کرسی «و»)به یای وحدت یا نکره متصل شود، کرسی«ی» می‏گیرد و کرسی قبلی آن نیز حفظ شود:

جزئی، شیئی، منشائی، مائی، لؤلؤئی.

ص) اگر حرفِ پیش از آن مفتوح یا ساکن و پس از آن حرف «آ» باشد، به صورت ـآ و آ نوشته می‏شود:

مآخذ، لآلی، قرآن، مرآت.

الف) نشانه کسره اضافه در خط فارسی آورده نمی‏شود، مگر برای رفع ابهام در کلماتی که دشواری ایجاد می‏کند: اسبِ سواری/ اسب سواری.

ب) برای کلمات مختوم به های بیان حرکت، در حالتِ مضاف، از علامت «ء» (ی کوتاه شده شبیه همزه) استفاده می‏شود: خانه من، نامه من، نوشته او.

ج) «ی» در کلمه‏های عربیِ مختوم به «ی» (که «آ» تلفظ می‏شود) دراضافه به کلمه بعد از خود به «الف» تبدیل می‏شود: عیسای مسیح، موسای کلیم، هوای نفس، کبرای قیاس.

4.1.5. واژه‏ها و عبارات مأخوذ از عربی

الف) «ة» در عبارات مأخوذ از عربی به چند صورت می‏آید:

1) اگر در آخر کلمه تلفظ شود، به صورت «ت» نوشته می‏شود: رحمت، جهت، قضات، برائت، مراقبت.

2) اگر در آخر کلمه تلفظ نشود، به صورت «ه» یا «ـه» نوشته می‏شود: علاقه، معاینه، مراقبه، نظاره، آتیه.

3) در ترکیبات عربی رایج در فارسی به صوت «ة» یا «ـة» نوشته می‏شود:لیلة‏القدر، ثقة‏الاسلام، خاتمة‏الامر، دایرة‏المعارف؛ استثنا در کلمات حجت الاسلام، آیت اللّه‏.

ب) «و» که در برخی از کلمه‏های عربی به‏صورت «آ» تلفظ می‏شود. در فارسی به صورت «الف» نوشته می‏شود، مگر در مواردی که رسم‏الخط قرآنی آن مراد است: زکات، حیات، مشکات.

ج) «الف کوتاه» همیشه به صورت «الف، نوشته می‏شود، مگر در برخی حروف اضافه و اسامی خاصی که «الف» در آخر کلمه می‏آید و ترکیباتی که عینا از عربی گرفته شده است: شورا، مولا، تقوا، اسماعیل، رحمان، هارون، یاسین.

الی، حتی، عیسی، یحیی، مرتضی، اعلام‏الهدی، بدرالدّجی، سدرة‏المنتهی، طوبیلک.

5.1.5. تنوین

آوردن تنوین (در صورتی که تلفظ شود) در نوشته‏های رسمی و نیز در متون آموزشی الزامی است و به صورت‏های زیر نوشته می‏شود:

الف) تنوین نصب همیشه به صورت «ا / ـا» نوشته می‏شود و اگر کلمه مختوم به همزه باشد، همزه آنها روی کرسی «ی » می‏آید و سپس تنوین روی «الف» بعد از آن قرار می‏گیرد:

نسبتا، واقعا، موقتا، عجالتا، طبیعتا، عمدا، جزئا، استثنائا، ابتدائا.

ب) تنوین رفع و جر در همه جا به صورت « ــٌ » و « ــٍ » نوشته می‏شود و فقط در ترکیبات مأخوذ از عربی که در زبان فارسی رایج است، به کار می‏رود: مشارٌالیه، مضافٌ‏الیه، منقولٌ‏عنه، مختلفٌ‏فیه، متفقٌ‏علیه، بعبارةٍ‏اُخری، ای‏نحوٍکان.

آوردن تنوین در کلمه‏های فارسی اشتباه است: گاها، زبانا.

6.1.5.ترکیبات

مراد در اینجا کلمات مرکب و مشتق می‏باشد که به صورت زیر آورده می‏شود:

1.6.1.5.کلمات مرکبی که الزاما پیوسته نوشته می‏شوند:

الف) مرکب‏هایی که بسیط گونه‏اند:

آبرو، الفبا، آبشار، نیشکر، رختخواب، یکشنبه، سیصد، یکتا، بیستگانه.

ب) جزء دوم با «آ» آغاز شود و تک هجایی باشد:

گلاب، پساب، خوشاب، دستاس.

ج) هرگاه کاهش یا افزایش واجی یا ابدال یا ادغام یا جابه‏جایی آوایی در داخل آنها روی داده باشد:

چند، هشیار: ولنگاری، شاهسپرم، نستعلیق، سکنجبین.

د) مرکبی که دست کم یک جزء آن، کاربرد مستقل نداشته باشد: غمخوار: رنگرز، کهربا.

ر) مرکب‏هایی که جدانوشتن آنها التباس یا ابهام معنایی ایجاد می‏کند: بهیار (به یار)، بهروز (به روز)، بهنام (به نام).

س) کلمه‏ های مرکبی که جزء دوم آنها تک هجایی باشد و صورت رسمی یا نیمه رسمی یا جنبه سازمانی، اداری و صنفی یافته باشد: استاندار، بخشدار، کتابدار، قالیشو، آشپز.

2.6.1.5.کلمات مرکبی که الزاما جدا نوشته می‏شود:

الف) ترکیب‏های اضافی (شامل موصوف و صفت یا مضاف و مضاف الیه)

ب) جزء دوم با «الف» آغاز شود: دل‏انگیز، عقب‏افتادگی، کم‏احساس.

ج) حرف پایانی جزء اول با حرف آغازی جزء دوم، همانند یا هم مخرج باشد:

آیین‏نامه، پاک‏کن، کم‏مصرف، چوب‏بری، چوب‏پرده، نظام‏مند.

د) مرکب‏های اتباعی و نیز مرکب‏های متشکل از دو جزء مکرر: سنگین‏رنگین، پول‏مول، تک‏تک، هق‏هق.

ر) مصدر مرکب و فعل مرکب: سخن‏گفتن، نگاه‏داشتن.

س) مرکب‏هایی که یک جزء آنها کلمه دخیل فرنگی باشد: خوش‏پز، شیک‏پوش: پاگون‏دار.

ص) عبارت‏های عربی که شامل چند جزء باشد: مع‏ذلک، من‏بعد، علی‏هذا، ان‏شاءاللّه‏، باری‏تعالی، علی‏ایّ‏حال.

ط) یک جزء از واژه‏های مرکب، عدد باشد: پنج‏تن، هفت‏گنبد، هشت‏بهشت، نه‏فلک، ده‏چرخه.

ع) کلمه‏های مرکبی که جزء اول آنها به «های» بیان حرکت ختم شود؛ مگر اینکه در ترکیب، «ها» حذف شده به جای آن، «گ» میانجی بیاید: بهانه‏گیر، پایه‏دار، کناره‏گیر، تشنگان، خفتگان، هفتگی، بچگی.

ف) کلمه با پیوسته‏نویسی، طولانی یا نامأنوس یا پردندانه شود: عافیت‏طلبی، مصلحت‏بین، پاک‏ضمیر، حقیقت‏جو.

ق) یک جزء کلمه مرکب، صفت مفعولی یا صفت فاعلی باشد: اجل‏رسیده، نمک‏پرورده، اخلال‏کننده، پاک‏کننده.

ک) یک جزء آن اسم خاص باشد: سعدی‏صفت، عیسی‏دم، عیسی‏رشته، مریم‏بافته.

ل) جزء آغازی یا پایانی آن بسامد زیاد داشته باشد: نیک‏بخت، هفت‏پیکر، شاه‏نشین، سیه‏چشم.

م) هرگاه با پیوسته‏نویسی، اجزای ترکیب معلوم نشود و احیانا ابهام معنایی پدید آید: پاک‏نام، پاک‏دامن، پاک‏رأی.

3.6.1.5.کلمات مرکبی که به دو صورت نوشته می‏شود:

به جز کلماتی که الزاما پیوسته یا جدا نوشته شود، کلمات مرکب دیگر تابع قاعده خاصی نیست و به دو صورت نوشته می‏شود که به برخی از آنها اشاره می‏شود:

الف) پسوند «وار» در برخی کلمات جدا و در برخی دیگر پیوسته نوشته می‏شود: طوطی‏وار، فردوسی‏وار، طاووس‏وار، بزرگوار، سوگوار، خانوار.

ب) نوشتن کلمه «باسمه‏تعالی» و «بسمه‏تعالی» به هر دو صورت جایز است.

ج) اگر واژه مرکب، عدد یک داشته باشد، نوشتن آن به هر دو صورت جایز است: یکسویه، یک سویه؛ یکشنبه، یک شنبه؛ یکسره، یک‏سره؛ یکپارچه، یک‏پارچه.

7.1.5.نکات تکمیلی در رسم‏الخط

الف) جمع واژه‏های فارسی با «ات» غلط می‏باشد، مانند گزارشات، پیشنهادات، که صحیح آن گزارش‏ها، پیشنهادها می‏باشد.

ب) کلمه عربی با علامت عربی جمع بسته می‏شود، مانند: اطلاعات، وجوه، سطوح

ج) پسوند «یت» مصدرساز عربی، برای کلمات فارسی به کار نمی‏رود؛ مثل: رهبریت، شهریت که صحیح آن رهبری و شهری بودن است.

2.5.نشانه‏گذاری‏ها(27)
از آنجا که در جملات مکتوب، عواملی همچون مکث، تکیه، آهنگ و لحن کلام یا اشاره‏ها -که در سخن‏گفتن استفاده می‏شود- وجود ندارند تا گوینده را در انتقال مقصودش یاری دهند، برای رفع ابهام و روشن‏ترکردن مقصود نویسنده و روان خواندن نوشته، از علایم نقطه‏گذاری استفاه می‏شود. استفاده از علایم ویرایش، بیشتر تابع لحن کلام و سبک نویسنده است، با وجود این، گاهی از اصول و قواعدی پیروی می‏کند که سعی می‏شود موارد مهم آنها بیان گردد.

1.2.5 ویرگول (،)

ویرگول نشانه مکث کوتاه است که با توجه به نوع متن و نوع مخاطب، برای درست و روان خواندن نوشته، در حد اعتدال به کار برده می‏شود. در برخی موارد استفاده از آن ضرورت دارد که به برخی از آنها اشاره می‏گردد:

الف) در بین دو کلمه که احتمال دارد خواننده آنها را به هم اضافه کند:

امام، امت اسلام را زنده کرد.

ب) در دو طرف عطف بیان و بدل نیز معمولاً به کار می‏رود:

شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، درباره مسائل جاری گفت...

ج) بین چند کلمه یا گروه که در کنار هم بیایند و از نظر دستوری دارای یک نقش باشند، از ویرگول استفاده می‏شود و دو واحد آخری با «و» به هم عطف می‏شوند:

مردی مؤدب، فروتن، مهربان و نیکوکار بود.

د) میان عبارت‏ها و جمله‏های غیرمستقل یا وابسته:

معمولاً پیش مردم ظاهربین، دانشمند واقعی کسی است که...

ر) برای جداکردن اجزای آدرس‏ها:

قم، بلوارامین، روبروی راهنمایی و رانندگی، مؤسسه پژوهشی حوزه و دانشگاه.

س) برای جداکردن ارقام در جمله:

به این موضوع در صفحه‏های 70، 95، 115 و 420 اشاره شده است.

ص) بعد از کلمه‏ها و عبارت‏های ربطی مانند:

با این همه، به هر حال و... و قیدی، مانند: اولاً، ثانیا، بلی، خیر و...

2.2.5.نقطه‏ویرگول (؛)

نقطه ویرگول برای مکث‏های طولانی‏تر و حدّفاصل بین ویرگول و نقطه است و به نقطه نزدیکتر است که موارد کاربرد آن به شرح زیر است:

الف) قبل از کلمه‏ها و عبارت‏های توضیحی مانند: (مثلاً، یعنی، اما و...) اگر به مفهوم جمله قبل برگردد:

شیخ‏الرئیس گفته است که: «از گاو می‏ترسم؛ برای اینکه گاو شاخ دارد و عقل ندارد»؛ یعنی اینکه از قدرتمند کم عقل باید گریخت.

ب) اجزای وابسته به یک موضوع کلّی، هرگاه به صورت جمله‏های متعددِ ظاهرا مستقل بیان شود:

فراق، کوه را هامون کند؛ هامون را جیحون کند؛ جیحون را پرخون کند؛ پس با این دل ضعیف چون کند؟

ج) هرگاه در بین اجزای قسمت‏های مختلف یک جمله، ویرگول‏های متعدد به کار رفته باشد، نقطه ویرگول برای جدا کردن مجموعه آن قسمت‏ها از یکدیگر به کار می‏رود:

محمد، احمد، حسن؛ علی و محمود را زدند.

د) هرگاه موضوع یک جمله کامل، فهرست‏وار دسته‏بندی شده باشد، پس از پایان هر دسته، نقطه ویرگول، و در آخرین دسته، نقطه می‏آید؛ مانند:

ساختمان واژه‏های فارسی، چند صورت است:

1) ساده: گل، دل، خرد؛

2) پیشوندی: همدل، بینوا، نادان؛

3) پسوندی: کارگر، شنونده؛

4) مرکب: گلخانه، دلنواز، سخنگو؛

5) گروهی: بی دست و پا، آب از سرگذشته.

3.2.5.نقطه (.)

نشانه مکث کامل است که در پایان جمله‏های خبری و امری می‏آید و موارد کاربرد آن به شرح زیر است:

الف) پس از توضیحات پاورقی‏ها، جدول‏ها، نمودارها.

ب) در پایان جمله و پس از ذکر مشخصات منابع که در متن استناد شده است؛ مانند:

(مطهری، 1377، ص 25).

ج) برای مشخص کردن حرف‏های اختصاری، لازم است پس از هر حرف (به جز حرف آخر) نقطه گذاشته شود؛مانند:

ه.ق (هجری قمری)، ق.م (قبل از میلاد)

4.2.5.دونقطه (:)

نشانه توضیح است و به جای کلمه‏ها و عبارت‏های توضیحی (نظیر، مانند، مثل، ازقبیل و...) به کار می‏رود، بدین معنی که آنچه بعد از دونقطه آمده توضیح مثالِ قبل است؛ مانند:

تنها ره سعادت: ایمان، جهاد، شهادت.

الف) قبل از نقل قول‏ها دو ْنقطه می‏آید:

او در کتاب خود گفته است: «شما بودید که رفتید...».

ب) برای جداکردن رقم‏های جزئی از کلی نیز از دونقطه استفاده می‏کنند (در متن‏های فارسی رقم کلی در سمت راست و رقم جزئی سمت چپ می‏آید)، مثلاً جلد سوم صفحه چهل و یک، را به صورت، «3 :41» نشان می‏دهند.

ج) گذاشتن دونقطه پس از عنوان‏های کتاب، مقاله، عنوان اصلی، فرعی و امثال آن لازم نیست.

2.5.علامت سؤال (؟)

در پایان جمله‏های پرسشی مستقیم، علامت سؤال می‏آید؛ همچنین موارد دیگر استفاده از علامت

سؤال عبارت است از:

الف) پس از جمله‏های استفهام انکاری:

چه کسی می‏داند چه خواهد شد؟

ب) بعد از کلمه‏ها یا عبارت‏هایی که به جای جمله پرسشی بیایند:

کدام بهتر است: علم یا ثروت؟

ج) برای بیان مفهوم تردید یا استهزا این علامت در داخل پرانتز (؟) استفاده می‏گردد:

آقای محمدی، استاد نمونه دانشگاه تهران (؟) به مشهد رفته است.

د) هرگاه چند جمله سؤالی پشت سر هم قرار گیرند، معمولاً در پایان تک تک آنها نشانه پرسش می‏آید:

هیچ معلوم نیست از کجا آمده‏اند؟ چه آورده‏اند؟ به کجا می‏روند؟

ر) اگر در ضمن جلمه خبری، جمله‏ای پرسشی نقل شود، باید جمله پرسشی حتما در داخل گیومه قرار گیرد:

طفیلی را پرسیدند که «اشتها داری؟»؛ گفت: منِ بیچاره در جهان همین متاع دارم.

6.2.5.گیومه «»

نشانه‏ای است که برای «مشخص کردن» در موارد زیر به کار می‏رود:

الف) هرگاه عین عبارت نویسنده یا گوینده‏ای نقل شده باشد:

او پرسید «آیا کتابخانه ملی را دیده‏ای؟»

ب) هرگاه برای تأکید یا به دلیل دیگر خواسته شود کلمه یا عبارتی در متن مشخص و متمایز شود مانند:

گفتم «کتاب» را بیاور.

ج) آوردن عنوان مقاله‏ها، سخنرانی‏ها، فصل‏ها، مجله‏ها، اشخاص، کتاب‏ها و... در متن- جایی که در چاپ حروف کج (ایرانیک) به کار نرفته- در داخل گیومه می‏آید.

7.2.5.پرانتز ()

برای جداکردن توضیح‏های نسبتا اضافی به کار می‏رود؛ توضیح هایی از قبیل:

الف) عبارت‏های تکمیل‏کننده و توضیح‏دهنده:

امامان معصوم(ع) احکام دینی را گاهی از راه الهام (نه وحی که خاص پیغمبر است) می‏گرفتند.

ب) معنای لغت‏ها و کلمه‏ها:

جلد پنجم و ششم فرهنگ معین به اعلام (اسم‏های خاص) اختصاص دارد.

ج) تاریخ‏ها:

صائب (986-1081 ه ق) از برجسته‏ترین شاعران سبک هندی است.

د) ذکر مثال‏ها:

روش‏های تحقیق به کار گرفته شده (مثل پیمایشی) در متن...

ر) ارجاع‏ها و ذکر منابع در متن:

(جوادی آملی، 1377، ص 54).

س) برای آوردن علایم اختصاری در متن:

(ق.م)؛ (ره)

8.2.5. خط فاصله (-)

نشانه جداسازی است و بیشتر در دو طرف جمله یا عبارت معترضه می‏آید تا آن را از متن اصلی جمله جدا کند، خط فاصله در جداکردن، از ویرگول قوی‏تر و از پرانتز ضعیف‏تر است؛ به این معنی که خواننده حتما مطلب بین دو ویرگول را باید بخواند، ولی مطلب دو خط فاصله را می‏تواند نخواند. تفاوت آن با پرانتز در این است که عبارت بین دو خط فاصله، جزء جمله به شمار می‏رود و در روال طبیعی جمله می‏توانیم آن را بخوانیم، ولی عبارت داخل پرانتز، توضیحی زاید بر متن است و ممکن است از نظر ترتیب کلمات به گونه‏ای نباشد که بتوانیم آن را بخوانیم (غلامحسین‏زاده، 1372، ص 50):

نهضت بیداری مسلمان‏ها در بسیاری از کشورهای اسلامی -برخلاف آنچه که تصور و تبلیغ می‏شود- فرزند انقلاب نیست، برادر آن است.

الف) در آغاز بندهای کوتاه فرعی که بدون شماره‏گذاری یا دسته‏بندی عددی و حرفی بعد از دو نقطه قرار می‏گیرند: کارمند خوب کسی است که:

- اهداف کارش را بداند؛

- نیازهایش را بشناسد و...

ب) برای پیونددادن یک ترکیب دو وجهی:

فرهنگ ایرانی-اسلامی؛ قطار تهران-مشهد

ج) به معنی «تا» در بین دو عدد:

ساعت 9-8 درس دارم.

6.تایپ مقاله

امروزه تقریبا اکثر مجلات علمی، مقالات خود را به صورت تایپ شده می‏پذیرند، بدین روی و برای تکمیل شدن بحث، برای آشنایی مؤلفان محترم، برخی از اصول تایپ، بیان می‏گردد.

الف) عنوان مقاله در وسط سطر و با فاصله چهار سانتی‏متر از بالا با قلم یاقوت، شماره شانزده تایپ می‏گردد.

ب) نام مؤلف در زیر عنوان و در وسط سطر و با فاصله 5/1 سانتی متر، با قلم ترافیک، شماره ده تایپ می‏شود.

ج) رتبه علمی و محل خدمت مؤلف یا مؤلفان با علامت ستاره () یا شماره در پاورقی همان صفحه و با قلم لوتوس نازک شماره دوازده که متناسب با قلم پاورقی است، تایپ می‏گردد.

د) عناوین فرعی مقاله با شماره‏های تفکیک‏کننده مانند: 1.، 2.، 3.، و...، با قلم لوتوس سیاه، شماره چهارده تایپ می‏گردد.

ر) عناوین فرعی‏تر با شماره‏های تفکیک کننده 1.1، 2.1 و... با قلم لوتوس سیاه، شماره سیزده تایپ می‏گردد.

س) متن مقاله با قلم لوتوس نازک، شماره چهارده تایپ شده و ابتدای هر پاراگراف یا بند با کمی تورفتگی (اشپون) با فاصله 5/0 سانتی متر آغاز می‏گردد.

ص) فاصله بین سطرهای متن 5/1 سانتی متر و فاصله آنها از عنوان‏های فرعی دو سانتی متر است.

ط) فاصله حاشیه صفحه‏ها از هر طرف دو سانتی متر و از بالا و پایین نیز دو سانتی متر است و فاصله آخرین سطر با پاورقی یک سانتی متر است.

ع) نقل قول‏های مستقیم در داخل گیومه با قلم لوتوس نازک، شماره دوازده تایپ می‏گردد.

ف) شماره صفحات در گوشه سمت چپ و بالای صفحه تایپ می‏گردد.

ق) مقاله فقط بر یک طرف صفحه تایپ می‏شود.

ک) باید در تایپ مقاله از به کاربردن قلم‏های متنوع و متفاوت اجتناب شود.

ل) قلم انگلیسی لازم برای تایپ پاورقی، Times Mediumبا شماره هشت است و همین قلم برای انگلیسی در متن و منابع با شماره ده استفاده می‏شود.

7. ویرایش متن

ویرایش متن بر عهده ویراستار است که باید طبق قوانین مربوط به نشر و ضوابط علمی صورت دهد. هرچند ویرایش، وظیفه محقق نیست، برای آشنایی محققان، به توضیحی اجمالی در این رابطه می‏پردازیم:

هر اثر تحقیقی دو نوع ویرایش می‏شود: ویرایش فنی و ویرایش محتوایی.

1.7.ویرایش فنی

در ویرایش فنی مسائلی از قبیل به دست دادن ضبط لاتینی نام‏ها یا معادل فرنگی اصطلاحات فنی، تعیین محل تصاویر، اشکال و جدول‏ها، مراعات شیوه مناسب برای معرفی مشخصات کتاب‏شناسی، تهیه فهرست مندرجات، فهرست تفصیلی، واژه‏نامه، فهارس دیگر، تنظیم صفحه عنوان و صفحه حقوق، اعراب گذاری‏های لازم، تبدیل مقیاس‏ها و سنوات، توضیح لازم برای برخی از اصطلاحات، معرفی اجمالی بعضی از اعلام در صورت نیاز انجام می‏شود.

2.7. ویرایش محتوایی

هر نوع کاستی و نادرستی نحوی و زبانی در این ویرایش اصلاح می‏شود. اگر اثر تحقیقی، متن تصحیح شده باشد، به بدخوانی‏های مصحح توجه و با مراجعه به منابع - در صورت همکاری مصحح و در اختیار قرار دادن منابع- از درستی واعتبار توضیحات و تعلیقات وی اطمینان حاصل می‏شود. در مورد آثار ترجمه شده مطابقت تمام وکمال ترجمه با متن اصلی لازم است (دهنوی، 1377، ص 100).

8.پیوست‏ها

اگر مقاله علمی دارای مطالبی باشد که در گزارش پژوهش علمی ضروری نیست، مؤلف آن را در پیوست‏ها، ضمیمه مقاله می‏نماید. به‏طور کلی آنچه پرسشنامه را در درک، ارزشیابی و تکرار پژوهش یاری می‏کند، مانند نسخه کاملی از آزمون‏ها یا پرسش نامه‏های چاپ نشده و شاخص‏های آماری آنهاو...، می‏تواند در پیوست آورده شود.

در این بخش، برخی از پیوست‏های مربوط به این مقاله آورده شده است:

1.8.فرم ارزیابی مقاله مربوط به تحقیقات میدانی (شماره 1).
2.8.فرم ارزیابی مقاله مربوط به تحقیقات کتابخانه‏ای (شماره 2).
3.8.فرم ارزیابی مقاله مربوط به ترجمه (شماره 3).
4.8.نشانه‏های ویراستاری.
منابع

- احمدی گیوی، حسن، حاکمی، اسماعیل؛ شکری، یداللّه‏ و طباطبایی، محمود (1368). زبان و نگارش فارسی. تهران سمت.

