یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم



تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:46 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
 








تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 17:34 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
نایت اسکین
نایت اسکین

 

نایت اسکین

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 



تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | 20:20 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
ه طورکلی به‌منظور افزایش انگیزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزه‌ها راهکارهای زیر توصیه می‌شود:
1 - سعی کنیم اولویت تجربه‌های دانش‌آموزان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه اعتماد به نفس آنها را افزایش می‌دهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است.
2 - برای موفقیت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین کنیم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، هرگز آنها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.

4 - دانش‌آموزان را در کلاس کمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیت‌های عاطفی آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشیم. سخت‌گیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوت‌های منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است که موجب درگیری ذهنی و کاهش علاقه به یادگیری می‌شود

 5- بلافاصله پس از آزمون یا پرسش کلاسی، دانش‌آموزان را از نتیجه کار آگاه کنید. 
6 - برای اینکه دانش‌آموز بداند، در طول تدریس به‌دنبال آموختن به چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نکنیم.
7 - چگونگی یادگیری و نحوه انجام کار برای دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزایش حس کفایت در دانش‌آموز از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا کلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشکلات درسی دانش‌آموز و ریشه‌یابی آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو کنیم.
10 - تشویق کلامی در کلاس، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است.
11 - مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح کنیم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بین دانش‌آموزان پیشگیری شود.
13 - در فرآیند آموزش متکلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشارکت دهیم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یکایک آنها، سطح انگیزه‌ها را افزایش می‌دهد.
15 - آموزش را با «تهدید» پیش نبریم.
16 - برای دانش‌آموزان با انگیزه، خوراک علمی کافی داشته باشیم.
17 - با محول کردن مسئولیت به دانش‌آموزان کم توجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدایت و علل کم‌توجهی در آنها را بررسی کنید.
18 - شیوه‌های تدریس را از سنتی به شیوه‌های روز تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به کار گیریم.
19 - میان درس کلاس و مسائل زندگی که به وسیله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار کنیم.
20 - تدریس را با طرح مطالب و پرسش‌های جالب توجه آغاز کرده و با تحریک حس کنجکاوی، دانش‌آموزان را برانگیخته‌تر سازیم.
21 - به وضعیت جسمانی دانش‌آموزان توجه کرده و علل جسمی بی‌توجهی و کاهش انگیزه آنان را بیابیم.
22 - محیط کلاس را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز کسالت روحی شویم. 
23 - با فرهنگ و تاریخچه زندگی افراد مدرسه یا محله‌ای که در آن تدریس می‌کنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثال‌های آشنا استفاده کنیم.
24 - به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع اشکالات، جنبه‌های مثبت را تشویق کنید.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل کنیم.
26 - زمان یادگیری باید در حد توان دانش‌آموز باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان کلاس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم.
27 - دانش‌آموز را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گام‌های دیگری بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشیم.
29 - به منظور افزایش حس کفایت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده کنیم.
30 - مطمئن باشیم که توجه دانش‌آموزان برای شروع تدریس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را یکجا و در یک جلسه آموزش ندهیم.
32 - به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به دانش‌آموزان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای کلاس می‌شود. 
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌های «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیم‌بندی نکنیم.
34 - از ورود به موضوعات حاشیه‌ای که منجر به انحراف توجه کلاس می‌شود، بپرهیزیم. 
35 - با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به دانش آموزان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهیم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعالیت‌های تحقیرکننده نظیر «جریمه» نکنیم.
37 - به افراد درون‌گرا، کمرو، مضطرب که تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه کرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشارکت در بحث‌های کلاسی و کارهای گروهی تشویق کنیم.
38 - در روش‌های تدریس، کنفرانس و سمینار را مد نظر قرار دهیم.
39 - تأکید بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس می‌شود. این دانش‌آموزان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردارند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده می گیرند که در نهایت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد.
40 - گاهی از تجربه‌های دوران تحصیل و شکست‌ها و موفقیت‌های خود برای دانش‌آموزان صحبت کنید

برگرفته از http://hamshahrionline.irسایت همشهری آنلاین



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:31 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

آزمون مداد – كاغذي به انواع آزمون‌هايي با پاسخ‌هاي چند گزينه‌اي؛ كامل كردني؛ جور كردني؛ صحيح – غلط؛ كوتاه پاسخ و تشريحي اشاره دارد. از آزمون مداد – كاغذي براي اندازه‌گيري دانش كلي؛ محفوظات و درك و فهم آموخته‌هاي تحصيلي دانش‌آموزان استفاده مي‌شود. با اجراي اين آزمون‌ها بيشتر صحيح بودن يا غلط بودن پاسخ‌هاي آموخته شده مشخص مي‌شود و يادگيرنده در توليد دانش جديد، خودسنجي و انديشه‌ورزي هيچ‌گونه نقشي ندارد. هرچند در دهه‌هاي گذشته تلاش شد تا با اين‌ آزمون‌ها سطوح بالاتر شناختي نيز اندازه‌گيري شود اما در عمل در اندازه‌گيري مهارت‌هاي پيچيده‌ا‌ي چون حل مسأله؛ تفكر واگرا و توانايي كاربست آموخته‌ها در موقعيت‌ها توفيقي بدست نياورد (ليپمن[1] 1987). متخصصان تعليم و تربيت در دهه 1980 با ظهور مجدد نظريه‌هاي شناختي يادگيري بويژه سازنده‌گرايي تحقيقات گسترده‌اي را براي جايگزين كردن ابزارهايي كه تفكر و مهارت‌هاي پيچيده را نيز اندازه‌گيري ‌كند آغاز كردند. الگوي سنجش عملكرد يكي از روش‌هاي جايگزين براي رسيدن به اين هدف بود. در ميان گونه‌هاي مختلف سنجش عملكرد، آزمون عملكرد به عنوان ابزاري براي تكميل اطلاعات در باره‌ي يادگيري در كنار آزمون مداد – كاغذي مطرح شد. آزمون عملكرد نه تنها دراندازه‌گيري دانش و مفاهيم پيچيد‌ي آموزشگاهي بلكه در اندازه‌گيري توانايي استفاده ازدانش و مهارت‌هاي پيچيده‌ي دانش‌آموزان در موقعيت‌هاي واقعي زندگي نيز كارآمد بود. زيرا معلم با تهيه و اجراي آزمون عملكرد، دانش‌آموز را در شرايط فكر كردن بر يادگيري، اجراي خودسنجي از فرايند و پيامد يادگيري و نيز انعكاس انديشه و نظرات در مورد يادگيري درگير مي‌كند. در واقع يادگيرنده در هنگام انجام تكاليف آزمون عملكرد نه تنها توانايي خود را در استفاده از دانش و مهارت‌ها براي حل مسأله يا توليد محصول در موقعيت‌هاي واقعي نشان مي‌دهد بلكه از طريق خودسنجي‌ و انديشه‌ورزي‌هاي پيوسته به تمرين و پرورش دانش و مهارت‌ها نيز مي‌پردازد.

بنابراين آزمون عملكرد نه تنها در نقش اندازه‌گيري بلكه در نقش دروني كردن يادگيري؛ توليد دانش، عميق كردن اطلاعات و به طور كلي در نقش «آموزش براي يادگيري» ظاهر مي‌شود زيرا دانش‌آموز در طول انجام تكاليف آزمون عملكرد 1) استفاده كردن از دانش و مهارت را در زندگي واقعي تمرين مي‌كند، 2) بين مهارت دانش و مهارت‌هاي آموخته شده‌ي خود با دنياي واقعي ارتباط برقرار مي‌كند و 3) مهارت‌هاي عالي شناختي (انديشه ورزي، تصميم‌گيري توأم با خردورزي و …) را كه با موفقيت‌هاي آتي او در زندگي ارتباط دارد در خود پرورش مي‌دهد. آزمون عملكرد به طور همزمان هم دانش‌آموزان، معلمان و والدين را از نحوه رسيدن به اهداف يادگيري آگاه مي‌كند و هم براي آنان در باره‌ي ميزان موفقيت عملكرد يادگيرندگان در زندگي واقعي بازخوردهاي كيفي و مفيد فراهم مي‌كند.

با توجه به آنچه ذكر شد هرچند آزمون عملكرد از لحاظ ماهيت و كاركرد تفاوت بسيار كيفي و چشمگيري با آزمون مداد – كاغذي دارد، اما بايد يادآور شد برتري كيفي آزمون عملكرد نبايد ذهن را به اشتباه به اين سو سوق دهد كه آزمون مداد – كاغذي در كلاس درس ارزشي ندارد وديگر لازم نيست از آن استفاده شود. معلم در كلاس درس براي اتخاذ تصميم‌هاي آموزشي و تهيه‌ي بازخوردهاي توصيفي كارآمد به اطلاعات جامع در باره‌ي يادگيرنده نياز دارد. از اين‌رو لازم است از هر دو نوع آزمودن مداد – كاغذي و عملكرد براي گردآوري اطلاعات با توجه به اهداف آن‌ها استفاده كند، در واقع آزمون‌هاي مداد – كاغذي و عملكرد نه تنها در تضاد با يكديگر نيستند بلكه مكمل يكديگرند. تفاوت‌هاي بين آزمون عملكرد و مداد – كاغذي در جدول زير خلاصه شده است.

 

تفاوت‌ آزمون عملكرد با آزمون مداد – كاغذي

ويژگي‌ها

آزمون مداد – كاغذي

آزمون عملكرد

نحوه پاسخ‌دهي:

دانش‌آموز پاسخ را انتخاب و يا تشريحي مي‌نويسد

دانش‌آموز تكليفي را انجام داده، نتايج را تحليل و دانش توليد مي‌كند.

محتواي ابزار:

حاوي سؤالاتي است كه كتاب محور است

تكاليف مرتبط با موقعيت‌هاي زندگي را شامل مي‌شود.

سطح درگيري شناختي:

دانش و درك مطلب را بررسي مي‌كند

توانايي استفاده از دانش و مهارت را در موقعيت‌ها نشان مي‌دهد

تهيه و اجراي ابزار:

معلم – محور است

دانش‌آموز و معلم محور است

اعتبار و عينيت نتايج:

به راحتي قابل بررسي است

به روش‌هاي پيچيده نياز دارد

مشاهده ‌يادگيري:

يادگيري آموخته‌ها و مهارت‌ها به صورت غيرمستقيم استنباط مي‌شود

توانايي استفاده از دانش و مهارت‌ها به طور مستقيم و يا قاطعيت مشخص مي‌شود

 
 
منبع: 

خوش خلق ،ايرج .كتاب اصول  و راهنمای عملی آموزش

گام به گام ساخت  و تهیه‌ی آزمون عملکرد

انتشارات زنده انديشان.چاپ اول ۱۳۹۱



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:30 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

عوامل افت تحصیلی در درس ریاضی در دوره ابتدایی

كمبود معلم با صلاحيت و آموزش ديده :

يكي از عوامل مؤثر در افت تحصيلي رياضيات دانش آموزان دوره ابتدايي كمبود معلمان با صلاحيت و آموزش ديده مي باشد . اكثر معلمان مدارس ابتدايي با وسايل كمك آموزشي درس رياضيات آشنايي چنداني ندارند . و آنها كه اين وسايل را مي شناسند چون طريقه استفاده از آن را نمي دانند و عملا" چنين آموزشهايي نديده اند ، به استفاده از اين وسايل چندان رغبتي نشان نمي دهند . اين مسأله بايد هشداري براي مراكز ضمن خدمت باشد تا با برگزاري دوره هاي ضمن خدمت در رابطه با شيوه هاي عملي استفاده از وسايل آموزشي درس رياضيات و همين شيوه هاي ساخت وسايل ساده اين درس راه را براي استفاده معلمان از وسايل آموزشي ، با رغبت و علاقه هموار سازند . و بدنبال آن زمينه يادگيري همراه با تفكر و فهم دانش آموزان را فراهم كرده به يادگيري دائمي دست پيدا كنند .همانگونه كه در كشورهاي ديگر نيز اينچنين گامهايي براي آموزش بهتر برداشته
شده است در ژاپن معلمان راهنما و سرپرستاني كه در قلمرو فن آوري آموزشي فعاليت دارند .
 نرم افرازهاي آموزشي را طراحي مي كنند و به آموزگاران آموزش مي دهند كه چگونگي فعاليتهاي آموزشي را طراحي ، اجرا و ارزشيابي كنند . در كشور مالزي مراكز آموزش ضمن خدمت معلمان بهره گيري از فن آوري آموزشي را در برنامه هاي آموزشي خود مورد تأكيد قرار داده اند .

 مقاومت بعضي معلمان در برابر تفكرات جديد و روشهاي جديد تدريس :

اين قضيه بيشتر به معلميني بر مي گردد كه سن آنها گذشته و سابقه اي بيش از  بيست سال دارند . و بيشتر بر همان روشهاي گذشته كه حتي خودشان آموزش ديده اند تأكيد دارند . در تدريس بيشتر از روش سخنراني بهره مي برند و وسايل كمك آموزشي در كلاس درسشان جايي ندارد و حتي گاهي آنها را مخل در امر آموزش مي دانند و خيلي به ندرت از وسايل كمك آموزشي استفاده مي نمايند . كلاس درس اين معلمان خشك و خشن است . به نظر اين معلمان دانش آموزان فرمان برداران محض هستند و فقط بايد آنچه را كه معلم مي گويد انجام دهند و خود هيچ گونه نظري ندهند . بيشتر بر حافظه تأكيد دارند و جنبه هاي عملي و عيني و كاربردي درسها را به دليل وقت گير بودن آن كنار مي گذارند . طول مدت تدريس اين معلمان زياد و بر عكس يادگيري دانش آموزان كم وضعيف است و معلم و شاگرد هر دو خسته مي شوند . بنابه دلايل فوق دانش آموزاني كه در كلاس درس اينگونه معلمان حاضر مي شوند اكثرشان دچار افت تحصيلي خصوصا" در رياضيات خواهند شد .

 

بي توجهي والدين نسبت به پيشرفت تحصيلي دانش آموزان :

تعدادي از والدين در شهرها و اكثر والدين در روستا به علل مختلف از قبيل علل اقتصادي و معيشتي نسبت به پيشرفت تحصيلي دانش آموزان خود نقش بي طرف ايفا مي كنند و نسبت به آن بي توجهند . و اين حالت در حالي است كه اگر والدين در اين زمينه توجه بيشتري نمايند ، قطار پيشرفت جامعه كه موتور اصلي آن دانش آموزان هستند با سرعت بيشتري به حركت خود ادامه خواهد داد  و با نقايص كمتري روبرو خواهد شد .

نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي بالاخص در درس رياضيات :

تحقيقات متعدد نشان مي دهد كه پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كه والدين آنها افرادي آگاه و باسوادند و بهتر به راهنمايي آنها مي پردازند بيشتر است . والدين با شناخت بيشتر از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتري مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند . راهنمايي تحصيلي به معني انجام دادن بخشي از كارها و تكاليف دانش آموز نيست . كمك به او به اين طريق باعث مي شود تا او نتواند بخشي از مطالب را به خوبي بياموزد . نكته ديگر در اين زمينه اين است كه عده اي فكر مي كنند حفظ كردن مطالب رياضي يا درس ديگر و يا رونويسي به تنهايي تكاليف مهمي است . در صورتي كه هدف اساسي آموزش و پرورش ، ايجاد و پرورش خلاقيت و قدرت تجزيه و تحليل در دانش آموزان است . متأسفانه يكي از مشكلات اساسي نظام آموزشي تأكيد بيش از حد بر روي پرورش حافظه و حفظ كردن است .بايد به دانش آموزان كمك كرد تا مطالب درسي را خوب بفهمند و بتوانند به زبان خودشان بيان كنند . مهمترين نقشي كه والدين در زمينه راهنمايي تحصيلي فرزندان خود مي توانند داشته باشند ايجاد محيطي آرام و مساعد براي مطالعه و انجام تكاليف است . يادگيري در شرايطي بهتر صورت مي گيرد كه در آن محيط آرام باشد و محركهاي مزاحم از جمله تلويزيون ، بازي  ساير كودكان و سروصداهاي ديگر كمتر باشد . همچنين والدين مي توانند به جاي خريد اشياي غير ضروري براي دانش آموزان كتابهاي كمك درسي ، غير درسي و وسايل كمك آموزشي تهيه كنند . سرانجام والدين بايد سعي كنند با دادن مسئوليتهاي مختلف در حد توان دانش آموزان احساس مسئوليت پذيري و عزت نفس آنها را تقويت كنند . تا نسبت به تدريس معلم نيز احساس مسئوليت كرده ، و تكاليف خود را درست تر انجام داده وقت بيشتري را صرف يادگيري كنند .

تأثير تغذيه و بهداشت در يادگيري درس رياضيات :

درس رياضيات از دروسي است كه در هنگام تعليم و آموزش ديدن و حتي آموزش دادن احتياج به شادابي خاصي دارد . اصولا" امروزه معلمين براي تدريس درس رياضي ساعات اوليه حضور در كلاس را
در نظر مي گيرند ، اگر دلايل آن را بررسي كنيم مي بينيم كه در اين موقع هم فكر دانش آموز آماده است
  و هم پس از يك استراحت كامل در اول صبح داراي يك شادابي خاص است . و روح و روان او از هر نظر آمادگي بيشتري دارد . بر هيچ كس پوشيده نيست كه افرادي كه داراي وضعيت روحي و رواني و جسماني مناسبي نباشند به خوبي نمي توانند فكر خود را متمركز نمايند . و يادگيري در آنان به خوبي انجام نمي شود . از يكي از  عوامل مختلف اختلال در يادگيري درس رياضيات در كودكان ، بهداشت و تغذيه نامناسب و وضعيت بد روحي و رواني بچه هاست .نوع تغذيه و بهداشت و مراقبتهايي كه از كودك مي شود ، مستقيما" در رشد او
اثر مي گذارد . سوء تغذيه و بخصوص كمبود پرتئين ، موجب كندي رشد وزن و حجم مغز
مي شود . در نتيجه دانش آموزي كه از كمبود تغذيه و بهداشت در رنج باشد مسلما"در يادگيري كليه دروس
دچار مشكل خواهد بود ، چه برسد به يادگيري درس رياضي ، پس
به طور خلاصـه مي تـوان گفت كه نـابرابري امـكانات تـربيتي و تخـصصي در واقـع از خـانواده آغاز مي شود . و خانواده ها بايد زمينه هاي مناسب بهداشتي و رواني و تغذيه اي را براي فرزندان فراهم آورند تا فرزندانشان به راحتي و درستي بتوانند ادامه تحصيل دهند و معلمين هم هنگام تدريس و دادن تكليف به بچه ها به اين مقوله توجه كافي داشته باشند .

تأثير آموزش پيش دبستاني در پيشگيري از شكست :

در مبارزه با مسئله شكست تحصيلي ، آموزش و پرورش پيش دبستاني ، چه از لحاظ رواني و چه از لحاظ پرورشي نقش اساسي دارد . رشد جسمي و رواني كودك از آغاز تولد تا 6 سالگي ، با آهنگي سريعتر از سالها و مراحل بعد انجام مي گيرد . در 3  سال اول زندگي  شبكه اعصاب و مغز كودك كه البته متأثر از عوامل زيست شناختي و رواني است ، به سرعت نمو مي كند . شوق يادگرفتن و آموختن در اين سنين جلوه اي خاص دارد . ولي شكوفايي آن وابسته به محيط خانوادگي و محيط آموزشي مدرسه است . در اين سالها كودك بسيار كنجكاو است . ولي اگر به پرسشهاي او پاسخهاي قانع كننده اي داده نشود ، به تدريج كنجكاوي او پژمرده مي شود .

آموزش و پرورش پيش از مدرسه ، تفاوتهاي ناشي از محيط اجتماعي و فرهنگي را كه خود زمينه شكست تحصيلي را فراهم مي كند ، تخفيف مي دهد . بسياري از بررسيها نشان مي دهند كه كودكاني كه پيش از ورود به دبستان در كودكستان تحت تعليم و تربيت بوده اند ، در پايه هاي اول دوره ابتدايي نسبت به سايرين پيشرفت تحصيلي بيشتري دارند .



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:28 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

چگونه فرآيند آموزش را طراحي کنيم؟

تدريس[Teaching]   چيست؟
  از تدريس، همانند يادگيري، تعريفهاي مختلفي ارائه شده است. بعضي، تدريس را «بيان   صريح معلم درباره آنچه بايد ياد گرفته شود» مي دانند و گروهي ديگر تدريس را   «همورزي متقابلي مي \دانند که بين معلم، دانش آموز و محتوا در کلاس درس جريان   دارد.» عدّه ي زيادي از مربيان و متخصصان آموزش و پرورش، تدريس را «فراهم آوردن   موقعيت و فرصتهايي که يادگيري دانش آموزان را تسهيل کند»، ناميده اند. از بررسي   مجموعه ي تعاريف ارائه شده مي توان نتيجه گرفت که «تدريس، فعاليتي تعاملي و منظم   و هدفمند بين معلم و دانش آموز به منظور تسهيل يادگيري است.» (شعباني،1382).
  عوامل اصلي چنين فعاليتي عبارتند از: طراحي، اجرا و ارزشيابي. طراحي پايه و اساس   اصلي اين فرآيند است که دو عامل ديگر يعني اجرا و ارزشيابي بر آن استوار هستند و   تحقق مطلوب آنها وابسته به کيفيت طراحي آموزشي است.

طراحي [Desigining]   آموزشي چيست؟

طراحي آموزشي، پيش بيني و تنظيم رويدادهاي آموزشي بر اساس اهداف،   محتوا و امکانات موجود با توجه به ويژگيها و ساخت شناختي دانش آموزان است. طراحي   آموزشي، خواه مربوط به يک دروه کامل يا به يک جلسه ي آموزشي باشد، از اهميت خاصي   برخوردار است. توجه و دقت در تنظيم آن مي تواند موجب کارايي و اثر بخشي تدريس   شود. طراحي آموزشي ممکن است به دو صورتِ خُرد و کلان، انجام گيرد. طراحي در سطح   کلان مربوط به شوراي برنامه ريزي درسي و متخصصان آموزشي است؛ اما طراحي در سطح   خُرد، کلاً بر عهده ي معلم است. در فرآيند طراحي خُرد، توجه بايد بيشتر به حصول   صلاحيتها و قابليتهاي مورد انتظار، جلب شود و با نگرشي سيستمي و نظام مند،   مجموعه ي عناصري را که در يادگيري دانش آموزان مؤثرند، در نظر گرفت. معلم بايد   کل محتواي آموزشي را به اجزاي قابل تدريس که معمولاً به نام «جلسات درس يا   تدريس» ناميده مي شود، تقسيم کند و مشخص سازد که بر اساس زمان منظور شده، چند   جلسه يا ساعت در طول ترم و يا سال تحصيلي تدريس خواهد داشت و در هر جلسه چه   موضوعي و با چه اهدافي دنبال خواهد شد.                                           

            مراحل طراحي آموزشي

هدف از طراحي آموزشي، فراهم کردن امکانات يادگيري است؛ زيرا   انتخاب فعاليت هاي يادگيري مؤثر و مناسب، عامل مهمي در فرآيند طراحي يک درس   محسوب مي شود. قبل از شروع آموزش، معلم بايد همه چيز را پيش بيني و آماده کند و   برنامه ي خود را بنويسد؛ اما با توجه به اين که فرآيند تدريس، هيچگاه نمي تواند   کامل باشد، برنامه هاي طراحي شده بايد انعطاف پذير، مرتب و به روز گردند. يک   برنامه آموزشي خوب بايد به نحوي نوشته شود که دستيابي به قابليت و صلاحيت مورد   نظر را تضمين کند. در فرآيند طراحي مي توان از الگوهاي مختلف استفاده کرد؛ اما در   تمام الگوها، حداقل چهار مرحله يا گام اساسي را بايد مورد توجه قرار داد. اين   مراحل عبارتند از:
  مرحله اول : تحليل و تنظيم هدفهاي آموزشي
  مرحله دوم : تحليل موقعيت آموزشي
  مرحله سوم : تحليل و تعيين محتوا، روش و وسيله ي آموزشي
  مرحله چهارم : تحليل و تعيين نظام ارزشيابي
 
مرحله اول : تحليل   و تنظيم هدفهاي آموزشي
  هدفهاي آموزشي، بيان کننده ي وضعيت مطلوب در يک رويداد آموزشي هستند. هدفهاي خوب   تنظيم شده حداقل بايد داراي چهار ويژگي زير باشند:
  1. دانش آموزان، محور باشند؛ يعني بر اساس فعاليت هاي دانش آموزان تنظيم شوند.
  2. توصيفي از نتايج يادگيري باشند.
  3. صريح، روشن و قابل فهم باشند.
  4. قابل مشاهده و اندازه گيري باشند.
 

مراحل نگارش هدفهاي آموزشي

براي نگارش هدفهاي آموزشي، چهار مرحله ي اساسي بايد طي شود.   اگرچه اين چهار مرحله، تسلسلي و پيوسته هستند؛ اما در فرآيند طراحي، الزاماً   چنين نيستند، زيرا طراح، پس از نوشتن هر مرحله ممکن است مجدداًً به عقب برگردد و   به بازنگري اهداف نوشته شده بپردازد و به اصلاح و بازنويسي آنها اقدام کند.   مراحل نگارش هدفهاي آموزشي عبارتند از:
  الف - تعيين هدف يا هدفهاي کلي [
Goals]   آموزشي
  هدفهاي کلي آموزشي، اهدافي هستند که در پايان يک دوره يا جلسه ي آموزشي بايد   تحقق يابند. اين دسته از اهداف، معمولاً به صورت عبارتهاي کلي مطرح مي شوند؛   مثلاً اگر بگوييم پس از مطالعه ي اين فصل «معلمان بايد با طراحي آموزشي آشنا   شوند»، در واقع يک هدف کلي را بيان کرده ايم. هدفهاي کلي آموزشي، معمولاً به علت   عدم صراحت مبهم و قابل تعبير و تفسير هستند. حتي در مقايسه با هدفهاي جزئي در   مدت زمان بيشتري تحقق خواهند يافت.
  اين دسته از اهداف چون مهارت نهايي کسب شده از جريان آموزش را بيان مي کنند،   ممکن است به عنوان نوعي انگيزه، به کار روند اگرچه گروه کثيري از صاحب نظران   تربيتي با نوشتن و تنظيم هدفهاي کلي مخالفند؛ اما به دليل اينکه جهت عمومي   فعاليتها را تعيين مي کنند، هدفهاي پرارزشي هستند، زيرا از طريق هدفهاي کلي   آموزشي مي توان هدفهاي جزئي، رفتاري و فعاليت هاي آموزشي را مشخص کرد و به آنها   جهت و هماهنگي لازم بخشيد.
  معلمان و طراحان آموزشي بايد توجه کنند هدفهاي کلي آموزشي زماني ارزشمند هستند   که به هدفهاي جزئي و رفتاري تجزيه شوند؛ به عنوان مثال: براي رسيدن به اين هدف   کلي که «معلمان با طراحي آموزشي آشنا شوند»، بايد تمام مراحل طراحي و فعاليت هايي   که لازم است در مراحل اجرا دانش آموزان انجام دهند، به طور واضح و صريح مشخص   شوند، در غير اين صورت هدف کلي، هرگز تحقق نخواهد يافت.
 

ب - تبديل هدف کلي به اهداف جزئي[Sybgoals]

هدفهاي جزئي از تجزيه هدفهاي کلي به دست مي آيند و مراحل رسيدن   به هدفهاي کلي را مشخص مي کنند، به همين دليل، نسبت به هدفهاي کلي محدودتر و   مشخص تر و نسبت به هدفهاي رفتاري، داراي جامعيت و شمول بيشتري هستند. هدفهاي   جزئي، همچون هدفهاي کلي اغلب به صورت افعال کلي و مبهم نوشته مي شوند و خود نيز   ممکن است قابل تجزيه به هدفهاي جزئي ريزتر باشند. ساده ترين راه نوشتن اهداف کلي   و جزئي در فرآيند آموزش اين است که بر اساس موضوع اصلي درس، هدف کلي نوشته شود و   بر اساس عناوين فرعي درس، اهداف جزئي تنظيم گردند. در زير، جهت آشنايي با افعال   کلي که براي نوشتن اهداف کلي و جزئي به کار مي روند، تعدادي از آنها آورده شده   است:  آشنا شدن / دوست   داشتن / دانستن / کسب کردن / ارزش گذاري کردن / تمايل داشتن
  فهميدن / باور کردن / تصديق کردن / ياد گرفتن / درک کردن

ج - تبديل هدفهاي جزئي به هدفهاي رفتاري

هدفهاي رفتاري، اهدافي هستند که نوع رفتارهاي شناختي، رواني -   حرکتي (عملي)، عاطفي و قابليتها و مهارتهايي را که انتظار داريم در پايان يک   فعاليت آموزشي در دانش آموزان ايجاد شود، به دقّت بيان مي کنند. در نوشتن هدفهاي   رفتاري، نبايد اعمالي که معلم براي تدريس انجام مي دهد، تشريح شده باشد، بلکه   بايد طوري نوشته شوند که دانش آموزان با مطالعه ي آنها بفهمند که چه انتظاراتي   از آنها مي رود و چه بايد انجام دهند؛ مثلاً پس از پايان آموزش، با توجه به   مطالب مطرح شده بايد بتوانند «براي فصل ساختار سلولي کتاب علوم زيستي و بهداشتي   سال اول دبيرستان عملاً طرح درسي بنويسند».
  اهداف رفتاري بايد واقع بينانه تنظيم شوند. هميشه بايد امکانات و مدت زمان آموزش   و همچنين سطح تحصيلي و علاقه مندي دانش آموزان را در نوشتن هدفهاي رفتاري در نظر   گرفت. اگر هدفهاي رفتاري، واقع بينانه تنظيم شوند، آموزش هم درست و مؤثر انجام   خواهد شد. اهداف رفتاري خوب تنظيم شده، اهدافي هستند که اکثر دانش آموزان براي   رسيدن به آنها مشکل خاصي نداشته باشند. اولين نکته در نوشتن هدف رفتاري، صراحت و   قابل فهم بودن آن است.
  هدفهاي رفتاري علاوه بر صراحت بايد قابل مشاهده و اندازه گيري باشند. محور   ارزشيابي نتايج يادگيري، قابل مشاهده بودن آن نتايج است. کليد يک هدف قابل   مشاهده، يک فعل قابل مشاهده است. فعل قابل مشاهده فعلي است که عمل قابل مشاهده   يا رفتاري که نتيجه اش يک محصول قابل مشاهده باشد، توضيح دهد. بنابراين، يک هدف   رفتاري مؤثر و خوب تعريف شده، هدفي است که صريح و قابل مشاهده و نتيجه اي قابل   اندازه گيري باشد. از ديد روانشناسان رفتارگرا، هدفهاي رفتاري داراي سه ويژگي   زير مي باشند:
 

1-     نوع رفتار بايد دقيقاً مشخص و خوب   تعريف شده باشد.

منظور از نوع رفتار يا عملکرد در نوشتن هدفهاي رفتاري، بيان   روشن، دقيق و صريح رفتاري است که انتظار مي رود دانش آموزان آن را انجام دهند تا   مشخص شود که قابليت يا گرايش لازم را کسب کرده اند. نکته کليدي در نوشتن نوع   رفتار، آن است که از افعالي که بر انجام کار دلالت دارد استفاده شود، مانند:   «حذف کند»، «پاک کند»، «تعريف کند»، «اندازه بگيرد»، «آزمايش کند» و غيره.
  لازم به يادآوري است که عملکرد يا رفتار، مي تواند هم در حيطه شناختي قرار گيرد   و هم در حيطه رواني - حرکتي و عاطفي.
 2- شرايط انجام رفتار يا عملکرد بايد   دقيقاً بيان شود.

دومين عنصر مهم در نوشتن اهداف رفتاري، بيان شرايط و امکاناتي   است که با توجه به آن، دانش آموزان بايد دانش، گرايش يا مهارت خود را نشان دهند.   شرايط و امکانات، معمولاً به موقعيت اشياء يا چيزهايي اطلاق مي شوند که بايد در   آن موقعيت يا با به کار گرفتن آن امکانات، فعاليت انجام شود تا دانش آموزان   قابليت خاص را کسب کنند. گاه شرايط و امکانات، محدوديتها و يا امکاناتي را که   موجود نيستند بيان مي کند. مانند «بدون استفاده از نتايج يک آزمايش تشخيصي»، «يا   بدون به کار بردن ماشين حساب» فرد بايد بتواند آن قابليت را از خود نشان دهد.
  از دادن يک فهرست طولاني از وسايل يا موادي که به نظر مي رسد براي عملکرد، ضرورت   ندارد خودداري شود. اگر شرايط براي تمام اهداف رفتاري يک درس يکسان باشد، تکرار   آن در تک تک اهداف رفتاري ضرورت ندارد و کافي است قبل از نوشتن تک تک هدفهاي   رفتاري، اين عبارت نوشته شود: «پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود   با مطالعه يا به کارگيري وسايل ... بتوانند»:
  الف - قانون ارشميدس را در دو سطر تعريف کنند.
  ب - آزمايش مربوط به آن را بدون اشتباه انجام دهند.
 

2-    معيار سنجش رفتار   مورد نظر دقيقاً معين شود.

سومين ويژگي ضروري در نوشتن هدفهاي رفتاري، معيار است، که پايه و   اساس قضاوت انجام رفتار را مشخص مي کند. به زبان ديگر، معيارها براي بررسي و   تعيين ميزان مهارت دانش آموزان، به کار مي روند؛ مثلاً «با نود درصد دقت و بدون   هيچ اشتباهي» يا «در مدت زمان مشخصي» انجام شود. بنابراين معيار، ممکن است به   فرآيند يا به نتيجه ي فعاليت، مربوط باشد.
  هدفهاي رفتاري را هرگز نمي توان به طور خلاصه نوشت. معلم بايد عملکرد يا رفتار   را طوري بنويسد که ارتباط آن با شرايط و معيار تعيين شده واضح و روشن باشد. اين   صراحت بايد در حدي باشد که افراد آشنا با فرآيند ياددهي - يادگيري بتوانند بدون   اشکال و اشتباه، مقاصد آموزشي مورد نظر نگارنده را تدريس و يا ارزيابي کنند.
  بسياري از معلمان به دليل عدم آشنايي با هدفهاي رفتاري معمولاً از افعال زير که   درک آنها مشکل است و قابل اندازه گيري نيستند استفاده مي کنند؛ افعالي مانند:
  دانستن / ياد گرفتن
  تحسين کردن / لذت بردن
  باور داشتن / درک کردن و غيره ....
  بهتر است به جاي به کارگيري افعالي نظير افعال ذکر شده از افعالي که کمتر در   معناي آن اشتباه رخ مي دهد و قابليت اندازه گيري آنها خوب است، استفاده کنيم.
 

                                                                                                                                                                                             
   

افعال صريح در حيطه شناختي

   
   

افعال صريح در حيطه عاطفي

   
   

افعال صريح در حيطه رواني - حرکتي

   
   

تعريف کردن

   
   

قبول کردن

   
   

با مهارت به کار گرفتن

   
   

فهرست کردن

   
   

تأييد کردن

   
   

درست اجرا کردن

   
   

نام بردن

   
   

همکاري کردن

   
   

درست آزمايش کردن

   
   

توضيح دادن

   
   

علاقمند شدن

   
   

بازسازي کردن

   
   

تشخيص دادن

   
   

هم عقيده شدن

   
   

جابه جا کردن

   
   

طبقه بندي کردن

   
   

تحريک شدن

   
   

محکم کردن

   
   

تجزيه و تحليل کردن

   
   

آرزو کردن

   
   

عوض کردن

   
   

تشخيص دادن

   
   

با علاقه انجام دادن

   
   

و غيره ...

   
   

قضاوت کردن

   
   

تعهد داشتن

   
   

و غيره ....

   
   

و غيره ....

   


  البته اين فهرست، شامل تمام افعالي که مي توان آنها را به کار برد، نيست و تنها   نمونه اي از افعال رفتاري هستند. بنابراين طراح، ممکن است در هنگام نوشتنِ اهداف   رفتاري از افعال ديگر نيز استفاده کند. هدفهاي زير نمونه اي از هدفهاي رفتاري مي   باشند:
 پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود، بتوانند : - قسمتهاي مختلف قلب را براساس تصوير کتاب دقيقاً و بدون اشتباه   مشخص کنند و بنويسند.
  2- با در دست داشتن يک نوار اندازه گيري، طول و عرض و ارتفاع مبلهاي داخل اطاق   را بر اساس واحد سانتيمتر با 20 درصد خطا اندازه گيري کنند.
  3- قطعه شعر معاصري را که به آنها داده شده است، براساس ملاکهاي بحث شده در   کلاس، ارزيابي کنند.
  معلمان بايد در نظر داشته باشند که فرآيندها و مهارتهايي وجود دارند که به طور   مستقيم قابل مشاهده نيستند، اما نتايج قابل مشاهده اي توليد مي کنند؛ مثلاً ممکن   نيست، معلمان فرآيند تفکر دانش آموزان را که تلاش مي کنند تا معادله اي را حل   کنند، مشاهده کنند؛ اما آنها مي توانند پاسخهايي را که دانش آموزان مي دهند،   تصميمهايي را که مي گيرند، يا هر گامي را که براي حل مسأله بر مي دارند و در   نهايت نتايج حل معادلات را مشاهده، اندازه و قضاوت کنند. وقتي که دانش آموزان   متني را به نثر مي نويسند، يا يک قطعه شعري را به نثر ترجمه مي کنند، يا يک کار   هنري مثل نقاشي را به اتمام مي رسانند، تماماً قابل مشاهده هستند. چنين توليداتي   همچون اهداف رفتاري مي توانند معلمان را مطمئن سازند که: آيا نتايج مورد انتظار   اتفاق افتاده است يا نه؟ اما طراحان و معلمان بايد بين اهدافي که ويژه و قابل   مشاهده هستند و اهدافي که توليدات نهايي قابل مشاهده دارند، تفاوت و تمايز قايل   شوند.
  اگر طراحي در نوشتن هدفهاي رفتاري، از افعالي استفاده کند که صريح و قابل مشاهده   نباشد و يا يک توليد نهايي قابل مشاهده اي نداشته باشد، معلم نمي تواند تحقق   اهداف آموزشي را ارزشيابي کند. براي سنجش درستي يا عدم درستي يک هدف رفتاري، مي   توان نتايج سؤالهاي زير را مورد تحليل و بررسي قرار داد:
  1- آيا هدف رفتاري، آنچه که دانش آموزان بايد انجام دهند به وضوح بيان کرده است؟  
  2- آيا هدف رفتاري شرايط مهمي را که تحت آن شرايط دانش آموزان نشان مي دهند که   قابليت و صلاحيت لازم را کسب کرده، مشخص کرده است؟
  3- آيا هدف رفتاري معيارهايي را که بتوان بر اساس آنها تبحر و صلاحيت دانش   آموزان را مورد ارزيابي قرار داد، توضيح داده است؟
  4- آيا افعال به کار برده شده در اهداف رفتاري، افعالي کاملاً قابل مشاهده و   بررسي مي باشند، و مانع از اشتباه ارزشيابي مي شوند؟
  5- آيا هدفهاي رفتاري با جزئيات کامل که نتايج عمل مورد انتظار را نشان مي دهد،   بيان شده است؟
  6- آيا هدفهاي رفتاري با توجه به فعاليت هاي دانش آموزان تنظيم شده است؟
  7- آيا هدفهاي رفتاري آنچه را که معلمان در فرآيند آموزش بايد انجام دهند، مشخص   مي کند؟
  8 - آيا هدفهاي رفتاري معيارهاي مشخصي را براي سنجش يادگيري دانش آموزان فراهم   مي سازد؟
 

مرحله دوم :تحليل و تعيين موقعيت آموزشي

پس از تعيين هدفهاي آموزشي، يکي از مهمترين مراحل طراحي تعيين و   تحليل موقعيت آموزشي است. در اين مرحله معمولاً پرسشهايي به شرح زير ممکن است   براي معلم مطرح شود:
  - چگونه بايد فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان را سازماندهي کرد تا هدفهاي آموزشي   تعيين شده، تحقق يابند؟
  - رويدادها و تجاربي که سريعتر و بهتر دانش آموزان را به هدفهاي آموزشي مي   رسانند، کدامند؟
  پاسخ دادن به اين پرسشها نياز به بررسي تعدادي از عوامل دارد. به مجموعه ي اين   بررسيها تحليل و تعيين موقعيت گفته مي شود. در اين مرحله، معلمان بايد کليه   فعاليت هاي آموزشي را که منجر به يادگيري مي شوند، بررسي و يادداشت کنند. سپس آن   دسته از فعاليتها را که براي رسيدن به هدفها چندان مهم و ضروري به نظر نمي رسند،   از مجموعه ي فعاليت هاي آموزشي حذف کنند تا در نهايت مجموعه اي از فعاليت هاي   مناسب و ضروري براي رسيدن به هدفهاي آموزشي به دست آيد.
  پس از تعيين فعاليت هاي آموزشي، روابط بين اهداف تعيين شده و ارتباط بين   فعاليتها بايد مورد بررسي قرار گيرد تا سلسله مراتب فعاليتها، مشخص گردد. علاوه   بر ترتيب و سلسله مراتب فعاليت تعيين گروههاي ياددهي- يادگيري[
Teaching - Learning groups] نيز ازاهميت   خاصي برخوردار است. طراح، موظف است نوع گروه، تعداد و نحوه ي فعاليت آنها را پيش   بيني کند و نقطه ي آغاز فعاليتها را بر اساس ارزشيابي تشخيصي معين سازد. بنابراين   تحليل و تعيين موقعيت آموزشي فرآيندي است که در آن فعاليت هاي آموزشي، نوع   ارتباط بين هدفها و فعاليتها، رفتار ورودي، نقطه ي آغاز فعاليت بر اساس ارزشيابي   تشخيصي و حتي گروههاي تدريس - يادگيري، تحليل و تعيين مي شوند. الف - فعاليت هاي آموزشي

به مجموعه ي فعاليت هاي معلم و دانش آموزان در يک زمان معين،   براي تحقق اهداف آموزي معين فعاليت هاي آموزشي گفته مي شود. بنابراين فعاليت هاي   آموزشي شامل دو قسمت فعاليت مشخص مي باشد:  1- فعاليت هاي معلم (روش تدريس)

در بعضي از طراحي هاي آموزشي، معلمان اهداف آموزشي را به گونه اي   تنظيم مي کنند که بيشتر، نشاندهنده ي فعاليت خود آنهاست و به انتظاراتي که از   دانش آموزان دارند، کمتر توجه مي شود. اين دسته از اهداف آموزشي «معلم - محور»   وقتي ارزشمند هستند که فعاليتها در جهت هدايت و تقويت فعاليت هاي يادگيري دانش   آموزان تنظيم شده باشد. البته در اجراي فعاليت هاي آموزشي، معلم نيز بايد نقشهاي   تعريف شده اي داشته باشد. نقشهايي از قبيل: توضيحات لازم در زمينه ي اصول و   مفاهيم، جهت دادن فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان، نظارت بر عملکرد دانش آموزان   و راهنمايي آنها، دادن بازخورد به منظور تقويت و اصلاح فعاليت هاي آموزشي دانش   آموزان و غيره. در هر صورت معلمان هميشه بايد دانش آموزان را در طول فعاليت هاي   يادگيري و دستيابي به نتايج مطلوب بر اساس اهداف آموزشي راهنمايي کنند. براي   دانش آموزان دانستن اين نکته که از آغاز يک فعاليت آموزشي، معلمانشان دقيقاً چه   نقشي دارند و چقدر مي توانند از آنها انتظار راهنمايي داشته باشند، بسيار مفيد   خواهد بود. 