- اعتماد، شاپور؛ حیدری، اکبر؛ سربلوکی، محمدنبی و مهرداد، سید مرتضی (1381). معرفی نظام ارزیابی مجلات علمی. تهران، مرکز تحقیقات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری.

- ترابیان، کیت(1987). راهنمای نوشتن مقالات در طول ترم: پایان نامه‏های کارشناسی ارشد و دکتری. ترجمه محسن قنبری(1380). قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

- دلاور، علی(1371). روش‏های تحقیق در روان‏شناسی و علوم تربیتی. چاپ سوم. تهران، دانشگاه پیام نور.

- دهنوی، حسین(1377). روش تحقیق. چاپ سوم. قم، نشر معروف.

- سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس و حجازی، الهه (1379). روش‏های تحقیق در علوم رفتاری. چاپ سوم. تهران، برگه.

- سیف، علی‏اکبر(1375). روش تهیه پژوهشنامه در روان‏شناسی و علوم تربیتی. تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.

- غرویان، محسن(1368). آموزش منطق. چاپ اول. قم، مؤسسه انتشارات دارالتعلیم.

- غلامحسین‏زاده، غلامحسین (1372). آیین نگارش و ویرایش. تهران، سمت.

- فرهنگستان زبان وادب فارسی (1382). دستور خط فارسی. چاپ دوم. تهران، آثار فرهنگستان.

- مطهری، مرتضی(1372). آشنایی با علوم اسلامی. چاپ پنجم. قم، دفتر انتشارات اسلامی.

- هومن، حیدرعلی(1374). شناخت روش علمی در علوم رفتاری. چاپ دوم. تهران، پارسا.

- هومن، حیدرعلی(1378). راهنمای تدوین گزارش پژوهشی: رساله و پایان نامه تحصیلی، تهران، پارسا.


1. عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

2. محققان برای آشنایی با ملاک‏های محتوایی و ساختاری، به فرم های ارزیابی مقالات مراجعه فرمایند.

 

3. Theory


4. Explanation .

5. Research.

6 .Methodology.

7 .Abstract.

8 .Key Words.

9.Scientif Method.

10.Introduction.

11.Method.

12. Subjects.

13.Instruments .

14.Research Design.

15 . Procedure

16.Deta Analysis.

17 . results.

18.Discussion.

19.Interpretation .

20.Canclusio.

21.Referrals.

22. Citation.

23. Mc burney.

24. راه تشخیص آن در کتاب فهرست مستند «اسامی مشاهیر و مؤلفان» اثر کتابخانه ملی آمده است.

25. Edition.

26. لازم به یادآوری است تمام آنچه در بخش رسم‏الخط بیان می‏شود، برگرفته از کتاب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (1382) می‏باشد به جز آنجایی‏که ارجاعِ مجزا داده شده است.

27. تمام مباحث مربوط به نشانه‏گذاری‏ها از دو کتاب «زبان و نگارش فارسی» تألیف دکتر حسن احمدی گیوی و همکاران و کتاب «آیین نگارش و ویرایش» اثر دکتر غلامحسین غلامحسین‏زاده از انتشارات «سمت» گرفته شده‏است.
تعداد بازدیدها : 40273


موضوعات مرتبط: دانشجویان دانشگاه پیام نور، همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 1:23 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 1:20 ] [ بهروز علمی مریان ]
کى از مسائل مهم در تعلیم و تربیت نوجوانان جامعه، به ویژه قشر دانش‌آموز، توجه لازم به اوقات فراغت آنان است؛ چراكه اگر فعالیت متناسب با هنجارهاى اجتماعى براى آن ها در نظر گرفته نشود، ناهنجارى‌هاى اجتماعى بسیارى را سبب خواهد شد.

بنابراین، پر نمودن اوقات فراغت مورد توجه كارشناسان علوم تربیتى و اجتماعى قرار گرفته است كه مى‌توان از آن در جهت كسب ارزش‌هاى اجتماعى استفاده بهینه نمود و در غیر این صورت، مى‌تواند ضایعات جبران‌ناپذیرى را به قشر نوجوان جامعه وارد سازد.
با توجه به این كه این قشر بیشتر تحت تأثیر آسیب‌هاى اجتماعى قرار مى‌گیرد و در دوران بلوغ دچار هیجانات، احساسات و عواطف شدیدى هستند، بررسى این مسئله از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است تا بتوان به نوعى از انحرافات در این دوره پیش‌گیرى نمود.
اوقات فراغت، هدایت و تربیت

امروزه پر نمودن بهینه اوقات فراغت نوجوانان و جوانان از جمله مسائل مهم این قشر آینده‌ساز و ارزشمند محسوب مى‌شود و بر اساس نتایج تحقیقات متعدد، یكى از علل انحرافات اجتماعى قشر جوان پر ننمودن بهینه اوقات فراغت آنان است.

از این‌رو، مسئله اوقات فراغت نوجوانان و جوانان توجه دست‌اندركاران تعلیم و تربیت و صاحب‌نظران علوم رفتارى را به خود جلب نموده و شكّى نیست كه نداشتن برنامه‌اى سودمند براى گذراندن بهینه اوقات فراغت قشر جوان زمینه را براى بروز بسیارى از مفاسد اجتماعى فراهم مى‌آورد.

 

اوقات فراغت به دلیل این كه عارى از تكاپوى موظف و تنش‌ها و فشارهاى ذهنى و روانى است، از بهترین شرایط براى اصلاح عادات ناپسند و رفتارهاى نامطلوب در فرد به شمار مى‌رود.

 

در زمینه اوقات فراغت پژوهش‌هایى صورت گرفته كه نشان مى‌دهد استفاده بهینه و برنامه‌ریزى درست از اوقات فراغت مى‌تواند ارتباط نزدیكى با بهداشت روانى، بروز خلّاقیت و جلوگیرى از انحرافات اخلاقى و اجتماعى داشته باشد.

 

یكى از روان‌شناسان در پژوهشى پیرامون «هنگامه‌هاى فراغت، زمینه‌ساز بهداشت روانى و بستر خلّاقیت‌ها» بیان مى‌كند كه بهره‌گیرى از ساعات و ایام فراغت، عامل مهمى در پیش گیرى از تأثیرات نامطلوب فشار روانى، هم چون اضطراب و هیجان‌زدگى است و نقش بسزایى در تأمین بهداشت روانى و تبلور اندیشه‌هاى آزاد خواهد داشت.

«اولین امتیاز استفاده از اوقات فراغت، جلوگیرى از هرز رفتن نیروها و هدر دادن خلّاقیت‌هاست.»

هم چنین بررسى‌هاى متخصصان تربیت بدنى (نبوى و ذكایى) نشان مى‌دهد كه بسیارى از ناراحتى‌هاى جسمى مانند : اسهال، یبوست، ناراحتى‌هاى معده، كوفتگى عضلانى، سردرد و ناراحتى‌هاى پوستى، ریشه روانى از قبیل ترس، خشم، یأس و ناامیدى دارند.

پرداختن به امور تفننى، تفریحى و فرهنگى كه بر اساس میل و رغبت فرد صورت گیرد، نوعى رضایت‌خاطر و آرامش خیال را به دنبال دارد و افراد معمولا در پرتو استفاده از اوقات فراغت، اضطراب و نگرانى‌هاى خویش را رها نموده، به آرامش و آسایش لازم دست مى‌یابند.

  

اوقات فراغت، هدایت و تربیت

تعریف اوقات فراغت

در تعریف اوقات فراغت با عنایت به لغت‌نامه‌ها و نظریات صاحب‌نظران متعدد علوم رفتارى، مى‌توان به موارد ذیل اشاره نمود :

فرهنگ عمید فراغت را به معناىآسودگى و آسایش و آسودگى از كار و شغل معنا كرده است.

در لغت‌نامه دهخدا نیز فراغت به معناى آسایش، آرامى و استراحت و ضد گرفتارى از كار و شغل معنا شده است.

برخى از صاحب‌نظران آن را «فعالیت براى خود» یا «زمان آزاد» یا «زمان فروخته نشده‌اى كه متعلق به فرد است» و «زمانى كه فرد به میل خود از آن استفاده مى‌كند» توصیف نموده‌اند.

 

با عنایت به مباحث مزبور، مى‌توان اوقات فراغت را زمان‌هایى دانست كه یك فرد وراى انجام وظایف فردى و اجتماعى خویش دارد و مى‌تواند آن را با میل خود در امور مختلف صرف كند و بسته به این كه چگونه و با چه وسیله‌اى این اوقات پر شود، مى‌تواند پربارترین و شوق‌انگیزترین لحظات و یا بعكس ملال‌آورترین، بى‌بارترین و حتى مفسده‌انگیزترین دقایق باشد. 

تاگور اندیشمند هندى مى‌گوید: «تمدن بشرى نتیجه استفاده درست از اوقات فراغت است.»

 

اهمیت اوقات فراغت

بحث در مورد پر نمودن بهینه اوقات فراغت نوجوانان و جوانان از آن حیث مهم است كه این اوقات هم چون شمشیرى دولبه است؛ لبه‌اى از آن مى‌تواند رشد دهنده و اصلاح گر باشد و لبه‌اى دیگر زایل‌كننده نیروى جوانى و حتى بیهودگى و فسادانگیز.

 

به همین علت، مى‌توان ادعا نمود نحوه گذراندن اوقات فراغت، چه از جنبه‌هاى مثبت و سازنده و چه از جنبه‌هاى مخرّب و فسادانگیز، در حدى است كه سایر جنبه‌هاى زندگى هر فرد را به طور چشم گیرى تحت‌الشعاع قرار مى‌دهد.

اوقات فراغت، هدایت و تربیت

بنابراین، فعالیت‌هاى مربوط به اوقات فراغت بسته به سازنده یا نامطلوب بودن آن، در رشد و شكوفایى و یا بعكس در تخریب و انحطاط شخصیت نوجوانان و جوانان مۆثر است.

بنابراین، بهره‌گیرى از ساعات و ایام فراغت، عامل مهمى در پیش‌گیرى از تأثیرات نامطلوب «فشار زمان» هم چون اضطراب و هیجان‌زدگى است و نقش به سزایى در تأمین بهداشت روانى و تبلور اندیشه‌هاى آزاد خواهد داشت.

به دلیل همین اهمیت، متفكران بسیارى درباره آن اظهارنظر كرده‌اند.

 

براى نمونه، فرانسیس دوكه مى‌گوید: به من بگویید اوقات فراغت خود را چگونه مى‌گذرانید تا بگویم كه هستید و فرزندانتان را چگونه تربیت مى‌كنید. 

 

جان فوراستیه مى‌گوید: فراغت هدیه‌اى است كه به ما عطا كرده‌اند، اما شیوه استفاده از آن را نمى‌دانیم. 

تاگور مى‌نویسد : تمدن‌هاى انسانى سرمایه‌هاى جاویدانى هستند كه از كاشت، داشت و برداشت‌هاى صحیح اوقات فراغت متجلّى گشته‌اند.

از سوى دیگر، تحقیقات متعدد نشان داده است كه رواج انواع تفریحات انحرافى در بسیارى از كشورهاى غربى و در برخى از كشورهاى در حال توسعه، ناشى از نداشتن امكانات مناسب تفریحى است.

 

طبیعى است جوان كنجكاو و پرانرژى اگر از تفریحات سالم برخوردار نبوده و این امكان را نداشته باشد كه با ثمربخش ساختن وقت آزاد خود روحیه كنجكاو و خلّاق خویش را ارضا نماید، امكان این كه به سوى فعالیت‌ها و تفریحات ناسالم كشیده شود، زیاد است.

اوقات فراغت، هدایت و تربیت

در همین زمینه، تحقیقى كه در سال 1376 در شهرستان محلّات انجام گرفت نشان داد 5/65 درصد از نوجوانان و جوانان بزهكارى كه در آن شهرستان مورد تحقیق قرار گرفته‌اند، فقدان وسایل تفریحات سالم را به مقدار «زیاد» و «تا حدودى» از عوامل مۆثر در بزهكارى خود عنوان نموده‌اند.

البته نبودن وسایل تفریحات سالم، به هیچ وجه دلیل منحصر به فرد انحرافات اجتماعى نیست، ولى غالبآ یكى از موجبات آن محسوب مى‌شود.

به هر روى، ضرورت توجه به این موضوع كه گذران مناسب و متنوع اوقات فراغت نوجوانان و جوانان مى‌تواند متضمن كمك به رشد و شكوفایى استعدادهاى آنان در كاهش افسردگى‌ها و انحرافات اجتماعى باشد، امر غیرقابل انكارى است و این حقیقت را نمى‌توان نادیده گرفت كه یكى از جنبه‌هاى مهم حیات بشر كه بخش قابل توجهى از زندگى او را به خود اختصاص مى‌دهد، اوقات فراغت است.

 

«اوقات فراغت یعنى آزاد شدن از یك دوره مصرف انرژى و تمركز خاص بر حالتى دیگر كه ممكن است استراحت، تجدید قوا، تنوع و تغییر فرصت ارزشیابى از خود باشد.»

هم چنین جوان بودن جمعیت كشور ما، كه یكى از ویژگى‌هاى اصلى آن محسوب مى‌شود، ضرورت توجه به اوقات فراغت آنان را كه آینده‌سازان این كشور اسلامى خواهند شد، به خوبى ملموس و مشهود ساخته است؛ چراكه جوانان به طور طبیعى مایلند در ساعات فراغت از تفریحات لذت‌بخش و نشاط‌آور استفاده كنند و بدین‌ وسیله موجبات مسرّت و آرامش خود شوند و این در حالى است كه عدم توجه به مسئله اوقات فراغت نوجوانان و جوانان موجب خواهد شد تا مروّجان فرهنگ غرب با برنامه‌ریزى‌هاى شوم، حساب‌شده و منحرف‌كننده خود و با در اختیار داشتن پیشرفته‌ترین فناورى‌ها باعث رواج فساد و ابتذال میان نوجوانان و جوانان شده و اهداف خود را تحقق بخشند.

 

«جامعه سالم جامعه‌اى است كه اعضاى آن بتوانند ضمن رفع نیازهاى زندگى از طریق اشتغال متعارف، از سرگرمى‌هاى سالم، روابط انسانى مطلوب و شعف عاطفى كه از صرف صحیح اوقات فراغت خویش حاصل مى‌كنند چنان مسرور شوند كه براى لذتى زودگذر، راه انحراف در پیش نگیرند.»

با عنایت به موارد فوق، اگر مسئولان جامعه و خانواده‌ها هدایت و راهنمایى نوجوانان و جوانان را در خصوص اوقات فراغتشان بر عهده نگیرند، احساسات جوانى آنان و یا مروّجان بى‌رحم فرهنگ منحط غرب راهنماى این نسل ارزشمند و آینده‌ساز خواهد شد و نه تنها نوجوانان و جوانان نخواهند توانست از اوقات فراغت خود بهره بگیرند، بلكه اوقات فراغت آنان با ابتذال پر خواهد شد.

بنابراین،

بجاست به منظور تحقق اهداف مقدس نظام اسلامى‌مان، با سرمایه‌گذارى، برنامه‌ریزى و سیاست‌گذارى مناسب عنایت بیش ترى به اوقات فراغت نوجوانان و جوانان شود. 

ویكتور پوشه، از مشاهیر جهان طب، به دولت خود پیشنهاد مى‌كند در دبیرستان‌ها به جاى تدریس زبان‌هاى یونانى و لاتین، از ورزش استفاده شود تا به وصیت فرنسیس بیكن كه مى‌گفت: ورزش كنید تا تندرست و سالم باشید

زیرا تن سالم براى روان به حكم یك مهمان‌خانه است

موضوعات مرتبط: همراه معلمان، آموزش وپرورش
[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 11:2 ] [ بهروز علمی مریان ]
الفبای معلمی آ : آمادگي براي تدريس ا : ايجاد ارتباط مناسب با دانش آموزان ب : بودجه بندي زمان آموزش پ : پويايي و تحرك دركلاس و پاداش دادن بموقع ت : تدريس كارآمد و يادگيري محور ث : ثبات روحي – رواني وپرهيزازدوگانگي شخصيت ج : جهت دادن به آموزش وفرآيند يادگيري دانش آموزان چ : چالش پذير نمودن دانش آموزان درجريان آموزش ح : حمايت از طرح هاي مديريتي مدرسه خ : خوش خلق بودن هميشگي د : درايت و دقت نظر در كار ذ : ذهنيت مثبت نسبت به تمامي دانش آموزان ر : رهبري و هدايت برنامه هاي خود ز : زمينه سازي رشدوشكوفايي استعدادهاي دانش آموزان ژ : ژرف انديشي و دراختيار داشتن استراتژي راهبردي س : سازماندهي افراد و برنامه ها ش : شناسايي نقاط قوت و ضعف ص : صبور بودن دربرابررفتار دانش آموزان و مشكلات ض : ضابطه مداري درحين رابطه مداري ط : طراحي الگوي مناسب آموزشي و مديريت كلاس درس ظ : ظريف بيني درحين وسعت ديد ع : عشق ورزيدن به كار و دانش آموزان غ : غنيمت شمردن فرصت ها در مدرسه ف : فرآيند محوري در كارها و فكركردن قبل از عمل ق : قدرت انتقال مفاهيم آموزشي و قبول اشتباهات ك : كاهش استرس دانش آموزان وكنترل كيفي برنامه ها گ : گزينش بهترين طرح ها ي آموزشي و اجراي آن ل : لبخند به لب داشتن در هنگام برخورد با دانش آموزان م : مهندسي دوباره خود و برنامه ها ن : نظارت و كنترل دانش آموزان و : وارستگي و وقت شناسي ه : هوشياري در كارها و هماهنگ سازي منابع ي : ياري رساندن به دانش آموزان در هر شرايط


موضوعات مرتبط: دانشجویان دانشگاه پیام نور، همراه معلمان، آموزش وپرورش
برچسب‌ها: ویژگیهای یک تدریس خوب
[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 11:0 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ دوشنبه نهم تیر 1393 ] [ 13:50 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ] [ 23:57 ] [ بهروز علمی مریان ]

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 13:55 ] [ بهروز علمی مریان ]

150 نکته در زمینه مراحل رشد کودک ونوجوان

 

 

 

1 تا 2 سالگی :

 

1. برای رشد حس تعادل و احساس امنیت، کودک نیاز دارد که در آغوش گرفته شود.
2. توجه سریع به کودک هنگامیکه گریه می کند باعث رشد احساس ایمنی و اطمینان او می گردد.
3. لالائی، تکان دادن و به آرامی به پشت کودک زدن و بغل گرفتن او باعث می شود که به خواب رود.
4. اختصاص یک اطاق برای کودک از لحاظ آرامش او و راحتی خودتان حائز اهمیت است.
5. انس و همدمی و بازی با پدر و مادر برای هر کودکی اهمیت دارد.
6. در این سن با یک کمک مختصر، کودک می تواند برای رفتن به توالت به تنهایی اقدام نماید.
7. کودک برای رشد توانایی خود از لحاظ ارتباط نیاز به تمرین تکلم و گوش دادن دارد.
8. کودک نیاز به یک مادر آسوده خاطر و مدبر دارد. مادر که هم برای خودش و هم برای کودکش در فکر برنامه استراحت و تفریح باشد.
9. کانون خانواده باید از یک جو تفاهم و یکدلی برخوردار باشد زیرا تنش های عصبی ( دعواها ) بچه ها را عصبی می سازد.
10. کودک باید تا حد معقول از آزادی برخوردار باشد، با ممنوعیت های زیاد از حد نباید او را محدود ساخت.
11. کودک از طریق اظهار وجود، احساس شخصیت را در خود رشد می دهد.
12. کودک نیاز دارد که او را عضوی از خانواده به حساب آورند.
13. از جمله نیازمندیهای کودک اسباب بازی و چیزهایی است که بتواند آنها را مهار کند نه چیزهایی که قادر نباشد آنها را به کار گیرد.
14. باید فضا و امکانات لازم را برای حرکت آزادانه کودک و تکاپو و پویش او ایجاد نمود.
15. کودک نیاز دارد آزادانه بازی کند ، بدود، بالابرود، جست و خیز کند و خودش را کثیف کند.
16. هنگامی که کودک می خواهد غذایش را خودش بخورد اجازه این کار را به او بدهید. حتی اگر این کار را بدرستی انجام ندهد.
17. کودک نیاز دارد اعضای بدنش پاک و تمیز باشد.
18. کودک نیاز به احساس وجود مادر و آغوش و نوازش او بخصوص هنگام شیرخوردن دارد.
19. اسباب بازیهای اولیه کودک باید به گونه ای باشد که نیازهای او را از نظر در دست گرفتن، زمین زدن و مکیدن و پرت کردن ارضا کند.
20. کودک نیاز دارد که والدینش دریابند که او کودک است و دنیای خاص خود را دارد.
21. کودک را باید تشویق کرد تا بتواند محبت و علاقه اش را نسبت به دیگران ابراز کند.
22. غالبا" کودک نیاز دارد آشکارا نسبت به او ابراز محبت شود زیرا که با این کار یاد می گیرد که به دیگران متقابلا" محبت نماید.

 

3 سالگی :

 

23 . در این سن کودک آمادگی دارد در تمیز کردن میز و منظم کردن اطاق بهم ریخته اش همکاری نماید.
24 . در این سن کودک گاهی همبازی های خیالی خلق می کند و خود را به قالب حیوانات در می آورد.
25 . گاهی سر به سر خواهران و برادران خود می گذارد و گاه با آنها همراه می شود.
26 . سه چرخه سواری را یاد می گیرد و می خواهد همراه مادرش به بازار برود.
27 . در زمانی که بازی کودکان به پرخاشگری و حالت تهاجم در قالب کلمات و حرکات می انجامد، نیاز به راهنمایی دارند.
28 . اختلاف جنسی را درک می کند و در این مورد گاهی اوقات سئوال میکند که باید به طور ساده پاسخ داده شود.
29 . دوست دارد داستانهای آشنا بدون تغییر برایش خوانده شود و از توصیف تصاویر لذت می برد.
30 . گاهی از تاریکی، سگ و دیگر حیوانات می ترسد که در این مورد به دلداری نیازمند است.
31 . این درک را می نماید که والدینش قصد خروج از خانه دارند یا از این عمل استقبال می نماید و با آنها خداحافظی می کند یا حالت مخالفت بخود می گیرد و این عمل ممکن است تا سنین بالاتر ادامه یابد.
32 . در زمانیکه با خانواده غذا می خورد سعی دارد با حرکاتی توجه دیگران را جلب نماید. در این سن می تواند به تنهایی غذا بخورد.
33. کودک علاقه مند است که در آماده کردن حمام و شستن خودش کمک نماید. دلش نمی خواهد از حمام بیرون بیاید.
34. موقعی که از خواب بیدار می شود خوشحال است و دوست دارد در اطراف اتاق والدین جست و خیز کند.
35 . غالبا" هنگام بیدار شدن گریه سر می دهد و بعد از رفع حاجت به کمک مادرش حالت خواب آلودگی در او از بین می رود.
36. می تواند، شلوار، جوراب، کفش و بلوزش را به تن کند و نیز می تواند به راحتی لباسش را از تن درآورد و دکمه های پیراهنش را باز کند. اما نمی تواند دکمه های آن را ببندد.
37. معمولا" برای صبحانه اشتهای خوبی داردو با مهارت غذایش را می خورد. در این مورد نیاز چندانی به والدینش ندارد.
38. موقعی که غذایش در حال آماده شدن است درخواست چیزهای مورد علاقه اش مثل میوه، گوشت و شیر را می کند.
39. توانایی در بازی کردن با سایر بچه ها را بدست می آورد. در انتخاب دوستانش سلیقه خاص خود را دارد.
40 . دوست دارد کم و بیش حدود نیم ساعت در رختخواب بازی کند.
41 . معمولا" درخلال شب از خواب برمی خیزد. ممکن است از رختخواب بیرون بیاید و در اطراف خانه به پرسه زدن مشغول شود.
42. در این سن در مورد خوابهایی که دیده است شروع به صحبت می کند.
43 . ممکن است دلش بخواهد با مادرش به رختخواب برود اما والدین معمولا" می توانند با ماندن در کنار او برای مدتی او را از این کار منصرف سازند.
44. نسبت به والدین بخصوص مادر ابراز محبت می نماید.
45 . از بازی با پدر استقبال می کند.
46 . از نقاشی کردن با مداد رنگی و مدل سازی با خاک رس لذت می برد. اشکالی می کشد که بندرت شبیه چیزهایی است که قصد کشیدن تصویر آنها را دارد.
47 . به بزرگترها گوش می دهد. خواستار جلب رضایت و تشویق آنها است و نیز علاقه مند به تسلط در بکارگیری لغات جدید می باشد.