2- فعاليت هاي دانش آموزان (تجارب يادگيري)[ Learning Experiences]

براي بسياري از دانش آموزان دانستن دقيق اهداف، در يک فعاليت   آموزشي براي دستيابي به نتايج يادگيري مورد انتظار، ممکن است کافي نباشد؛ مثلاً،   وقتي که به بعضي از دانش آموزان گفته مي شود که «فصل ده کتاب علوم اجتماعي را به   منظور دستيابي به علل اصلي جنگ هشت سال دفاع مقدس» مطالعه کنيد؛ ممکن است ندانند   براي دستيابي به نتايج يادگيري چنين هدفي، چگونه مطالعه کنند. در نتيجه وقتي که   دانش آموزان را براي يک فعاليت آموزشي آماده مي کنيم، بسيار مفيد خواهد بود که   به آنها بگوييم، چه چيز را نياز دارند و چه نوع فعاليتي را بايد انجام دهند تا   به نتايج يادگيري مورد انتظار برسند.
  هدفهاي آموزشي خوب تنظيم شده، نتايج يادگيري را توضيح مي دهند. تعيين نتايج   يادگيري اگرچه بسيار مفيد هستند؛ اما به تنهايي کافي نيستند. وقتي که نتايج   يادگيري معين شدند، بايد فعاليت هايي را که براي دستيابي به چنين نتايجي مفيد   هستند، مشخص کرد. بنابراين به مجموعه فعاليت هايي که دانش آموزان براي دستيابي   به نتايج يادگيري انجام مي دهند، تجارب يادگيري مي گويند. اين دسته از فعاليتها   شامل فعاليت هاي معلمان در فرآيند آموزش نمي شوند. به فعاليت هاي معلمان، روش   تدريس گفته مي شود (براو و هارکلرود[
Brown and Harcleroad]، 1997، ص   7).
  تجارب يادگيري يا فعاليت هاي دانش آموزان، بايد متناسب با اهداف آموزشي و متنوع   باشند. معلمان نبايد دانش آموزان خود را محدود به چند فعاليت يادگيري نمايند.   يعني آنها مي توانند از ميان تعداد تقريباً نامحدودي از تجربه هاي يادگيري، آن   دسته از فعاليتها را که بيشترين احتمال دستيابي به اهداف را ميسر مي سازند   انتخاب کنند؛ مثلاً آنها مي توانند براي دستيابي به اهداف يا نتايج يادگيري از   دانش آموزان خود بخواهند که درباره موضوعي گزارشي تهيه کنند و با يکديگر به بحث   و مناظره بپردازند. براي همکلاسي هاي خود سخنراني کنند، چيزي را بسازند، کاري را   انجام دهند، اطلاعاتي را جمع آوري کنند و به شکل يک کل معنادار، ارائه دهند.   نمايش و تئاتر اجرا کنند و بازيهايي را که جايگزين زندگي واقعي هستند انجام   دهند. چيزي را به طور ذهني مجسم کرده و آن را بسازند. از روي تصاويري که خود   گرفته اند و يا در اختيار آنان قرار داده شده، داستاني بنويسند و يا تصاوير و   موقعيتهايي را مورد تعبير و تفسير قرار دهند. درباره چيزي يا انديشه اي تحليل و   قضاوت کنند.
 

ب - رابطه ي بين اهداف آموزشي پس از اينکه اهداف و فعاليت هاي آموزشي مشخص شدند، ممکن است اين   سؤال مطرح شود که هدفها به چه ترتيب بايد تحقق يابند؟ يا فعاليت هاي يادگيري به   چه ترتيبي بايد انجام پذيرند تا نتيجه ي بهتري به دست آيد؟ معمولاً هدفهاي   آموزشي به سه صورت با يکديگر ارتباط دارند:
  1- ارتباط هدفها با هم به گونه اي است که قبل از تحقق هدف پايين تر، رسيدن به   هدف بالاتر امکان ندارد. به عبارت بهتر، هدفهاي پايين تر، پيش نياز هدفهاي   بالاترند و تا زماني که مطلب مربوط به هدف قبلي فرا گرفته نشده است، نبايد مطلب   مربوط به هدف بعدي را آموزش داد. ارتباط چنين اهدافي را با هم «ارتباط تسلسلي يا   ارتباط متوالي» مي گويند.
  2- اهداف و فعاليت هاي آموزشي ممکن است نسبت به هم تقّدم رتبي نداشته باشند و در   عرض هم قابل اجرا و دستيابي باشند؛ يعني آموزش مطالب مربوط به هر هدف، قبل يا   بعد از هدفهاي ديگر امکان پذير باشد. اين نوع ارتباط را «ارتباطِ هم تراز يا   ارتباط موازي» مي گويند.
  3- در بيشتر مواقع، هدفهاي آموزشي حالت ترکيبي دارند؛ يعني اجزاي هدف آموزشي   نهايي را ممکن است يک سلسله «هدفهاي تسلسلي» و «هدفهاي هم تراز» تشکيل داده   باشند. در اين صورت، هدفها طوري بايد تنظيم شوند که توصيه هاي بندهاي 1 و 2 در   آن رعايت شوند، تا دانش آموزان به نتيجه گيري مطلوب برسند.
 

ج - تعيين رفتار ورودي [enteringbehavior] رفتار ورودي، تواناييها و قابليتهايي هستند که دانش آموزان بايد   قبل از شروع يک فعاليت آموزشي جديد داشته باشند، تا مفاهيم جديد را بفهمند و   بتوانند با موقعيت به هدفهاي جديد دست يابند. به رفتار ورودي، دانش و مهارتهاي   پيش نياز نيز گفته مي شود. اگر معملي از رفتار ورودي دانش آموزان خود مطلع   نباشد، ممکن است فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان را بدون توجه به تواناييها و   قابليتهاي دانش آموزان انتخاب کند. در اين صورت، دانش آموزان نسبت به انجام   فعاليتها بي تفاوت مي شوند.  د - ارزشيابي   تشخيصي [diagnostic evaluation ] ارزشيابي   تشخيصي، نوعي ارزشيابي است که سؤالهاي مربوط به آن براساس رفتار ورودي طراحي مي   شود و قبل از تدريس، بايد اجرا گردد.
  از طريق ارزشيابي تشخيصي مي توان معلومات و تواناييها و مهارتهاي لازم دانش   آموزان را براي ورود به مطالب جديد، تشخيص داد. ارزشيابي تشخيصي علاوه بر اينکه   معياري براي سنجش رفتار ورودي دانش آموزان است. وسيله اي است که به کمک آن مي   توان نقطه ي آغاز فعاليت هاي آموزشي را به دقت مشخص کرد.
  اگر فعاليت هاي آموزشي به گونه اي طراحي شوند که تکرار رفتار ورودي دانش آموزان   باشد، نه تنها دانش آموزان نسبت به فعاليت هاي آموزشي بي تفاوت خواهند شد، بلکه   زماني که بايد براي پرورش قابليتهاي جديد صرف شود به هدر خواهد رفت و يا اگر   آغاز درس بدون سنجش و تشخيص رفتار ورودي انجام شود، ممکن است فعاليتها به دليل   نداشتن رفتار ورودي غير قابل فهم و مشکل باشد. در اين صورت، معلم حتماً بايد قبل   از شروع درس جديد به ترميم رفتار ورودي بپردازد. مخصوصاً در صورت وجود ارتباط   تسلسلي و متوالي بين هدفها، ترميم رفتار ورودي يا پيش نياز الزامي خواهد بود.
 ه - تعيين گروههاي   ياددهي - يادگيري سازماندهي دانش   آموزان و گروه بندي آنها در فعاليت هاي آموزشي از اهميت خاصي برخوردار است.   متأسفانه اکثر معلمان، مجموعه فعاليت هاي آموزشي را در گروههاي يکسان به اجرا در   مي آورند، در حالي که هميشه دستيابي به اهداف آموزشي مختلف از طريق گروههاي   يکسان ميسر نمي باشد. يکي از عوامل مؤثر در انتخاب گروههاي ياددهي - يادگيري   ماهيت اهداف و فعاليت هاي آموزشي است؛ مثلاً اگر اهداف و فعاليت هاي آموزشي در   حيطه رواني - حرکتي( مهارتهاي عملي) باشند، حتماً دانش آموزان براي اجراي فعاليت   هاي آموزشي بايد به گروههاي کوچک تقسيم شوند، تا تحقق هدفها امکان پذير گردد.   معمولاً مناسبترين گروه براي هدفهاي نشناختي گروه بزرگ (30 تا 40 نفر)، براي   هدفهاي عاطفي، گروه کوچک يا متوسط (5 تا 20 نفر) و براي هدفهاي رواني - حرکتي   گروه کوچک يا حتي آموزش تک نفري مي باشد ( براون و همکاران، 1977).
  البته بايد توجه داشت که در اينجا صحبت از «مناسبترين» است نه «بهترين»؛ زيرا در   فرآيند طراحي کليه عوامل تأثيرگذار مانند تعداد نيروي انساني، هزينه، فضاي   آموزشي و غيره بايد در نظر گرفته شوند. مسلم است که «بهترين» گروه براي آموزش و   دستيابي به هدفهاي آموزشي در هر کدام از حيطه هاي سه گانه گروه کوچک و تک نفري   است؛ زيرا برقراري ارتباط نزديک و چهره به چهره، نظارت بر فعاليت هاي آموزشي و   دريافت بازخورد، امکان شناخت بهتر دانش آموز و در نتيجه آموزش بهتر را فراهم   خواهد ساخت. اما چنين گروههايي از نظر اقتصادي و متغيرهاي ديگر با توجه به ميزان   و کيفيت يادگيري مقرون به صرفه نخواهند بود.
 

مرحله سوم : تحليل و تعيين محتوا، روش و وسايل آموزشي مرحله ي سوم از طراحي آموزشي، تحليل محتوا، روش و و سايل آموزشي   است. اگر محتوا، روش و وسايل متناسب با هدفهاي آموزشي انتخاب و تنظيم نشوند -   حتي اگر هدفهاي آموزشي، دقيق و خوب تنظيم شده باشند - فعاليت هاي آموزشي هرگز   دانش آموزان را به آنچه که بايد برسند، هدايت نخواهد کرد.
  پس از تعيين اهداف و تحليل موقعيت آموزشي معلم بايد به تحليل و انتخاب و تنظيم   محتوا بپردازد. البته محتوايي بايد انتخاب شود که کاملاً متناسب با اهداف و قابل   تدريس در زمان تعيين شده باشد. به عبارت ديگر تحليل محتوا و هدفهاي آموزشي هر دو   بايد براساس رفتار مورد انتظار دانش آموزان تعيين شوند. به کارگيري محتوا در   فعاليت هاي آموزشي بايد موجب تحقق اهداف مورد نظر گردد.
  سازماندهي و تنظيم محتوا در فرآيند اجرا بسيار حائز اهميت است. در صورت امکان،   مطالب آسان بايد قبل از مطالب پيچيده و مشکل ارائه گردد. مفاهيم نظري بايد قبل   از فعاليت هاي عملي ارائه شوند.
  محتوا بايد با توانايي دانش آموزان انطباق داشته باشد و بر اجزاي اصلي آموزش   تأکيد کند و اطلاعات را به طور مؤثر و قابل درک، ارائه نمايد. محتواي درسي مناسب   يا ابزار اوليه تدريس هستند. اگر خوب انتخاب يا سازماندهي نشوند، ممکن است   فعاليت هاي آموزشي و در نتيجه رسيدن به اهداف آموزشي را دچار اختلاف نمايند   معلمان بايد توجه کنند که هرگز نبايد محتوا را جايگزين اهداف آموزشي کنند.
  فعاليت هاي آموزشي نيز هرگز نبايد منحصر به محتواي کتاب درسي شود. فعاليت هاي   يادگيري بايد متنوع و حتي در صورت لزوم فراتر از مطالب مطرح شده در کتاب درسي   باشد. فعاليتها مي توانند شامل مطالعه ي آزاد، مطالعه کتب غيردرسي مرتبط با   موضوع درس، تهيه گزارش، و خلاصه هاي مطالب آموزشي و نتايج تحقيقات و سفرهاي علمي   و عملياتي کاملاً ابتکاري و نو باشند.
  پروژه هاي آموزشي، تمرينهايي هستند که بر اساس آن دانش آموزان مي توانند مهارت و   دانش خود را در خلق و توليد يک موضوع علمي نشان دهند. سؤالهاي زير حداقل ضوابطي   هستند که هر معلمي مي تواند در هنگام انتخاب محتوا آنها را معيار قرار دهد.
  1 - آيا به کارگيري محتوا رفتارهايي را که انتظار داريم، در دانش آموزان مي   پروراند؟
  2- آيا محتوا بر اساس تواناييهاي ذهني و علمي دانش آموزان تهيه شده است؟
  3- آيا محتوا از توالي لازم برخوردار است؟
  4- آيا محتوا با اصول و مفاهيم علمي آن رشته همسويي دارد؟
  5- آيا محتوا با مدت زمان تشخيص يافته براي تدريس انطباق دارد؟
  اگر پاسخ همه ي سؤالهاي فوق منفي باشد، معلم نمي تواند از آن محتوا در فعاليت   هاي آموزشي استفاده کند؛ اما اگر پاسخ تعدادي از سؤالها منفي باشد، بايد تغييرات   لازم را در تنظيم و ترميم محتوا به عمل آورد.
  دومين اقدام در گام سوم، انتخاب روش تدريس است. انتخاب روش تدريس در فرآيند   طراحي، يکي از عناصر و عوامل اصلي طراحي به شمار مي رود؛ زيرا تعيين کننده نوع   وظايف معلم و زمينه ساز فعاليت هاي دانش آموزان در کلاس درس مي باشد. روش تدريس،   تنها به سخنراني معلم اطلاق نمي شود بلکه شامل فعاليت هاي متعددي چون، سازماندهي   فعاليت هاي آموزشي يک گروه کوچک يا بزرگ دانش آموزان، به کارگيري فيلم يا ريز   رايانه ها، تدارک حلقه هاي يادگيري، راهنمايي و هدايت گروههاي يادگيري همياري،   نظارت و رهبري آموزش انفرادي و غيره مي باشد.
  تدريس، يک فعاليت خنثي نيست؛ بلکه فعاليتي است هدفدار، عمدي، تجويزي و تعاملي،   راهبردها و شيوه هاي تدريس ابتدا بايد به صورت معقول و منطقي تحليل شوند.
  معلمان با تجربه حداقل چهار معيار: اهداف آموزشي، سبکهاي يادگيري دانش آموزان،   محتواي آموزشي و امکانات موجود را در انتخاب روش تدريس مورد توجه قرار مي دهند.   به هيچ وجه نبايد بدون تحليل موقعيت اقدام به تعيين روش آموزش نمود.
  سومين اقدام در گام سوم طراحي، تحليل و انتخاب وسايل آموزشي است. اگرچه مفهوم   وسايل آموزشي و ضرورت استفاده از آن در ادبيات آموزشي جامعه ي ما جايي براي خود   باز کرده است و همواره از آن صحبت مي شود؛ اما مفهوم و کاربرد صحيح آن براي اکثر   معلمان و مسؤولان نظام آموزشي به درستي معلوم نشده است. بي ترديد آشنايي با   مفهوم صحيح و منطقي هر فن يا علم و هنري، پايه درک مباحث و مسائل متعدد آن به   شمار مي رود. بنابراين اگر «مفهوم وسايل آموزشي» [
Instructional ] و جايگاه آن را در روند فعاليت هاي ياددهي - يادگيري نشناسيم،   هرگز نخواهيم توانست به صورت علمي و تجربي از آنچه اين امکانات، به ما عرضه مي   دارند در محل مشکلات آموزشي خود استفاده کنيم.
  وسايل آموزشي به مجموعه امکاناتي اطلاق مي شوند که مي توانند شرايطي را فراهم   سازند تا در آن شرايط، يادگيري سريعتر، بهتر و پايدارتر صورت گيرد. معلم کارآمد   بايد انواع و اقسام رسانه ها و وسايل آموزشي را براي انتقال پيامهاي آموزشي و   تسهيل يادگيري بشناسد و درست به کار گيرد. تدريس منظم و مؤثر کاملاً متکي بر   رسانه ها و وسايل آموزشي است. با چنين رويکردي بايد گفت: حتي معلم، کتاب درسي و   محيط مدرسه و ساير امکانات نيز جزو وسايل آموزشي محسوب مي شوند.
  اما در فرآيند طراحي آموزشي منظور از وسايل آموزشي، مجموعه ي وسايل گرافيکي، عکس   و يا وسايل الکتريکي يا مکانيکي که براي دريافت اطلاعات، اعم از ديداري يا   شنيداري به کار مي روند، اطلاق مي گردد. لازم است معلم مزايا، معايب و   محدوديتهاي هريک از وسايل را براي آموزش درس خود بداند. استفاده از وسايل   آموزشي، صرفاً براي استفاده از آنها و بدون توجه به ماهيت آنها و بدون هيچ قصد و   هدفي، همواره مورد ترديد است. وسايل انتخاب شده بايد متناسب با محتوا، موقعيت   آموزشي، روش تدريس و اهداف آموزشي باشد. به کارگيري وسيله نامناسب يا استفاده از   وسيله در زمان و موقعيت نامناسب فقط باعث هدر رفتن وقت و کوشش معلم و دانش   آموزان مي شود. بايد به وسايل آموزشي تنها از منظر وسيله اي که آموزش و يادگيري   را تسهيل مي کنند و سبب يادگيري مي شوند، نگاه کنيم.
  تهيه و انتخاب وسايل آموزشي خواه به وسيله ي معلم صورت گيرد و يا دانش آموزان،   نياز به دقت نظر دارد، يک وسيله ي خوب نه تنها سبب رسانيدن پيام به بهترين وجه   مي شود؛ بلکه علاقه، توجه و انگيزه ي دانش آموزان را نيز کاملاً تقويت مي کند.   معلمان بايد بدانند که هيچ وسيله ي خاصي را نمي توان به عنوان بهترين وسيله براي   تمام اهداف آموزشي به کار گرفت. هدفهاي رفتاري بهترين راهنما و معيار براي   انتخاب و به کارگيري وسايل آموزشي هستند. علاوه بر هدفهاي آموزشي، معيار و ضوابط   ديگري نيز در عمل مؤثرند که مهمترين آنها عبارتند از:
  1- متناسب بودن :
  وسيله ي انتخاب شده بايد متناسب با موضوع آموزش و اهداف رفتاري تعيين شده باشد.
  2- کيفيت فني :
  خصوصيات فيزيکي هريک از وسايل آموزشي که براي درس خاصي انتخاب شده اند، بايد به   نحوي باشد که در تدريس، کاملاً مؤثر باشد. مثلاً يک تلق شفاف بر روي اورهد مي   تواند براي آموزش درس خاصي وسيله ي مناسبي باشد؛ اما اگر نوشته ها يا تصاوير آن   خيلي ريز و درهم باشد و روي آنها خط افتاده و يا اشتباهي وجود داشته باشد،   استفاده ي از آن اثر منفي بر روي يادگيري دانش آموزان خواهد گذاشت.
  3- قابليت دسترسي :
  گاهي وسيله اي براي تدريس يک هدف و محتواي خاص بسيار مناسب است؛ اما نمي توان آن   را به راحتي به دست آورد و يا امکان استفاده ي مکرر از آن در مواقع دلخواه ميسر   نيست. چنين وسيله اي امکان مناسبي براي آموزش نخواهد بود، زيرا وسيله اي که   نتوان از آن استفاده کرد و يا در موقع لزوم امکان کاربرد آن نباشد، فايده اي   ندارد.
  4- سادگي :
  گاهي با استفاده از رسانه اي پيچيده، مطالبي که از درک و فهم دانش آموزان فراتر   است به آنها عرضه مي شود. البته اين دسته از وسايل ممکن است به علت جالب بودن در   دانش آموزان ايجاد انگيزه کند؛ اما اطلاعات پيچيده ي آن ممکن است سبب ابهام در   درک و فهم موضوع اصلي که بايد آموخته شود، نيز بگردد. مثلاً بسياري از فيلمهاي   آموزشي هيچ هدف خاصي را دنبال نمي کنند، چون موضوع و هدف مشخصي ندارند، اهداف   آموزشي را تحت تأثير قرار مي دهند و مانع رسيدن به هدف اصلي مي شوند.
  معمولاً فيلمهاي کوتاه در مورد بخشهاي خاصي از موضوع درس، مؤثرتر از سايز   فيلمهاي آموزشي هستند؛ زيرا معطوف به هدف يا محتواي مورد بحث خاصي هستند. معلم   کارآمد هرگز براي استفاده ي صرف از يک وسيله رسيدن به اهداف آموزشي رادچار   اختلال نمي کند.
  5- انعطاف پذيري :
  از عوامل مهم ديگر در استفاده ي مؤثر از وسايل آموزشي، انعطاف پذيري آن است.   توان معلم براي کنترل و به کارگيري وسيله اي که با نياز او متناسب باشد، اهميت   بسيار دارد. يک وسيله ي آموزشي خوب را بايد بتوان در زمانها و موقعيتهاي مختلف   مورد استفاده قرار داد.
  6- سطح فرهنگي :
  وسايل آموزشي با توجه به واژگان به کار رفته در آن، سطح محتوايي، ديدگاههاي   مختلف و هدف آن تعيين مي شود. به همين دليل ضروري است که معلم، مناسبت هر وسيله   را با توجه به سطح فرهنگي متناسب با گروهي که مي خواهد وسيله را براي آنها به   کار برد، بسنجد و انتخاب کند. ممکن است وسيله اي براي يک گروه در سطح خيلي بالا   و براي گروهي ديگر در سطح بسيار نازلي باشد. در چنين مواردي به دليل عدم تناسب   وسيله آموزشي با سطح دانش و توانايي دانش آموز، موجب خستگي و عدم علاقه او به   موضوع مي شود.
  7- هزينه :
  در رابطه با وسايل، معلم بايد هم به قيمت ابزار و هم به ارزش زماني که صرف تهيه   يا به کارگيري آن وسيله ي خاص در رابطه با تدريس مي شود، توجه کند. در هر صورت   معيارهايي که براي به کار گرفتن وسيله مناسب انتخاب مي شوند به مفروضاتي که براي   به کارگيري آنها در ذهن داريم، بستگي دارد. دستور خاصي وجود ندارد که از قبل   بتواند تأثيري را که يک وسيله ي معين بر روي دانش آموزان خاص مي گذارد به مدرسه   يا معلم نشان دهد. انتخاب نوع محتوا، روش و وسيله در فرآيند همواره تجويزي است و   هيچگونه دستورالعمل تحکمي را نمي توان در اين مورد صادر کرد.