 

4 سالگی :

 

48 . کودک چهارساله قادر است بخوبی حرف بزند و بعضی اوقات این عمل را به صورت مشاجره نشان می دهد.
49. بازیهای کودکانه نیاز به نظارت دارند. مشاجرات ممکن است به زدن مشت و لگد منجر شود.
50 . کودک گاهی با مشاجره و گاهی نیز با دعوا ( اصطکاک فیزیکی ) از فرمان مادر سرباز می زند.
51 . در این سن کودک شروع به فراگرفتن قوانین و ممنوعیتها می کند مثلا" می داند که توپ برای پرت کردن می باشد نه سنگ و چیزهای دیگر
52 . ممکن است پسرها با عروسک بازی کنند و دختران به اسباب بازیهای پسرانه تمایل نشان دهند ضمنا" اگر نسبت به اسباب بازی های مربوط به خودشان ابراز علاقه نمایند اشکالی ندارد.
53 . کودک بیشتر اوقات با ناز وعطوفت به والدین می چسبد و دوست دارد که در آغوش گرفته و نوازش شود .
54 . اگر مادر کمی نظارت کند کودک می تواند خودش استحمام کند و نیز قسمتی از بدن خود را خشک نماید.
55 . معمولا" صبح ها با یک حالت نشاط از خواب برمی خیزد و نسبت به رفع نیازهای خود اقدام می کند.
56 . اگر لباسش در دسترس باشد می تواند خودش لباسش را بپوشد.
57 . از مهدکودک و بازیهای جمعی لذت می برد. زیرا بازی با دیگران را نسبت به بازی در تنهایی ترجیح می دهد.
58 . خیلی با انرژی است. در سوار شدن سه چرخه و بالارفتن از چیزهایی مانند نردبان و ... چالاک است و می تواند بعضی از ابزار را به کار برد.
59 . غالبا" برادران و خواهران بزرگترش را عصبی، کوچکترها را مورد اذیت و آزار قرار می دهد.
60 . اشتهایش نسبتا" خوب و در حال بهتر شدن است از چیزهای بخصوصی خوشش می آید و از بعضی چیزها بدش می آید و در غذا خوردن مهارت پیدا کرده است.
61 . بعد از نهار به استراحت می پردازد اما به ندرت چرت می زند. بی سروصدا بازی می کند.
62. می تواند به تنهایی به دستشویی برود. می تواند ادرار خود را کنترل کند.
63. با مهره ها ساختمانهای پیچیده ای می سازد و از کار خود تعریف می کند و دوست دارد پدرش در این کار به او کمک کند.
64. در این سن کودک بیش از هر موقع دیگر هنگام ناراحتی و اذیت شدن گریه سر می دهد و نیاز به ناز و نوازش دارد ولی بلافاصله باید او را به حال خود گذارد ( بعد از نوازش ).
65. بچه دائم در حال پرسش است برای اینکه هم اطلاع کسب کند و هم صحبت نماید.
66. به اشعار و داستانهای پرماجرا با علاقه گوش می دهد. خصوصا" داستانهایی که در مورد چگونگی کار وسایل و دستگاهها می باشند.
67. او دوست دارد با خانواده اش غذا بخورد اما با صحبت کردن و میز غذا را ترک کردن ایجاد وقفه در غذا خوردن می نماید.
68 . از تاریکی و حیوانات، ماشین آتش نشانی و ... می ترسد و نمی خواهد که مادرش از منزل بیرون برود.
69. در این موقع کودک شبها کمتر از خواب بیدار می شود مگر اینکه بخواهد به دستشویی برود، در این زمان نیاز به کمک دارد.
70 . بدون مخالفت زیاد به رختخواب می رود بخصوص که وقت خواب را بداند.
71. جهت فکر و عمل باید به کودک وقت داد.
72. کودک باید فرصت هایی داشته باشد تا مستقلا" عمل نماید.
73. او دوست دارد آزادانه دوستانش را به خانه بیاورد و این کار مورد قبول والدینش قرار بگیرد.
74. کودک به بازیهای ساده گروهی، جست و خیز و فعالیت نیاز دارد.

 

5 تا 7 سالگی

 

75. مدرسه می تواند یک حالت تکامل در فرزند ما ایجاد نماید اگر چه او هنوز در انجام بعضی از کارها کند است.
76. هنگام بازگشت از مدرسه باید از کودک به گرمی استقبال نمود و با او به صحبت پرداخت.
77. اگر گهگاهی بعد از یک روز درس و مشق از کوره در می رود نیاز به تفاهم دارد.
78. به کودک جهت کارهای خلاقه متناسب با استعدادشان فرصت دهید.
79. کودک جهت بازی به فضا و وسایل لازم نیازمند است و ضمن همین بازیها است که او چیزهای زیادی فرا می گیرد.
80. والدین با آگاهی به این امر که کودک آمادگی لازم جهت خواندن را دارد می توانند او را یاری دهند و این موضوع ارتباط به سن معینی ندارد.
81. کودک نیاز به فرصت جهت پوشیدن لباس دارد.
82. آموزش ترتیبات مربوط به بهداشت شخصی را در این سن آغاز نمایید.
83. باید در کودک این احساس را ایجاد نمود که رفتن به مدرسه یک ماجرای هیجان انگیز است نه تبعید به مکانی که مقررات و انضباط خشک در آن حکمفرماست.
84. در برابر ریخت و پاش کودک گذشت و اغماض داشته باشید.
85. پدر با پسر و مادر با دختر باید فرصتهایی جهت دوستی ایجاد نمایند.
86. با تاکید برخصلتهای خوب فرزندانمان شخصیت او را بسازیم و از انتقاد نقاط ضعف او بپرهیزیم.
87. باید پسران را تشویق کرد که خصوصیات مردانه و دختران خصوصیات زنانه را کسب کنند.

 

 8 تا 10 سالگی

 

88. از اینکه احساس کند فردی مفید و مهم است لذت می برد. فعالیتهای باشگاهی و پیشاهنگی را دوست دارد.
89. دوست دارد در جمع گروه سنی خود مورد قبول واقع شود و با نظراتش موافق باشند از تنها بودن تنفر دارد.
90. از الگوهای گروه سنی خود در رابطه با طرز لباس پوشیدن- سخن گفتن- بازی و رفتار تبعیت می کند.
91. مقرری یا درآمدی که در ازای کار بدست می آورد به او کمک می کند که ارزش پول و استقلال را بیاموزد.
92. در این سنین کودک در پی کسب اطمینان و پشتیبانی والدین خویش می باشد.
93. بزرگسالان باید مواظب باشند که بچه ها خسته و بیش از اندازه هیجان زده نشوند.
94. دویدن- جست و خیز و ... دیگر کارهای مشکل برای آنها ضروری است.
95. فعالیت های دور از خانه ( مثل کارهای اردوئی ) به او مجال می دهد که حس ماجراجوئی خود را ارضا نماید.
96. لازم است والدین بدانند که کودک در این سنین هنوز آماده نیست که رفتار بزرگسالان را داشته باشد.
97. کمک او در کارهای خانه او را به قبول مسئولیتها عادت می دهد.
98. کودک در این سن نیاز به یک الگوی بزرگسال دارد از لحاظ صبوری، اصول اخلاقی و اهداف زندگی.
99. علاقمند به مشارکت در برنامه ها و فعالیتهای خانوادگی است.
100. باید نسبت به تمایلات تند و معمولا" زودگذر کودک حوصله داشت.
101. کودک باید ذوقش را در زمینه ادبیات رشد و توسعه دهد و نیاز به این دارد که کتابهای خوب و مفید در دسترس داشته باشد.
102. کودک علاقمند به مشارکت در برنامه ها و فعالیتهای خانوادگی است.
103. با تمرین در زمینه های بحث و استدلال، کودک قوای مغزی خود را توسعه می دهد.
104. در مورد زمان انجام کارهای خانه- تماشای تلویزیون و ... باید با والدین به توافق برسد.
105. در این سنین کودک به مرحله ای رسیده است که تصمیماتی بگیرد و خود با نتیجه اشتباهات روبرو شود البته نه در کارهای جدی
106. در برابر حرکات و حالات عصبی خود نیاز به گذشت و اغماض و توجه اولیا نسبت به منشاء آنها دارد.

 

 11 تا 13 سالگی

 

107. در شبانه روز به 8 تا 10 ساعت خواب نیاز دارد.
108. از لحظات تنهایی و خلوت کردن با خود لذت می برد و دوست دارد در صورت امکان اطاقی مخصوص خود داشته باشد.
109. در مورد اینکه چه رفتاری خوب و چه حرکتی بد است از والدینش می خواهد که او را راهنمایی نمایند.
110. برای عملی ساختن پروژه های شخصی خود نیاز به کسب درآمد از طریق مقرری خود و انجام کارهای متفرقه دارد.
111. از نظر نوع لباس و فعالیتها دوست دارد، از الگوهای گروهی تبعیت کند.
112. نوجوان در این سنین احساس نیاز می کند که از طرف گروه سنی خویش مورد قبول واقع شود و در آن نقش فعال ایفاء نماید.
113. آگاهی نوجوان نسبت به بدن خود و تغییرات آن و همچنین نیرو و توانایی های آن واجد اهمیت است.
114. در مورد احترام متقابل باید با او صحبت کرد و در این زمینه به او رهنمود داد.
115. هنگامیکه عملی انجام می دهد و مورد تحسین هم گروههایش قرار می گیرد شاد می شود.
116. باید فرصت هایی ایجاد کرد که نوجوان بتواند تجربیاتش را ( در زمینه ورزش - علم ) نسبت به دنیای اطرافش گسترش دهد.
117. از بین افراد بالغ و مورد تحسین اش کسانی را بعنوان الگوی منزلت انتخاب می کند.
118. نوجوان را باید تشویق نمود تا مهارت خود را در ورزشهای جدید به مورد آزمایش گذارد.
119. نوجوان علاقه مند به بازیهایی است که در آن نیاز به مقدار زیادی کار تیمی و سازماندهی داشته باشد.
120. نوجوان دوست دارد که نظراتش در مباحثات خانوادگی نقش مهمی ایفا نماید.
121. برای اطمینان از اینکه نوجوان از بازیهای دارای فشار زیاد بیش از حد خسته نشود لازم است مراقبتهایی صورت گیرد.
122. با واگذاری مسئولیتهای خانوادگی در حد توانایی، جوان مقام شان اجتماعی خانواده را در می یابد.
123. نوجوان باید آزاد باشد تا فعالیتهای اجتماعی خود را در جهت رشد و تعالی سازمان دهد.
124. نوجوان به اغماض و تفاهم از سوی بزرگسالان نسبت به روحیه عصیانگر خود نیاز دارد.
125. نیاز به داشتن هدفی مبتنی بر موازین عالی اخلاقی مانند مذهب و پیشاهنگی دارد.
126. تصدیق علنی والدین نسبت به اینکه نوجوان فردی با ارزش است از اهمیت اساسی برخوردار است.
127. ایجاد حس اطمینان در نوجوان و راهنمایی او باعث بوجود آمدن دید مثبت در او نسبت به وظایف و نقش وی می شود.
128. باید نسبت به رشد توانائی ها و استعدادهای نوجوان توجه دقیق مبذول داشت.

 

  14 تا 16 سالگی

129. نوجوان باید از مشاوره و راهنمایی فرد یا افراد بصیر در زمینه تحصیلات و شغل آینده خود بهره مند شود.
130. نوجوان در این سنین احتیاج به تشویق جدی جهت رشد فکری و ذوق هنری خویش دارد.
131. نوجوان باید فرصت داشته باشد که از طریق کار پول بدست آورد و در مورد خرج کردن آن خود تصمیم بگیرد.
132. نوجوان علاقمند به کسب درخشش در بازیهای ورزشی و دیگر فعالیتها است.
133. نوجوان را باید وادار نمود که خود مسئول حفظ وسائل شخصی و ابزارآلات سرگرمی خود باشد.
134. نوجوان بدنبال برنامه های با ارزشی است که نیروی فراوان بدنی و احساسی خود را صرف آن نماید.
135. نوجوان را باید ترغیب و تشویق نمود که مسئولیت حفظ تندرستی خود را عهده دار شود.
136. نوجوان باید آزاد باشد تا روابط دوستانه عمیقی داشته باشد.
137. مقبولیت و تایید نوجوان توسط دوستانش برای او اهمیت بسزایی دارد.
138. در مورد اینکه چه مقدار آزادی باید داشته باشد، نوجوان خواستار شرکت در این تصمیم گیری است.
139. نوجوان می خواهد که والدینش الگوهای رفتاری مطلوبی برای او باشند.
140. نوجوان در این سن از فرصت سهیم شدن در برنامه ریزی ها و مسئولیتهای خانوادگی استقبال می نماید.
141. در زمینه رشد آگاهی نسبت به مسائل و مشکلات اجتماعی و جامعه، نوجوان نیازمند هدف و تشویق می باشد.
142. برای اینکه از نقطه نظرهای دیگران با اطلاع شود نوجوان علاوه بر پدر و مادر، خواستار روابط دوستانه با دیگر بزرگسالان است.
143. گذشت و اغماض در برابر نیاز نوجوانان از نظر تندبودن- کله شقی و سروصدا و شلوغ کردن یک موضوع اساسی است.
144. بعد از مدرسه و در ایام تعطیل مجتمع های ورزشی و مراکز جوانان باعث ایجاد علاقه در نوجوانان می شود و از بزه کاری آنها جلوگیری می کند.
145. نوجوان باید پیرامون مسائل جنسی، آگاهیهای واقعی داشته باشد و نیز باید او را مطمئن ساخت که اینگونه احساسات چیزی نیست که از آنها بترسد.
146. والدین باید به این نکته توجه کنند که پرخاشجویی و فاصله گرفتن نوجوان امری زودگذر است.
147. در خلال ایام بیکاری بلند مدت جهت بررسی امور و اعمال خود خواستار صبر و شکیبایی است.
148. نوجوانان دوست دارند بیشترین وقت خود را به فعالیتهای سرگرم کننده صرف کنند. فعالیتهای اجتماعی - تماشای تلویزیون- بازی- مطالعه- و گوش کردن به موسیقی
149. تنهایی یکی از ویژگیهای زندگی نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست.
150. اختلاف و تعارض با برادر و خواهر، مثل اختلاف با پدر و مادر، برای آنها ناراحتی ایجاد می کند.
• نوجوانی دوره ای است که در آن خلق انسان زیاد تغییر می کند.
• تغییرات خلقی یکی از ویژگیهای بهنجار زندگی نوجوانی است.
• اگر به گفته های نوجوان اعتماد شود، به رغم داشتن خلق نوسانی خوشحال خواهد شد، زندگی خود را مثل دیگران اداره خواهد کرد و با زمینه های مختلف زندگی کاملا" سازگار خواهد بود.

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 13:49 ] [ بهروز علمی مریان ]
http://www.emamzadehebrahim.com/files/News/53.jpg

[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 12:14 ] [ بهروز علمی مریان ]

 

 

 

 

 

 

در سیستم های آموزشی، افراد زیادی مشغول به کارند و فعالیت های آن ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تربیت دانش آموزان و یا دانشجویان مۆثر است.

اما در این میان، نقش معلمان و اساتید و دانشگاه ها از دیگر افراد بسیار برجسته‏تر می نماید چنان‏که بیشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه و دانشجویان در دانشگاه زیر نظر آن ها سپری می کنند و عوامل دیگر هم فراهم آورنده زمینه برای فعالیت معلّم‏ها و اساتید می‏باشد، از این رو بسیاری از دانش آموختگان نظام آموزشی سنتی و جدید شکل گیری شخصیت خود را مرهون معلمان خود می دانند.

آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می‏یابد تنها معلومات و مهارت‏های معلّم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود. رابطه دانش آموز با معلّم یک رابطه باطنی و معنوی است دانش آموز و یا دانشجو معلّم را شخصیتی محترم و ممتاز می‏داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادی رسیدن، و به عضویت رسمی جامعه در آمدن، کمک و مساعدت می نماید.

معلّم با روح و جان دانش آموز و یا دانشجو سروکار دارد و به همین جهت به عنوان یک الگوی محبوب و مطاع پذیرفته می شود. دانش آموز اگر چه قبلا در محیط خانواده علوم و اطلاعات فراوانی را کسب کرده رفتارهایی را آموخته و به اموری عادت کرده و تا حدودی شخصیت او شکل گرفته است ولی هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زیادی قابل انعطاف و تغییر می‏باشد.

کودک و نوجوان در این سنین از محیط خانواده خارج می شود و به طور رسمی در اجتماعی جدید یعنی مدرسه و یا دانشگاه پذیرفته می شود. دانش آموز در این اجتماع جدید فرصت می یابد تا افکار و اندوخته‏های دینی و رفتار و عادت های گذشته‏اش را مورد بازنگری قرار دهد و شخصیت خویش را بسازد و تکمیل و تثبیت نماید.

با نفوذترین و محبوب ترین فردی که می تواند در این مرحله حساس او را یاری کند معلّم است به همین جهت دانش آموزان و یا دانشجویان معلّم و استاد خود را به عنوان یک الگو و اسوه می پذیرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب یا بد او سرمشق می گیرند و خود را با وی همسان و همانند می سازند. همچنین دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدیر و حتّی سرایدار مدرسه را زیر نظر دارند، و از آن ها درس می گیرند دانش آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدیر، معلمان با یکدیگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس می‏گیرند.

 از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعایت عدل و انصاف در نمره دادن، از وقت شناسی و رعایت نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی، از اخلاق خوش و ادب او، از خیر خواهی و نوع دوستی معلّم درس ها می آموزند همچنین از اخلاق و رفتار و کردار او متأثر می‏شوند و خود را با او همسان می سازند.

بنابراین، معلّم فقط یک آموزگار نیست بلکه مهم تر از آن، یک مربی و یک الگوی با نفوذ است.  یک معلّم خوب که با رفتار و گفتار پسندیده‏اش دانش آموزان را خوب پرورش می دهد، بزرگترین خدمت را نسبت به اجتماع خود انجام می دهد و به عکس یک معلّم بد اخلاق و بدرفتار و منحرف که با رفتار بدخود، دانش آموزان را به انحراف و تباهی می‏کشد بزرگترین خیانت‏ها را نسبت به اجتماع مرتکب می شود، بنابراین شغل و حرفه معلمی و استادی از حساس ترین و مسئولیت دارترین شغل‏های اجتماع می باشد. معلم و استاد نمی تواند نسبت به اخلاق و رفتار خود آزاد و بی‏تفاوت باشد، زیرا محدوده اخلاقیاتش فراتر از خود اوست. او تنها مسئول خودش نمی باشد. بلکه مسئولیت تعدادی از انسان های معصوم را نیز به عهده گرفته است.

استاد و معلّم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش در دانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان و یا دانشجویان قرار دهند.

دکتر هایم گینانت، وقتی معلّم جوانی بوده به این مطالب اشاره می‏کند: من به نتیجه خوف انگیزی رسیده‏ام، من عامل تصمیم گیرنده در کلاس هستم و این برخورد شخصی من است که جوّ خاصی پدید می آورد. من به عنوان یک معلّم دارای قدرت شگرفی هستم و می توانم زندگی یک کودک را تیره و تار یا پر از سرور سازم. در تمام موقعیت‏ها این پاسخ من است که اوج یافتن یا فرونشستن یک بحران و انسان شدن و یا وحشی شدن یک کودک را معلّم تعیین می‏کند. بررسی‏های علمی نیز نشان می دهد که 35درصد کودکان در هفت سال دوم زندگی دوست دارند همانند معلّم خود باشند.  از این رو اگر معلمان، دانش آموزان را به رفتارها، صفات و نگرش هایی خاص دعوت کنند ولی خود در عمل به آن ها پایبند نباشند آموزش‏های شفاهی آنان نیز تأثیر نخواهد گذاشت.

در این جا توجه معلمان و اساتید محترم را به چند نکته مهم جلب می کنیم:

1ـ دانش آموزان و دانشجویان، معلمان و اساتیدی را الگوی خود قرار می دهند که مقبول و مورد اعتماد آنان باشند. مقبولیت و اعتماد حاصل دو ویژگی است، نخست توانایی علمی قابل قبول به گونه‏ای که بتواند به خوبی از عهده تدریس، درس خود برآید و به پرسش های نوآموزان پاسخ قانع کننده‏ای بدهد و دوم این که، رفتار و گفتارش با یکدیگر هماهنگ و منطبق باشد، به عبارت دیگر نمونه‏ای قابل قبول از یک فرد مۆمن را معرفی کند، بنابراین لازم است معلمان و اساتید، برای ایفای نقش الگوی خود این دو ویژگی را حداقل کسب کنند.

2ـ محبوبیت اساتید، معلمان و مربیان، نقشی قاطع و سرنوشت ساز، در تأثیر گذاری آنان بر رفتارهای دانش آموزان یا دانشجویان دارد.

3ـ رفتار الگو در صورتی برای دانش آموزان قابل استفاده است که روشن و قابل فهم باشد. بنابراین، در مواردی که رفتاری از الگویی بیان می شود یا معلّم خود رفتاری انجام می‏دهد که برای دانش آموزان و دانشجویان روشن نیست، و یا ممکن است فهم نادرستی از آن داشته باشد، لازم است معلمان و اساتید محترم رفتار مذکور را برای دانش آموختگان توضیح دهند تا دانش آموزان و یا دانش جویان دچار شک و تردید، سردرگمی نشوند.

http://8e.blogfa.com/post/240

 

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 14:16 ] [ بهروز علمی مریان ]

آموزش و پرورش جایگاه تعلیم و تربیت از نگاه مقام معظم رهبری

 

بيانات در جمع روحانيون شیعه و اهل سنت كرمانشاه‌- 1390/07/20

عنوان :برتری جایگاه تزكیه نسبت به تعلیم

کلیدواژه ها) : آموزش و پرورش, تزكیه نفس, تربیت اسلامی)

به قدر تعليم، يا شايد بيش از تعليم، به تربيت بينديشيد. بجز در يك جا در قرآن، كه «يعلّمهم» جلوتر از «يزكّيهم» است،(1) همه جا «يزكّيهم» - تزكيه- بر تعليم مقدم است؛(2) «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة».(3) اين شايد نشان دهنده‌ى اين است كه تزكيه جايگاه برترى دارد. مخاطبان خودتان را تزكيه كنيد، تربيت كنيد. اين تربيت هم همين طور كه عرض كرديم، «من نصب نفسه للنّاس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره»،(4) سخت است. اين كار سخت را هم بايد انجام داد.
در لايه‌هاى عميق ذهن مخاطب اثر بگذاريد. اكتفاء نكنيد به اين كه احساسات او يا عواطف او جلب شد، راضى بشويد؛ نه، سعى كنيد در آن لايه‌هاى عميق ذهن اثر بگذاريد تا با حوادث گوناگون از دست نرود.
1 )
سوره مبارکه البقرة آیه 129
رَبَّنا وَابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُزَكّيهِم ۚإِنَّكَ أَنتَ العَزيزُ الحَكيمُ
ترجمه:
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 151
كَما أَرسَلنا فيكُم رَسولًا مِنكُم يَتلو عَلَيكُم آياتِنا وَيُزَكّيكُم وَيُعَلِّمُكُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُعَلِّمُكُم ما لَم تَكونوا تَعلَمونَ
ترجمه:
همان‌گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم؛ تا آیات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنچه را نمی‌دانستید، به شما یاد دهد.

2 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 164
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

3 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

4 ) قصار 73:
وَ قَالَ ( عليه السلام) : مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.
ترجمه:
و آن حضرت فرمود: آن كه خود را در مرتبه پيشوايى قرار مى‏دهد بايد پيش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام كند، و پيش از آنكه ديگران را به گفتار ادب نمايد، بايد به كردارش مؤدب به آداب كند، و آن كه خود را بياموزد و ادب نمايد به تعظيم سزاوارتر است از كسى كه فقط ديگران را بياموزد و تأديب كند


بيانات در ديدار هزاران نفر از معلمان سراسر كشور- 1390/02/14
 

عنوان :تربیت انسان، لازمه الگو شدن جمهوری اسلامی برای ملت‌های دیگر

کلیدواژه ها : نظام جمهوری اسلامی ايران, آموزش و پرورش, تربیت نیروی انسانی

اگر جمهورى اسلامى ميخواهد پرچم اسلام را در دست بگيرد، ميخواهد خودش به سعادت برسد، دنيا و آخرت خود را آباد كند - همچنان كه قرآن به ما ياد ميدهد كه ميتوان دنيا و آخرت را با هم آباد كرد و بايد اين كار انجام بگيرد - اگر ميخواهد به ملتهاى ديگر كمك برساند، كه »كنتم خير امّة اخرجت للنّاس«،(1) شاهد و مبشر ملتهاى ديگر باشد، خب، طبيعتاً نيازهائى دارد: بايد انسانهاى شريف، دانا، با استعدادهاى جوشان، داراى ابتكار، داراى اخلاق نيك انسانى، داراى شجاعت، قوّت خطرپذيرى، ورود در ميدانهاى جديد، بدون هيچگونه عقده‌ى خودكم‌بينى يا خودبرتربينى، انسانهاى دلداده‌ى به خداى متعال و متكى به قدرت الهى و داراى توكل كامل، انسانهاى صبور، انسانهاى بردبار و حليم، انسانهاى خوشبين و انسانهاى اميدوار تربيت كنيد. اسلام همه‌ى اينها را به صورت بسته‌ى كامل در اختيار همه‌ى معتقدين و مؤمنين خود قرار داده. اين بسته را باز كنيم، دانه‌دانه از اين مواد استفاده كنيم، بهره‌مند شويم، آنها را بچشيم و درون وجود خودمان ذخيره كنيم. خروجى آموزش و پرورش بايد اينجور انسانى باشد.
1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 110
كُنتُم خَيرَ أُمَّةٍ أُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَتَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَتُؤمِنونَ بِاللَّهِ ۗوَلَو آمَنَ أَهلُ الكِتابِ لَكانَ خَيرًا لَهُم ۚمِنهُمُ المُؤمِنونَ وَأَكثَرُهُمُ الفاسِقونَ
ترجمه:
شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار)


بيانات در ديدار معلمان استان فارس- 1387/02/12
 

عنوان:پیامبر(صلی الله علیه و آله)، معلمی آسان‌ساز

کلیدواژه ها : :آموزش و پرورش, حضرت محمد مصطفی (صلى الله عليه وآله وسلم

يك حديثى از پيغمبر اكرم - غير از آيات قرآن كه: «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»(1) كه چند جاى قرآن تكرار شده - است كه تعليم را به پيامبر نسبت ميدهد. آن حديث اين است كه: «انّ اللَّه لم يبعثنى معنّتا و لا متعنّتا ولكن بعثنى معلّما ميسّرا»(2)؛ خدا من را معلم مبعوث كرده است؛ معلمِ ميسّر، يعنى آسان‌ساز. زندگى را براى متعلمين خودم با آموزشهاى خودم آسان ميسازم و كار را بر آنها آسان ميكنم. اين آسان‌سازى، غير از آسان‌گيرى است؛ يعنى سهل‌انگارى نيست. من معنّت و متعنّت نيستم. نه خودم را دچار پيچ و خمهاى دشوار زندگى ميكنم، نه مردم را؛ بلكه با تعليم خود، مردم را به راه راست، راه صحيح، راه آسفالته، صراط مستقيم هدايت ميكنم. آسان‌سازى يعنى اين. انسان گاهى به يك هدفى ميخواهد دست پيدا كند، راه را بلد نيست. سنگ و خاك و خاشاك و بلندى‌هاى نفسگير؛ دائم برو بالا، دائم بيا پائين، آخرش هم يا ميرسد، يا نميرسد؛ اين تعنّت است. يك وقت نه، يك آدم آشنا و واردى همراهش ميرود و آن انسان وارد ميگويد آقا! از اينجا برو، هم راه هموار است، هم نزديك است، هم حتماً شما را به هدفت ميرساند. «معلّماً ميسّرا» يعنى اين. شأن معلم اين است.
1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 164
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

2 )

صحيح مسلم ، مسلم النيسابوری  ج 4  ص 188 ؛

فتح الباری ،ابن حجر ج 8  ص 401 ؛

كنز العمال ، متقی هندی ج 11ص 424 ؛


دخل أبو بكر يستأذن على رسول الله صلى الله عليه وسلم فوجد الناس جلوسا ببابه لم يؤذن لاحد منهم قال فأذن لأبی بكر فدخل ثم اقبل عمر فاستأذن فاذن له فوجد النبی صلى الله عليه وسلم جالسا حوله نساؤه واجما ساكتا قال فقال لأقولن شيئا اضحك النبی صلى الله عليه وسلم فقال يا رسول الله لو رأيت بنت خارجة سألتنی النفقة فقمت إليها فوجأت عنقها فضحك رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال هن حولی كما ترى يسألننی النفقة فقام أبو بكر إلى عائشة يجأ عنقها فقام عمر إلى حفصة يجأ عنقها كلاهما يقول تسألن رسول الله صلى الله عليه وسلم ما ليس عنده فقلن والله لا نسأل رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئا ابدا ليس عنده ثم اعتزلهن شهرا وتسعا وعشرين ثم نزلت عليه هذه الآية يا أيها النبی قل لأزواجك حتى بلغ للمحسنات منكن اجرا عظيما قال فبدأ بعائشة فقال يا عائشة انى أريد ان اعرض عليك امرا أحب ان لا تعجلی فيه حتى تستشيری أبويك قالت وما هو يا رسول الله فتلا عليها الآية قالت أفيك يا رسول الله استشير أبوی بل اختار الله ورسوله والدار الآخرة وأسألك ان لا تخبر امرأة من نسائك بالذی قلت قال لا تسألنی امرأة منهن الا أخبرتها ان الله لم يبعثنی معنتا ولا متعنتا ولكن بعثنی معلما ميسرا
ترجمه:


بيانات در ديدار معلمان استان فارس- 1387/02/12

عنوان :شأن عبودیت برای معلم

کلیدواژه ها : احترام شاگرد به استاد, آموزش و پرورش

من ميخواهم در جامعه‌ى ما شأن تعليم و تربيت همان شأنى بشود كه اسلام قرار داده است. اينى كه نقل شده است كه فرمود: «من علّمنى حرفاً فقد صيّرنى عبداً»(1) - البته من نميدانم سند اين روايت چه هست و چگونه است و چقدر متقن است، اما حرف، حرف درستى است - همين است كه انسان با آموختنِ از كسى، در واقع يك مرحله‌اى را پشت سر ميگذارد كه جا دارد به خاطر آن مرحله خود را بنده و خدمتگزار آن هدايت كننده و راهنما بداند و قرار بدهد. حرف اصلى اين است.
1 )

عوالي‏اللآلی ، ابن ابی جمهور احسائی، ج 1، ص 292، ح 163 ؛

بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 74 ، ص 166 ؛


« مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْدا»
ترجمه:
پیامبر اسلام (ص) فرمودند: كسى كه از او حرفى آموختى، بنده او شده ای.


:بیانات در دیدار معلمان- 1386/02/12


عنوان :تعلیم انسان،نقش خداوند و أنبیاء الهی

کلیدواژه ها : آموزش و پرورش
متن:
همان‌طور كه امام بزرگوار ما فرمودند و مكرر همه گفته‌ايم و شنيده‌ايم، تعليم، نقش انبياء است - «يعلّمهم الكتاب والحكمة»(1) - بلكه نقش خود وجود مقدس بارى‌تعالى است - «علّم الانسان ما لم يعلم»(2) - و در مرتبه‌ى نازلتر، افراد بشر هستند كه به يكديگر تعليم مى‌دهند: يكى معلم است، يكى متعلم است. شما و هركسى در هر نقطه‌اى - چه در آموزش و پرورش، چه در دانشگاهها، چه در حوزه‌ها، چه در محافل تعليمىِ گوناگون - كارش اين باشد كه به مردم چيزى ياد بدهد، حقيقت باارزشى را براى آنها روشن كند يا معرفتى بر معرفتهاى مردم بيفزايد، او داراى همين شأن معلمى است؛ اين خيلى محترم و معتبر و ارزشمند است.
1 )
سوره مبارکه البقرة آیه 129
رَبَّنا وَابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُزَكّيهِم ۚإِنَّكَ أَنتَ العَزيزُ الحَكيمُ
ترجمه:
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 164
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

2 ) سوره مبارکه العلق آیه 5
عَلَّمَ الإِنسانَ ما لَم يَعلَم
ترجمه:
و به انسان آنچه را نمی‌دانست یاد داد!


بيانات در ديدار جمعی از دانشجويان استان كرمان- 1384/02/19
 

عنوان :درخواست اسلام از همگان برای علم آموزی

کلیدواژه ها : آموزش و پرورش

ما علم را از همه كس مى‌گيريم؛ حرفى نداريم. اسلام به ما گفته: «اطلبوا العلم ولو بالصّين»(1). صين يعنى چين. چينِ آن روز وارث يك تمدن كهن و پيشرفته بود، با آن فاصله؛ و مطلقاً هم بويى از اسلام به مشامشان نرسيده بود؛ درعين‌حال پيغمبر فرمود علم و دانش و تجربه و - به زبان امروزى ما - فناورى را هرجا بود، برويد طلب كنيد؛ يعنى شاگرد عالم بشويد، در مقابل عالم زانوى ادب بزنيد و از او ياد بگيريد.
1 )

منية المريد، شهید ثانی، ص 103 ؛

مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، علی بن حسن طبرسی، ص 135؛

عوالی اللئالی ، ابن ابی جمهور احسائی، ج ‏4، ص 70 ؛

بحار الأنوار ، علامه مجلسی، ج ‏1، ص 177 ؛


اطْلُبُوا الْعِلْمَ‏ وَ لَوْ بِالصِّينِ‏.
ترجمه:
دانش را بجوئيد اگر چه در چين باشد.


بيانات در ديدار جمعی از مسئولان وزارت آموزش و پرورش‌- 1381/04/26
 

عنوان :ضرورت تربیت در كنار تعلیم

کلیدواژه ها : تزكیه نفس, آموزش و پرورش

:
تعليم كارى بسيار ظريف و دقيق است. تعليم فقط اين نيست كه ما مجموعه‌اى از معلومات را در كاغذ بگذاريم و به دانش‌آموز بدهيم و بگوييم بخوان؛ بعد هم برهه‌اى از سال را معيّن كنيم تا بيايند اوّل، شوق به دانستن را در دل متعلّم ايجاد نمايد. كسانى كه بدون شوق، رشته‌اى را مى‌خوانند، هر چه در آن رشته معلوماتشان زياد شود، كارايى آن كسى را پيدا نخواهند كرد كه با شوق و ذوق به سمت آن رشته رفته است. در همه‌ى رشته‌هاى علمى همين‌طور است؛ بايد اين شوق و ذوق، چه در اساس معلومات، چه در رشته‌هاى خاص معلومات - كه بناست شما پايه‌ى آن را از دوره‌ى راهنمايى بريزيد و آماده كنيد - در دل متعلّم ايجاد شود تا در درون او، اين فعّاليت فكرى و مغزى و اين شوق قلبى و نيز تلاشى كه معلّم شما پيش دست دانش‌آموز مى‌گذارد، او را به يك عالمِ واقعى تبديل كند. فقط «علم»نيست؛ «تربيت» كنار علم حتماً هست، لذا شما آموزش و پرورشيد. امور تربيتيها كه از اوّل انقلاب مطرح بود و بنده هم به وزير محترم سفارش كردم و حالا هم عرض مى‌كنم، بايد جدّى گرفته شود. خدا رحمت كند شهيد «رجايى» و شهيد «باهنر» را كه عالمانه اين بخش را فعّال كردند. نمى‌شود در همه‌ى سطوح اين بخش را از آموزش و پرورش حذف كرد؛ بايد به آن توجّه نمود. حدّاقل نيمى از كار آموزش و پرورش، پرورش و تربيت است. لذا شما مى‌بينيد در قرآن وظيفه‌ى انبيا، تزكيه و تعليم است. بعضيها از جلو قرار گرفتن «يزكّيهم» در دو آيه‌ى قرآن بر «يعلّمهم»، استفاده كرده‌اند كه تزكيه از تعليم هم بالاتر است. مى‌تواند اين طور باشد. حدّاقل اين است كه تزكيه در كنار تعليم است؛ «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»؛(1) آن هم تعليم كتاب و حكمت، نه تعليم چيزهاى پيش پا افتاده. اين در كنار تزكيه است؛ بنابراين تزكيه خيلى والاست. تزكيه، يعنى تربيت. گنجينه‌هاى ملت - يعنى كودكان و نوجوانان و جوانان - در دست شماست؛ هيچ گنجى از اين بالاتر نيست. اگر از استعداد اينها در راه پرورش فكرى و رشد علمى استفاده نشود؛ يا رشد علمى پيدا كنند، اما از لحاظ انسانى و اخلاقى و تربيتى انسانهاى منحرف و معوجى بار بيايند؛ انسانى بى‌اعتقاد و بى‌اعتناى به همه‌ى موازين اخلاقى باشند؛ نه به ملت، نه به كشور، نه به مردم، نه به اسلام و انقلاب، نه به خدمتگزاران و مسؤولان كشور و نه به سرنوشت و تاريخشان هيچ اعتنايى نداشته باشند؛ اينها هر چه هم عالم باشند، اين علم ارزش منفى دارد؛ يعنى ميزان علم هر چه بيشتر شد، ضربه و ضررش هم بيشتر خواهد بود؛ مصداق همان شعر معروف خواهند بود:
چو دزدى با چراغ آيد
گُزيده‌تر برد كالا
بنابراين بايد براى تربيت دانش‌آموزان هم خيلى اهميت قائل شد.
1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 164
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!


بيانات در دیدار كارگزاران نظام- 1380/03/20

:عنوان عمق بخشیدن به ایمان مردم، اولین وظیفه مسئولین


کلیدواژه ها : كارگزاران نظام, تزكیه نفس, آموزش و پرورش

عمق بخشيدن به ايمان مردم و هدايت قلبى و معنوى انسانها در يك جامعه، اولين وظيفه‌ى مسؤولان امر است. «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا و داعيا الى اللَّه بأذنه و سراجا منيرا»؛(1) اين وظيفه‌ى پيغمبر است؛ همين پيغمبرى كه امروز روز ولادت اوست. ما مى‌خواهيم همان راه را برويم. «هو الّذى بعث فى الأميّين رسولا منهم يتلو عليهم اياته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»؛(2) تزكيه و تعليم، جزو وظايف اصلى پيغمبر است. در جوامع اسلامى، مسؤولان بايد همان راه را بروند؛ بايد تعليم دهند و تربيت كنند؛ بايد ايمان دينى را در ذهنها تقويت و راسخ كنند. اين جزو وظايف ماست؛ اين سپاسگزارى ما در مقابل اين ملت است؛ اين شكرانه‌ى ما در مقابل خداى متعال است كه اين نعمتهاى بزرگ - اين حضور مردمى - را به ما داده است. اين دلها دست خداست. توجّه و اقبال و حضور و عزم و اراده و شوق مردم، نعمتهاى بزرگ الهى است كه ارزانى ما كرده است. بايد اينها را شكر بگوييم. شكرانه‌ى اين نعمت به اين است: در راه اصلاح امور زندگى و تقويت ايمان دينى مردم بايد همه‌ى تلاش خودمان را بكنيم.
1 )
سوره مبارکه الأحزاب آیه 45
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنّا أَرسَلناكَ شاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذيرًا
ترجمه:
ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌دهنده و انذارکننده!

1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 46
وَداعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذنِهِ وَسِراجًا مُنيرًا
ترجمه:
و تو را دعوت‌کننده بسوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنی‌بخش!

2 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، آموزش وپرورش، همراه با ولایت، اندیشه و راه استاد شهید مطهری
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 14:8 ] [ بهروز علمی مریان ]

آينده انقلاب اسلامي در انديشه شهيد مطهري

 