مرحله چهارم : تحليل و تعيين نظام ارزشيابي لازم است دانش آموزان از ابتدا معيارها و امکاناتي را که به   وسيله ي معلم در فرآيند ارزشيابي و نمره دادن به کار گرفته مي شود، بدانند خيلي   از ترسهايي که دانش آموزان در فرآيند ارزشيابي دارند به علت عدم آگاهي آنها از   معيارها و نحوه ي ارزشيابي معلمان است. معيارها بايد در اولين فرصت مناسب به طور   واضح و روشن در اختيار دانش آموزان گذاشته شود. تاريخ ارزشيابي نيز از ابتداي   آموزش بايد مشخص گردد تا به دانش آموزان امکان داده شود که خود را براي ارزشيابي   آماده کنند.
  سؤالها بايد متناسب با اهداف و فعاليت هاي آموزشي باشد. براي طرح سؤالهاي خوب و   مناسب و استفاده ي مؤثر و بجا از آنها، معلم نمي تواند فقط بر روي کلمات و   جملاتي که همان لحظه در کلاس به ذهنش مي رسد، تکيه کند. البته بيان چنين مسأله   اي به اين معنا نيست که با توجه به شرايط و لحظات خاص هيچ سؤالي طرح نشود و يا   سؤالي که در طرح درس يادداشت شده بايد تنها سؤال مطرح شده در کلاس درس باشد،   بلکه منظور اين است که معلم قبل از اجراي فعاليت هاي آموزشي، با توجه به اهداف   تعيين شده، نحوه ي ارزشيابي و چگونگي سنجش تحقق هدفهاي آموزشي را تحليل و تعيين   نمايد.
  سؤالهاي ارزشيابي بايد داراي ويژگيهاي زير باشند :
  الف- واضح و روشن باشند.
  ب- از واژگان معمول استفاده شود.
  ج- محرکي براي انديشيدن و يادگيري باشد.
  براي به حداکثر رساندن اثربخشي ارزشيابي، معلم بايد سؤالها را به دقت و با توجه   به مقاصد زير طرح نمايد:
  1. علاقه دانش آموزان را نسبت به درس برانگيزد.
  2. بين دانش آموزان و معلم ارتباط برقرار کند.
  3. توجه دانش آموزان را به نکات اصلي و مفاهيم مهمي که بايد به خاطر سپرده شوند،   جلب کند.
  4. سبب شود که دانش آموزان ضمن تجزيه و تحليل مسائل براي پاسخگويي، اصول و قواعد   مورد لزوم را به کار گيرند و کاربرد مفاهيم را بياموزند.
  5. در دانش آموزان احساس اعتماد به نفس و موفقيت را برانگيزد تا با انگيزه ي   بيشتر به مطالعات و فعاليت هاي يادگيري بپردازند.
  6. قابليت سازماندهي افکار و سخن گفتن مؤثر را به دست آورند.
  7. دانش آموزان را وادار کنند که فکر نمايند نه آن که الگوي تفکر معلم يا   نويسندگان کتاب را دنبال کنند.
  8. به واسطه فعاليتها و مسؤوليتهاي گروهي در کلاس درس فضاي همکاري ايجاد کنند.
  9. آزاد انديشي در يادگيري را تقويت کند.
  10. اثر بخشي تدرس را ارزيابي کند و پيشنهادهاي ارزشمندي براي به کارگيري روشهاي   بهتر ارا ئه دهد.
  11. نکات ضعف و قوت دانش آموزان را در فرآيند رسيدن به اهداف آموزشي نشان دهد.
  12. دانش آموزان را به فعاليت مستمر، وادار نمايد.
  با توجه به تأثير مثبتي که ارزشيابي بر روي يادگيري دانش آموزان در سطوح مختلف   حيطه ي شناختي دارد، معلم بايد فنون و روشهايي را به کارگيرد که بتواند سؤالهاي   اثربخش و مناسبي طرح کند. براي طرح سؤالهاي مؤثر به ويژه در ارزشيابي هاي شفاهي   بايد به نکات زير توجه شود:
 

  1 براي چه هدفي سؤال   طرح شده است؟

سؤالها بايد متناسب با توان علمي دانش آموزان باشد. آنها بايد   بدانند که سؤال کردن بخشي از فرآيند تدريس است و به دلايل مختلف؛ مثل روشن شدن   موضوع، تشخيص، تأکيد، تحقيق و يا ارزشيابي يک مطلب ممکن است سؤال شود.  2 براي چه کساني سؤال طرح شده است؟ بايد کوشش شود که ميان سؤال و فردي که از او سؤال مي شود، تناسبي   وجود داشته باشد. براي طرح سؤال لازم است معلم از تواناييها، دانش و اطلاعات   دانش آموزان آگاه باشد. پاسخ دانش آموزان بايد به دقت ارزشيابي شود. پاسخ دهنده   و کليه دانش آموزان کلاس بايد از درستي يا نادرستي پاسخا آگاه باشند. معلم بايد   به پاسخهاي صحيح و غلط دانش آموزان در فرآيند تدريس يکسان توجه کند؛ زيرا هر دو   پاسخ محصول انديشه ي آنها است، اما بايد به دلايل مستند و روشن پاسخهاي غلط را   اصلاح کند

  3 آيا فرصت لازم براي پاسخگويي در نظر گرفته شده است؟ بايد به دانش آموزان فرصت داد تا در   مورد مطلب سؤال شده فکر کنند و پاسخ خود را به دقت تنظيم نمايند و سپس پاسخ   دهند. آنها نبايد بلافاصله صرفاً محفوظات ذهني خود را بيرون بريزند. به همان   اندازه که تقويت کلامي مؤثر است، تقويتهاي غيرکلامي نيز بسيار اهميت دارند.   منظور از تقويت کلامي، پيامهاي رفتاري؛ مانند نگاه کردن و حرکات صورت و بدن است   که بدان وسيله معلم نظر خود را به دانش آموزان اعلام مي کند. حرکات معلم در   مقابل پاسخ دانش آموزان بدون اظهار هيچ کلامي به خوبي مي تواند درستي يا نادرستي   پاسخ، رضايت يا عدم رضايت معلم را نشان دهد.
  با ارزيابي پاسخهاي دانش آموزان مي توان نکات ضعف يادگيري دانش آموزان را شناخت   و بر اساس اين نکات، فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس به آنها ارائه داد.

منابع ومآخذ:

1- شعبانی. حسن ،روش ها وفنون تدریس ،انتشارات سمت

2- صفوی . امان اله ،کلیات روشها وفنون تدریس

3- یغما.عادل،طراحی آموزشی،انتشارات مدرسه

4- شعبانی.حسن،مهارتهای آموزشی وپرورشی،تهران ،سمت

5- بیلر.رابرت،کاربدروان شناسی در آموزش،پروین کدیور،نشردانشگاهی

6- سیف .علی اکبر،روانشناسی پرورشی، انتشارات آگاه



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:28 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

چگونه معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در کلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعایت نکات زیر می‌تواند در کارآمدی ‌او موثر باشد.

نکات مورد توجه: 

1. قبل از شروع کلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازید.

2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شوید.

3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازید.

4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شوید و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.

5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.

6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنید و از یک روش تکراری استفاده نکنید.

7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنید و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنید.

8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسید.

9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه کنید و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنید.

10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق کنید ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنید. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنید و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهید.

11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگردید و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهید و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنید.

12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه کنید. آنها به اسم کوچک در سرکلاس صدا بزنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهید.

14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب کنید و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آورید.

15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهید و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهید.

16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ایجاد کنید.

17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پیدا کنید و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنید.

18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی کنید.

19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهید و از آنها حمایت کنید.

20. شرایط را بحث و گفتگو فراهم آورید و از بیراهه کشیده شدن بحث جلوگیری کنید.

و در این صورت است که هرچه کلاس درسی دوست‌داشتنی‌تر و جذابتر باشد، انگیزه دانش آموزان برای یادگیری بیشتر خواهد بود.

کدام معلم کارآمد است؟

 

معلمی  شغل  مهمی  است  که  ضرورت  آن  بر  کسی  پوشیده   نمی  باشد .این  ضرورت از  نظر  مولفین ،عمدتا شکل  دهی  تجربیاتی  است  که  منجر  به  تغییرات  مطلوب  رفتاری  در  دانش  آموختگان  می شود .بخاطر  همین  ضرورت  آشکار  است  که  نقش  معلم  جنبه  نهادی  پیدا  کرده  و  بسیاری  از  گروههای  اجتماعی  و  افراد  و  دانشجویان  و  دانش  آموختگان  مختلف ،انتظارات  کلی  مشخصی  از آنچه  که  یک  معلم  هست   و  باید  باشد  دارند .اما  به  نظر  می  رسد انتظارات  کلی  مورد نظر  در  عمل  دچار  مشکل  می گردند . زیرا  همه  ما  در طول  حیات  تحصیلی  یا حرفه  ای  خود  با  معلمان  و  اساتیدی  مواجه  شده  ایم  که  از آنها  با  کلمات  خوب  یا  بد  یاد  کرده  ایم.

بنابراین  یک  سوال  اساسی  پیش  می  آید  که  آیا این  دو معلم  با  یکدیگر اصولا  یکسان  هستند  یا  اینکه  تفاوتی  بین  آنها وجود  دارد؟

آیا  همه  معلمان  باهوش و کارآمد  هستند؟آیا  می  توان  ملاکهایی  برای  شایستگی یک  معلم  تصور  کرد  یا  اینکه  معلمان  همگی  یکسانند و  ملاک  مشخصی  برای  شایستگی  یکی  بر  دیگری  وجود  ندارد؟آیا  ذاتا  برخی  از افراد  معلم  به  دنیا  می  آیند یا  معلمی  حرفه  ای  است  که  بعضی  ها آنرا  بهتر  یاد  می  گیرند؟ این  سوالات ،مطالب مهم  و  حیاتی  می  باشند  که  می  بایست  به  آنها  پاسخ  خهای  دقیق  داد. بطور  کلی  تحقیقات  اخیر نشان  داده  که  هوش   و  شخصیت  معلم  در مقایسه  با  توان  عملی  و  کاربردی   او  در  کلاس  درس  از  اهمیت  کمتری  برخوردار است .به  عقیده  برونینگ  و  گلاور(1375)، این  تحقیقات ،بسیاری  از  مهارتهایی را  که  موجب تفاوت  کیفی تدریس  می  شود  مشخص  ساخته  اند. به  عقیده  مک دانلد معلمان خوب  قادرند  یادگیری   دانش  آموزان  را  افزایش  داده  و  از  طریق  پاداش  دادن  به  دانش  آموزان  و  دادن  امکانات  بیشتر  بریا  آموختن  ،سطح  انگیزه  آنها  را  بالا  ببرند. به  عقیده  برونینگ  و  گلاور ،در  کنار  نقش  های مورد  نظر ، معلمان  خوب  که  از  آنها  به  نام  معلمان  کارآمد  نام  می  بریم ،قادرند قدرت  تفکر  دانش  آموزان  را  پرورش  داده ،رشد  او  را  تسهیل  سازند  و  به  خوبی  از  عهده  اداره  کلاس  برآیند .به  منظور  بررسی  ویژگیهای مورد  نظر  شاید  صلاح  باشد  آنها  را  با  تعمق  بیشتری  بنگریم .زیرا  چناچه  فونتانا   تصریح نموده  علیرغم  پژوهشهای  انجام  شده  در  خصوص  ویژگیهای  معلمان  کارآمد  و  موفق ،هنوز  یافته  ها  و  اطلاعات اندکی  موجود  است .این  مسئله  البته  تعجب  آور نیست  زیرا  عوامل  زیادی  در  بیرون  از  معلم  وجود  دارند  که  وضعیت  را  پیچیده  می  سازند،مانند : سن ،توانایی  و  زمینه  های  اجتماعی ،اقتصادی ،دانش آموزان ،موضوع  تدریس ،محیط مدرسه و... به  عقیده  فونتانا  آنچه   برای یک  معلم  به  صورت  مجموعه  ای  از  شرایط  عمل  می  کند  می  تواند  برای  معلم   دیگر  یا  همان  معلم  در  شرایط  دیگر ،کارایی  نداشته  باشد .با  این  حال  خصوصیات  و  کیفیات مهم  و  مشخصی  وجود  دارد  که  می  توانیم   در  مورد  آنها  بحث  نموده   و  به  تعمیم  هایی  دست  بزنیم .این  کیفیات  عبارتند  از :

1- توانایی  جذب  دانش  آموزان   و  دانشجویان :  به  عقیده  دکتر  سیف ،یکی  از  ویژگیهای  معلمان کارآمد جذب  شاگردان  به جلسات  درس  و  ادامه  شرکت آنان  در  فعالیتهای  یادگیری  می  باشد.به  عقیده  برونینگ  و  گلاور ،معلمان  کارآمد قادرند آنچه  را  دانش  آموزان  ایشان  باید  فرا گیرند  به آنها  منتقل  سازند .آنها سازمان  یافته  تر  عمل  کرده  و  شاگردان  خود  را  خیلی  روشن  توجیه  نموده  به  نحوی  که شاگردان  آنها  م ی دانند   چه  کاری  را  باید  انجام  دهند .توانایی انتقال  اهداف  درس  به  دانش  آموزان ،تاثیرات  عمیقی  بر  آمادگی دانش  آموزان  برای  شرکت  در کلاس ، بر کار  ایشان  در کلاس  و  نیز مطالعاتی  که  باید   انجام  دهند  دارد . معلمان  با کفایت  می  دانند  که  برای  هر  دانش  آموزی  درس  را  باید  از  کجا  شروع  کرد  و  هر  جا  که  لازم  آید  به آموزش  انفرادی   رو ی می  آورند  و  سرعت  تدریس   را  متناسب   با پیشرفت  دانش  آموزان  تنظیم  می  کنند،به  همین  دلیل  همه  دانش  آموزان ، چون  مطالب  با  مهارتهای  متفاوت  ایشان  تناسب  دارد،به  فعالیت  برانگیخته  می  شوند.

2-پرورش  معارتهای  فکری :  به  عقیده  برونینگ  و گلاور  ،شاید  بتوان  هدف  تعلیم  و  تربیت  را پرورش  قوه تفکر  دانش  آموزان   دانست  و  چون  یادگیری  معنا  دار،به  ویژه  برای  رشد  قوای  فکری  دانش  آموزان  با  اهمیت  می  باشد ،معلمان   موفق می  توانند  فعالیتهای  آموزشی را  معنا دار سازند.بدین  منظور  یک  معلم  کارآمد  یادگیری  جدید  دانش  آموزان را  طوری  هدایت  می کند  که  با  دانش  قبلی  آنها  همسانی  داشته  باشد  تا  دانش  آموزان  بتوانند دانش   جدید  را به  نحوی   منطقی  در حافظه  خود  سازمان  دهند.زیرا  یادگیری  مداوم  محتاج  سازماندهی  منطقی  مطلب  با  یکدیگر  است .

3-یادگیری و  ارزیابی  آن : یکی دیگر  از خصوصیات  یک  معلم  کارآمد  توجه  به  پیشرفت  تحصیلی  شاگردان  و  ارزیابی  یادگیری  آنها می  باشد.مطابق  با  آنچه  گفته  شد  تدریس  خوب  با  دقت  و  وسواسی  در خور  توجه  ارزیابی  می  شود ،به  شکلی  که  دایما  می  توان  تغییرات  لازم  را  در آن  صورت  داد .در  این  وضعیت  دانش  آموزان  در مورد  یادگیری  خود  فیدبک  سریع  و  مطلوبی  دریافت می  کنند.به  عقیده  برونینگ و گلاور  ،معلمان کارآمد  از  مهارتهای  لازم  برای  ارزیابی  دانش  آموزان  برخوردار  بوده   و  قادرند   میزان   یادگیری  ایشان   را  تعیین  کنند . و وسایل  اندازه  گیری  و  ارزیابی  بطور  عمده  عبارتند  از  امتحانات  کلاسی ،تکالیف  درسی  ،پروژه  های  تحقیقاتی  و  آزمون های   استاندارد  شده  .اطلاعات بدست  آمده   از ابزار  ها  و  وسایل  بالا  معلمان  خوب  را  کمک  می  کند تا  روش   تدریس  خود  را  تنظیم  کنند. یادگیری  دانش آموزان  با  دریافت   ناشی  از ارزیابی  دقیق ،تسهیل  می  گردد.

4-یادگیری  مداوم :  به  نظر  می رسد می  توان  بهترین  معلمان  را کسانی دانست  که  اوقات  خود  را  صرف  یادگیری  می  کنند.به  نظر می  رسد  متاسفانه برخی  از  معلمان  با  شروع  تدریس ،یادگیری را متوقف می سازند  و  به  جزوه هایی که  روزگاری  تهیه  کرده  اند  بسنده می  سازند.به  همین  دلیل  جهان  در حال  تغییر از کنار  آنها  می گذرد و  به  سرعت  ایشان  را در  وضعیتی  قرار  می  دهد  که  دیگر  آمادگی  تدریس کارآمد  را  ندارند .یک  معلم  کارآمد معمولا  تحولات  مربوط  به  رشته  خود  را  تعقیب  می  کند و  دائما  مهارتهای  خویش  را  بهبود  می بخشد .آنها  همواره  در  حال آموختن  هستند. به  عبارتی  دیگر  آنها دائما  در حال شاگردی  کردن  هستند.