چکيده در انديشه شهيد ‌مطهري، آينده مطلوب انقلاب‌ اسلامي طراحي شده ‌است. ايشان با محور قراردادن اسلام و ارزش‌هاي ‌اسلامي، تداوم، استمرار و آينده انقلاب را مبتني بر حفظ و تحقق چهار رکن عدالت اجتماعي، استقلال، آزادي و معنويت اسلامي مي‌داند. علاوه بر اين، لازمة ترسيم بهتر آينده را نيم نگاهي به گذشته دانسته و با توجه به تجربة تاريخي نهضت‌هاي‌ اسلامي، شناسايي چالش‌ها، آسيب‌ها و آفت‌هاي داخلي و خارجي پيش‌رو، تلاش در جهت رفع آنها را ضروري مي‌شمرد. همچنين، تربيت انسان‌هاي مؤمن با رشد فکري و اخلاقي و معتقد به آرمان‌هاي انقلاب را براي تحقق انديشة حقيقي انقلاب‌اسلامي لازم مي‌دانند و در عين حال، معترفند که موارد ياد شده، تنها شرط لازم است نه شرط کافي. مقدمه با وقوع هر انقلابي، نخستين پرسشي که به ذهن تبادر مي‌کند آنست که آيا انقلاب‌ها پايدار خواهند ماند؟. فرجام هر انقلابي چيست و سرنوشت تحولات پس از آن، چگونه رقم خواهد خورد؟. چه عوامل و عناصري زمينة بقا و استمرار و يا به عکس، زمينة تزلزل و ضعف انقلاب را به دنبال خواهد داشت؟. تاريخ، شاهد وقوع انقلاب‌هاي متعددي بوده که نتوانسته‌اند در برابر آسيب‌ها و چالش‌هاي داخلي و خارجي پايدار بمانند و يا در برابر اصول و آرمان‌هاي خود، مقاومت و استقامت کنند. با اين حال، پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به رهبري بزرگ مرد تاريخ، حضرت امام خميني& و حضور و حمايت چشمگير مردم ‌متدين ايران، اين سؤال به ذهن مي‌رسيد که آيندة انقلاب‌اسلامي چگونه خواهد بود؟. آيا اين انقلاب به اهداف و آرمان‌هاي اسلامي خود خواهد رسيد؟. آيا در مقابل طوفان سهمگين دشمنان داخلي و خارجي و انديشه‌هاي متضاد، توان مقاومت و ايستادگي دارد؟ و در نهايت، براي ماندن و تحقق آرمان‌هاي خود، چه برنامه‌ها، روش‌ها و اعمالي را مي‌بايست در دستور کار قرار دهد؟. انقلاب اسلامي در ايران، فصل جديدي از هويت فرهنگي و تاريخي اين سرزمين را رقم زد و طليعه تمدني تازه را نويد داد که بر ارزش‌ها و آرمان‌هاي قدسي دين اسلام استوار است. انقلاب اسلامي در يک نگاه تحليلي ‌ـ تاريخي، فراتر از يک پديده اجتماعي يا واقعة تاريخي صرف است؛ زيرا شرايط و علل وقوع و استمرار آن، در بردارندة عناصري است که توان و استعداد ايجاد دگرگوني‌هاي جدي و بنيادي را در زندگي انسان معاصر دارا است و به همين سبب، مي‌بايست آن را پديده‌اي تاريخ‌ساز و تحول‌آفرين در جهان معاصر قلمداد کرد که با نگاه خدامحور و با تکيه بر آموزه‌هاي دين اسلام و در چارچوب کلي نبرد حق عليه باطل، مسير رو به رشد خود را مي‌پيمايد. براي تبيين بهتر اهداف اين پژوهش، اشاره به نکاتي چند، ضروري به نظر مي‌رسد: الف) انتخاب مفهوم «آينده انقلاب اسلامي» با توجه به متن پرسش و پاسخي است که در کتاب پيرامون انقلاب‌اسلامي آمده و منظور از اين سؤال، آينده‌پژوهي نيست، بلکه چگونگي استمرار و تداوم انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي آن، مورد نظر است. ب) از آن‌جا که جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از مهم‌ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي به حساب مي‌آيد و انتظار مي‌رود که اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در اين نظام به وقوع بپيوندد، شهيد مطهري به ارايه راهکارهايي براي تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در قالب جمهوري اسلامي ايران پرداخته است. گرچه مي‌تواند منحصر به ايران نباشد؛ زيرا هر جا که انقلاب اسلامي زمينه تحقق داشته باشد، اين شرايط را لازم دارد. ج) موضوع آينده انقلاب در اين پژوهش، به اين معني است که با توجه به عوامل مؤثر بر پيروزي و شکست انقلاب‌ها و با نگاه به اصول، ارکان و آرمان‌هاي انقلاب، آنچه مي‌تواند بر تداوم و استمرار انقلاب اسلامي اثر گذارد و موجب رشد و تعالي آن واقع شود، بررسي چالش‌ها و موانع احتمالي پيش روي آن است. از آن جا که در تحليل آينده انقلاب، ديدگاه‌هاي رهبران انقلاب که اغلب از نظريه پردازان آن محسوب مي‌شوند، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، اين تحقيق بر محور انديشة استاد شهيد، مرتضي مطهري که يکي از رهبران و نظريه پردازان انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود، استوار گرديده است. ضرورت و اهميت بحث از آينده انقلاب اسلامي سي سال پيش، هنگامي که استاد شهيد، مرتضي مطهري، در برابر اين سؤال قرار گرفت که آينده انقلاب اسلامي ايران را چگونه مي‌بينيد؟ شايد کمتر کسي به اهميت آن پي‌ مي‌برد و شايد تصور نمي‌شد که انقلاب اسلامي به يکي از اساسي‌ترين مباحث فکري قرن آينده درآيد و پاسخ به اين پرسش، به يکي از دغدغه‌هاي اصلي انديشمندان و سياستمداران اين عصر تبديل شود. اما اين رويداد مهم با سرنوشت بسياري از کشورها و دولت‌ها پيوند برقرار کرد و به عنوان الگوي يک نهضت بيداري ديني، مورد توجه بسياري از ملت‌هاي آزاده، به ويژه جهان اسلام، قرار گرفت. البته اهميت اين موضوع براي مردم ايران و خصوصاً نخبگان فکري، مذهبي و سياسي جامعة ايراني به دلايل گوناگون، از نمود بيشتري برخوردار است؛ زيرا اولاً؛ به گونه‌اي سرنوشت اسلام اصيل در جهان امروز، با انقلاب اسلامي ايران پيوند خورده است که هر گونه سهل‌انگاري، سستي و کوتاهي در حفظ و تداوم انقلاب، مي‌تواند صدمه و ضربه‌اي بر پيکر اسلام راستين باشد. چنانچه امام خميني& مي‌فرمايند: امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمين در ايران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در اين امر، اهمال کنند...مسؤوليت متوجه خود آنهاست ... اگر شما مسامحه کنيد، آنهايي که مي‌خواهند شما را به بند بکشند، آنهايي که با اسلام مخالفند، آنهايي که با جمهوري اسلامي از اول تا حالا مخالفت کرده‌اند، آنها خواهند پيش برد و اگر چنانچه خداي نخواسته آنها پيش ببرند...تمام مسؤوليتش به عهدة شماست.... مراجع مسؤولند، علما مسؤولند،... همه مسؤولند، تمام قشرهاي مملکت امروز مسؤولند. امروز روزي است که آنهايي [که] از اول تا حالا مخالف جمهوري اسلامي بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مي‌ديدند، آنها به دست و پا افتاده‌اند و دارند تبليغات مي‌کنند. ...همه در پيشگاه خداي تبارک و تعالي مسؤول هستيد و در پيشگاه ملت و نسل‌هاي آتيه هم مسؤول هستيد. (امام خميني، صحيفة نور،ج 12: 6 و 7) و در جاي ديگر مي‌فرمايد ... با هم باشيد، اگر با هم نباشيد شکست مي‌خوريد، اگر شکست بخوريد اسلام شکست مي‌خورد، اگر خداي نخواسته در اين نهضتي که شده است اسلام شکست بخورد، ديگر سرش را تا سال‌هاي طولاني بلند نمي‌تواند بکند، براي اين که ابرقدرتها فهميدند اسلام قدرت دارد شما اين قدرت اسلام را حفظ کنيد از خداي تبارک و تعالي عاجزانه تقاضا مي‌کنم که ما را بيدار کند، مسلمين را بيدار کند. (همان، ج 19: 64) ثانياً؛ به سبب ضرورت حفظ نظام جمهوري اسلام به عنوان بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي و به منظور تحقق اهداف عالي اسلام و اجراي احکام اسلامي، بحث از آينده و چگونگي تحقق آن، بيش از پيش ضروري مي‌نمايد. امام خميني& به دنبال رأي عموم مردم ايران به جمهوري اسلامي فرمودند: آنچه گذشته است بحمد الله خوب گذشت، لکن آنچه مهم است، اين است که تکليف ما در حال، چه است و در آينده؟ ما باز جمهوري اسلامي را به آن طور که مي خواهيم، تحقق پيدا نکرده. البته الان رژيم فعلي برحسب رفراندومي که شد، رژيم جمهوري اسلامي است، لکن ما مقصودمان نبود که فقط رأي بدهيم به جمهوري اسلامي و برويم کنار. ما جمهوري اسلامي را مي خواهيم که احکام اسلام در آن جمهوري تحقق پيدا کند. احکام اسلام در سراسر کشور و انشاء الله در سراسر بلاد مسلمين و اميد است که سرتاسر کشورهاي همه جا باشد. ... جمهوري اسلامي همه چيزش بايد اسلامي باشد. (همان، ج 7: 91 و 92) علاوه بر اين که با شناخت واقعي مؤلفه‌ها و آموزه‌هاي انقلاب اسلامي و تبيين آرمان‌ها و اهداف اصيل آن و ترسيم و طراحي آينده مطابق آرمان‌ها، اصول و اهداف، وظيفه و تکليف امروز ما در چگونگي اعمال و رفتارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، روشن مي‌شود و با توجه به فضاي سياسي امروز که مدعيان، با ديدگاه‌هاي متضاد، جملگي خود را پيرو خط اصيل انقلاب مي‌دانند، مسير و راه حقيقي تبيين و خط نفاق آشکار مي‌شود. ديدگاه‌ها و تفاسير در مورد آينده انقلاب‌ها پس از هر انقلابي، حساس‌ترين مسأله، موضوع تداوم و آينده انقلاب بوده است. هر چه فاصله زماني از دوران پيروزي انقلاب بيشتر مي‌شود، ضرورت بحث از چگونگي استمرار، تداوم و آينده انقلاب براي فرزندان انقلاب بيشتر احساس مي‌شود. از اين رو، ديدگاه‌ها و تفاسير مختلفي از انقلاب‌هاي موجود صورت گرفته که به گوشه‌اي از اين تفاسير اشاره مي‌کنيم: يکي از ديدگاه‌هايي که با بررسي چهار انقلاب بزرگ جهان، صورت گرفته، نظريه «کرين‌برينتون» در کتاب «کالبد شکافي چهار انقلاب» است. وي سعي دارد نظريه خود را به عنوان يک مدل قابل تعميم بر همه انقلاب‌ها قلمداد کند. در ديدگاه او که تحت عنوان «ترميدور» يا بازگشت به ارزش‌هاي پيشين، مطرح شده است، يکنواختي انقلاب‌ها داراي سه مرحله مهم هستند: دوره اول؛ پيروزي انقلاب و به قدرت رسيدن ميانه‌روها. دوره دوم؛ دوره اقتدار نيروهاي راديکال. دوره سوم؛ بازگشت به ارزش‌هاي پيشين. (ر.ک برينتون، کالبد شکافي چهار انقلاب) «برينتون» مراحل هفت‌گانة اقتصاد رو به نزول، شکست مالي‌حکومت، حکومت ناکارا، تغيير بيعت روشنفکران، تباهي طبقه حاکم، ناهمساني‌هاي طبقاتي و ناکامي در کاربرد زور را به عنوان سير تکاملي و تکويني چهار انقلاب مورد نظر خويش مطرح کرده است. وي در ادامه به دوران پس از پيروزي انقلاب و بازگشت نظام اجتماعي به ارزش‌هاي پيشين به عنوان رفتار محتوم يک انقلاب اشاره مي‌کند. او بدون توجه به نظام ارزشيابي جامعه، از ميزان موفقيت يا عدم موفقيت انقلاب‌ها، سعي دارد «ترميدور» را به عنوان يک اصل کلي مطرح کند. وي همچنين در کتاب «از انقلاب مذهبي کرامول تا انقلاب سرخ لنين»، به تمايل انقلاب‌ها به گسترش و صدور به ساير کشورها اشاره مي‌کند و معتقد است ظهور راديکاليسم اعتقادي و صدور انقلاب(مرحله اول) فقط در مقطع زماني آغاز انقلاب که با هيجانات و شور فراوان همراه است، رخ مي‌دهد. از نظر او، مرحله دوم انقلاب، دوران عادي شدن انقلاب است. (محمدي، تحليلي برانقلاب اسلامي:41 ـ 45) تحليل و نقد نظر «برينتون» که مي‌توان آن را جبر تاريخي انقلاب‌ها دانست، به گونه‌اي ناظر به فروپاشي و يا استحاله انقلاب‌ها مي‌باشد و عملاً، قضاوت در مورد چهار انقلاب فرانسه، آمريکا، انگليس و روسيه بوده و بيان حالت انقلاب در دوران گذار است و با توجه به اين که اين ديدگاه يازده سال قبل از وقوع انقلاب اسلامي ارايه شده، نمي‌تواند تحليل درستي از انقلاب اسلامي داشته باشد. (عسگري، آينده انقلاب: 92 ـ 94) «دکتر رفيع پور» در کتاب «توسعه و تضاد» در مورد آينده انقلاب‌ها مي نويسد: نيروهاي مؤثر در پيدايش انقلاب، بيشترين تأثير را بر روند آينده دارند و اين روند را بر اساس اهداف، ارزشها و ايدئولوژي خود شکل مي‌دهند. بر اساس تئوري «کوزر» و تئوري مربوط به ديناميزم گروهي، با از بين رفتن دشمن مشترک براي اعضاء يک گروه، وحدت قبلي آنها کاهش مي‌يابد و تجزيه درون گروهي آغاز مي گردد. در اين فرايند، بالطبع افرادي که داراي موضع قوي‌تري هستند، موفق تر خواهند بود و جنگ قدرت، سريعتر به نتيجه خواهد رسيد، هر چند که براي موفقيت خود، هزينه‌هاي نسبتاً زيادي بايد بپردازند. اما اگر نيروها با هم از نظر قدرت، تفاوت فاحش نداشته باشند (تئوري کورپي) فرسايش دو گروه زياد خواهد بود (مانند افغانستان بعد از رفتن نيروهاي روسيه). «تيلي» عوامل مؤثر براي اين وضعيت را، يکي نيروي نظامي و ديگري توانايي بسيج مردم مي‌داند. که توانايي در بسيج مردم نيز به نوبه خود در درجه اول تابع داشتن رهبر توانا و يک ايدئولوژي نويد دهنده و اميد بخش مي‌باشد. و در درجه بعد، ابزار بسيج بالاخص راديو و تلويزيون و عناصر متنفذ خارجي تأثير بسزايي دارد. (رفيع پور، توسعه و تضاد: 112) «اسکاچ پل» که در ابتداي سال 1979، دوام و قوام انقلاب را بيشتر به شرايط اقتصادي آن کشور وابسته مي‌ديد، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، به پيروي از «تيلي»، تداوم انقلاب را تابع دو عامل: ميزان توانايي در بسيج مردم و ابزار قدرت و توانايي نيروي نظامي، بيان کرد. (همان: 110) نگاه ديگري که در زمينه آينده انقلاب‌ها وجود دارد، فرايند «عادي‌سازي» انقلاب‌ها است. «داوود مهدوي زادگان» در کتاب «عادي سازي جنبش‌هاي مردمي در ايران معاصر» در اين زمينه مي نويسد: انقلابها و جنبش‌هاي مردمي در کشاکش تحولات و رويدادهاي سياسي و اجتماعي، فرايندي را پشت سر مي‌گذارند که از آن با عنوان «عادي‌سازي»، «روزمره شدن» و «نهادينه شدن» انقلاب‌ها ياد مي شود. گويي سرنوشت محتومي براي تمام انقلاب‌ها مي‌باشد. ... بنا بر يک تعريف، عادي‌سازي، فرآيند گذار از جنبش مردمي يا وضعيت انقلابي به حالت «عادي» است که ممکن است تداوم جدي‌تر وضعيت پيش از وقوع جنبش مردمي، يا تأسيس نظام اجتماعي جديد باشد.... جامعه در اين نوع عادي‌سازي، با دگرگوني مشروعيت سياسي روبروست. اگر جنبش مردمي، هويت معنويت خواهانه (نه سنتي) داشته و از رهبري مذهبي بهره‌مند باشد، عادي‌سازي به معناي پيشين (گذر از وضعيت انقلابي) تفسير ديگري نيز دارد و آن دنيوي شدن و عرفي شدن است؛ زيرا جامعه در فرايند عادي‌سازي، به تدريج از خواسته‌هاي معنوي و آخرتي فاصله گرفته، نيازهاي مادي و دنيايي را جايگزين آنها مي‌کند.... معناي ديگر عادي‌سازي، هنجارمند شدن آرمان‌ها و شعارهايي است که در متن جنبش مردمي طرح شده است. و به عبارت ديگر، تعميق و همگاني‌تر شدن فرهنگ انقلاب است. (مهدوي زادگان، عادي‌سازي جنبش‌هاي مردمي در ايران معاصر: 13 ـ 14) وي در ادامه مي نويسد: سخن در معناي اول عادي‌سازي است. ... سنگيني آرمان‌هاي انقلاب، ممکن است براي نسل بعد از انقلاب، طاقت فرسا و دست نيافتني تلقي شود و اهداف ميان مايه و بي دردسر را طلب کند. البته جوامعي که از فرهنگ کهن و غني برخوردارند، ظرفيت بالاي خود را در پذيرش مسؤوليت‌هاي تاريخ ساز نشان داده‌اند؛ به هر رو، در درون جامعه انقلابي عناصر خاصي وجود دارند که خواسته‌هايي بر خلاف جنبش مردمي در سر مي‌پرورانند؛ اين عناصر، ظرفيت کارگزاري عادي‌‌سازي را بيش از ديگران دارند. بخشي از اين عناصر، آرزومند پيش از انقلاب و بخشي ديگري نيز خواهان الگوهاي اجتماعي ملل پيشرفته هستند. (همان: 14) مهدوي زادگان فرض اساسي در اين زمينه را چنين تبيين مي کند که: سرانجام، هر جنبش مردمي، دير يا زود با فرايند عادي‌سازي درگير مي‌شود که پيامد مثبت آن، تکامل و پيشرفت صورت اوليه جنبش و پيامد منفي آن تغيير و سير قهقرايي آن مي باشد. (همان: 11 و 12) وي به مصاديق عادي‌سازي انقلاب، پس از پيروزي آن پرداخته است. او که محور تمرکز انقلاب را در انديشة رجعت به تفکر اسلامي مي داند و تحليل انقلاب در چارچوب تفکر مدرن را نوعي کجروي بر مي‌شمرد، به پروژه خنثي سازي انديشه انقلاب اسلامي و تاکتيک‌هاي آن اشاره کرده و سه پروژة: حذف ميراث رهبري، حذف نخبگان ديني انقلاب و چالش با مردم انقلابي براي عادي‌سازي انقلاب را تبيين مي‌کند. در واقع با بيان نگراني از روند تغييرات فکري جريان روشنفکري غرب‌گرا معتقد است آنچه هدف اين جريان قرار گرفته، خنثي سازي تفکر انقلابي است. (عسگري، همان: 98 ـ 100) دکتر «منوچهر محمدي» نيز ديدگاهي را در مورد مسايلي که انقلابيون پس از پيروزي در انقلاب با آن مواجه هستند و راهکارهايي که با انجام آن، آينده انقلاب تضمين مي‌گردد را ارايه کرده است که به اختصار بيان مي شود: مهمترين مسايلي که انقلابيون بعد از پيروزي انقلاب با آن مواجه هستند: الف) در اين مرحله انقلابيون ناچارند سريعاً وظايف و مسئوليت‌هاي نظام سياسي جديد را بپذيرند و از عهدة اجراي آنها برآيند. در حالي که به دلايلي از جمله عدم آشنايي با ماشين دولتي و فقدان تجربه کافي و نداشتن نيروي متخصص و مجرب با گرفتاري‌هاي زيادي مواجه هستند؛ و اين در شرايطي است که توقعات فزاينده گروه‌هاي اجتماعي، مشکلات بيشتري به وجود خواهد آورد و از طرف ديگر، پس از سقوط قدرت سياسي، مدتي طول مي‌کشد تا کليه ارزش‌ها، نهادها، ساخت‌ها و افراد وابسته به سيستم سياسي گذشته جاي خود را به نظام جديد بسپارند. ب) مبارزه و درگيري انقلابيون در اين مرحله تمام نمي‌شود، بلکه به صورتي ديگر در دو جناح داخل و خارج حاکميت انقلابيون، خواهد بود. 1. مبارزه داخل حوزه حاکميت: در داخل جامعه، انقلابيون بايد با دو گروه از مخالفين به مبارزه و درگيري ادامه دهند. گروه اول: وابستگان به رژيم سياسي سابق و گروه دوم: کساني که در مورد سقوط رژيم قبل با انقلابيون توافق داشته‌اند اما در مورد نوع سيستم رژيم جايگزين توافقي ندارند و تلاش مي‌کنند که سيستمي مطابق با خواسته‌ها و ايده‌آل‌هاي خود ايجاد کنند. 2. مبارزه خارج از حوزه حاکميت: در خارج از حوزه حاکميت نيز انقلابيون با دو نوع مخالفت مواجه مي‌شوند: نوع اول مخالفت رژيم‌هايي که از لحاظ نوع حاکميت و ارزش‌هاي مسلط، تشابه زيادي با قدرت سياسي ساقط شده دارند و مي ترسند که پيروزي انقلابيون، زمينة تحريک گروه‌هاي اجتماعي جامعه آنها را فراهم کند. نوع ديگر مخالفت از جانب نظام‌هاي سياسي جوامعي است که رابطه بسيار نزديکي با نظام سياسي ساقط شده دارند و حتي منافع و نفوذ زيادي در آن نظام داشته‌اند و اکنون منافع آنها در معرض خطر قرار گرفته است. شيوه‌ها و تاکتيک‌هاي مخالفت گروه‌هاي مزبور، عمدتاً کار بر روي سه رکن اصلي انقلاب (رهبري، مردم و ايدئولوژي) مي‌باشد. آنها با ايجاد اختلاف و تفرقه در رهبري و گروه‌هاي اجتماعي معتقد به انقلاب و همچنين با تضعيف ايدئولوژي و کاهش کارايي آن و تلاش در جلوگيري از پياده شدن ابعاد مختلف ايدئولوژي، سعي مي‌کنند انقلاب را از محتوا خالي کنند و موجبات يأس و بدبيني پيروان آن را فراهم آورند. (محمدي، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي فرانسه و روسيه: 56 ـ 58) وي شرط اساسي پيروزي انقلابيون بر همه مشکلات سياسي ـ اجتماعي پيش گفته و مخالفت‌هاي داخلي و خارجي را، تنها حفظ وحدت و يکپارچگي در سه رکن اساسي انقلاب، يعني: رهبري، مردم و ايدئولوژي مي‌داند. او معتقد است، هر قدر رهبري انقلاب، مقبوليت داشته باشد و کفايت بيشتري به خرج دهد و هر چه گروه‌هاي اجتماعي سهيم در پيروزي، در تداوم آن به صورت متحد تلاش و گروه‌هاي وسيعتري را جذب کنند و هر چه ايدئولوژي انقلاب، فراگيرتر و پاسخگوي ابعاد گسترده‌تري از زندگي جامعه انقلابي باشد، موفقيت و تداوم انقلاب نيز بيشتر تضمين خواهد شد. (همان: 60) در تحليل و نقد ديدگاه‌ها و تفاسير ياد شده بايد گفت که: عمده اين ديدگاه‌ها، بيان وضعيت و حالت انقلاب در يک دوره معين است که مثلاً در ديدگاه «برينتون»، بررسي چند وضعيت مشابه در چهار انقلاب، انجام شده است و براي انقلاب‌هاي بعدي نمي‌تواند مفيد باشد؛ مگر اين‌که معتقد به جبري بودن تاريخ باشيم که آن هم با وجود مصداقي مثل انقلاب اسلامي نقض شده است. همچنين است ديدگاه «مهدوي زادگان» و «منوچهر محمدي» که هر يک از زاويه‌اي، تبيين وضعيت و حالت دوران‌گذار انقلاب اسلامي است و نمي‌تواند به عنوان يک ايده براي انقلاب‌ها در نظر گرفته شود. گر چه اين ويژگي‌ها مي‌تواند براي همه انقلاب‌ها، حالت کم و بيش يکساني را داشته باشد، مثل کمتر شدن احساس و شور انقلابي بر اثر روند رو به جلوي انقلاب. علاوه بر اين که برخي تفاوت ديدگاه‌ها و روش‌ها و متکامل‌تر شدن شيوه‌هاي عقلاني، امري طبيعي است. ضمن آن که مراحل گوناگون هر انقلاب را بايد ويژه همان انقلاب دانست؛ زيرا شرايط اجتماعي، سياسي و تاريخي و همچنين شيوه رهبري و حوادث تأثير گذار در روند هر انقلاب با ساير انقلاب‌ها تفاوت اساسي دارد و نمي توان يک قاعدة کلي براي همه انقلاب‌ها ارايه کرد. از همه مهم‌تر، خصوصيات ويژه انقلاب اسلامي است که تمام نظريه‌هاي موجود را تحت تأثير خود قرار داده است. اين خصوصيات، نيازمند شناخت دقيق مؤلفه‌هاي دين اسلام و آرمان‌هاي انقلابي برگرفته از آن است، تا با تبيين درست آرمان‌ها و تلاش در جهت تحقق آنها و حفظ دستاوردها و نيز رفع آسيب‌هاي داخلي و خارجي انقلاب، زمينه را براي استمرار و تداوم انقلاب اسلامي فراهم نموده و آينده آن را تضمين کنيم. گرچه «شهيد مطهري» بيش از چند ماه از پيروزي انقلاب اسلامي را درک نکردند، اما با تيزبيني و دورانديشي، مطالب ارزنده‌اي را در مورد آينده انقلاب اسلامي بيان داشته‌اند که در ادامه به آن مي پردازيم. ديدگاه شهيد مطهري در مورد آينده انقلاب اسلامي شهيد مطهري در منابعي که از خود به يادگار گذاشته، به ويژه در سه کتاب «پيرامون انقلاب اسلامي»، «پيرامون جمهوري‌اسلامي» و «نهضت‌هاي اسلامي در صد سال اخير» به موضوع انقلاب اسلامي پرداخته است. ايشان به تفصيل موضوعات؛ ماهيت، ريشه‌ها و اهداف انقلاب اسلامي و به ويژه رهبري انقلاب اسلامي و شخصيت امام خميني& و رموز موفقيت ايشان در پيشبرد انقلاب را مورد تحليل قرار داده است که فعلاً محور بحث اين مقاله نيست. ايشان از اولين شخصيت‌هايي است که در مورد آينده انقلاب اسلامي، مطالب ارزنده‌اي را بيان داشته است. آراي شهيد مطهري در اين زمينه از سنخ رفتار شناسي انقلاب و طراحي آينده است (عسگري، همان: 123) و پيش‌بيني آينده از نظر وي، مردود مي‌باشد. او تأکيد مي‌کند که در مسايل اجتماعي، آينده را نمي‌توان به صورت قطعي پيش‌بيني کرد؛ گر چه با تکيه بر ديدگاه الهي قرآن، آينده کلي بشريت، آينده‌اي توحيدي، هم به مفهوم فکري و اعتقادي و هم به مفهوم اجتماعي، است. (مطهري، پيرامون جمهوري اسلامي: 21 و 22) شهيد مطهري به عنوان طراح فکري، سعي در طراحي آيندة مطلوب انقلاب دارد. ايشان با محور قرار دادن اسلام و ارزش‌هاي اسلامي، تداوم و استمرار و آينده انقلاب اسلامي را مبتني بر حفظ و تحقق چهار رکن: عدالت اجتماعي، استقلال، آزادي و معنويت اسلامي مي‌داند. البته در کنار اين شروط، ملاحظات ديگري را نيز ضروري مي‌دانند. به عبارتي، اينها شرط‌هاي لازم بوده نه همه شرط‌ها. (همان: 22 ـ 24) شهيد مطهري در کنار تأکيد بر حفظ و تحقق آرمان‌ها و ارکان انقلاب، با توجه به تجربة تاريخي نهضت‌هاي اسلامي، به ويژه انقلاب مشروطه و حوادث پس از آن و نهضت ملي شدن صنعت نفت، توجه به چالش‌هاي پيش رو، آسيب‌ها و آفت‌هاي داخلي و خارجي و تلاش در جهت رفع آنها را ضروري مي‌داند. همچنين ايشان منابع انساني را مورد توجه قرار داده و تربيت انسان‌هاي مؤمن با رشد فکري و اخلاقي و معتقد به آرمان‌ها را براي تداوم انقلاب لازم مي‌دانند. در ادامه، محورهايي که از نظر شهيد مطهري براي حفظ هويت انقلاب اسلامي درآينده ضروري است را به اختصار بيان مي‌کنيم: 1. اسلام و ارزش‌هاي اسلامي شهيد مطهري، ماهيت انقلاب مردم ايران در سال 1357 را اسلامي مي‌داند. به اين معني که در همه جهات مادي و معنوي و سياسي و عقيدتي، روح و هويتي اسلامي حاکم است و تداوم و به ثمر رسيدن آن نيز بر همين مبنا و اساس اسلامي، امکان پذير خواهد بود. علاوه بر اين که، کوشش در جهت حفظ هويت اصيل انقلاب و استمرار اسلامي بودن آن را وظيفه همه مردم مي داند. (مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، 48 و 49) شهيد مطهري، همچنين به ابعاد جامع و فراگير مفهوم اسلامي بودن پرداخته و مي‌گويد: از نظر ما اين انقلاب، اسلامي بوده است. اما منظور از اسلامي بودن بايد روشن گردد. بعضي‌ها فکر مي‌کنند مقصود از اسلام، تنها همان معنويتي است که در اديان بطور کلي و از جمله در اسلام وجود دارد. گروه ديگر مي پندارند، اسلامي بودن به معناي رايج مناسک مذهبي و آزاد بودن انجام عبادات و آداب شرعي است. اما با وجود اين تعبيرات، لااقل بر ما روشن است که اسلام، معنويت محض، آن چنان که غربيها درباره مذهب مي انديشند، نيست. (همان: 41) ايشان در ادامه با مشابه دانستن انقلاب اسلامي و انقلاب صدر اسلام، مي‌گويد: انقلاب صدر اسلام، در همان حال که انقلابي مذهبي و اسلامي بود، در همان حال انقلابي سياسي، معنوي، اقتصادي و مادي نيز بود. يعني حريت، آزادي، عدالت، نبودن تبعيض هاي اجتماعي و شکافهاي طبقاتي در متن تعليمات اسلامي است.... راز موفقيت نهضت ما هم به همين‌ها بوده است. (همان «استاد شهيد»، انقلاب اسلامي را راهي مي داند که هدف آن، اسلام و ارزش‌هاي اسلامي است و انقلاب و مبارزه، صرفاً براي برقراري ارزش‌هاي اسلامي انجام مي گيرد. به عبارتي، ايشان معتقد به انقلاب اسلامي هستند، نه اسلام انقلابي؛ يعني درست نيست که بگوييم، اسلام فقط براي مبارزه آمده و هدفي جز آن ندارد. بلکه بايد گفت در اسلام دستورات بي‌شماري وجود دارد، که يکي از آنها مبارزه است. (همان: 57) ايشان همچنين مي‌فرمايند: قوي‌ترين حربة دفاعي اين انقلاب و مؤثرترين اسلحه پيشرفت آن، ايمان ملت به نيروي خويش و بازگشت به ارزشهاي اصيل اسلام است. غرب ـ منظور تمام ابرقدرتها است ـ از يک چيز وحشت دارد و آن بيداري خلق مسلمان است. اگر شرق بيدار شود و خود اسلامي خود را کشف کند، در آن صورت حتي بمب اتمي هم از پس اين نيروي عظيم، اين توده بپا خواسته برنخواهد آمد. راه اين بيداري، آشنايي با تاريخ و فرهنگ و ايدئولوژي خودمان است. (همان: 122) و سپس نتيجه مي‌گيرند: انقلاب ما آنوقت پيروز خواهد شد که ما مکتب و ايدئولوژي خودمان را که همان اسلام خالص و بدون شائبه است به دنيا معرفي کنيم.... مکتبمان را بدون خجلت و شرمندگي آنچنان که واقعاً هست به جهانيان عرضه کنيم.... اما اگر قرار است به اسم اسلام يک مکتب التقاطي درست شود ... و بگوييم اينست اسلام، ممکن است مردم در ابتدا اين امر را بپذيرند.... ولي اين امر براي هميشه مکتوم نمي ماند. افرادي اهل فکر و تحقيق، حقيقت را مي فهمند و مشخص مي شود که مال اسلام نيست.... نتيجه اين مي شود که همين اشخاصي که با شوق به اسلام روي آورده بودند و همان افکار التقاطي را به نام اسلام پذيرفته بودند بعد از معلوم شدن حقيقت، با شدت و سرعت از اسلام گريزان مي‌شوند.... انقلاب ما اگر مي‌خواهد پيروزمندانه راه خودش را ادامه دهد، بايد خود را از همه اين پيرايه ها پاک کند و در راه احياي ارزشهاي راستين اسلام، قرآن و اهل بيت حرکت کند. (همان: 65 و 66) 2. عدالت اجتماعي شهيد مطهري، موضوع عدالت‌خواهي و تحقق عدالت اجتماعي را به عنوان يکي از شروط اساسي تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي مي‌داند و در اين زمينه مي‌گويد: با وجود ماهيت اسلامي انقلاب، يعني جامع تمام مفاهيم و ارزشها و هدفها در قالب و شکل اسلامي، در اين صورت اين انقلاب به شرطي در آينده محفوظ خواهد ماند و به شرطي تداوم پيدا خواهد کرد که قطعاً و حتماً مسير عدالت‌خواهي را براي هميشه ادامه بدهد. يعني دولت‌هاي آينده واقعاً و عملاً در مسير عدالت اسلامي گام بردارند، براي پر کردن شکاف‌هاي طبقاتي اقدام کنند، تبعيضها را واقعاً از ميان بردارند و براي برقراري يک جامعه توحيدي به مفهوم اسلامي آن، نه با مفهومي که ديگران گفته‌اند، تلاش کنند. در دولت اسلامي نبايد به هيچ وجه ظلم و اجحافي به کسي بشود حتي اگر اين فرد يک مجرم واجب القتل باشد... باز هم حقوقي دارد که آنها بايد رعايت شوند. در اين زمينه‌ها ما بهترين سرمشق‌ها را از مکتب علي× مي‌آموزيم. شما رفتار حضرت را با قاتلش ببينيد، دنيايي از انسانيت، رأفت و محبت است. ...اين چنين عدلي، بايد براي همه ما سرمشق باشد. (همان: 59 ـ 60) شهيد مطهري به يک نکته ظريف تاريخي از اوايل حکومت حضرت علي× اشاره کرده و مي‌گويد: حضرت به مردمي که براي بيعت با او آمده بودند، فرمودند: «اگر خلافت را بپذيرم ... تمام ثروت‌هايي که در زمان عثمان از مردم به ناحق گرفته شده است همه را مصادره خواهم کرد. اگر چه با آن ثروت‌ها زن گرفته باشيد و آنها را مهر زنان خود قرار داده باشيد...» آنگاه حضرت به نکته بسيار عجيبي اشاره مي‌کند. مي‌فرمايد: «اِنَّ فِي العَدلِ سعه؛ در عدالت ظرفيت و گنجايشي است که در چيز ديگري نيست.»... اگر ظرفي باشد که همه گروه‌ها و همه افراد را در خود بگنجاند و رضايت همه را بدست آورد، آن ظرف عدالت است.» (همان: 146 و 147) «استاد»، احساس خطر خود را از آينده انقلاب اسلامي چنين بيان مي‌کنند: من تأکيد مي‌کنم اگر انقلاب ما در مسير برقراري عدالت اجتماعي به پيش نرود، مطمئناً به نتيجه نخواهد رسيد و اين خطر هست که انقلاب ديگري با ماهيت ديگري جاي آن را بگيرد. (همان) 3. حفظ استقلال استقلال به عنوان يکي از محورهاي شعار اصلي انقلاب، يعني؛ استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، مورد توجه شهيد مطهري قرار دارد و علاوه بر عدالت و آزادي، حفظ استقلال همه جانبه، به ويژه حفظ استقلال فکري و فرهنگي را شرط تضمين آينده انقلاب اسلامي قلمداد کرده است. (همان: 65) شهيد مطهري در اين زمينه مي‌فرمايد: مردم در شعار استقلال، مي‌خواهد از نظر سياسي خودش براي خودش تصميم بگيرد، از نظر علمي خودش براي خودش طرح‌ريزي کند، خودش براي اقتصاد خودش نظر بدهد. و بالاتر از همه اينها مي‌خواهد استقلال فرهنگي، فکري و مکتبي خود را به دست آورد و خودش براي خودش فکر کند و فرهنگ بسازد. ... در دنياي امروز، علوم و فنون در کشورهاي مختلف بطور مشابه مورد استفاده قرار مي‌گيرد و هيچ ملتي نمي‌تواند ادعا کند که علم خاصي متعلق به اوست. اما علوم با مکتبها و ايدئولوژي‌ها و راه و رسم‌هاي زندگي تفاوت دارند. اينجاست که ملت‌ها حسابشان را جدا مي‌کنند. هر ملتي که از خود مکتبي مستقل و استقلال فکري و رأي داشته باشد و زير بار مکتب‌هاي بيگانه نرود، حق حيات دارد و هر ملتي که مکتب نداشته باشد و بخواهد مکتبش را از بيگانه بگيرد ناچار تن به بردگي بيگانه خواهد داد. (همان: 160 و 161) «استاد شهيد» در ادامه با اشاره به گرايش روشنفکران خود باخته به مکاتب غربي و يا شرقي، ضمن محکوم کردن اين عمل، چنين هشدار مي‌دهد: من هشدار مي‌دهم، ما با گرايش به مکتبهاي بيگانه استقلال مکتبي خودمان را از دست مي‌دهيم... با اين شيوه‌ها و با اين طرز تفکر به استقلال فرهنگي نخواهيم رسيد و به ناچار محکوم به فنا خواهيم بود... در حالي که ما مکتب مستقل و غير نيازمند به غير داريم، اين از خود‌باختگي ماست که فکر مي‌کنيم آنچه را داريم بايد از دست بدهيم و کالاي ديگران را مورد استفاده قرار بدهيم. (همان: 162 و 163) «شهيد» با تأکيد بر استقلال مکتبي و فرهنگي، آينده انقلاب را با آن گره مي‌زنند و مي‌فرمايند: من بر روي مسأله استقلال، و بالاخص استقلال مکتبي زياد تکيه دارم. ما اگر مکتب مستقل خودمان را ارايه نکنيم، حتي با اينکه رژيم را ساقط کرده‌ايم و حتي با اين فرض که استقلال سياسي و استقلال اقتصادي را بدست آوريم، اگر به استقلال فرهنگي دست نيابيم، شکست خواهيم خورد و نخواهيم توانست انقلاب را به ثمر برسانيم. (همان:164) 4. حفظ آزادي «شهيد مطهري» يکي ديگر از ارکان تداوم و استمرار انقلاب اسلامي را حفظ آزادي مي‌داند، ولي آزادي به معناي معقول و در چارچوب اخلاق و اسلام را تبيين مي‌کند. ايشان در اين زمينه مي‌گويد: از آنجا که ماهيت اين انقلاب ماهيتي عدالت‌خواهانه بوده است، وظيفه حتمي همگي ما اين است که به آزادي‌ها به معناي واقعي کلمه احترام بگذاريم، زيرا اگر بنا باشد حکومت جمهوري اسلامي، زمينه اختناق را بوجود بياورد، قطعاً شکست خواهد خورد. البته آزادي غير از هرج و مرج است و منظور ما، آزادي به معناي معقول آن است. (همان:62) همچنين در ارتباط با ديدگاه اسلام نسبت به آزادي مي‌نويسد: اسلام دين آزادي است، ديني که مروج آزادي براي همه افراد جامعه است. در سوره دهر آيه 3، مي‌خوانيم: «اِنّا هَدَيناهُ السَّبيل اِمّا شاکِراً و اِمّا کَفُوراً...» و يا در سوره کهف آيه 29، آمده: «فَمَن شاء فَاليؤمِن و مَن شاءَ فاليکفَر ...» اسلام مي‌گويد دينداري اگر از روي اجبار باشد ديگر دين‌داري نيست. مي‌توان مردم را مجبور کرد که چيزي نگويند و کاري نکنند، اما نمي‌توان مردم را مجبور کرد که اين‌گونه يا آن‌گونه فکر کنند. (همان:62 و 63) همچنين در رابطه با آزادي فکر و بيان و قلم مي‌فرمايد: هر کس مي‌بايد فکر و بيان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنين صورتي است که انقلاب اسلامي ما، راه صحيح پيروزي را ادامه خواهد داد.... که در جامعه ما، محيط آزاد برخورد آراء و عقايد به وجود بيايد بطوري که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف‌هايشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آراء و نظريات خودمان را مطرح کنيم، تنها در چنين زمينة سالمي خواهد بود که اسلام هر چه بيشتر رشد مي‌کند. (همان: 63) 5. معنويت اسلامي از نظر شهيد مطهري، يکي ديگر از ارکان انقلاب که حفظ آن در تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي نقش اساسي دارد، «معنويت» است، البته معنويتي از نوع اسلامي نه معنويتي که مکاتب امروزي اومانيستي تبليغ مي‌کنند؛ معنويت اسلامي و قرآني که انسان را همان طور که دعوت به اصلاح نظام روحي، فکري و اخلاقي مي‌کند، اصلاح نظام اجتماعي و روابط بيروني و به عبارتي، اصلاح درون و بيرون را از انسان طلب مي‌کند. معنويتي که در او ايمان به خدا و ايمان به مبدأ و معاد، وجود دارد. همچنين استاد شهيد، اشاره دارند که: «اگر معنويت را فراموش کنيم، انقلاب خودمان را از يک عامل پيش‌برنده محروم کرده‌ايم.» (همان: 166 ـ 175 6. گذشته، چراغ راه آينده «شهيد مطهري» به منظور تبيين صحيح آينده انقلاب اسلامي، نيم نگاهي به گذشته را مورد نظر قرار داده است. ايشان در بحث رفتار شناسي جنبش‌هاي اصلاحي اسلامي صد ساله اخير، ضمن بيان هشدار‌هايي از تجربة تاريخي نهضت هاي اسلامي، وظيفه رهبري انقلاب مي‌داند که با تمام وسايل و امکاناتي که در اختيار دارد وارد صحنه شده و علاوه بر پيشگيري از نفوذ آفت‌هاي احتمالي، تمام تلاش خود را در جهت مبارزه و دفع آفات و آسيب‌هاي داخلي و خارجي موجود در کشور، مبذول دارد. همچنين بر اين موضوع تأکيد مي‌کند که اگر رهبري نهضت به آفت‌ها توجه نداشته باشد و در آفت‌زدايي سهل‌انگاري کند، قطعاً آن نهضت، عقيم يا تبديل به ضد خود خواهد شد و اثر معکوس خواهد بخشيد. (مطهري، نهضتهاي اسلامي در صد ساله اخير: 89) سپس به تعدادي از آفت‌ها اشاره مي‌کند که به اختصار به آنها مي‌پردازيم: الف) نفوذ انديشه‌هاي بيگانه انديشه‌هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي‌کند؛ يکي از طريق دشمنان و آن هنگامي است که نهضت، اوج گرفته و جاذبه پيدا کرده است و مکتب‌هاي ديگر را تحت الشعاع قرار داده است. در اين هنگام، پيروان مکتب‌هاي ديگر براي رخنه کردن در آن مکتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه‌هاي بيگانه‌اي را که با روح آن مکتب مغاير است، وارد آن مکتب مي‌کنند و آن را به اين ترتيب از اثر و خاصيت مي‌اندازند و يا کم اثر مي‌کنند. راه ديگر نفوذ از طريق دوستان و پيروان مي‌باشد و آن هنگامي است که پيروان خود مکتب، به علت ناآشنايي درست با مکتب، مجذوب يک سلسله نظريات و انديشه‌هاي بيگانه مي‌شوند و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مکتب مي‌دهند و عرضه مي‌نمايند. (همان: 90) «شهيد مطهري»، رهبران انقلاب را مورد خطاب قرار داده و چنين اتمام حجت مي‌کند: من به عنوان يک فرد مسئول به مسئوليت الهي به رهبران عظيم‌الشأن نهضت‌هاي اسلامي که براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي‌دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي‌کنم که نفوذ و نشر انديشه‌هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارک اسلامي اعم از آنکه از روي سوء نيت و يا عدم سوء نيت صورت گيرد خطري است که کيان اسلام را تهديد مي‌کند. (همان: 92) «استاد» راه مبارزه با اين خطر بزرگ را نيز بيان کرده است: راه مبارزه، عرضه صحيح اين مکتب در همه زمينه‌ها با زبان روز است. حوزه‌هاي علميه ما که امروز اينچنين شور و هيجان فعاليت اجتماعي يافته‌اند بايد به مسئوليت عظيم علمي و فکري خود آگاه گردند. بايد کارهاي علمي و فکري خود را ده برابر کنند، بايد بدانند که اشتغال منحصر به فقه و اصول رسمي جوابگوي مشکلات نسل معاصر نيست. (همان:92 و 93) ب) تجدد گرايي افراطي «شهيد مطهري» ضمن توصيه به اعتدال در امور و پرهيز از افراط و تفريط، در مواجهه با مشکلات جامعه بشري و ارايه راه حل ديني براي آن، تجدد گرايي افراطي را از جمله آفت‌هاي نهضت قلمداد کرده و مي‌گويد: تجدد گرايي افراطي، که در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نيست، و پيراستن آن از آنچه از اسلام هست، بمنظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان کردن، آفت بزرگي براي نهضت است و وظيفه رهبري نهضت است که جلو آن‌را بگيرد. (همان:93 ـ 95) ج) نا تمام گذاشتن رهبري و هدايت نهضت با توجه به تجربه نهضت هاي اسلامي صد ساله اخير، «شهيد مطهري» يک نقيصه را در رهبري روحانيت مطرح مي‌کند و آن، اين که روحانيت، نهضت‌ها را رهبري کرده و تا مرحله پيروزي نيز پيش رفته‌اند اما پس از آن، ادامه نداده و پي کار خود رفته‌اند که نتيجه آن را ديگران و احياناً دشمنان برده‌اند. در حالي که مي‌توانستند با حضور در صحنه، نظام اسلامي را پايه‌گذاري و هدايت کنند. به اين دليل، «استاد شهيد» اظهار نگراني مي‌کنند که نکند در مقاطع حساس، رهبران ديني و روحانيت، وظيفه خطير خود را کنار گذاشته و نهضت را دچار آفت و آسيب کنند. (همان: 95 و 96) د) رخنة فرصت طلبان «شهيد مطهري»، رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب درون يک نهضت را از آفت‌هاي بزرگ آن بيان کرده و وظيفه مهم رهبران اصلي را بستن راه نفوذ و رخنه اين گونه افراد مي‌داند. همچنين مي‌فرمايند: در هر نهضت، مراحل دشوار اوليه بر دوش افراد مؤمن، مخلص و فداکار است، اما همين که نهضت به بار نشست، سر و کله افراد فرصت طلب پيدا مي‌شود و تدريجاً مهم‌ترين عرصه‌ها را اشغال نموده و انقلابيون مؤمن و فداکار اوليه را از ميدان به در مي‌کنند. بنابراين، غفلت از نفوذ و رخنه فرصت طلبان فاجعه به بار مي‌آورد. کما اينکه در انقلاب مشروطه چنين اتفاقي افتاد و استبداد را به دنبال داشت. و مبارزه با اين وضعيت يکي از شرايط اصلي ادامه يک نهضت در مسير اصلي است. (همان: 96 ـ 99) ه‍) ابهام طرح‌هاي آينده «شهيد مطهري»، ضمن اين که معتقد است، روشن نبودن طرح‌هاي آينده باعث پديد آمدن ضايعات مي‌شود، در ارتباط با اين موضوع مي‌گويد: نهضت بايد طرح هاي روشن و خالي از ابهام و مورد قبول و تأييد رهبران ارائه دهد تا جلو ضايعات گرفته شود.... ما از نظر مواد خام فرهنگي فوق‌العاده غني هستيم، نيازي از اين نظر به هيچ منبع ديگري نداريم. تنها کاري که بايد بکنيم استخراج و تصفيه و تبديل اين مواد خام به مواد قابل استفاده است و مستلزم بيدار دلي و کار و صرف وقت است. (همان:101) و) از دست دادن خلوص نيت و انگيزه اله طبق ديدگاه «شهيد مطهري»، يکي از آفت‌هاي هر نهضت، از بين رفتن خلوص نيت و انگيزه الهي در انقلابيون مي‌باشد. ايشان معتقد است، نهضت خدايي بايد براي خدا آغاز شود و براي خدا ادامه يابد و هيچ انگيزة غير خدايي نبايد در آن راه يابد، تا عنايت و نصرت الهي شاملش گردد. همچنين با استناد به آيه شانزده سوره رعد، مي‌گويد: «خداوند وضع و سرنوشت مردمي را عوض نمي‌کند، مادامي که آنها خود را و آنچه به انديشه‌ها و رفتارهاي خودشان مربوط است، تغيير ندهند.» (همان: 101 ـ 103) نتيجه در اين نوشتار، ضمن بيان ضرورت و اهميت بحث از آينده انقلاب اسلامي، ديدگاه‌هايي هر چند مختصر در اين زمينه، به ويژه با طرح دو ديدگاه از انديشمندان داخل کشور ارايه شد. سپس به محور اصلي پژوهش که آينده انقلاب اسلامي در انديشه شهيد بزرگوار، استاد مرتضي مطهري بود، وارد شديم و ضمن تبيين اسلام و ارزش‌هاي اسلامي به عنوان اصل محوري انقلاب اسلامي به چهار رکن ديگر انقلاب، يعني عدالت اجتماعي، استقلال، آزادي و معنويت اسلامي که از نظر «استاد شهيد» با تبيين و حفظ آنها، مي‌توان تداوم و استمرار انقلاب اسلامي را تضمين کرد، اشاره نموديم. در قسمت آخر نيز با توجه به ديدگاه شهيد مطهري که يکي از شرايط تداوم نهضت را دفع آفات داخلي و خارجي مي‌دانستند، به تعدادي از آفات اشاره کرديم. نکته قابل توجه، اين که با خواندن مقاله، شايد اين موضوع به ذهن تبادر کند که مي‌توان مواردي بر محورهاي مطرح شده افزود و غناي بيشتري به آن بخشيد. اما بايد توجه داشت که شهيد مطهري بيش از چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بين ما نبودند. يعني اين‌گونه نبوده که با مسايل و مشکلات مواجه شوند و سپس براي آن راهکار ارايه کنند. (کما اين که بسياري از نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي امروزي چنين است) بلکه با تيزبيني و آينده انديشي‌اي که داشته‌اند و در فرصت زماني کوتاه پس از انقلاب و بعضاً با توجه به تجربه نهضت‌هاي اسلامي، مطالبي بسيار ارزنده که مي‌تواند براي امروز ما راه‌گشا باشد ارايه کرده‌اند. اين شهيد بزرگوار، خود نيز به اين امر توجه داشته و در کتاب «پيرامون جمهوري اسلامي» بيان کرده‌اند که موارد ياد شده، قسمتي از شرط‌هاي لازم است نه همه شروط. (مطهري، پيرامون جمهوري اسلامي: 22 ـ 24) بنابراين، اميد است که ضمن بهره برداري از انديشه اين بزرگوار، در پژوهش‌هاي بعدي بتوان مواردي که کمتر به آن پرداخته شده، مانند نقش رهبري انقلاب در تداوم و استمرار آن، مورد نظر قرار داد. فهرست منابع 1. برينتون، کرين، کالبد شکافي چهار انقلاب، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، نشر نو، 1363. 2. خميني، روح الله، صحيفه نور، جلد 12،تهران،مدارک فرهنگي انقلاب‌اسلامي، 1369. 3. رفيع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، تهران، دانشگاه شهيد بهشتي، چاپ اول، 1376. 4. عسگري، علي، آينده انقلاب، تهران، کانون انديشه جوان، چاپ سوم، 1386. 5. محمدي، منوچهر، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي فرانسه و روسيه، قم، معارف، چاپ اول، 1382 6. ـــــــــــــــــ ، تحليلي بر انقلاب اسلامي، تهران، اميرکبير، چاپ سوم، 1370. 7. مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران، صدرا، چاپ چهارم، 1368. 8. ـــــــــــــــــ ، پيرامون جمهوري اسلامي، تهران، صدرا، چاپ‌ چهارم، 1368. 9. ـــــــــــــــــ ، نهضتهاي اسلامي در صد سال اخير، تهران، صدرا، بي‌تا. 10. مهدوي زادگان، داوود، عادي سازي جنبش‌هاي مردمي در ايران معاصر، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه، چاپ اول، 1380. فصلنامه علمی ـ پژوهشي مطالعات انقلاب اسلامي سال ششم، شماره 18 ،پاییز 1388 صفحات 56 ـ


موضوعات مرتبط: اندیشه و راه استاد شهید مطهری
[ یکشنبه چهارم خرداد 1393 ] [ 15:24 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 14:0 ] [ بهروز علمی مریان ]

هفته معلم بر تمامی همکاران بزرگوار مبارک باد.

 برای مشاهده اندازه واقعی flower wallpaper tulips_10 کلیک کنیدعكس از گل های رز خیلی قشنگ
http://bamazeh.com

 

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 8:4 ] [ بهروز علمی مریان ]

مهارت های حرفه ای مدیر آموزگاران

 

دراین مقاله سه موضوع ازمهارت های مدیران مدارس کوچک مورد بررسی قرار داده شده که به شرح ذیل می با شد

 

موضوع :

1-    شيوه هاي مدیریت كلاس هاي چند پايه

2-    طراحي آموزش و مديريت زمان

3-    تقويت بنيه علمي مدیرآموزگاران

 

الف :(شيوه هاي مدیریت كلاس هاي چند پايه)

مقدمه:

كلاس هاي درس محيط هاي اجتماعي قراردادي هستند كه عناصر تشكيل دهنده آن به طور كامل ويژه  و بي همتا هستند يعني دانش آموزان ، معلمان و شرايط يادگيري در يك لحظه از زمان هرگز شبيه به هم نخواهد بود توقع همه اين است كه معلم به مثابه عنصر هوشمند (مدير) كلاس درس و برنامه ريز اين سيستم ،برنامه درسي كلاس خود را با توجه به شرايطي انتخاب كند در كلاس حاكم است و با خدمت گرفتن مجموعه اي مناسب از ابزارها ،وسايل و محتوا،كنش واكنشهاي ياددهي و يادگيري را سازمان بخشد بديهي است كه هرگز دو كلاس در يك زمان واحد كاملاً شبيه هم نخواهند بود زيرا عوامل انساني و شرايط يادگيري يكسان نيستند.

شيوه و قدرت مدیریت كلاس هاي چند پايه توسط مدیر آموزگاران در قالب توانايي ،دانايي ،و خلاقيت ظاهر مي گردد و با مهارت هاي  عجين مي شود كه از شكل ساده تر آن يعني مهارت فني (يادگير اصول و روشهاي فني كلاس داري) آغاز وپس(از گذر از مهارت هاي انساني(يافته هاي علمي  و تئوريهايي را كه يادگرفته عملاً درس انسانها يعني دانش آموزان و معلمان بكار ببرد)به مهارت ادراكي كه حاكي از بينش فلسه معلم نسبت به زندگي و تعليم و تربيت است مي رسد با توجه به اين مطالب معلمان بر سكويي از باورهاي بديهي خود كه رفتارهاي آموزشي آنها را شكل مي دهد ،ايستاده اند.پس با توجه به تفاوت هاي زمان و مكان و تفاوت هاي فردي معلمان چند پايه به تعداد اين عزيران شيوه اداره كلاس وجود دارد ولي آنچه مهم است كه هر كدام از اين عزيزان از چهار چوبي مشخص براي بهبود وضعيت موجود كلاس درس خود استفاده مي كنند كه در اين مقاله بيشتر اين چهارچوب ها براي راحتي كار در كلاس اين عزيزان مدنظر خواهد بود.

 

 

 

اهميت كلاس هاي چند و پايه و ضرورت آن:

 

در منطقه آموزشي ما يعني منطقه زيويه بيش از %96 كلاسها به صورت چند پايه اداره مي شوند.يعني از 189 كلاس درس مدارس ابتدايي 169 كلاس به صورت چند پايه داير است و %68 درصد مدارس اين منطقه به صورت پنج پايه (يك آموزگار) اداره مي شوند.

با بيان آمار فوق توجه به كلاس هاي چند پايه در اين منطقه و در سطح استان ما بيشتر خودنمايي مي كند ولي همچنانكه مستحضر هستيد در خصوص شيوه ي اداره ومدیریت اين كلاس ها اقداماتي ناچيز صورت گرفته كه از جمله مي توان (برگزاري همايش كلاس ها چند پايه در شهر بانه در سال 1385 و برگذاري همايش مديرآموزگاران مدارس كوچك در اردیبهشت ماه87 در شهر سنندج)از آنجايي كه كلاس هاي چند پايه جزئي از پيكره بزرگ آموزش و پرورش  كشورمان مي باشد  تحقيقات در رابطه با مسائل و مشكلات مدیریت اين كلاسها جاي توجه و عنايت خاص است  پس لازم است برنامه ريزان آموزشي نسبت به تجزيه و تحليل مشكلات و جايگاه مدیران و نارسائيهاي كلاسهاي چند پايه اقدام اصولي و عملي به انجام رسانند.

با توجه به بررسي هاي به عمل آمد و با توجه به شرايط و امكانات موجود وجود كلاسهاي چند پايه در ايران ضروري  و حتمي است يعني اين كلاس ها طبق قانون اساسي در دورترين نقاط نيز بايد داير شود پس با توجه به اجبار موجود توجه و رسيدگي به وضعيت اداره اين كلاس ها نيز اجباري به نظر مي رسد كه اميد است دراين خصوص بيشتر كار شود به هر حال بيان اهميت موضوع اين كلاس ها اين را نشان مي دهد كه بايد به  نحوه مدیریت اين كلاس‌ها نيز توجه شود درذيل به تعدادي از مشكلات مدیر آموزگاران به صورت عموم  اشاره خواهد شد .