5-اداره کلاس : معلمان  کارآمد  معمولا دارای  کلاسی  مطلوب ،منسجم  و  پربار  هستند.معلمان  کارآمد  نسبت  به آنچه  در کلاس ایشان  اتفاق می  افتد  بسیار حساس  هستند و  قادرند  مشکلات  را  رفع  کنند.این  معلمان  اغلب  توجه  کافی  به  شاگردان  داشته  و حساس  اند که  به  همه  افراد  فرصتها  و  کمک  مساوی   داده  شود .از این  نظر  معلمان  خوب ،راحت  و  قابل اعتماد  و  اطمینان  جلوه  می  کنند.اینان  معلمانی  صبور  و  بردبارند و  الگویی  عالی  از اجرای  نقش خود هستند. آنها  به  موقعیت  دانش آموزان  توجه  کرده  و  به  عقیده  گینات  نسبت  به  دانش آموزان  توجه  و مراقبت  نشان  داده  و  به  شاگردان  کمک  می کنند  تا  فراگیرند  که چگونه  می  توان  با  دیگران  همکاری  جمعی  داشت  و  در  عین  حال  خوشحال  و مفید  بود .آنها  محیطی  ایجاد  می کنند لذت  بخش  شادی آفرین  که  در  آن  شوخی  و  تفریح  مشترک  مرزهای  میان معلم  و  کلاس را  تقلیل  داده  و  به  شرطی که  در  آن زیاده  روی  نشود  به  کلاس  کمک  می  کند  که  معلم  را  بیشتر  به  صورت  یک  دوست  و همراه  تصور  کنند. همین  نحو ،آمادگی  همکاری  با  دوستان  در کلاس  افزایش  یافته  و  بدین  ترتیب  تعداد  حوادثی  که  به  مشکلات  موجود  در کنترل کلاس می  انجامد ،تقلیل می  یابد.

6-آخرین  ویژگی  معلمان کارآمد که  در  اینجا  مورد  بحث قرار می گیرد رفتارهای  کلاسی  معلمان  است . به  عقیده  بسیاری  از  پژوهشگران  آموزشی ،همبستگی  معناداری  بین  بعضی  از  رفتارهای  معلمان  و  پیشرفت  تحصیلی  شاگردان  آنها  وجود  دارد.دکتر  سیف  به  نقل  از  رونشناین  و  فرست ( Rasenshine   & Furst ) ،    هشت  متغیر  آموزشی  یا  رفتار  کلاسی  معلمان  را  که با  یادگیری شاگردان  رابطه  و  همبستگی  معنی دار  نشان  داده  اند  معرفی  کرده  اند.این  متغیر ها  عبارتند از :

  الف -روشنی  توضیحات  معلم در کلاس .

  ب-انعطاف پذیری  در  روش آموزش

  ج -اشتیاق در کار ،شامل  تحرک  در کلاس ،حرکات  سرو  دست  و نوسان  صدا .

  د-احساس  مسوولیت  در عمل ،شامل  تاکید  بر  یادگیر ی و  فعالیت  شاگردان

  ه- فرصت  یادگیری  دادن  به  شاگردان  برای  یادگیری  مطالب تا  سرحد  تسلط

  و-استفاده  از  عقاید  شاگردان ، شامل  تشویق شاگردان  به  اظهار  نظر  و  تایید نظریات  آنها.

  ز- استفاده  از مطالب  سازمان  دهنده  شامل  مرور  کردن  مطالب  و  ایجاد  ارتباط مطالب درسی  با  یکدیگر .

  ح -طرح  سوالهای  دارای  سطوح  مختلف ،از  جمله  سوالهایی که  با  چه ،کجا، چرا و  چگونه  شروع  می  شود .

مطابق تحقیقات  به  عمل  آمده  به  نظر  می  رسد  که مهمترین  متغیر  آموزشی  معلم  که  بیشترین  همبستگی  را  با  یادگیری  شاگردان  دارد  روشنی  توضیحات  و مطالبی  است  که  معلم  در  آموزش  خود  در اختیار  شاگردان  قرار می  دهد.



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:25 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
روش های تدرسی آموزش املا

علل ضعف دانش آموزان در درس دیکته:

١- مفهوم کلمه را نمی فهند یا قبلاً نفهمیده اند.
2 – کلمات از جانب معلم درست تلفظ نمی شود(آموزشی)
3 – دانش آموزان هنگام نوشتن دیکته کلمات را تکرار و هجی میکنند(دقت)
4 – وجود نقص شنوایی در برخی از دانش آموزان در هنگام نوشتن املا و بی خبری معلم از وجود این نقص باعث می شود بعضی از کلمات را جا می اندازد یا از کلاس عقب می افتند(حافظه شنوا یی –حساسیت شنوایی)
5 – به علت کمبود فضای آموزشی و کمبود میز و نیمکت دانش آموزان در اثر خستگی و درست نشیدن، کلمات را غلط می نویسید. (آموزشی)
6 – متناسب نبودن متن دیکته از نظر(کمیت و مقدار) با سن پا یه تحصیلی آنان باعث می شود دانش آموزان بعد از نوشتن مقداری از آن خسته شوند و غلط نویسی آغاز می گردد.(آموزشی)
7 – در بعضی اوقات دانش آموزان به علت مشکلات روانی هنگام نو شتن دیکته در افکار خود غوطه ور می شوند و از نوشتن باز می مانند.
8  - وجود حروف هم صدا در ادبیات فارسی مانند (ص-ث-س)
9 – تند گفته شدن دیکته از سوی معلم باعث خستگی وکم شدن دقت در دانش آموزان می گردد.
10 – ضعف درمهارت های حرکتی (نارسا نویسی) – بیقراری و تند خویی – خطا در ادراک بصری حروف (حافظه دیداری )- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شیوه های آموزشی مطلوب در هنگام تعلیم نوشتن نشناختن حروف و قوائد نوشتن توسط دانش آموزان.

نداشتن تمرین لازم و کافی برای نوشتن املا، خود می تواند موجب ضعف و نارسایی فراگیر در کسب مهارت نوشتن می شود .

انواع اشکالات موجود در دیکته دانش آموزان را پس از تجربه و تحلیل می توان به دو گرو طبقه بندی کرد:

١: گروه از اشکالات به مشکلات آموزشی مربوط هستند و از طریق روش تدریس می توان حل کرد.
٢: گروه دیگر را از طریق تمرین های خاصی که می توان به جای رو نویسی های معمول در مدارس در نظر گرفت تا ضمن جلوگیری از هدر رفتن وقت و استعداد دانش آموزان در برطرف کردن اشکالات دیکته بسیار مۆثر باشند.

 

1- روش آزمون – مطالعه – آزمون

در این روش در ابتدا یک متن را به عنوان دیکته برای دانش آموزان می خوانیم و بعد از تصحیح، آن را به دانش آموزان باز می گردانیم بعد دانش آموزان تا جلسه بعدی املا صحیح کلمات غلط موجود در املا خود را تمرین می کنند. در جلسه بعد از آن متن دوباره دیکته کفته می شود که معمولا بدون غلط و یا با غلط های محدودی همراه است.

البته باید توجه داشت که متن دوم را با کمک کلماتی از متن اول که از ارزش املایی بر خوردارند( اما در قالب جملات جدید) می توان تهیه نمود تا میزان پیشرفت دانش آموزان در زمینه حافظه دیداری هم سنجیده شود.

2- روش مطالعه و آزمون

ابتدا درس یا درس هایی توسط شما جهت گفتن دیکته انتخاب می شود و دانش آموزان روی لغات مشکل آن به صورت دیکته پای تخته و تکالیفی نظیر نوشتن کلمات با حروف رنگی و ............... تمرین می کنند سپس از آن درس یا درس ها دیکته گفته می شود که البته بهتر است متن دقیقاً مانند کتاب نباشد.

3- روش نمایش:

به منظور تقویت بیشتر حافظه دیداری در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روی طلق های شفاف می نویسیم سپس آن ها را با استفاده از اورهد روی پرده نمایش می دهیم مثلاً کلمه(( صابون)) سپس روی حرف (ص) را می پوشانیم و از دانش آموزان می خواهیم یکی از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب کرده و کلمه را کامل کنند.

سپس کلمه را کامل نشان می دهیم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح کنند و درستش را کنارش بنویسید. از این روش به هنگام دیکته پای تخته ای هم می توان استفاده کرد وجود دستگاه اورهد الزامی نیست.

از دانش آموزان بخواهید ابتدا کلمه را در دفتر خود بنویسند بعد به تخته نگاه کنند و در صورت اشتباه درست آن را بالای کلمه بنویسند.

4- روش تصحیح انفرادی :

 به دانش آموز دیکته گفته می شود به عنوان تکلیف منزل از او خواسته می شود دیکته خود را با استفاده از کتاب تصحیح کند و از این طریق متوجه غلط هایش می شود و آن ها را تمرین کند.

5- روش چند حسی:

در این روش چند حس بینایی - شنوایی- لامسه به کمک یادگیری املا کلمه مورد نظر می آیند.  این روش بیشتر قبل از دیکته به منظور تمرین کلمات مشکل درس به کار گرفته می شود. 

الف) از دانش آموز خواسته می شود با دقت به کلمه ی مورد نظر ( این کلمه از متن دیکته ای که بعداً گفته خواهد شد انتخاب می شود) که پای تابلو نوشته شده نگاه کند.

ب) آن را بخوانند و کلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهنی و با استفاده از انگشت خود بنویسد.

ج) سپس آن را در جمله ای مناسب به کار برد . از این طریق معنای کلمه را بهتر درک می کند.

و) کلمه را از پای تابلو پاک کرده و به آن ها فرصت می دهیم تا کلمه را بدون خطا از روی حافظه بنویسند.

د) کلمه را روی تابلو نوشته تا دانش آموزان آن ها را با هم مطابقت دهد و به درستی یا نادرستی نوشته خود پی ببرد.

حرفی از کلمه را که از ارزش املای برخوردار است قرمز نوشته و پای تابلو می نوسیم مانند (ص) در تصمیم. از این روش به عنوان یک تمرین و تکلیف هم جهت تقویت حافظه دیداری دانش آموزان می توان استفاده نمود.

6- کاربرد جمله سازی در زنگ املا:

آموزگار 20 جمله از 5 درس را که دارای اهمیت هستند انتخاب کرده و در هر جمله جای یک کلمه با ارزش املایی بالا را خالی می گذارد تا دانش آموزان به تکمیل آن بپردازند.

1- خورشید به قله ی .............................. نزدیک می شد.

7-آشنا کردن دانش آموزان با متن املا:

به منظور یاد آوری شکل کلمه های خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املا آموزگار یک بار آن متن را از اول تا آخر بخواند و شاگردان به این امر عادت داده شوند که شکل کلی کلمه های خوانده شده را در ذهن خود مجسم کنند و آن ها را به یاد آورند و گاهی هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد که بگویند نوشتن چه کلمه ای را نمی توانند و معلم راجع به آن کلمه توضیح آموزشی بدهد تا دانش آموزان شکل نوشتاری کلمه ی مورد نظر را یاد بگیرند، از این طریق، شکل کلمه در ذهن شاگرد بیشتر تثبیت می گردد و یادگیری عمیق تر می شود.   

٨- نحوه قرائت املا در کلاس:

هنگام قرائت املا باید به نکات زیر توجه شود.

1- از تمام درس های کتاب فارسی، اعم از شعر و غیر شعر باید املا گفته شود ولی مقدار و زمان آن نباید از حد معینی تجاوز کند.
2- آموزگار باید با توجه به هدف هایی که برای گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص کند.
3- هر کلمه یا عبارت فقط یک یا دو بار گفته شود و دانش آموزان باید عادت کنند با گوش دادن به صدای آموزگار  مشکل کلی نوشتن کلمه را در ذهن خود پیدا و آن را زیر لب زمزمه کنند و بنویسند.
4- سرعت گفتن املای کلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد.
5- حرکت کردن آموزگار در هنگام گفتن املا نباید باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.


تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:25 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

چگونگی ایجاد فضای شاداب در مدارس

چگونه یک مدرسه زیبا داشته باشیم؟

در تبیین موضوع، شاداب سازی را از ابعاد مختلف می توان بررسی نمود چرا که در ابتدا شاداب کردن محیط مدرسه در کلام به ایجاد فضای مناسب و فضاسازی ظاهری منتج می شود.

لیکن با نگاهی دقیق تر باید عنوان کرد که شاداب نمودن فقط جنبه ظاهری ندارد چون داشتن بهداشت روانی سالم نیازمند رعایت اصولی است که هم جنبه مادی و هم جنبه معنوی دارد و در واقع شاداب سازی را در ابعاد ظاهری و ابعاد معنوی جست و جو کرد که هر یک از این موارد شامل بررسی موضوعات و مواردی مهم است که با در نظر گرفتن آن ها مطمئناً می توانیم روح و روان و جسم و جان نوجوان را شاد کنیم چرا که نوجوان باید ابتدا از درون وجودش احساس شادمانی داشته باشد و این احساس شادمانی همان ایجاد رضایت از زندگی است که باید در تمام ابعاد وجودش رخنه کند.

شاداب سازی درونی و معنوی در مدارس

 

چگونه یک مدرسه زیبا داشته باشیم؟  

 

الف- تربیت معنوی و دینی (آشنایی با لطافت طبیعی و...)

بی تردید تربیت روحی و معنوی نوجوانان باید از آغاز حیات آنان مدنظر گرفته شود لیکن چون در سنین نوجوانی می خواهند هویت شخصی پیدا کنند کم کم از والدین خود جدایی بیش تری پیدا می کنند و وابستگی کم تری می یابند و همین امر باعث می شود هدایت معنوی ویژگی خاصی پیدا کند.

آشنایی آنان با لطافت طبیعت (آب و هوا و آفتاب و کوه و دریا و... می تواند نشاط و شادابی را با ادراک طبیعت خداوندی به دست آورد به طوری که نوجوان با دیدن هر یک از ابعاد طبیعت حتی با دیدن یک گل احساس لذت و شادمانی کند.

ب- شرکت دادن نوجوان در فعالیت های گروهی

فعالیت های گروهی و جمعی نوجوانان جزو لا ینفک از زندگی اجتماعی آنان به شمار می رود و اگر خوب هدایت شود می تواند آثار سازنده ای را در پی داشته باشد و در واقع می تواند احساس لذت درونی را برای او به وجود آورد.

ج- جذب مشارکت دانش آموزان در اداره مدارس

شکی نیست که یکی از وظایف مهم تربیتی مدیریت مدارس تشویق نوجوانان به مشارکت و تعاون در همه امور است و آنان می توانند با تدوین برنامه های مناسب به جلب مشارکت دانش آموزان در امور مختلف مدرسه اقدام کنند و این موضوع می تواند به احساس مفید بودن و دور شدن از انزوا و کسالت در نوجوانان کمک کند و خود یکی از موارد شاد زیستن است.

چگونه یک مدرسه زیبا داشته باشیم؟

 

 

شاداب سازی ظاهری در مدارس

در این بخش اکثراً مواردی مورد توجه قرار می گیرد که قابل رویت و قابل لمس کردن باشد و در واقع اموری که لذت بصری ایجاد می کند یا دیدن فضا و محیط زیبا باعث ایجاد نشاط می شود مورد توجه قرار می گیرد.

1- فضاسازی و زیباسازی حیاط مدارس، از جمله دیوارها، سطح زمین، کاشت درخت و گل و گیاه گذاشتن نیمکت های رنگی و زیبا در حیاط مدرسه، تابلوی زیبای سر در مدرسه، دیوارهای تمیز و زیبا و تزیین شده با نقاشی های زیبا، نماسازی های مختلف.

2- زیباسازی مناسب ساختمان مدارس از جمله هماهنگی کاشی و سرامیک و سنگ - رنگ آمیزی در و دیوارها، پرده های زیبا جهت کلا س ها، زیباسازی راهروهای کلا س ها، دفتر معلمان، اتاق مشاوره و...

3- زیباسازی و تمیز بودن نمازخانه استفاده از خوشبوکننده ها، استفاده از نوشته ها و خطاطی های زیبا و استفاده از گلدان های زیبا، استفاده از فرش های زیبا و هماهنگ با پرده ها تمیز بودن و زیباسازی دستشویی ها و وضوخانه (حتما فضای وضوخانه از کاشی و سرامیک زیبا و تمیز استفاده گردد) محل آبخوری ها سنگ شده باشد و در وضوخانه ها از لوله کشی آب گرم استفاده شده باشد.

چگونه یک مدرسه زیبا داشته باشیم؟

4- زیباسازی راهروها و ورودی ها با استفاده از گلدان های گل طبیعی و مصنوعی.

5- زیباسازی کتابخانه ها استفاده از کمدهای یکرنگ و یک مدل جهت نگهداری کتاب ها (ترجیحاً استفاده از کمدهای چوبی زیبا) استفاده از گلدان های طبیعی در فضای کتابخانه، میز و صندلی های یک رنگ و زیبا، قفسه های زیبا جهت در دسترس قرار دادن مجلا ت و روزنامه ها.

6- تشویق دانش آموزان جهت آوردن گل و گیاه طبیعی و استفاده از آن در محیط کلا س ها.

7- پوشش ظاهری دانش آموزان، استفاده از روپوش های خوش رنگ و شاد .

 8- پوشش ظاهری معلمان، مدیر و معاونان که با رعایت تمامی موازین شرعی می توان از رنگ های شاد و رنگ های روشن استفاده کنند.

 9 -استفاده از قاریان با صوت و لحن زیبا در صبحگاه مدرسه (اگر به صورت زنده باشد بهتر است وگرنه از نوارهای مناسب می توان استفاده کرد.

 

چگونه یک مدرسه زیبا داشته باشیم؟

نتیجه گیری:

شاید در اولین نگاه احساس کنیم که انجام همه امور فوق در مدارس مستلزم پرداخت هزینه های سنگین باشد و مسلماً در مدارس دولتی چنین امکانی وجود ندارد.

لیکن با کمی تامل به این نتیجه می رسیم که انجام بسیاری از این پیشنهادات فوق می تواند با درایت و مدیریت صحیح با حداقل بودجه و امکانات انجام شدنی باشد و به اشکال مختلف می توان شادابی و طراوت را به کودکان و نوجوانان این مرز و بوم هدیه دهیم و در نهایت جامعه شاد داشته باشیم که این خود باعث بروز و رشد استعدادها و خلا قیت ها در کودکان ما خواهد شد. 



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 18:23 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

 سنجد : نماد زایش وباروری،دانش وفرزانگی
سیب : نماد سلامتی و تندرستی
سبزه: نماد طراوت وسرسبزی خرمی وشادابی
سمنو: نماد قدرت
سیر : نماد چشم ودل سیری،قناعت و تجارت
سرکه: نماد تسلیم ورضاست
سماق: نماد صبرو بردباری



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 17:15 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
کارت پستال های زیبا با موضوع خدا -www.jazzaab.ir



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:55 | نویسنده : بهروز علمی مریان |



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:54 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

نامه انجمن اسلامی معلمان استان اردبیل به وزیر آموزش و پرورش در مورد خواسته های صنفی معلمان

 

Image titleوزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای دکتر فانی

سلام علیکم

احتراماً درخواست‌های زیر که با نظرخواهی از جمع کثیری از فرهنگیان استان تنظیم گردیده است، تقدیم می‌گردد. امید است مورد عنایت جدی حضرتعالی قرار گرفته و با همکاری سایر ارکان حاکمیت به ویژه مجلس شورای اسلامی نسبت به تحقق آنها اقدامات عملی صورت گیرد.

1 ـ تلاش برای ایجاد تغییر نگرش تمامی ارکان حاکمیت نسبت به آموزش و پرورش از یک دستگاه هزینه‌ای به یک دستگاه سرمایه گذاری و قرار دادن آموزش و پرورش به ویژه معیشت و منزلت اجتماعی معلمان به عنوان یکی از اولویت‌های اصلی کشور.

2 ـ تسریع در تدوین مجدد لایحه رتبه بندی معلمان و ارائه آن به مجلس شورای اسلامی با لحاظ کردن موارد زیر:

الف) تعیین پایه حقوق برای تمامی معلمان بر مبنای  حقوق  اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم با مدرک تحصیلی هم تراز حتی انتظار میرود بالاتر از دانشگاه باشد به لحاظ اینکه در آموزش و پرورش معلمان علاوه بر آموزش تریت دانش آموزان را نیز به عهده دارند اما در دانشگاه استاد فقط به آموزش دانشجو میپردازد و هیچ مسئولیتی در قبال تربیت و پرورش آنها ندارد

ب) در شرایط و ضوابط رتبه بندی برای طی مدارج و اخذ رتبه‌های شغلی، رشته دبیری و تخصصی آموزشی بدون قید و شرط به عنوان تخصص تلقی و حق شغلی ویژه برای مشاغل تخصصی درنظر گرفته شود. و برای رقابت در مراحل بعدی ملاک‌های دیگر تعریف شود.