مشكلات كلاس هاي چند پايه :

مشكلات اين كلاس ها به دو صورت بوجود مي آيد.

1-  مشكلات ناشي از برنامه ريزي نظام آموزشي تقريباً مي توان گفت اين مشكلات كلي است و همه كلاس هاي درس را در برمي گيرد و حل اين مشكلات مثل (حجم كتابهاي درس ،متمركز بودن برنامه درسي .........) در سطح كلان آن بايد پي گيري كرد.

2-  مشكلات واحد آموزشي(كه منحصر به چند واحد آموزشي يا همه واحدهاي آموزشي منطقه اي یاکل مدارس کوچک  باشد). كه شامل ...

الف: كمبود وقت و زمان در ادراه اين كلاس ها 120 ساعت تدريس براي كلاس پنج پايه در هر دقيقه

ب: كمبود وسايل آموزشي مدرسه با توجه به كمبود سرانه اين مدارس

ج: كم تجربگي بيشتر مدیران اين مدارس در اداره كلاس ها

د: استفاده از سرباز معلمان براي اداره اين كلاس ها

ه: اختلاف سني 10 سال در بين دانش آموزان پايه اول 6 سال با پايه پنجم 16 سال در يك كلاس

و: مدارس كهنه كپري براي اين كلاسها (نداشتن نور كافي ،فضاي نامناسب از هر نظر)

ز: تفاوت هاي فردي دانش آموزان در اين كلاس ها (دانش آموزان در سطح بسيار عالي با يك دانش آموز ديرآموز).به اجباري از يك برنامه درسي براي آنها استفاده كرد.

ح:و بسياري از مشكلات ديگر مثل مساوي بودن حق اين معلمان با حقوق معلم تك پايه،عدم انگيزه دانش آموزان ،بي تفاوتي اوليا نسبت به وضعيت تحصيلي فرزندانشان و آگاه نبودن معلمان از روشهاي اداره ي اين كلاس ها و غيره ...

 

شيوه ها ي اداره ي كلاس چند پايه

 

با توجه به مقدمه اي كه در ابتدايي مقاله در مورد آن صحبت كرديم شيوه اداره كلاس هاي چند پايه خيلي متنوع و حتي غيرقابل تصور است هر معلم يك شيوه براي اداره كلاس كه مي توان شباهتي بين اين كلاس ها نديد اما  گفتيم هر معلم برنامه اي لازم دارد كه بر اساس آن كلاس خود را اداره كند ارائه اين برنامه و چهارچوب جهت تسلط بيشتر بر كلاس و بالا بردن كارايي معلم نيز از اهميت زيادي برخوردار است كه از هر نظر شباهت اداره كلاس هاي چند پايه را به هم نزديك مي كند كه در ذيل به نمونه هاي آن اشاره مي كنيم:

 

1 : شيوه كلاس محوري:

در حال حاضر بيشتر معلمان بر اساس مشاهدات و بازديدهايي كه در سطح منطقه و كلاس ها همکاران به عمل آورده ایم از شيوه اداره اين كلاس ها به صورت محور قرار دادن 2 يا 3 كلاس در يك ساعت استفاده مي‌كنند و معلم مستقيماً  و رودرو با اين 2 يا 3 كلاس مشغول كار مي شود و براي هر كلاس 15 دقيقه وقت صرف مي كند و 2 كلاس غير محور نيز مشغول دروسي چون انشا نويسي – نقاشي – خط ، تمرين رياضي و .... كه نياز كمتري به نظارت مستقيم آموزگار دارد.

گفتيم شيوه اداره كلاس به صورت محوري در منطقه ما خيلي زياد استفاده مي شود هر چند لاجرم استفاده از اين روش در كلاس هاي چند پايه (بخصوص پنج پايه) ضروري به نظر مي رسد ولي معايب زيادي نيز دارد كه استفاده از اين شيوه اداره كلاس براي مدیران چند پايه را زياد توصيه نمي كنيم به دلايل ذيل:

1-  سروصداي دانش آموزان پايه غير محور به عنوان يك عامل مزاحم به هنگام تدريس پايه هاي محور در نحوه اداره كلاس اين عزيزان اختلال ايجاد مي كند.

2-    فعاليت هاي اضافي پايه هاي غيرمحور به عنوان يك عامل مزاحم به هنگام تدريس پايه محور مي شود.

3-    در كل كلاس از نظم خاصي برخوردار نخواهد بود.

4-    معلم روي فعاليت دانش آموزان غير محور نظارتي مستقيم ندارد و همين باعث كم كاري گروه غيرمحور مي شود.

5-  كم شدن نظارت معلم روي بعضي از دروس باعث مي شود كه دانش آموزان فكر كند دروسي مانند انشا و هنر از اهميتي چندان برخوردار نيستند و غيره.

با توجه به معايب فوق كه به آنها اشاره كرديم و باز هم اين شيوه اداره كلاس خيلي معمول و رواج و زيادي دارد آن هم به علت هاي زيادي كه به تعدادي از  آنها در ذيل اشاره مي كنيم.

1-    از نظر تقسيم زمان آموزگار مجبور است از اين روش استفاده كند(زمان لازم را براي تدريس در اختيار داريم).

2-    با توجه به استفاده از زمان از نظر جدول بودجه بندي دروس زياد مشكل نخواهيم داشت.

3-  گاهاً دانش آموزان مي توانند با استفاده از اين روش دروس سال قبل را مرور كنند يا دروس سال آينده را بياموزند (مثلاً معلم رياضي پايه پنجم در كنار پايه چهارم تدريس مي كند وقتي مساحت ذوذنقه را تدريس مي كند خودبه خود دانش اموز پايه چهارم آمادگي براي يادگيري بهتر اين مطلب درس را در سال آينده خواهد داشت و يا حتي آن را بياموزد كما اينكه معلمان چند پايه خيلي وقت ها اين مساله را بيان كرده اند در هنگام كار جدول ضرب پايه سوم گاهاً دانش آموزان پايه دوم بهتر پاسخگو هستند.)

4-    آسانترين و راحترين شيوه اداره كلاس براي اتمام دروس است.

 

2: شيوه اداره كلاس به صورت (تدريس ماده درسي واحد به صورت همزمان به تمام پايه ها)[1]

 

در اين شيوه معلم بايد ابتدا مقدماتي را فراهم كند و مثلاً يك درس رياضي را كه ارتباط طولي با دروس پايه هاي ديگر را دارد انتخاب و همزمان مفاهيم را به صورت عمودي اهداف آن را استخراج مي كند وو همزمان در يك جلسه به دانش آموزان پايه هاي مختلف بدون جداسازي و قرار دادن يك گروه در محوريت و گروه ديگر در غير محور به دانش آموزان ارائه دهد.

مثلاً درس دايره : دانش اموز پايه اول با شكل گردي آشنا شود و بتواند گردي بكشد – پايه دوم با اسم دايره آشنا شود و بتوانند با وسايل مانند سكه دايره رسم كند – پايه سوم شعاع و قطر دايره را رسم كند – با پرگار دايره را رسم كند- چهارم به وسيله پرگار دايره رسم كند و قطر و شعاع دايره اي رسم كند و در مورد تعداد انها بحث كند بتواند با طناب و خط كش محيط دايره را محاسبه كند – و در پايه پنجم دانش اموز بتوانند با استفاده از عدد پي محيط و مساحت دايره را محاسبه كند اگر خوب توجه كرده باشيد ارتباط طولي بعضي از دروس اين توانايي را به معلم چند پايه مي دهد كه در يك جلسه همزمان تمام پايه هاي كلاس را در محور كار قرار بدهد و بيشتر از انچه كه دانش آموزان لازم دارد بياموزد مشكل اصلي اين روش از چند نظر قابل بررسي است اول اينكه از اين روش كه روش گروهي و بسيار فعال است پايه اول و دوم و سوم تاريخ و مدني و جغرافيا ندارند و اين دو درس در پايه چهارم و پنجم زياد مرتبط نيستند مهمتر از همه در تنظيم برنامه كلاسي مشكلاتي به وجود مي آورد  ساعت هاي دروس همخواني ندارند.

از اين روش وقتي به خوبي استفاده مي كنيم كه ابتدا از اول سال تحصيلي جدولي از مفاهيم كليه دروس تهيه مي كنيم كه ارتباط عمودي در بين پنج پايه ديده شود دوم اينكه اين مفاهيم اهداف مشتركي نيز داشته باشند سوم اينكه برنامه اي از فعاليت هاي هر يك از گروههاي دانش اموزي تدوين شود.

مثلاً درس علوم بخش جانوران را در نظر بگيريد.

در پايه اول – آشنايي با حركت جانوران – محل زندگي متفاوت – فايده بعضي از آنها

در پايه دوم – آشنايي با پوشش بدن محل زندگي ،انواع جانوران فايده آنها و مقايسه آنها

در پايه سوم –نيازهاي جانوران – رابطه محل زندگي با آب و هوا و غذا و طبقه بندي مهره داران.

در پايه چهارم – طبقه بندي جانوران بي مهره – محل زندگي – انواع انگلها

در پايه پنجم آشنايي با جانداران زنده – آغازيان – خصوصيات بعضي از جانداران كه شبيه جانوران هستند با ياداشت اين مفاهيم براي هر هر پايه يك فعاليت گروهي در نظر مي گيريم تعدادي از برچسپ حيوانات مختلف مي آوريم مثلاً در پايه اول جانوراني كه در آب شنا مي كنند و پرواز مي كنند را در جدول هاي تهيه شده بچسپانند در پايه دوم آنهايي را كه در صحرا زندگي مي كنند و آنهايي را كه در جنگل و غير زندگي مي كنند به جدول مربوط به خود مي چسپانند و پايه سوم جدول مهره داران را با استفاده از برچسپ ها كامل كنند و خصوصيات انها را بنويسيم در پايه چهارم در گروهي جدول مربوط به بي‌مهره ها را كامل كنند و عكسهاي مربوط را در جاي خود بچسپانند و در پايه پنجم به بررسي انواع قارچها و باكتريها و ويروس ها بپردازند ، با استفاده از ميكروسكوپ و موارد كاري مشاهدات خود را ياداشت نمايند.

 

3: روش (تدريس مواد درسي مختلف با اهداف مشترك به چند پايه در يك زمان)

 

در روش قبلي ما يك درس را در نظر مي گرفتيم و همزمان آن واحد درسي را به كل پايه ها ارائه داديم اما در اين روش كه برنامه كلاسي را بيشتر مد نظر گرفته ما مي توانيم دروس مختلف را كه هدفهاي مشترك دارند را در يك جلسه تدريس نمايم سپس مراحل اجراي به صورت مختصر به اين قرار است.

الف : انتخاب مفاهيم درسي مختلف در پايه ها كه داراي اهداف مشترك باشند.

ب: استخراج و نوشتن اهداف مشترك

ج: تدوين برنامه فعاليت هاي هر يك از گروههاي كلاسي

مرحله 1 : در اين روش معلم طبق برنامه كلاسي خود مفاهيم  دروس را انتخاب مي كند  ومي داند چه بايد بگويد.

مثلاً اول رياضي ترتيب اعداد

دوم : علوم جانوران در كجا زندگي مي كنند.

سوم: اجتماعي رعايت نظم و قانون مقررات

چهارم : تاريخ و مدني مدرسه خانه دوم ماست (نقش هاي مدرسه)

پنجم : علوم: ماشينها (ماشين ساده و )

مرحله 2 : هدف مشترك براي تدريس مفاهيم در يك زمان واحد را بايد انتخاب كنيم (چون كدام از واحدهاي درسي كه بيان شد هدف كلي آن بيان شد ما نمي توانيم اهداف جزئي هر يك از دروس را استخراج و ارئه دهيم.)هدف مشترك دروس فوق (بيشتر نظم و ترتيب – مرتب بود – رعايت مافوق  ومقررات).

مرحله 3 :تدوين برنامه اي براي فعاليت هاي گروهي كلاسها – (مثلاً ترتيب دادن نمايشي كه رعايت نظم و ترتيب به نفع ماست و براي پايه اول مهره هاي داده شود كه به ترتيب آنها را در خانه صفر تا 9 بچسپانند به صورت گروهي وآن  را به گروههاي ديگر جهت بررسي بدهند پايه دوم جدول محل زندگي جانوران در روي تابلو بكشند و به صورت نمايشي هر يك شكل يك جانور را نشان دهد و در محل خود بنشيند در پايه سوم نظر خود را به صورت گروهي در مورد نمايش كل كلاس ارائه دهند دانش اموزان پايه چهارم جدولي تهيه كنند از كاركنان مدرسه وظايف هر يك به صورت گروهي خلاصه در گروههاي بيان خود بيان كنند علوم پايه پنجم در مورد نظم و مرتب بودن ماشينها فكر كنند و نظم كار ماشين ها را بيان كنند.

آموزش چند پايه در حقيقت تشكيل شده از فنوني است كه به معلمان امكان هدايت يادگيري دانش آموزان با سطوح سني متفاوت و توانايي هاي گوناگون را به صورت همزمان مي دهد و اين در حالي است كه طبق بازديدهاي به عمل آمده اكثر معلمان اين كلاسها از همان روشها آموزشي سنتي موجود در كلاس هاي تك پايه آنهم در سطحي بعضاً ضعيف تر (به دليل ناهمگوني جامعه مخاطب ،فرصت محدود آموزشي ،حجم وسيع كتب درسي ...) بهره مي گيرند.

با توجه به اينكه كيفيت فرايند فعاليت هاي معلم و روشهاي آموزشي او هسته مركزي آموزش چند پايه اي را تشكيل مي دهد مسلماً نقصان تجربه و كمبود اطلاعات معلمان اين كلاس ها مستقيماً به كيفيت آموزشهاي كلاسي آسيب مي رساند.

در زمينه يادگيري دو مساله مهم در تدريس چند پايه وجود دارد.[2]

 

1-  يادگيري فقط جنبه رسمي ندارد بلكه يك جنبه غير رسمي و اتفاقي نيز دارد معلمان بايد اين مساله را تشخيص دهند و در تدريس خود لحاظ نمايند يعني اينكه گاهاً معلم مي تواند در هنگام تدريس و اموزش مسائل محلي و بومي را نيز در كتب درسي و رسمي به آن توجه نشده در نظر بگيرد و يافته هاي دانش آموزان  و اموزش رسمي مي توانند مطالبي را كه مهم تر هستند را بياموزد كه معلمان ما مي توانند به بسط و گسترش آنها نيز بپردازند .

2-    تشخيص پيوستار رقابت و مشاركت در محيط يادگيري دومين مسئله مهم در زمينه يادگيري و تدريس كلاسهاي چند پايه است كه از اهميت زيادي برخوردار است كه اين مهم از طريق روشهاي گروهي  و مشاركتي تدريس ،دست ورزهاي فردي و گروهي ،آموزش از طريق همسالان و ... مي تواند ايجاد شده و حمايتي در جهت بهبود كيفيت آموزش در اين كلاس ها محسوب گردد.به همين منظور تهيه كتابهاي رهنماي معلم با توجه به اهداف مشترك دروس ،توالي مفاهيم و توجه به تكنيك هاي خاص آموزش در كلاس هاي چند پايه در آموزش غير حضوري و كارگاهي در اين مورد ضرورت مي يابد.

 

محاسن كلاس هاي چند پايه :

قبل از اينكه از بحث هاي  بيان شده در اين مقاله نتيجه گيري كلي را بيان كنم لازم دانستم هرگاه معايب برنامه اي بيان شود از محاسن آن نيز بحث شود كلاس هاي چند پايه اي با توجه به مشكلات واضحي كه دارد محاسني هم دارد كه با اندكي مطالعه در تاريخ تعليم و تربيت مي توان دريافت كه سابقه ،كلاس هاي چند پايه به آغاز تعليم و تربيت گروهي منتهي مي شود و با در نظر گرفتن بافت جمعيتي روستاها در آينده نيز وجود خواهد داشت و حتي بيشتر خواهد شد :زيرا علاوه بر آن كه مساله غير اقتصادي بودن كلاس هاي كم تعدادي را حل مي كند به تكميل پايه هاي تحصيلي نيز كمك مي نمايند با توجه به اين تفاصيل مي توان به صورت خلاصه محاسن اين كلاسها را چنين بيان كرد.

1-  ما مي توانيم از خود دانش آموزان پايه هاي بالاتر براي آموزش دانش آموزهاي پايه هاي پايين تر استفاده كنيم (اين كار باعث بالا رفتن عزت نفس دانش اموز شده و فشار كاري معلم را كم مي كند)

2-  در اين كلاس ها مي توان جبران بعضي از عقب ماندگي هاي دانش آموزان پايه هاي بالاتر را با قرار دادن آنها در جريان آموزشي پايه هاي پايين تركرد براي مثال در پايه دوم دانش آموزي نمي تواند صداها را كاملاً  تشخيص دهد ما مي توانيم در هنگام تدريس صداي جديد به پايه اول اين دانش آموز را نيز در جريان آن آموزش به صورت غيرمستقيم قرار دهيم.

3-   در وقت و هزينه مي توان صرفه جويي كرد به اين ترتيب كه معلم مي تواند از برخي وسايل آماده شده براي همه پايه ها استفاده نمايد.

4-   تعامل بين دانش آموزان پايه هاي بالاتر و پايين تر باعث ايجاد انگيزه در يادگيري  مي شود و همچنين مي توانند از همديگر بياموزند (يعني يك دانش آموز هم مي تواند از دوستانش ياد بگيرد  و هم ياد بدهد .)

5-   دانش آموزان پايه هاي بالاتر در جريان تكرار دروس سالهاي قبل خود قرار مي گيرد  و مروري بر آموخته هاي پيشين خود خواهند كه در تثبيت يادگيري موثر است.

6-  دانش آموزان پايه هاي پايين تر تا حدودي با درسهاي سالهاي بالاتر آشنا مي شوند و اين خود پيش زمينه اي براي يادگيري وسيع تر آنها خواهد بود.

قسمت دوم مقاله :طراحي آموزشي و مديريت زمان

 

طراحي آموزشي فرايندي پوياست و عناصر تشكيل دهنده آن دائماً با يكديگر در تعاملند.تعين و تنظيم هدفهاي كلي ؛تحليل آموزشي ؛تعين محتوا ؛روش و وسيله ؛تحليل و تعيين نظام ارزشيابي چهار مرحله اساسي در اين فرايند هستند.اگرچه صاحبنظران و متخصصان طراحي آموزشي با بنياني بودن اين چهار مرحله موافقند،كساني نيز با تقدم و تاخر آنها به ترتيبي كه در اين بخش مطرح شده چندان موافق نيستند[3].بعضي معتقدند كه گزينش هدفهاي كلي و تعيين محتوا با هم صورت بگيرد و برخي ديگر معتقدند كه نظام ارزشيابي بايد بلافاصله پس از تدوين هدفهاي رفتاري تعين شود،اما نكته قابل ذكر اين است كه هر يك از اين مرحله ها در مرحله پيشين و پسين خود و در نتيجه در كل فرايند تاثير مي گذارد.هدفهاي مناسب ،كيفيت عناصر ديگر را مثل انتخاب محتوا ،روشها،رسانه ها و نظام ارزشيابي متاثر مي كند ،چنانكه روشهاي آموزش نيز بر ميزان تحقق هدف ها اثر مي گذارد ،براي حصول اطمينان از مطلوب بودن طرح بايد با تاثير دو يا چند جانبه عوامل را در طرح مورد توجه قرار داد و هنگام روبه رو شدن با اشكال ،به تحليل تك تك آن عوامل پرداخت و آنها را اصلاح كرد و آنچه بايد در كليه مراحل مورد توجه قرار گيرد زمان هر يك از مراحل و مديريت زمان در هر مرحله و در كل طراحي آموزشي بايد مورد توجه قرار گیرد مانند جداول پیوستی

 

تقويت بنيه علمي معلمان

مقدمه :

جهت گيري سياست هاي آموزش و پرورش در دو دهه اخير تاكيد بيش از پيش به توسعه اهداف كيفي و شناسايي عوامل موثر در نظام تعليم و تربيت بوده است كنترل كيفيت فعاليت هاي آموزشي از طريق شناسايي و بكارگيري معيارها و استانداردهاي آموزشي،تحقيق و جمع آوري اطلاعات از عملكرد موجود نظام آموزش ارزشيابي و تفاوت نسبت به فرايند آموزش بر اساس ملاك هاي از پيش تعين شده صورت مي گيرد دستيابي به نتايج پايدار كيفي در آموزش نيروي انساني بستگي دارد  ميزان مشاركت معلمان ،اوليا دانش آموزان كارشناسان تعليم و تربيت در ارائه يافته هاي پژوهشي ،بازخورد برنامه ها ،معرفي شاخص ها و استانداردهاي كيفي در تضمين كيفيت فعاليت هاي آموزش نقش موثري بر عهده دارند.

« افزايش دستيابي به اطلاعات از طريق فناوري هاي جديد همراه با نياز به آماده سازي دانش آموزان براي رقابت در عرصه اقتصادي  جهاني اطلاعات مدار ما را متعهد مي كند كه همزمان با حركت به سوي قرن آينده ،به طور اساسي در برنامه هاي مدارس تجديد نظر كنيم»[4]

نقش معلم در اجراي موفقيت آميز هر برنامه درسي ،انكار ناپذير  است در برنامه درسي خوب به شرطي موفق مي شود كه معلمان آموزش  ديده و پرتوان مسئول اجراي ان باشند و اين مستلزم آن است كه در برنامه ي آموزش معلمان در ايران ،تحول اساسي صورت گيرد.معلمان عزيز و فداكار،اغلب با تلاش فراوان و با سعي و خطا  به انتخاب شيوه هاي تدريس پرداخته اند و كمتر فرصت بازبيني در آنها را داشته اند.

«آموزش معلمان در ايران ،معمولاً محدود به دانش موضوعي چندين درس در حوزه ي علوم تربيتي (شامل روش هاي تدريس و اصول و فنون معلمي) و تدريس هاي علمي (تمرين هاي معلمي) است كه سالها است به شيوه ي قبلي تدريس مي شوند ،با اين حال نقش دانش حرفه اي معلمان كمتر مورد بررسي قرار گرفته  و نظريه هاي آموزشي مبتني بر تجربه هاي فني معلمان كمتر مورد بررسي قرار گرفته و از نظريه هاي آموزشي مبتني بر تجربه هاي غني معلمان كمتر گفتگو شده است»(گويا 1375).[5]

آموزش معلمان ومدیران  در ايران

ميزان دسترسي به كاركنان آزموده و با انگيزه در امر تدريس  و ظرفيت اين مدرسان حتي بين مليت هايي كه آماده اند منابع خود را به ظرفيت سازي اختصاص دهند دشوارترين مانع در اموزش علوم و فناوري است در مناطق گوناگون دنيا مسائل گوناگون و پيچيدگي هايي اين چنين وجود دارد در بعضي حوزه ها ،دولت هايي كه پروژه هاي ويژه براي بازاموزي كاركنان با هدف داشتن معلمان موفق ارائه كردند از اين كه كاركنان اموزش ديده با مزاياي بالاتر به استخدام يك كشور همسايه در آمده اند ،به شدت آزرده شدند و به اين ترتيب  به پر كردن جاي خالي اين كاركنان پرداختند و اين علي رغم منابع افزوده و طرح يك برنامه براي پاسخ به مشكل بود.

«تدريس كارآمد :يك فعاليت پيچيده است كه از طريق آموزش و تمرين به تدريج كسب مي شود.بررسي ويژگي هاي معلمان كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه معلمان ايران در مقايسه با همكاران خود در كشورهاي ديگر از نظر مدت ،آموزش كمتري دريافت مي كنند ،جوان تر و بالطبع كم تجربه هستند با وجود اين ميزان باورهاي معلمان ايراني در زمينه‌ي «اهميت يادگيري براي نشان دادن دنياي واقعي »دادن تمرين بيشتر به باورهاي دانش آموزان داراي مشكل زمينه درسي»،«استفاده از روش هاي مختلف براي آموزش» در حفظ كردن فرمول ها و شيوه ها براي يادگيري رياضي و « توانايي در ارائه دلايل منطقي بر حمايت راه حل اي مساله» در حد باورهاي معلمان ساير كشورها يا حتي بيشتر از آنها مي باشد.[6]

ميزان باورهاي معلمان ايران در زمينه ي «بعضي دانش آموزان استعداد ذاتي براي يادگيري دارند و بعضي ندارند» درك چگونگي كاربرد رياضي در دنياي واقعي و «توانايي تفكر خلاق» از ميزان باورهاي معلمان نيمي از كشورهاي مورد تحقيق بيشتر است.معلمان ايراني در مجموع «عامل تفاوت فردي در كلاس» را بيشتر از معلمان كشورهاي ديگر مانع آموزش يادگيري مي دانند معلمان ايران در مقايسه با معلمان بسياري از كشورها از «تمرين براي كسب مهارت هاي محاسباتي» كمتر استفاده مي كنند ،اما ميزان استفاده معلمان ايران از فعاليت هاي استدلالي در كلاس و استفاده از اشيا و مواد واقعي براي حل مسائل را تا حدودي بيشتر از معلمان بسياري از كشورها مي باشد.[7]

 

فوايد آموزش هاي كوتاه مدت  مدیران ومعلمان چند پایه

الف : آموزش هاي كوتاه مدت براي سازمان فوايد زيادي را به شرح زير به دنبال دارد :

1-    به سود آوري منجر مي شوديا دست كم نگرش هاي مثبت تري را در مورد سودآوري پديد مي‌آورد.