3 ـ احیای بیمه طلایی فرهنگیان با تعهدات درمان دندان پزشکی و سایر موارد حذف شده از تعهدات قبلی و تأمین اعتبار آن از محل سهم بیمه سلامت از هدفمندی یارانه‌ها.

4 ـ برقراری حق مسکن، ایاب و ذهاب، حق مهد کودک، حق خواربار و سایر پرداخت‌های قانونی دیگر مانند سایر ادارات و سازمان‌های دولتی.
 این پرداخت‌ها برای کارکنان سایر ادارات در قالب‌های مختلف صورت می‌گیرد و برای کارکنان آموزش و پرورش پرداخت نمی‌شود  در توجیه اعلام می‌شود این پرداخت‌ها در قالب رفاهیات و در حد اعتبارات هر دستگاه صورت می‌گیرد. اما همیشه آموزش و پرورش با کسری اعتبارات مواجه بوده و هیچ وقت از آن برخوردار نخواهد بود.

5-اعمال افزایش 35 درصدی حقوق به تمامی معلمان و کارکنان آموزش و پرورش مانند برخی از دستگاههای اجرایی که در حقوق سال 93 آنها این افزایش اعمال شده است.

6ـ اولویت استخدام فرزندان فرهنگیان در آموزش و پرورش

7 ـ نظارت جدی بر صندوق ذخیره فرهنگیان و سرمایه گذاری آن در سطح استان‌ها

8 ـ تأسیس بانک ویژه فرهنگیان و انتقال حقوق فرهنگیان به آن بانک

9 ـ تدوین قوانین مبتنی بر حمایت قضایی از معلمان در محیط کار در مقابل اهانت‌های احتمالی دانش آموزان و اولیا در راستای حفظ شأن و منزلت معلمان و امنیت شغلی آنها

10 ـ تأسیس بیمارستان‌های مخصوص فرهنگیان در مراکز استان‌ها

11 ـ تسریع در  پرداخت معوقات سال‌های قبل، بطوریکه این دیون آنقدر با تأخیر پرداخت می‌شودکه اغلب ارزش ریالی خود را طی سال‌های سپری شده از دست می‌دهد.

12 ـ اعطای وام مسکن ویژه فرهنگیان با اوراق تأمین شده از طرف دولت و با بازپرداخت مناسب و اعطای وام ودیعه مسکن برای فرهنگیان مستأجر

13 ـ اعطای وام‌های کمتر از ده میلیون تومان که از طریق بانک‌های دولتی صورت می‌گیرد بدون معرفی ضامن و صرفاً با گواهی کسر حقوق از اداره در راستای ارتقاء منزلت اجتماعی معلمان

14 ـ نظارت جدی بر عملکرد تعاونی‌های مصرف فرهنگیان در سراسر کشور و تقویت این فروشگاه‌ها در جهت رفاه معلمان

15 ـ برقراری حق نوار مرزی برای تمامی شهرستان‌های استان‌های مرزی و حق کلان شهر برای مرکز استان (اردبیل)

16 ـ پرداخت حق عائله مندی و هم چنین تخفیف حق بیمه‌های خاص برای بانوان شاغل فرهنگی که همسرانشان کارمند نیستند.

17 ـ تدوین قوانین مناسب در راستای ایجاد فضای مناسب برای فعالیت‌های تشکل‌های صنفی و سیاسی معلمان و تأسیس نظام معلمی یا پارلمان معلمان

18 ـ نوسازی مدارس فرسوده به طوری که برخی از مدارس به قدری فرسوده شده‌اند که شرایط محیط کار را برای فرهنگیان و دانش آموزان ملال آور می‌نماید.



و من ا... التوفیق

انجمن اسلامی معلمان استان اردبیل



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:48 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

کلاس روش تدریس علوم تجربی و علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور تالش

یک شنبه ها ساعت 12تا 14 کلاس شماره 2 برگزار می گردد.

 

نام مرکز نام درس تاریخ ساعت تاصفحه
پیام نور تالش روش تدریس علوم تجربی و علوم اجتماعی 94/01/21 13 پنج فصل اول
         
         

 

 

میان ترم 23/1/1394 ساعت 13از پنج فصل اول به عمل می آید.

 

زمان تحویل تحقیقات کار عملی و گزارش کارورزی تا پایان فروردین ماه می باشد.

 



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:43 | نویسنده : بهروز علمی مریان |



تاريخ : یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:0 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

ذکر ایام هفته



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 8:58 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
متاسفانه برخی از والدین برای اینکه بچه شان را از سر خود باز کنند و او را ساکت نگه دارند، تلفن همراه را به دست او می دهند تا با آن سرگرم شود. اما آیا دوست دارید فرزندتان را به قیمت از دست دادن سلامتی اش سرگرم کنید؟




موبایل، تبلت، تلویزیون، رایانه و لپ تاپ از جمله ابزاری هستند که زندگی روزمره را در چنبره خود درآورده اند.

 

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تکنولوژی با گام های بلند در حال گذر است و هیچ کدام از ما نیز نمیتوانیم از آن فرار کنیم. اما بزرگترین مشکل، نگرانی از حال و روز بچه هایی است که این روزها غرق در تکنولوژی شده اند. این مسئله همیشه جدال برانگیز بوده است.

 

عده ای بر این بارو هستند که باید با زمانه پیش رفت و درها را به روی تکنولوژی های جدید باز کرد. اما عده ای دیگر می خواهند بچه هایشان حداقل تا ده یا دوازده سالگی از هیولای تکنولوژی در امان بمانند.

 

شما جزو کدام دسته والدین هستید؟ آیا نگران اثرات این ابزار روی سلامتی فرزندانتان هستید و یا اینکه سوار بر این موج تکنولوژی شده اید و پیش می روید؟

 

متاسفانه برخی از والدین برای اینکه بتوانند بچه ها را از سر خود باز کنند و آنها را ساکت نگه دارند، این ابزار و بخصوص تلفن همراه را به دست آنها می دهند. اما باید بدانید همین کار بی سر و صدا به سلامتی بچه ها آسیب می زند.

 

در این مطلب سه دلیل خوب می آوریم تا قانع شوید که گوشی های همراه را از دست بچه ها بگیرید

 

 

 

مشکل چاقی بچه ها شوخی نیست-1

نتایج پژوهش های متعدد نشان می دهد که استفاده از تلفن همراه باعث بروز چاقی در برخی از بزرگسالان و بخصوص بچه ها می شود..

 

این روزها گوشی های همراه حتی تا سر سفره و میز غذا نیز آمده است. خیلی از بچه ها سر میز غذا نیز با موبایل مشغول هستند و در حین غذا خوردن با آن بازی می کنند. این کار باعث آسیب جدی به رفتارها و عادت های غذایی می شود، به خاطر اینکه آنها وقت کافی برای جویدن مواد غذایی نمی گذارند و هیچ تمرکزی روی رفتار خود ندارند.

 

این مشکل را به بی تحرکی و یکجا نشستن آنها و بازی با تلفن اضافه کنید. خواهید دید که استفاده زیاد از تلفن همراه به تناسب اندام و وزن متعادل بچه ها رحم نمی کند..

 

باید بدانید که طبق آمارهای جهانی 30 درصد کودکانی که زیاد با تلفن همراه بازی می کنند دچار چاقی هستند.

توجه داشته باشید که اگر بچه ها به استفاده زیاد از تلفن همراه عادت کنند، به سختی می توانید آنها را به زندگی عادی روزمره برگردانید.

 

2-بچه ها در معرض امواج خطرناک اند

بدانید و آگاه باشید که تلفن های همراه دارای امواج خطرناکی هستند که سرطان زا است.

 

محققان دانشگاه برکلی به این نتیجه رسیده اند که امواج تلفن های همراه برای بچه ها دو برابر خطرناک تر است.

 

مغز نوزادان و کودکان کم سن و سال امواج بیشتری جذب می کند. دیواره های استخوانی مغز کودکان نازک تر و حساس تر از بزرگترهاست. به همین دلیل نیز آسیب بیشتری می بینند.

 

در نتیجه توصیه می کنیم تا حدامکان بچه ها را از تلفن همراه دور کنید. زمانی که با آنها مشغول بازی هستید، موبایل به همراه نداشته باشید.

 

برای دور کردن خود و فرزندان تان از آسیب امواج، به توصیه های زیر عمل کنید.:

شب ها و موقع خواب گوشی تلفن همراه را زیر بالشت یا روی میز پاتختی قرار ندهید. بهترین کار این است که شبها گوشی تان را خاموش کنید.

 

 تا حد امکان گوشی را داخل جیب تان نگذارید.

 

تلفن همراه یا مودم ها را داخل اتاق نوزاد و کودک قرار ندهید.

 

اگر نمی توانید در برابر اصرار فرزندانتان برای استفاده از تبلت یا موبایل و غیره مقاومت کنید، برای آنها ساعتی خاص مشخص کرده و محدودیت ایجاد کنید. بهتر است آنها را به بازی های دیگر تشویق کنید. برای اینکار لازم است که خودتان چند ساعت از تکنولوژی بیرون بیایید و ساعاتی را صرفا برای بازی و تفریح با بچه ها اختصاص دهید.

 

3-تلفن همراه اعتیادآور است

خیلی از ما تصور می کنیم که اعتیاد صرفا با مصرف مواد مخدر بروز می کند. اما عادت کردن به هر ابزار یا وسیله ای نیز می تواند باعث بروز اعتیاد به آن شود.

 

توجه داشته باشید که بچه ها اصول زندگی اجتماعی را از همان سنین پایین یاد می گیرند. به همین دلیل مهم است که آنها را به داشتن روابط اجتماعی به دور از مکالمات در وایبر و نرم افزارهای دیگر تشویق کنید.

 

توجه داشته باشید که اگر بچه ها به استفاده زیاد از تلفن همراه عادت کنند، به سختی می توانید آنها را به زندگی عادی روزمره برگردانید.

 

به خاطر اینکه بچه ها خیلی زود به تماس با دوستانشان در دنیای مجازی، بازی با تلفن همراه،نگاه کردن به فیلم یا انیمیشن در گوشی ها و جستجو کردن و گشتن در اینترنت عادت می کنند و تمام این موارد به سلامتی جسمی و روحی آنها آسیب می زند.

 

علاوه بر این باید بدانید که استفاده از تلفن همراه در خواب بچه ها نیز اختلال ایجاد می کند.

 

نتایج پژوهشی که در سال 2012 دانشگاه بوستون انجام شده است نشان می دهد 75 درصد دانش آموزان 9 تا 10 سال که از تلفن همراه استفاده می کنند به درستی و به میزان کافی نمی خوابند.

 

حواستان باشد که چند ساعت قبل از خواب بچه ها، حتما گوشی ها را از دست آنها بگیرید.

 

به طور کلی باید گفت: تا حد امکان بچه ها را از گوشی تلفن همراه دور کرده و آنها را به تحرک بدنی بیشتر تشویق کنید.



تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:30 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

در دوره امتحانات ضرورت این مسئله را بیشتر حس می کنیم که چگونه قابلیت مغز را برای یادگیری بیشتر در مدت زمان کمتر و تمرکز بیش تر، بالا ببریم.

در زمان امتحانات چگونه ذهنی کارآمد داشته باشیم؟ در دوره امتحانات ضرورت این مسئله را بیشتر حس می کنیم که چگونه قابلیت مغز را برای یادگیری بیشتر در مدت زمان کمتر و تمرکز بیش تر، بالا ببریم. فشار و استرس در طول امتحانات، گاهی مغز را دچار اختلال و بحران می کند . عدم توانایی در تمرکز، درک و جذب اطلاعات و یادگیری مطالب را دشوار می کند.

برای آن که بتوانید ذهنی کارآمد داشته باشید ، داشتن دو قابلیت حائز اهمیت است:
1. بتوانید اطلاعات را به راحتی به ذهن بسپارید.
2. بتوانید اطلاعات را به مدت زیاد در حافظه نگه دارید.
 
برای بالا بردن توانایی حافظه ، باید آن را پرورش دهید
مغز با فعالیت های بیشتر در حالت تمرین باقی می ماند. فردی که از مغز خود اصلا استفاده نمی کند ، یا آن را کمتر به کار می گیرد ، باید بداند که ذهن او ضعیف خواهد شد. پس اگر می خواهید حافظه خوبی داشته باشید ، باید ذهن خود را پرورش دهید.
 
برای داشتن ذهن و حافظه قوی ، عوامل اختلال آفرین را از میان بردارید
شما می توانید در طول امتحانات ، بسیاری از عوامل به وجود آورنده اختلال و عوامل مخل در یادگیری را از میان بردارید، عواملی همچون موسیقی یا برنامه های رادیویی، تلفن های طولانی یا سر و صداهای مزاحم دیگر. رادیو را خاموش کنید، پیغام گیر تلفن خود را روشن کنید ، بعد مطالعه را شروع کنید. البته بر خلاف انتظار ،تمرکز در محیط بسیار آرام چندان ممکن نیست. محیط فعال و دارای انرژی نسبت به محیط بی حرکت و ساکت به افزایش تمرکز و ارتقای فعالیت یادگیری بیشتر کمک می کند.

صحبت با خود موقع یادگیری می تواند یادگیری را موثر تر کند. منظور از حرف زدن با خود استفاده از کلماتی نظیر " اوکی" ، "عالی" ، " حالا شد" و یا " همین جوری درسته" و ... است.

- یک برنامه منظم را پیش بگیرید
شما می توانید با در پیش گرفتن یک برنامه یادگیری ثابت، اثرات عاداتی در خود ایجاد کنید. اگر هر کار خود را در زمانی معین و طبق یک برنامه یادگیری انجام دهید، به زودی به آن عادت می کنید. به خاطر داشته باشید که اگر یادگیری نباشد، احساس کسالت و سستی به انسان دست می دهد. از برنامه تمرینی یک سنت کوچک بسازید.
 
- خود را به استراحت های کوتاه مدت و برنامه های کارساز عادت دهید
هیچ کس نمی تواند ساعت ها بدون وقفه به آموختن بپردازد. شما زمانی به بهترین نتایج می رسید که طبق یک برنامه زمانی معین عمل کنید. دوره یادگیری و مرور دروس ، تکرار اول، زمان استراحت، تکرار دوم، دوره یادگیری جدید و...

مقدار زمانِ دوره یادگیری و پیگیری آموزشی و زمان های استراحت بستگی به میزان برنامه روزانه و قوت شما دارد. زمان برنامه امروز خود را طبق تجربه روزهای قبل تصحیح کنید ، اما در هر حال قبل از نود دقیقه یادگیری ، باید در هر شرایطی یک زمان استراحت 15 تا 20 دقیقه ای برای خود در نظر بگیرید. توجه داشته باشید که مرحله تمرینات و مرور دروس و تجدید قوا را کاملا از هم جدا کنید.
 
- مواد آموزشی را به اجزای کوچک تقسیم کنید
بهتر است مطالب را به اجزای کوچک بیشتری تقسیم کنید و آن ها یاد بگیرید و تکرار کنید ، چون به این شیوه سریع تر می آموزید.
 
- در فرآیند یادگیری، مطالب تقسیم شده را با خود تکرار کنید
اگرهر بار مقدار بسیار زیادی از مطالب را فرا می گیرید متوجه می شوید که به هنگام تکرار، بیشتر آن ها را فراموش کرده اید، تردید نکنید که اجزای آموزش شما بیش از حد بزرگ است. در این صورت بی جهت قرار از کف می دهید و عصبی می شوید. اما می توانید با کوچک کردن اجزای آموزشی در یادگیری موفق شوید، با گام هایی کوچک تر و به تعداد زیاد تر ، موفقیت بیشتری به دست می آورید و آن گاه خود را تحسین می کنید.

در این صورت شما از خود و برنامه ریزی و نحوه استفاده از منابع و کتب درسی خشنود می شوید ، خلق و خوی بهتری پیدا می کنید و بدین سبب موفقیت شما در یادگیری ، افزایش خواهد یافت.
منبع: تبیان



تاريخ : چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ | 23:5 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

 

بسمه تعالی

نامه ی سرگشاده ی جمعی از معلمین به رئیس جمهور

رئیس جمهور محترم!

با تشکر از حضرت عالی جهت اجرای طرح نظام سلامت و تبریک به جامعه ی زحمتکش پرستاران عزیز، به خاطر اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، و تشکر از این که مقوله ی سلامت جسمانی مردم در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. شکی نیست سلامت روحی و روانی جامعه نیز از جایگاه بالایی برخورداراست. چرا که به اعتراف اکثر پزشکان؛ مشکلات روحی و عصبی؛ ریشه ی بسیاری از بیماریهاست. همه واقفیم جامعه ی معلمان و خانواده هایشان و نیز جمعیت دوازده ونیم میلیونی دانش آموزان (بدون احتساب خانواده هایشان) بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می دهند و عدم آرامش روحی معلمان چه لطمه ای به پرورش نسل آینده کشور می زند. لذا توجه به دغدغه های معلمین می تواند در تأمین این مقوله مؤثر واقع شود.

متن زیر بخشی از خواسته ها و سؤالات و درد دل های اکثریت معلمین کشور می باشد که با زبانی ساده و به دور از تعارفات و ملاحظات مرسوم آمده است قبلاً بابت آن عذر خواهیم.

جناب رئیس جمهور!

امروزه اداره ی زندگی و تأمین هزینه های کمر شکن آن برای اکثر معلمین شاغل و بازنشسته غیر ممکن شده و اکثریت آن ها خسته از بی عدالتی و تبعیض و شرمنده ی همسر و فرزندان خود می باشند.

رئیس جمهور محترم

خود می دانید زمانی که قیمت دلار از ۱۲۰۰تومان به ۳۵۰۰تومان و تورم هم به ۴۵درصد رسید، قدرت خرید ما معلمین نصف و حتی به یک سوم کاهش یافت و هزینه های زندگی سرسام آور شد.

هزینه هایی که بنا بر اعلام اخیر بانک مرکزی در یک خانواده ی تهرانی ۳۵میلیون ریال و یک خانواده ی شهرستانی ۲۵میلیون ریال برآورد شده است.

جناب رئیس جمهور!

چند ماه قبل، لایحه ی نظام رتبه بندی معلمان به دلیل بار مالی در مجلس تصویب نشد اما اخیراً قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری اجرا شد که به موجب آن حداقل حقوق پرستاران بدون احتساب کارانه و حق شیفت و پاداش و مزایای دیگر هیجده میلیون ریال تعیین و حکم آن ها از اول آبان۹۳ اجرایی شده است همچنین کارانه ی ماهیانه آن ها از ۲میلیون ریال به ۴میلیون ریال افزایش یافت.

حال از حضرت عالی این سؤال را داریم که چطور می شود این طرح با وجود پرسنل زیاد پرستاران عزیز بار مالی آن تأمین شد؟ چرا این طرح احتیاج به مجوز مجلس نداشت، اما طرح رتبه بندی معلمان دارد؟

آقای رئیس جمهور!

یک معلم؛ نه کارانه ی ماهیانه دارد نه اضافه کار، نه حق مسکن دارد و نه حق ایاب و ذهاب، نه حق مأموریت دارد و نه حق شیفت، نه بن خرید کالا دارد و نه کمک های غیر نقدی ماهیانه، نه پاداش آخر سال دارد و نه مانند شرکت های دولتی پاداش بستن حساب ها، نه مانند کارکنان زحمتکش بانک ها، وام های چند ده میلیونی با درصدهای پایین جهت خرید خودرو و آپارتمان دارد که در آخر خدمت هم تمام آن وام ها بخشیده شوند و در هنگام بازنشستگی صاحب چندین واحد آپارتمان و خودرو شود،

نه مؤسسات مالی و اعتباری همانند قوامین و حکمت ایرانیان و میزان که وام های متعدد با درصدهای پایین به پرسنل خود بدهند.

آقای رئیس جمهور!

ما معلمین فقط و فقط یک حقوق ثابت ماهیانه داریم که حداقل ۳میلیون ریال آن بابت انواع و اقسام بیمه های درمانی، تکمیلی، عمر و خودرو، بازنشستگی و مالیات، کسر می شود و البته یک عیدی ۵میلیون ریالی که به همه ی کارکنان پرداخت می شود و همچنین یک پوشه پر از تقدیر نامه های کاغذی مسؤولین، فرمانداران، استانداران و نمایندگان مجلس که در روز معلم اهدا می شود.

جناب رئیس جمهور!

مگر بین یک فوق لیسانس یا دکترای تخصصی در آموزش و پرورش با همنام خود در وزارت علوم چه تفاوتی است که میانگین حقوق این عزیزان در آموزش و پرورش ۱۵تا۲۰میلیون ریال با ۲۴ساعت موظف در هفته می باشد اما در آموزش عالی ۴۰ تا یکصد میلیون ریال با ۱۲ساعت موظف در هفته می باشد؟!

مگر تعطیلات ۳ماهه ی تابستان شامل اساتید محترم و زحمتکش دانشگاه نمی شود؟ مگر غیر از این است که در دانشگاه به دلیل داشتن دانشجویان شهرستانی چند هفته از اول ترم و چند هفته قبل از امتحانات و چند هفته قبل از عید و چند هفته بعد از عید کلاس ها تعطیل است؟

آقای رئیس جمهور!

دولتمردان گذشته و نمایندگان قبلی و فعلی مجلس معتقدند آموزش و پرورش مصرف کننده است و منبع درآمدی ندارد و یا این که پرسنل آموزش و پرورش بسیار زیاد است حال ما این سؤال را داریم مگر وزارت علوم مصرف کننده نیست؟

مگر تعداد پرسنل نیروهای محترم نظامی و انتظامی و پرستاران و… کمتر از تعداد کل معلمین است؟

چرا همیشه آموزش و پرورش با کسری بودجه میلیاردی مواجه است؟

چرا یک بار در این ۳۰سال اخیر، در جراید و اخبار و رسانه ها و سایت های خبری از کسری بودجه وزارتخانه های دیگر دیده یا شنیده نشده است؟!

جناب رئیس جمهور!

چرا پاداش آخر خدمت یک بازنشسته ی فرهنگی باید یک دوم یا یک سوم دیگر کارکنان دولت باشد که آن هم به صورت قسطی طی چند سال به حساب آنان واریز شود که با احتساب تورم سال های اخیر ارزش آن به مرور زمان نصف شود اما پاداش دیگر کارکنان دولت به صورت یک جا به حساب آن ها واریز شود و با این پاداش می توانند در شهرستان ها یک آپارتمان تهیه کنند و یا برای دوران بازنشستگی شغلی دست و پا کنند.

جناب رئیس جمهور!

ما معلمین؛ فراموش شده ایم نه فقط در دولت شما که در دولت های قبلی هم و ضع به همین منوال بوده است تا کی چشم و گوش خود را در برابر این همه تبعیض ببندیم؟ کارد به استخوان ما رسیده است. صورتی برایمان نمانده که بخواهیم آن را با سیلی سرخ نگه داریم. اگر سمعکی از جنس انصاف باشد صدای له شدن و خرد شدن استخوان هایمان زیر چرخ هزینه های زندگی به گوش می رسد.

در پایان، جناب رییس جمهور، ما فقط خواهان رفع تبعیض بین کارکنان تحت امرتان هستیم و نیز خواستار اجرای سریع تر طرح رتبه بندی معلمان قبل از پایان سال و اعمال آن در حکم سال جاری هستیم. البته نه طرحی مانند طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق، که حقوق معلمان را با خودشان هماهنگ کرد و همچنین بیشتر دستگاه های دولتی خودرا از آن مستثنی کردند، و آن هایی که نتوانستند، فیش های مخفی برای پرسنل خود صادر کردند و نیز نه آن طرحی که معلمان برای رسیدن به مزایای آن، از هفت خوان رستم بگذرند، یا به جان یک دیگر بیفتند.

با تشکر                                   امضا :

Untitled-1

نحوه پر کردن فرم و ثبت امضا:

در انتها گزینه‌ی امضا کنید را کلیک نمایید.

توجه: تعداد امضا تا این لحظه پس از گزینه ی امضا کنید؛ قابل مشاهده است.

 

نامه ی سرگشاده ی جمعی از معلمین سبزوار به رئیس جمهور

آدرس سایت:www.sabzevarnegar.com

 



تاريخ : شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ | 21:55 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

- استفاده از فناوری در بهبود فرایند یاددهی یادگیری کلاسهای چند پایه :

راهکارها :

1 – تشکیل دوره های ضمن خدمت برای معلمان در خصوص آشنایی با فناوری های نوین و مهارت های رایانه ای و دوره های باز آموزی

2 -  اگر امکان مجهز نمودن تمامی مدارس چند پایه در یک سال تحصیلی به فناوری های نوین نبود، می توان دانش آموزان پایه ششم را در یکی از مدارس مستقل تجمیع کرد و آن مدرسه را به این فناوری ها مجهز نمود.

3 – سعی شود تمامی مجتمع های روستایی به این قبیل فناوری ها تجهیز شوند ، تا مدارس چند پایه ی تحت پوشش ، بصورت امانتی از این وسایل در تدریس ها استفاده کنند. ( حداقل علاوه بر خود مجتمع یک دستگاه رایانه اضافی نیز در نظر گرفته شود و اتاقی مجزی ،تجهیز شود ، تا مدارس تحت پوشش از آنها استفاده کنند ) .

4 – لپ تاپ هایی توسط ادارات برای معلمان چند پایه ( به تدریج )خریداری شود و به معلمان چند پایه  اختصاص یابد و بصورت اقساطی از حقوق آنان کسر گردد.

5 –سعی شود هر طرحی بصورت آزمایشی در مدارس انجام می شود ( هوشمند سازی مدارس و....) حداقل در تعدادی از مدارس چند پایه نیز انجام شود.

6 – سعی شود بخشی از کمک های خیرین مدرسه ساز برای هوشمند سازی مدارس محروم و روستایی ، هزینه شود و خیرین مدرسه ساز برای سرمایه گذاری قسمتی از سرمایه شان در این بخش ترغیب شوند.

7 – طرحی توسط برخی ادارات در خصوص خریداری رایانه و... وهوشمند سازی مدارس چند پایه بصورت مشارکتی ( پرداخت نصف هزینه توسط مدرسه و کمک های مردمی و نصف دیگر توسط ادارات تابعه )  درحال اجراست که بنظر می رسد این طرح با وجود نقاط مثبت زیادش ، اگر تداوم یابد اثرات شگرفی در استفاده از این فناوری ها در کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه دارد.

8 – معلمان چند پایه ی کوشا و فعال در عرصه ی تجهز مدارس به این فناوری ها و هوشمند سازی مدارس چند پایه مورد تقدیر قرار گیرند و به سایرین نمایانده شوند تا مشوقی برای دیگر همکاران علاقه مند شوند.

9 – سعی شود این نکته به معلمان چند پایه یاد آوری شود ، تا در خصوص اهمیت استفاده از فناوری های نوین در تدریس ، برای اولیای دانش آموزان در جلسات انجمن اولیا و مربیان و جلسات آموزش خانواده ، بحث و گفتگو شود تا آنان نیز به این مهم دست یابند تا به نوعی در تجهیز مدارس روستایشان به این فناوری ها ، مشارکت فعال داشته باشند.

10- برای آموزش بهتر این فناوری ها به معلمان می توان ؛ آموزش را به صورت مجتمعی و با حضور معلمان خود آن مجتمع ارائه داد تا با توجه به کمی نیروهای موجود در مجتمع ، کارآیی آموزش ها بیشتر شود.

 

2----تدوین طرح نظارت بر کیفیت کلاس های چند پایه و ارائه ی الگوهای اجرایی :

راهکارهایی برای بند الف ( تعریف اولویت ها ، وظایف گروه ها ، نحوه تشکیل آن وشیوه ی نظارت و...) :

نحوه ی تشکیل کارگروه تخصصی : کارگروه با حضور رئیس اداره یا معاون آموزشی و معلم راهنما (راهبر آموزشی ) ، کارشناس محترم آموزش ابتدایی ، کارشناس تکنولوژی و گروه های درسی و حداقل یکی از معلمان علاقه مند و شاغل در مدارس چند پایه و کارشناس فناوری تشکیل شود ( ترکیب اعضا این چنین باشد).

اولویت و وظایف گروه : سرکشی به مدارس چند پایه و آگاهی از دوره های ضمن خدمت برگزارشده برای معلمان چند پایه و پیش بینی آمارو تراکم دانش آموزی و تعداد نیروی انسانی مورد نیاز و پیگیری لازم برای نظارت بیشتر مدیر یا معاونان مجتمع ها بر نحوه  آموزش معلمان چند پایه و سعی در تجهیز نمودن مدارس چند پایه به وسایل آموزشی مورد نیاز با توجه به اولویت ها و نیاز سنجی و تشویق معلمان چند پایه فعال در زمینه های مختلف آموزشی و پرورشی فراگیران

– برپایی جلسات هم اندیشی معلمان چند پایه و بحث و تبادل نظر در خصوص اقدامات انجام شده در راستای کیفیت بخشی به مدارس چند پایه و انتقال تجارب ارزنده همکاران

 – شناسایی دانش آموزان تیز هوش مدارس ابتدایی روستایی و تشویق آنان برای تحصیل در مدارس خاص ( با توجه به راهکار شماره 4 / 5 و راهبرد کلان شماره 4 فصل پنجم سند تحول ).در مدارس ابتدایی روستایی علیرغم اینکه ممکن است دانش آموزان در کلاسهای مهد یا پیش دبستانی شرکت نکنند وحتی در مناطق دو زبانه نیز تحصیل می کنند اما با ورود به مدرسه چنان پیشرفت های شگرفی پیدا می کنند که باعث حیرت معلمان می شودکه لازم است از این استعدادها بهره وری بهتری صورت گیرد و در مدارس خاص با امکانات بیشتر ، ادامه تحصیل دهند.

--از وظایف دیگر این کارگروه با توجه به راهکار 4 / 4 سند تحول ، شناسایی اولیا با سواد دانش آموزان روستایی و استفاده از نظرات آنان برای بهبود یادگیری فرزندانشان و ایجاد فرصت های برابر آموزشی است .

--همکاری کارگروه متشکله با مدیران مجتمع ها برای جمع آوری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در یک کلاس مجزی ( یا در یکی از کلاس های مجتمع )تا به نوعی کلاس های چند پایه در امر آموزش ، اثربخشی بیشتری داشته باشندو عملا" به فراگیران پایه ی ششم ،  به صورت مجزی تدریس شود.

--شناسایی معلمان خلاق و موفق چند پایه و بهره گیری از نظرات آنان برای مدارس تحت پوشش مجتمع .

--بهره گیری مناسب از تعطیلی روزهای پنج شنبه ( هم برای معلمان و هم برای دانش آموزان ) با تشکیل کلاسهای قران  ، فوق برنامه یا آموزشی و برپایی جلسات هم اندیشی و نشست های صمیمی همکاران .

-- همکاری اعضای کارگروه برای در اختیار قرار دادن امکانات اداره از قبیل مینی بوس و ... برای دانش آموزان روستایی برای بازدید از موزه ها و کتابخانه و گردش های علمی و شرکت در جشن ها و مناسبت های مذهبی برای ایجاد فرصت های برابر آموزشی با توجه به بند شماره 8 بیانیه ی ارزش ها در سند تحول

--شیوه های ارزیابی و ابزارهای نظارت و.. : اطلاعات لازم در خصوص میزان مشارکت و فعالیت معلمان چند پایه در راستای وظایف محوله از سوی کارگروه تخصصی با همکاری با مدیران مجتمع ها کسب شود.

--با توجه به مطلب  فوق ،لازم است بند یا امتیازی برای تشویق همکاران فعال در این زمینه ها در فرم های گوناگون تنظیم شود .

--تشکیل نمایشگاه هایی از پیشرفت ها و دستاوردهای دانش آموزان مدارس چند پایه در امور مختلف آموزشی و ... در سطح مناطق و استان.

--فراخوان و کسب نظرات و تجارب ارزنده همکاران شاغل در مدارس چند پایه از طریق بخشنامه .

--مدارس چند پایه و تراکم دانش آموزی آنان  ، مد نظر قرار گیرند و به مدارسی که دانش آموزان مرزی یا با نیازهای ویژه و دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی را توامان دارند،پس از بررسی در کارگروه تخصصی  ،  معلم اضافه اختصاص یابد.

--کلاس آمادگی حداقل یکماهه برای دانش آموزان قبل از ورود به مدرسه در مناطق دو زبانه و چند پایه ، بصورت مشارکتی اولیا و اداره ، حتما" در نظر گرفته شود.( با توجه به راهکار 3 /5 سند تحول ). فراخوان هنرها ، صنایع دستی ، آداب و رسوم محلی ، شرایط اقلیمی منطقه و... در مناطق روستایی و عشایر و استفاده از تصاویر زیبای روستاهای ایران در کتاب های درسی و برنامه های آموزشی به صورت مکمل . ( با توجه به راهکار شماره 5/5 سند تحول بنیادین )

ب  ) راهکارهای عملی برای طراحی الگوی اجرایی نظارت و راهنمایی بر کار معلمان چند پایه :

استفاده از نقش راهبر آموزشی ( معلم راهنمای ) برجسته و متبحر و آگاه به مسائل آموزشی پایه های مختلف تحصیلی و مورد قبول معلمان چند پایه . چرا که بعضا" معلمان چند پایه بومی در روستاها دارای سابقه های تدریس نسبتا" بالایی می باشند.( انتخاب راهبر آموزشی از بین معلمان چندپایه ، به دلیل اشرافیت بر کل پایه ها ، اولویت داشته باشد).

-- پیش بینی و تفویض اختیارات لازم به راهبر آموزشی در تعامل با کارگروه تخصصی متشکله ، برای تشویق معلمان خلاق و فعال در کلاس های چند پایه .( اختیارات قانونی لازم برای معلمان راهنما پیش بینی شود ).

-- یک نفر از زبده ترین و کارآمدترین معلمان چندپایه ی هر منطقه ( بسته به تعداد مدارس چندپایه ی آن منطقه ) ، هم سطح با راهبر آموزشی کار نظارت و راهنمایی و همکاری با معلمان چندپایه ، را برعهده گیرد و بصورت تمام وقت آن کار را انجام دهد.( در مناطقی که مدارس چندپایه زیاد است ، صرف وجود یک راهبر آموزشی برای نظارت بر تمامی مدارس بویژه چندپایه ، کفایت نمی کند).

-- فرم جامع و کاملی با نظرخواهی از صاحبنظران آموزشی برای معلمان چند پایه، طراحی و در طول یک سال تحصیلی برای معلمان علاقه مند تکمیل و امتیاز دهی شود و برترین ها مورد تشویق قرار گیرند. ( در قسمت ب بند 4 بطور مشروح بیان شده است ) .

-- از نقش مدیران مجتمع های روستایی و معاونان آنان نیز بیشتر و بهتر استفاده شود. ( مدیر مجتمع صرفا" فردی نباشد که کارش رساندن بخشنامه ها بصورت صرف باشد) لذا از معلمان چند پایه ی صاحب ذوق و سلیقه و مشتاق برای مدیریت مجتمع های روستایی که اکثریت مدارس تحت پوشش آنها مدارس ابتدایی است ، استفاده شود. سرکشی و نظارت آنان بر مدارس بیشتر شود و از آنان خواسته شود تا با نظارت و سرکشی بیشتر ، ضعف ها و قوت های همکاران مدارس تحت پوشش مجتمع شان رایادداشت کنند وبا همفکری و همکاری یکدیگر در صدد ارتقا برآیند. .( می توان بسته به شرایط محل ، حداقل یکی از معاونین مجتمع ها را از بین معلمان چندپایه انتخاب نمود).

3 – تقویت مدیریت آموزشگاهی و مدیریت کلاس درس چند پایه :

الف )راهکارهایی برای  آموزش مدیران مجتمع ها در خصوص نحوه ی تدوین برنامه سالانه و... :

-- با توجه  به اضافه شدن پایه ی ششم به مدارس ابتدایی و نظام آموزشی 6-3- 3به نظر می رسدبهتر است در صورتی که مدارس تحت پوشش مجتمع های روستایی بیشتر ابتدایی باشد، مدیر مجتمع ها یا حداقل معاونان آن از معلمان چند پایه ی ابتدایی انتخاب شود نه از مقطع راهنمایی ( چرا که اشرافیت بیشتری نسبت به این مدارس دارند ) .

-- به نظر می رسد برخی از مدیران مجتمع ها نسبت به برنامه سالانه ، اطلاع کافی ندارند که برگزاری دوره های ضمن خدمت برای آگاهی ایشان ضروری به نظر می رسد.( با عنایت به راهبرد کلان شماره 3 فصل 5 سند تحول بنیادین ) .

-- لازم است مدیران مجتمع هایی که به مقطع ابتدایی آشنایی ندارند( با توجه به تغییرات عمده ای که در دروس این پایه ها صورت گرفته است ) لااقل در دوره های ضمن خدمت کتب جدید التالیف شرکت کنند ، تا برای سرکشی و نظارت بر مدارس تحت پوشش خود آگاهی مجملی داشته باشند . ( ابتدایی ، پایه و اساس یادگیری دانش آموزان است ).

-- برای تقویت مدیریت آموزشگاهی و مدیریت کلاس درس چندپایه ، شایسته است از همکارانی که سال های طولانی در مدارس تک پایه و مستقل تدریس می کرده اند و به دلایلی سالِ آخر خدمت خود را به مدارس چندپایه می روند و نیز همکارانِ سرباز معلم ، در این مدارس کمتر استفاده شود.

ب )راهکارهای عملی برای  تهیه و تولید بسته های آموزشی مناسب ، که به معلمان چند پایه در امر آموزش کمک کند:

-- فراخوان طرح ها و ایده هاو بسته های آموزشی تولید شده ی معلمان .چراکه ممکن است معلمان ایده های مناسبی در این خصوص داشته باشند ولی امکانات لازم را در خصوص تولید این بسته های آموزشی نداشته باشند.( با توجه به راهبرد 13 فصل 5 سند تحول ) .

-- برگزاری جشنواره ها و نمایش گاه هایی از تولیدات و بسته های آموزشی مناسب با کلاس های چندپایه .

--برای صرفه جویی و مصرف بهینه از وسایل آموزشی ، می توان حتی المقدور مجتمع های روستایی را به انواع کیت های ریاضی و .. مجهز کرد و مدارس تحت پوشش به صورت امانتی از این وسایل برای تدریس استفاده کنند. یا به نوبت با بردن دانش آموزان به مجتمع ، آنان با این وسایل کار کنندو از نزدیک مشاهده کنند.

--راهکار خرید مشارکتی وسایل آموزشی توسط مدارس و ادارات ، کمک موثری به تجهیز مدارس چند پایه می کند.

4 – برگزاری جشنواره " کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه " :

الف ) راهکار عملی جهت اجرای کیفی جشنواره :

-- تشکیل گروه های آموزشی آموزشگاهی مدارس چندپایه در هر مجتمع و ارائه ی راهکار برای تولید بسته های آموزشی و استفاده از نظرات و تجربیات اساتید متخصص در این زمینه.

--فراخوان ایده ها ، طرح ها ، تجارب ارزنده معلمان چند پایه در این خصوص و تشویق همکاران برای شرکت در این فراخوان و ارائه ی مقالات کاربردی.

-- تهیه لیستی از مهارت ها وشایستگی های حرفه ای آموزگاران چندپایه (در سه حیطه  شنختی ، عاطفی ، مهارتی ) برای محاسبه و امتیازدهی جشنواره در جهت بالابردن سطح کیفی جشنواره

-- هماهنگی و ارتباط تنگاتنگ بین معلمان چند پایه و کارگروه تخصصی ، از طریق جلسات و تبادل نظر در جهت کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه.

--شناسایی مدارس موفق چند پایه در سطح استان و شهرستان ( از ابعاد گوناگون آموزشی ، تربیتی ، بهداشتی ، فعالیتهای فوق برنامه و...)و استفاده از طرح های ابتکاری آنان و معرفی آنها در سطوح مختلف ، جهت بهره گیری سایر مدارس از آن ها جهت کیفیت بخشی به مدارس چند پایه ی دیگر

-- بهره گیری از طرح خوب و ارزشمند جشنواره الگوهای مناسب تدریس برای کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه از نظر آموزشی و ابعاد دیگر.

-- در این قبیل جشنواره ها ، معلمان ِمدارس چندپایه با معلمان مدارس تک پایه مقایسه نشوند.

-- قبل از برگزاری جشنواره ها ، پارامترهای ارزش یابی جشنواره ها ، به همکاران شاغل در چندپایه اطلاع رسانی شود.

ب ) ارائه نظرات کارشناسی در خصوص عناوین و.... جشنواره :

--به نظر می رسد بهتر است این جشنواره در ابتدا بصورت تفکیکی برای معلمان مدارس چند پایه، از نظر کیفت بخشی به مسائل آموزشی ، پرورشی ، بهداشتی و...باشد و اقدامات خوب و موثر همکاران شاغل در مدارس چند پایه جهت کیفیت بخشی در هر یک از ابعاد ذکر شده ،مد نظر قرار گیرد.