2-    دانش و مهارت هاي شغلي را درتمام رده هاي سازمان بهبود بخشند.

3-    روحيه كاركنان را بهبود مي بخشد.

4-    به افراد كمك مي كند تا هدف هاي سازماني را بشناسند.

5-    به ايجاد تصوير ذهني بهتري از سازمان كمك مي كند.

6-    صداقت ،بي پردگي و اعتماد را تقويت مي كند.

7-    رابطه ميان فرا دست و زير دست را بهبود مي بخشد.

8-    بالندگي سازمان را گسترش مي دهد.

9-    تهيه دستور العمل هاي شغلي را ميسر مي كند.

10-ازكارآموزان بازخورد مي گيرد.

11-به درك و اجراي سياست هاي سازماني كمك مي كند.

12-                       موجب مي شود سازمان به تصميم گيري و مشكل گشايي ار بخش تري دست يابد.

13-                       پيشرفت سازماني را از درون ميسر مي كند.

14-                       به افزايش بهره وري و كيفيت كار كمك مي كند.

15-                       احساس مسئوليت نسبت به سازمان را باي توانمند شدن و با معلومات بودن گسترش مي دهد.

16-                       روابط مديريت و نيروي انساني را بهبود مي بخشد.

17-                       رفتارهاي ناپسند را از ميان مي برد.

18-                       جو مناسب را براي رشد و ارتباط به وجود مي اورد.

19-                       ارتباطات سازماني را بهبود مي بخشد.

20-                       به كاركنان كمك مي كند تا با دگرگوني ها سازگار شوند.

21-                       تعارضات را برطرف مي كند و بدين ترتيب فشار رواني و تنش را از ميان مي برد.

 

ج: فوايد آموزش هاي ضمن خدمت براي مديريت منابع انساني روابط انساني ،روابط گروهي و سياست هاي سازماني بدين ترتيب است :

 

1-    ارتباط ميان گروهها و افرا د را بهبود مي بخشد.

2-    توجيه و اماده سازي كاركنان جديد و افرادي را كه از طريق انتقال  به مشاغل جديد گماشته مي وند ساده مي كند.

3-    مهارت در افراد را بهبود مي بخشد .

4-    اجراي سياست ها و مقررات سازماني را ساده مي كند .

5-    روحيه ي گروهي را بهبود مي بخشد.

6-    همبستگي گروهي به وجود مي اورد.

7-    جو مناسبي را براي يادگيري ،رشد وهماهنگي به وجود مي اورد.

8-    سازمان را به محل مناسبي براي كار و زندگي تبديل مي كند.

 

جمع بندي و نتيجه گيري :

در دنياي امروز تعليم و تربيت از دشوارترين ،ظريف ترين و پرثمرترين امر انساني  به حساب مي‌آيد و كاري است پر ارج وقت گير كه نتايج و ثمره  نهايي آن دير به بار  مي نشيند.

عصر كنوني را دوره اي مي دانند كه در آن هدف از اموزش  وپرورش تنها انتقال معلومات و تجارب بشري به هر نسل جديد نيست ،بلكه رسالت آن ايجاد و تثبيت نگرشهاي مطلوب و شايسته در مخاطبان و درك و اقعيت هاي زندگي آنان و در نهايت رشد و تعالي ابعاد وجودي انسانهاست اين عصر را مي توان دوره ي تحقيقات فن آوري ،تبادلات ،انفجار دانش و عصر ارتباطات نام نهاد.

زيربناي هر آموزش را فلسفه هاي آموزشي تشكيل مي دهند تدريس چند پايه اي نيز داراي مباني فلسفه اي ويژه اي است كه از ادبيات ان بوجود امده است و به دليل پراكندگي قابل توجه عقايد نمي توان ديدگاهها و نظرات را به كشورهاي خاصي نسبت داد ولي با اندكي بررسي متوجه مي شويم كه فلسفه هاي آموزشي حاكم بر كلاسهاي چند پايه بر روي يك طيف قرار دارند كه از طريقي با اعتقاد شديد به مراحل رشد و تئوريهاي آمادگي جسمي و ذهني و روبه روست  كه اجراي صحيح آموزش را محدود به سن و پايه تحصيلي مي نمايد و از طرف ديگر با ديدگاه نامحدود بودن ظرفيت يادگيري و هر چيزي را به هر كسي مي توان ياد داد برخورد مي كند ايجاد همسويي و توافق بين اين دو ديدگاه كاملاً مغاير كه هر كدام در جاي خود ارزشمند است حساسيت فلسفه حاكم بر اداره و تدريس در كلاس هاي چند پايه ضرورت توجه به وضعيت اين كلاس ها در ابعاد نيروي انساني ،فضاي اموزشي ،مزاياي تخصصي ،امكانات رفاهي و ... را صدچندان مي كند با توجه به وسعت و گستردگي دوره ابتدايي مخصوصاً در مناطق محروم و صعب العبور روستايي و غيره افزايش كلاس هاي چند پايه اجتناب ناپذير است از طرفي زمان تدريس و حجم كار آموزش بسيار بيشتر از كلاس هاي تك پايه (عادي) مي باشد.

نيروي انساني شاغل در كلاس ها پنج پايه عمدتاً علاوه بر تدريس محتواي اموزش 30 كتاب  120 ساعت تدريس در هفته مي باشد.كارهايي از قبيل امور اداري – معاون – ناظم – مدير – متصدي امور دفتري – مستخدم و ....... را نيز خود انجام مي دهد. با توجه به مطالب فوق به اين سوال مي رسيم آيا به اهميت نقش ويژه آموزش و پرورش ابتدايي در شكل گيري شخصيت كودكان فكر كرده ايد؟

به منظور برقراري عدالت اموزش نيز شايسته است كه به تدريس چند پايه اي به عنوان شكل خاصي از آموزش نظر بيفكنيم و روشها و شيوه هايي را كه معلمان چند پايه بهتر و مناسب تر مي توانند در كلاس درس كار كنند ابلاغ و ارائه دهيم چون هر يك از مسئولان و مديران و راهنما معلمان در كلاس هاي درس به خصوص چند پايه ها مسئول هستيم ما نياز داريم به توليد منابع بيشتر در زمينه تحقيقي تر كردن معلمان چند پايه رفع مشكلات مدیران آموزگاران از اهم وظايف است كه ما معتقدم به اين قشر كم توجهي شده است.

اميدوارم كه مقاله حاضر توانسته باشد كه موارد مهم   و موثري در زمينه اموزش و شيوه هاي مدیریت واداره كلاس هاي چند پايه با توجه به مديريت زمان و بالا  بردن سطح علمي معلمان و دانش آموز مطالبي قابل قبول ارائه كرده باشد

 

 پيشنهاداتي جهت رفع مشكلات كلاسهاي چند پايه و شيوه‌هاي مدیریت واداره اين كلاس‌ها:

 

الف : مسئولان

1-  گفتیم يكي از مسائل موثر در شيوه هاي اداره كلاس (فضاي آموزشگاه) است منظور فضاي فيزيكي است كه مسئولان محترم بايد به احداث مدارس جديد و مرتب  در نقاط دور افتاده براي داير نمودن كلاس هاي چند پايه بيشتر توجه كند.

2-  با توجه به آمار كم اين كلاسها سرانه هاي واريزي بسيار ناچيز است و چون اين كلاس ها در مناطق محروم داير مي باشد لذا كمك هاي مردمي نيز ناچيز خواهد بود پس در نتيجه تجهيز  اين مدارس از طريق مدير اين مدارس ميسر نخواهد شد پس پيشنهاد مي شود مسئولان محترم جهت تجهيزات و امكانات براي اين مدارس بودجه اي خاص در نظر بگيرند تا معلمان راحت تر بتوانند با وسايل آموزش مناسب مطالب را به دانش آموزان ارائه دهند و خود بچه ها در يادگيري خود شريك باشند.

3-  مسئولان در بازديد از اين كلاسها و مدارس مقداري سطح توقع خود را پايين بياورند چون واقعيت اين است كه اداره كلاس پنج پايه  با 19 نفر دانش آموز قطعاً با يك كلاس تك پايه 14 نفري تفاوت خواهد داشت هر چند كه گاهاً مي بينيم با همت و تلاش معلمان پنج  پايه برعكس است اما آنچه مهم است كه در بازديدها مسئولان مد نظر بگيرند نحوه اداره ومدیریت اين كلاسها است كه به اين نكته كم توجهي زيادي شده (يعني بازديدهامنحصراً چند سوال از پايه هاي مختلف است و بس)كه اين معضل بزرگي براي بازدید کنندگان است كه عملاً هيچ كاري براي يادگيري مدیرو معلم و دانش آموزان انجام نمي دهند.

4-  پايين آوردن نرم كلاسها در حال حاضر تا 20 نفر در يك كلاس پنج پايه مشغول تحصيل هستند  كه پيشنهاد مي شود تعداد پايه براي اين نرم ها نيز در نظر گرفته مي شود يعني اگر مدرسه‌هاي دو پايه باشد و تعداد دانش آموزان 20نفر باشند  دو معلم به ان تعلق مي گيرد  و اگر 19 نفر  وپنج پايه هم باشد يك معلم تعلق مي گيرد كه پيشنهاد مي شود حتماً توجه به تعداد پايه در نرم كلاسها چند پايه شود يعني مثلاً مدرسه اي پنج پايه با 15 نفر دانش اموز دو معلم تعلق مي گيرد.

5-  با توجه به ساعات تدريس و سختي كار مدیران  چند پايه ما مي بينيم سختي كار به معلمان تربيت بدني  تعلق مي گيرد معلمي كه در هفته 30 كتاب با 120 ساعت كلاس درس در 6  روز كاري از شنبه تا پنج شنبه  با يك معلم راهنمايي كه شنبه تا پنج شنبه كار كند 12 ساعت كم تر مي گيرد هر ساعت 5 هزار تومان مبلغي در حدود  هفته 60 هزار تومان بيشتر كه اضافه كاري با حقوق معلم پنج پايه برابر است.

6-  پيشنهاد مي شود ساعات كار پرورشي به صورت اضافه كار به مدير آموزگاران تعلق بگيرد.چون ما شاید به اندازه یک معلم پرورشی بیشتر درمدرسه فعالیت داشته باشیم

 

ب: پيشنهاداتي جهت حل مشكلات مدیریت مدارس چند پايه

 

1-  اگر بهترين برنامه هاي درسي توليد شود ولي معلمان قوي و آگاه به برنامه آن را اجرا و در كلاس درس ارائه ندهند آن برنامه محكوم به شكست خواهد پس به مدیر آموزگاران محترم پيشنهاد مي شود كه حتماً سطح آگاهي و كارايي خود را با مطالعه و تحقيق اينترنت و ...بالا برند.

2-   داير نمودن كلاسهاي ضمن خدمت براي كليه مدیران مدارس چند پایه   در خصوص شيوه های مدیریت و اداره ي اين مدارس

3-  استفاده از تجارب معلمان پنج و چند پايه براي اداره كلاسهاي درس كه در سطح مناطق موفق هستند براي بازديد از كلاس مدارس چند پايه و ارائه مطالب مفيد به همكاران از طريق بازديد حضوري مقاله يا بروشور

4-  شركت كليه  مدیر آموزگاران در همايشها و كنفرانسها (در سال جاري شركت در همايش مديران آموزگار و كلاسهاي چند پايه جهت بالا بردن توان علمي و يادگيري روشهاي جديد براي اداره كلاس)

5-  تهيه طرح سالانه – ماهانه – هفتگي و روزانه جهت اينكه مدیران  اين مدارس در مورد زمان و وقت اگر برنامه ريزي شده عمل نكنند گاهاً بايد سريع درس بدهند و در بعضي از مواقع خيلي زودتر مطالب درس را تمام مي كنند. و يا ديرتر دروس را به اتمام مي‌رسانند.

6-  مديريت كلاسهاي چند پايه وشيوه اداره ي اين كلاس ها به قدرت و توانايي و استعداد ذاتي معلمان نيز بستگي دارد پيشنهاد مي شود معلماني كه اين توانايي در خود سراغ ندارند به مدارس تك پایه يا كارهاي خدماتي مشغول شوند.

7-  به مدیر آموزگاران محترم پيشنهاد مي شود از امكانات كم روستايي استفاده بهينه بكنند و تا جايي كه مي توانند با استفاده از امكانات موجود و به كمك دانش اموزان و اوليا آنها از وسايل دست ساز در تدريس استفاده كنند .

8-  مدیران در تصميم گيري ها براي اداره مدرسه در نظر داشته باشد كه 1- اطلاعات را جمع آوري كنند 2- با ذهن باز مسائل را تحليل كنيد 3- قدرت و توانايي هاي خود را بشناسيد 4- نتايج را تجزيه و تحليل كنيد 5- هدفي روشن و قابل تفهيم را در نظر بگيريد. 6- زمان ا در نظر بگيريد. 7- با ديگران در مورد تصميم خود مشورت كنيد 8- تصميم آخر را خودتان با هم فكري ديگران بگيريد.

9-    معلمان چند پايه در اداره كلاس خود بايد بسيار انعطاف پذير باشيد.

10-اسرار ورزيد براي اداره كلاس فقط يك شيوه كار اشتباهي خواهد بود  وگاهاً لازم است از انواع شيوه هاي اداره ي كلاس استفاده شود تا كلاس تحمل كنند و بي روح نباشند.

 

مديريت زمان وپيشنهادات مربوط به آن :

 

1-    هدف هاي آموزشي را مورد تجديد نظر قرار دهد و در صورت نامطلوب بودن ،محتوايي متناسب با هدف انتخاب كنید.

2-  روشهاي تدريس خود را بررسي و تحليل كند و در حقيقت در صورت عدم موفقيت در بازده ،نخستين سوالي كه براي معلم بايد مطرح شود اين است كه روش تدريس من چه معايبي داشت كه شاگردان نتوانستند به هدف هاي مورد نظر دست يابند ،در صورت نقص در روش و انتخاب محتوا، معلم بايد آنها را اصلاح كند.

3-    انتخاب تجارب يادگيري جديد ،زيرا ممكن است تجارب قبلي براي رسيدن به هدف كلي نباشند.

4-  پيش بيني براي استفاده بهتر از وسايل موجود و انتخاب وسايل آموزشي بهتر و مطلوب تر با توجه به امكانات و شر ايط موجود.

5-    تجديد نظر در مسئوليت هاي افرادي كه در فعاليت هاي آموزشي با او مشاركت دارند.

6-    تحليل و بررسي مدت زمان اجراي برنامه و اصلاح آن در صورتي كه زمان تدريس با محتواي مورد نظر متناسب نيست.

7-  اصلاح روشهاي ارزشيابي به هر حال ،معلم بايد از تجارب حاصل از طرح و برنامه براي طراحي بعدي و پيشبرد هدفهاي آموزشي استفاده كند.در واقع ،ارزشيابي و اصلاح مستمر برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي است كه مي تواند معلم را نسبت به فعاليت هاي رو به رشد خود اميدوار سازد  و او را معلمي موفق در تدريس معرفي كند.

 

 

سخن آخر :

ما بايد اين حقيقت را قبول داشته باشيم كه معلمان نقطه آغاز  هر گونه تحول آموزشي و تربيتي در هر جامعه هستند و معلمان فاتحان عرصه علم و تمدن پيشرفته بشري بوده اند  بايد هم باشند و به همين دليل دانشمندان سرمايه گذاري در اين نهاد مهم را بهترين و سودمندترين نوع سرمايه گذاري دانسته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(منابع ومآخذ)

 

 

 

[1] - فرايند ياددهي  يادگيري در كلاس هاي چند پايه – سهيلا حاجي اسحاق

 

2  ـ دكتر حسين شعباني روشها و فنون تدريس

 

3- ريچارد مك هارد – وندي پرتيچارد ،مديريت تحول و نوآوري

 

4 - مجموعه مقالات آموزش رياضي، دومين كنفرانس رياضي

 

5 - يافته هاي سومين مطالعه ي بين المللي TIMSS

 

  6-دکتر محرم آقا زاده  راهنمایکلاس های چند پایه نشر آییژ تهران .1384



[1] - فرايند ياددهي  يادگيري در كلاس هاي چند پايه – سهيلا حاجي اسحاق

[2] - فرايند ياددهي يادگيري در كلاسهاي چند پايه سهيلا حاجي اسحاق

[3]  ـ دكتر حسين شعباني روشها و فنون تدريس

[4] - ريچارد مك هارد – وندي پرتيچارد ،مديريت تحول و نوآوري

[5] - مجموعه مقالات آموزش رياضي، دومين كنفرانس رياضي

[6] - يافته هاي سومين مطالعه ي بين المللي TIMSS

[7] - همان منبع


موضوعات مرتبط: دانشجویان دانشگاه پیام نور، همراه معلمان، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی، آموزش وپرورش
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 6:28 ] [ بهروز علمی مریان ]
[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 18:9 ] [ بهروز علمی مریان ]

پژوهشگر  به چند روش می تواند به دنبال پیشینه پژوهش خود باشد:

1- مراجعه به کتاب ها و مقالات پژوهشی و علمی

2- راهنمایی استادان و پژوهشگران

3- پایگاه های اطلاعاتی مرتبط داخلی و خارجی

سریع ترین و راحترین روش برای به دست آوردن پیشینه پژوهش درباره موضوع پایان نامه، استفاده از پایگاه های اطلاعاتی و استفاده از مقالات منتشره در اینترنت است که در ذیل به آن ها اشاره می شود:

1- پایگاه های فارسی

1-1 پایگاه اطلاعات علمی ایران به آدرس:

sid.Ir

1-2 پایگاه مقالات نورمگز به آدرس:

noormags.com

1-3 دانشگاه امام صادق به آدرس:

mag.isu.ac.ir

1-4 دانشگاه شهید بهشتی به آدرس:

sbu.ac.ir/default.aspx

1-5 دانشگاه تهران به آدرس:

journals.ut.ac.ir

1-6 دانشگاه تربیت مدرس به آدرس:

www.modares.ac.ir/library

1-7 پایگاه ساینس سنتر

sciencecenter.ir

1-8 دانشگاه صنعتی شریف به آدرس:

library.sharif.ir

1-9 پایگاه مجلات ایران:

Magiran.com


2- استفاده از موتورهای جستجوگر مقالات و پایان نامه ها مانند:

2-1 جستجوگر مقالات گوگل به آدرس:

Scholar.google.com

2-2 موتور جستجوگر سایروس به آدرس:

Scirus.com

2-3 موتور جستجوگر اُجوزه به آدرس:

Ojose.com


3- جستجو در پایگاه های اطلاعاتی خارجی مانند:

Emeraldinsight.com

Sciencedirect.com

Proquest.com

EBScohost.com

onlinelibrary.wiley.com


Questia.com

Blackwellreference.com

Ebrary.com

Oxfordscholarship.com

Books24x7.com


[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 5:59 ] [ بهروز علمی مریان ]

هفت ترفند مفید در نرم افزار Word



1-اگر در حال تایپ کردن یک متن انگلیسی هستید و به دنبال مترادف یک کلمه خاص می گردید، کافیست نشانگر را در کنار و یا در زیر کلمه مربوطه ببرید و کلیدهای Shift + F7 را فشار دهید. با این کار فهرستی از کلمات مترادف آن کلمه خاص نمایش داده میشود.

۲- اگر فرمت قسمتی از متن را تغییر داده اید، مثلا رنگ یا نوع فونت آن را عوض کرده اید و حالا میخواهید به همان وضعیت پیش فرض ورد برگردانید، میتوانید آن بخش از متن را انتخاب و کلیدهای Ctrl + SpaceBar را فشار دهید.

وقتی میخواهید بخشی از متن را انتخاب کنید، میتوانید کلمه Alt را پائین نگه دارید و با ماوس Drag کنید. این کار باعث می شود عمل انتخاب به صورت مستطیل شکل انجام شود و سرعت شما به طرز چشمگیری افزایش یابد.

۴- با فشردن کلید Shift + F5 میتوانید به قسمتی از متن که بتازگی تغییری در آن ایجاد کرده اید بروید. فشردن مجدد این کلیدها شما را به قسمتهای تغییر یافته قبلی متن میبرد.

۵-در پنجره Print Preview (نمایش چاپ) شما میتوانید پیش از پرینت گرفتن، پیش نمایشی از فایل خود را ببینید. اگر در همین پنجره بخواهید تغییراتی در متن بدهید، کافیست روی آیکون Magnifier (بزرگنمائی) کلیک کنید تا اجازه تصحیح در متن به شما داده شود.

۶- اگر میخواهید همزمان دو بخش مختلف از یک Document را ببینید، میتوانید فایل مربوطه را در نرم افزار Word باز کرده، ماوس را بالای فلش موجود در بالای نوار لغزان نگه دارید تا نشانگر ماوس به شکل دو خط موازی با دو فلش در بالا و پائین آن درآید. آنگاه کلیک کنید و بدون رها کردن ماوس آن را به سمت پائین بکشید. حال صفحه به دو قسمت تقسیم میشود که در هر دو بخش همان فایل نمایش داده میشود و همزمان میتوانید دو بخش مختلف فایل را ببینید و ویرایش کنید.

۷- اگر فایلتان بزرگ است و پیدا کردن مطالب برایتان دشوار است، کافیست گزینه Document Map را از منوی View انتخاب کنید تا فهرستی از عناوین Document شما را نشان دهد. حال با کلیک بر هر عنوان به آن قسمت از فایل خود پرش میکنید.


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، رایانه واینترنت، روش تحقیق
[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 23:47 ] [ بهروز علمی مریان ]

آموزش تصویری کار با WINRAR



قصد داریم به صورت خیلی ساده طریقه ی نصب و استفاده از یکی از برنامه های آسان و پرکاربرد را آموزش دهیم.

 
 
حالا چگونه باید یه فایل زیپ شده را از حالت فشرده برگردانیم یا به اصطلاح باز کنیم؟
اول باید برنامه ی Win RAR را نصب کنیم وقتی که نصب تموم شد دقت داشته باشیم که همه ی پسوندها مخصوصا RAR و ZIP انتخاب شده باشد و در صورت علامت دار بودن گزینه ی cascaded context menus  گزینه ی finish را می زنیم.
 
روش اول
روی فایل فشرده یا Zip یا RAR که داریم کلیک راست می کنیم و گزینه ی Extract to Name File (نام فایل Zip یا RAR یا هر فایل فشرده ی دیگری که داریم) را انتخاب می کنیم با این کار کنار فایل zip ما پوشه ای هم نام ایجاد می شود و فایل ها در آن ریخته می شود.
 
 
روش دوم
فایل را باز می کنیم ( کلیک راست می کنیم و open را می زنیم ) همه ی فایل های داخل آن را انتخاب می کنیم و کلیدهای ctrl+c را برای کپی کردن فایل می زنیم و در جایی که می خواهیم کپی کنیم paste می کنیم.


موضوعات مرتبط: همراه معلمان، رایانه واینترنت، علم وفن آوری
[ شنبه سوم اسفند 1392 ] [ 23:45 ] [ بهروز علمی مریان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بهروز علمی مریان کارشناس ارشد مدیریت آموزشی
آموزگار عشایری وییلاقی استان گیلان،شهرستان تالش - مجتمع شهید صادق فایزی،مدرس دانشگاه
"راز موفقیت در صبر و پشتکار و توکل بر خدا است."
اللهم عجل لولیک الفرج
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1-نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا
2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا
3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا
4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
همراه:09383396291
رایانامه:behroozelmi875@mihanmail.ir
نشانی اینترنتی:www.behroozelmi.blogfa.com
سامانه پیام کوتاه:50002010334060
امکانات وب




كد تغيير شكل موس

كد موسيقي براي وبلاگ

فال حافظ


فال انبیاء



.


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین







خطاطي نستعليق آنلاين