--لازم است ضمن اخذ نظرات کارشناسان محترم آموزش ابتدایی مناطق و استان و نظرات معلمان چند پایه و بحث و تبادل نظر در کارگروه های تخصصی ، فرم خاصی در بر گیرنده ی تمام مهارت های معلمی ( شبیه فرم معلم نمونه )طراحی و تنظیم گردد ، بطوری که در این فرم سعی شود تمامی ویژگی های یک معلم خوب و موفق چند پایه منظور شده باشدو برای معلمان علاقه مند این فرم تکمیل شود و امتیاز دهی شود (همراه مستندات ) با عنوان فرم کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه و برترین ها مورد تقدیر قرار گیرند و از نقطه نظرات آنان بهره برده شود.0 ( با عنایت به راهبردهای شماره13 و 6 فصل پنجم راهبردهای کلان سند تحول )

-- در تنظیم این فرم ها سعی شود ، فعالیت های موثر آموزشی معلمان نیز پررنگ تر دیده شود. چون به نظر می رسد در فرمهای دیگر( مثل انتخاب معلم نمونه ،  فعالیت های موثر آموزشی و آن کارهایی که باعث پیشرفت درسی و یادگیری بهتر در دانش آموزان شده است ، کمتر گنجانده شده است).

-- بعنوان مثال خوب است اگر برای این طرح فرمی تنظیم  می شود ، در این فرم این بندها در نظر گرفته شود و امتیاز دهی شود :-صرف شرکت در مسابقات علمی و مجلات رشد( 1 امتیاز ) ودر صورت  کسب رتبه نیز امتیاز جداگانه منظور شود.

-کسب رتبه در جشنواره های مختلف ( الگوهای مناسب تدریس ، معلم پژوهنده ، تولید محتوای الکترونیکی ، خوارزمی ، جابربن حیان و...)

-به ازای هر پایه اضافی در سال تحصیلی و یا مدیر آموزگاری امتیازجداگانه ای  تعلق گیرد.

-تقدیر نامه ها و ساعات دوره های ضمن خدمت ( بدون سقف امتیاز ) امتیاز دهی شوند.

-ارزشیابی های سالانه که توسط مدیران مجتمع ها برای معلمان چند پایه منظور می شود ، به لحاظ آشنایی مدیر مجتمع ها با کارکرد معلمین در طول یکسال تحصیلی از نزدیک ،در فرم های این جشنواره مد نظر قرار گیرد ( چون به نوعی در برگیرنده ی فعالیت های آموزشی معلمان نیز است )

- برای همکاری و تعامل مستمرمعلمان چند پایه  با مدیر و معاونان مجتمع ها ، امتیازی در نظر گرفته شود.( دریافت بخشنامه ها وارسال جوابیه آنها ، شرکت منظم در جلسات شورای معاونان و معلمان مجتمع و ارائه ی نظرات و...)

- در این فرم ها ، اختیاراتی نیز به مدیران مجتمع هابرای دادن امتیاز هایی به معلمان چند پایه ،  داده شود.

-- برای تشویق همکاران شاغل در مدارس چند پایه ، سهمیه ی معلم نمونه ی کشوری و استانی در قسمت معلمان چند پایه با توجه به فرم های جدید ، ارزیابی و بطور خاص مد نظر قرار گیردتا معلمان چند پایه یقین پیدا کنند کار آنان دیده می شود .

--از پیشرفت ها و ابتکارات انجام شده در مدارس روستایی و چند پایه ، فیلم برداری شود و از طریق برنامه های صدا و سیما به همگان منعکس شود تا آحاد مردم به نوعی با اقدامات موثر آموزش و پرورش در مناطق محروم و روستایی ، آشنا شوند.

-- در نهایت به هر صورتی که این جشنواره انجام گیرد ، برای اثر بخشی و انتقال آن به سایر همکاران ، لازم است تجارب ارزنده ی همکاران و موفقیت ها و عملکردهای خوب آنان که به نوعی باعث کیفیت بخشی به کلاس های چند پایه شده است به صورت های گوناگون حتی بصورت کتاب در اختیار سایر همکاران قرار گیرد.

 

 



تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 22:39 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

1ـ از حكیمی پرسیدند زمان تربیت، چه زمانی است؟ در جواب گفت: 20 سال قبل از تولد كودك. یعنی آنچه در تربیت نقش اساسی دارد، تربیت والدین است.

2ـ والدین برای جلوگیری از معاشرت كودكان و نوجوانان با دوستان ناباب، آنان را صریحاً منع نكنند چون كودكان و نوجوانان علاوه بر این كه جدّی می‌شوند، از دوستانشان دفاع می‌كنند، بلكه از آنان بخواهند به قوانین خانواده عمل كنند.

3ـ والدین كودكان را در شرایطی قرار ندهند كه ناچار به دروغگویی باشند، بلكه با دید گذشت و عفو، زمینه‌ی راستگویی را برای آنان فراهم كنند.

4ـ سلام پیام صلح و آشتی است. در عادت دادن كودكان به سلام كردن، والدین الگو و پیشقدم باشند، كه هم اثرات الگویی داشته و هم به آنان شخصیت بخشیده‌اند.

5ـ یكی از عوامل رشد شخصیت كودكان واگذاری مسئولیت به آنان است. والدین در خریدهای سر كوچه این مأموریت را به صورت تدریجی به آنان واگذار كنند؛ البتّه با نظارت و حسابرسی.

6ـ ایجاد مساوات و عدالت، در بین پسر و دختر و دست كشیدن بر سر كودكان، هم زمینه‌ساز‌ی تقویت عاطفه است، و هم نزدیكی با كودكان و هم پیشگیری از حسادت.

7ـ عادت دادن كودكان به برنامه‌های خاص، برای پیش‌گیری از بی‌نظمی در مدیریت آینده‌ی آنان مؤثر است. اما نباید بیش از حد كودكان را محدود كرد.(كانت)

8ـ عادت‌دادن كودكان به نظم‌پذیری باید با عنایت به آزادی آنان صورت گیرد. به نحوی كه منجر به روحیه‌ی بردگی در كودكان نشود.

9ـ والدین باید كودكان را طوری تربیت كنند در سنینی نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. به شیوه‌ای كه نه خود را برتر از دیگران بداند، و نه زیردست دیگران شوند. (كانت)

10ـ عفو و گذشت در تربیت، حالتی است كه برای كودكان بالاتر از عدالت است، چون عفو مقدّم بر عدالت و مجازات است.

11ـ والدین بدانند تربیت ناز پروردن و تربیت برده‌داری و سخت التزامی، هر دو مذموم هستند. بلكه تربیت مطلوب، تربیتی معتدل و میانه‌رو است. (كانت)

12ـ اگر تنبیهی صورت گرفت،‌ باید در نهایت حزم و دوراندیشی باشد؛ برای اینكه تنبیه مؤثر افتد، نباید هنگام اجرا با خشم همراه باشد، تا كودكان دریابند هدف اصلاح آنان است، نه اعمال نظر. (كانت)

13ـ بذر، نه سیب است نه خرما، ولی با تربیت قابلیت آن را بدست می‌آورد، تا با پرورش، درخت سیب و خرما شود. استعداد كودكان خیلی بیشتر از یك درخت سیب و خرماست. (امام غزالی)

14ـ راه تزكیه‌ی نفس، عادت كردن به افعال صادره از نفس است، تكرار فضایل در زمانی هر چند كوتاه باشد، در شخصیت انسان مؤثر است. (امام غزالی)

15ـ هم‌نشینی با بزرگان و مجالس آنان، در شخصیت اجتماعی و روانی كودكان اثر مستقیم دارد. (امام غزالی)

16ـ علم بدون ادب، مانند آتش بدون هیزم است. و ادب بدون علم، مانند روح بدون جسم است. والدین باید زمینه‌ی هر دو را فراهم كنند. (امام غزالی)

17ـ فرزندان خود را به انجام امر خیر عادت دهید، چون امر خیر در اثر عادت ورزیدن به آن حاصل می‌شود. (عبدالله بن مسعود)

18ـ هیچ بایدی نیست كه در مقابل آن نبایدی وجود نداشته باشد، كار والدین و مربّیان معرفی بایدها و نبایدها به كودكان، و تربیت آنان بر اساس بایدها و نبایدها است. (هوارد سلزام)

19ـ برخورد مثبت با نوجوانان، برشمردن نقاط مثبت آنان است، زیرا سبب تشویقشان را فراهم می‌كند. والدین از برملا كردن عیب و ایراد نوجوانان، پرهیز نمایند.

20ـ یكی از نشانه‌های خانواده‌ی موفق و بانشاط، ارتباط كلامی و عاطفی است. فضای گرم و صمیمی خانواده، بستری مناسب برای ارتباط كلامی است.

21ـ صادق بودن در گفتار و رفتار والدین، سبب افزایش اعتماد فرزندان به آنان شده، و در تربیت دارای اثر بسیار است.

22ـ دادن تصویر ذهنی مثبت به كودكان، سبب رشد شخصیت و مثبت‌نگری در آنان می‌شود. مثبت‌نگری زیربنای مناسبی برای تربیت سالم آنان است.

23ـ والدین برای رشد اعتماد به نفس كودكان آنان را تشویق كنند، كه نقاط ضعف خود را پنهان و مخفی نكنند، تا به موقع اصلاح و هدایت شود.

24ـ والدین به كودكان و نوجوانان اجازه‌ی اظهار نظر و اظهار وجود بدهند، و برای آرای آنان احترام قائل شوند. نظرات اصولی آنان را بپذیرند و نظرات غیراصولی آنان را مستدل و حكیمانه، رد نمایند.

25ـ جلسات مشورتی بین اعضای خانواده به‌ویژه نوجوانان، ماهانه، فصلی یا در مواقع ضرورت، تأثیر بسیار در رشد شخصیت و هدایت آنان دارد.

26ـ والدین كودكان را از مباحث خرافی و موضوعات غیرمنطقی نترسانند، بحث‌ها را در حدّ توان و درك كودكان، تشریح و تبیین نمایند.

27ـ تنبیه باید متناسب با عمل خلاف باشد، تنبیه همراه با خشم و غضب مرز و حدّ را می‌شكند، و به شخصیت روانی كودكان آسیب می‌رساند.

28ـ پرورش ذهن در سه مرحله صورت می‌گیرد: مرحله‌ی اوّل‌: تخریب و شكستن باورهای غلط و نادرست با استدلال منطقی. مرحله‌ی دوّم: ‌پاكسازی و بیرون ریختن آنها، و مرحله‌ی سوّم: قرار دادن اندیشه‌ها و نكته‌های مثبت در ذهن كودكان. والدین باید همانند معماری هر عمل را در جای خود انجام دهند تا به وضعیت مطلوبی در تربیت برسند.

29ـ پرورش روان سالم در گرو طرد افكار زجر دهنده‌ در كودك، حلّ عقده‌های كودك، رفع ترس و نگرانی درونی او، رفع كم‌رویی و كم‌اعتمادی و ایجاد روحیه‌‌ای با حسّاسیت مطلوب در كودكان است.

30ـ عدم‌ حساسیت ناشی از دو عامل است: 1ـ روحیه‌ی رفاه‌طلبی و آسایش‌خواهی 2ـ روحیه‌ی سرخوردگی و بی‌علاقگی به امور زندگی؛ ایجاد حسّاسیت مطلوب برعهده‌ی والدین و مربیان است.

31ـ چهار محور اصلی در دروغگویی كودكان عبارتند از:

الف) بی‌اعتمادی به والدین

ب) ترس از عواقب راستگویی

ج) بدآموزی كودك كه اصولاً از اطرافیان می‌آموزد.

د) جلب توجّه‌ی اطرافیان با دروغ

عكس‌العمل به‌موقع والدین، پیشگیری از دروغ كودكان است.

32ـ اصلاح و بازسازی دروغ‌گویی:

الف) نشان دادن ارزش راستی

ب) اجازه‌ی بیان احساسات صریح به كودكان

ج) الگو بودن والدین در راستی و پرهیز از دروغ

د) بخشیدن كودك در صورت خطا

هـ) پند و اندرز به‌موقع و اظهار تنفّر از دروغ.

33ـ ترس از شكست، تمسخر و تحقیر و تصوّر منفی، سه عامل اساسی در راه عدم خلاّقیت هستند. نقش والدین كم‌رنگ كردن ترس‌های درونی و محوكردن آنهاست.

34ـ خلاقیت گُل لطیفی است كه تحسین كردن آن را به شكوفایی وا می‌دارد و مأیوس‌كردن غالباً آن را در غنچه می‌خشكاند.

35ـ از نظر علمای تربیتی، كودكان در سه ‌سالگی در مرحله‌ی «انكارند» یعنی امرپذیر نیستند، در سن شش‌سالگی «سركش»‌اند، باید با آنها مدارا كرد و در سن هفت سالگی «پرتوقّع‌»‌اند، باید در این مراحل و با درك این شرایط، با آنان برخورد مناسب صورت گیرد.

36ـ ویژگی‌های دوران قبل از بلوغ: ناسازگاری، استقلال‌طلبی، مقاومت، موضع‌گیری درمقابل والدین و گاهی مربیان است، نقش والدین شناخت و موضع‌گیری صحیح در برابر آنان است.

37ـ یكی از وظایف والدین و مربیان در پرورش ذهن كودكان این است كه، باید ذهن را طوری ساخت تا نیكو ارزیابی كنند و نقّادی به ‌موقع داشته باشند، خوب داوری كنند همه‌ی اینها درگرو هدایت درست، دادن اطلاعات صحیح و به‌موقع به كودكان است.

38ـ والدین نباید برای تنبیه روش واحدی را به‌كار ببرند، با توجّه به قضاوت‌های فردی، این شیوه جواب نمی‌دهد. امام غزالی می‌گوید:‌«والدین باید همانند طبیب رفتار كنند، طبیب برای بیماران یك داروی واحد تجویز نمی‌كند».

39ـ روش موفّق در معالجه، روش تدریجی از ضعیف به شدید است. این هم در شرایطی صحیح است، كه تمام راه‌ها تجربه و آزمایش شده باشد.

40ـ والدین، باید قبل از تنبیه، علل انحراف را شناسایی كرده، و به سن و سال و فهم و شرایط كودكان آگاه باشند.

41ـ تذكّر همراه با سرزنش مفید نیست، چون سرزنش اثرات مفید تذكّر را پاك، و درون كودك را آشفته می‌كند، و از پذیرفتن تذكّر سرباز می‌زند.

42ـ زدن كودك قبل از ده سالگی، تأثیرات درونی بسیار بر جا می‌گذارد، والدین از زدن كودكان، در سنین پایین پرهیز نمایند.

43ـ ویژگی‌های یك مربی موفّق: علم، تقوا، اخلاص، صبر و بردباری و احساس مسئولیت است، والدین در صورت بهره از خصال فوق، موفّق می‌شوند.

44ـ سخت‌گیری و قساوت در برخورد با كودكان، موجب ترس و ضعف می‌شود و كودكان را به مسئولیت‌گریزی در زندگی عادت می‌دهد.

45ـ زدن كودكان در حالت خشم شدید، موجب زیان جسمی و شكست روانی كودكان است. والدین لازم است از چنین اقدامی پرهیز نمایند.

46ـ لازم است خطاب با كودكان و نوجوانان خطابی آرام‌بخش و تأثیرگذار باشد؛ چون خطاب «یا بُنَی» ای فرزند دلبندم! بارها در قرآن تكرار شده است.

47ـ لازم است راهنمایی و نصایح كودكان، ضمن خطاب آرام‌بخش همراه با پند و اندرز ‌باشد؛ چون پندهای قابل فهم، تأثیر شگفتی در روان كودكان دارد.

48ـ گاهی به‌جای سرزنش مستقیم كودكان و نوجوانان، آنان را با استفهام شروع كنید، چون استفهام مؤدبانه‌تر از سرزنش است؛ و روان در مقابل آن بیشتر متأثر می‌شود. از این نظر است كه قرآن استفهام انكاری زیادی دارد.

49ـ توصیه‌ها و نصایح همراه با شوخی مطلوب، تأثیر روانی داشته، و سبب رفع خستگی در كودكان می‌گردد.

50ـ پند و اندرز در فرصت مناسب اثراتش بیشتر از بی‌موقع بودن است. و از نظر آموزشی، و تربیت تشخیص شرایط، یكی از اصول آموزش مفید است.

51ـ آزمایش امانت‌داری در كودكان، یكی دیگر از كارهای تربیتی است. والدین، صداقت و عدم صداقت آنان را مورد آزمایش قرار دهند، امّا بدون سرزنش در صورت خطا.

52ـ والدین در صورت مشاهده‌ی رفتار سوء ‌اجتماعی در كودكان، راه صحیح آن را به تدریج و به روش حكیمانه به آنان نشان دهند. چون ریشه‌كنی رفتار سوء زمان كافی می‌خواهد.

53ـ خطوط متقابلی كه در روان انسان وجود دارد عبارتند از:

الف) بیم و امید ب) نیروی حسی و نیروی معنوی ج) میل به خوشی و گریز از اكراه   د) واقع‌بینی و تخیل گرایی هـ) محسوس و نامحسوس و) میل به فردگرایی و جمع‌گرایی ز) نیروی اجبار و داوطلبی ح) منفی‌نگری و مثبت‌نگری.

 تربیت سالم و فراگیر، تربیتی است كه هركدام از خطوط فوق را به‌ موقع فعّال و هدایت نمود.

54ـ گوشه‌ای دیگر از تربیت، تربیت فكری است. مقصود از تربیت فكری، آموزش علوم دینی و علوم معاصر، و دستاوردهای بشری است.

55ـ گام اوّل تربیت اجتماعی، آموزش كودكان و التزام به مقررات اجتماعی و اصول ارزشمند جامعه است؛ كه رعایت آنها ضروری می‌باشد. بدون آگاهی، فرستادن كودكان به جامعه، اثرات سوء به دنبال دارد.

56ـ تربیت اجتماعی بر پایه‌‌های زیر استوار است: حق والدین، حق اقوام و خویشاوندان، حق همسایه، حق معلّم حق دوست. این حقوق عبارتند از: رفتار نیكو و پرهیز از آزار و اذیت آنان.

57ـ آموزش قرآن، حدیث و اخبار گذشتگان و اندیشه‌ اسلامی، به كودكان، از ضروریات تربیت اسلامی است.

58ـ آشنا كردن كودكان با مسجد، آشناكردن او به اوّلین و سالم‌ترین كانون اجتماعی مردمی است. چون در باور دینی مسجد یكی از قوی‌ترین اركان تكوین فرد و جامعه است.

59ـ كودكان همان اندازه از والدین و مربیان درس ادب و اخلاق می‌آموزند، به همان اندازه دوستان الگوی سوّم آنانند، پس والدین برای كودكان، دوستان و هم‌ بازی‌های سالم و بااخلاق انتخاب كنند.

60ـ تأثیرگذاری در دوستان كودكان، باعث می‌شود كه والدین در كودكان غیر مستقیم كار تربیتی انجام داده باشند.

61ـ تذكّر دایمی و به ‌موقع به كودكان و نوجوانان، سبب می‌شود كه شرّ و فساد در چشم او ناپسند آید و از هر آنچه موجب گمراهی و بی‌بند و باری او می‌شود، متنفر گردد.

62ـ افشاسازی پدیده‌های لغزش‌ساز و انحرافی، مربی و والدین را كمك می‌كند كه كودكان و نوجوانان به آسانی از باطل رها شوند و راه درست را در پیش گیرند.

63ـ خلوت‌گیری چند نفره نوجوانان طرح و برنامه‌هایی است كه محل خلوت را برای اجرای برنامه‌های خود برمی‌گزینند. والدین باید كاملاً مراقب باشند و از خلوت نگاه‌داشتن آنان پرهیز نمایند.

64ـ والدین و مربیان، باید خود الگوی تربیتی باشند. چون در دوران كودكی تربیت براساس الگو شكل می‌گیرد. (ارائه‌ی الگوی مناسب)

65ـ توجّه و محبّت كافی به كودكان، گفت‌وگو با آنان، گوش دادن به سخنان آنان و وقت گذاشتن برای كودكان باعث ازدیاد اعتماد به نفس در آنان می‌شود.

66ـ پرهیز از تحقیر كودكان و كوچك شمردن آنان در حضور جمع.

67ـ پرهیز از القاب زشت و تحقر‌آمیز، نسبت به كودكان.

68ـ دادن مسئولیت به كودكان برای خوداتكایی، و رفع عدم وابستگی به دیگران.

69ـ دادن حق انتخاب به كودكان، كودكانی كه توانایی انتخاب كردن دارند، كمتر از دیگران تقلید می‌كنند.

70ـ توجّه به تفاوت‌های فردی،  هر كودكی توانایی‌های خاص خود را دارد، كه باید آنها را پرورش داد. مقایسه كردن كودكان، اعتماد به نفس آنان را از بین می‌برد.

71ـ انتظارات از كودكان باید متناسب با توانایی‌های آنان باشد. تحمیل خواسته‌های والدین، در كودكان ایجاد اضطراب می‌كند.

72ـ  انتقاد سازنده، به جای انتقاد از كل شخصیت كودك با لفظ «بد»، والدین باید رفتار مورد نظر را با لحنی آرام، مورد بررسی قرار دهند.

73ـ آزادی مناسب و قانونمند به كودكان، باعث پرورش اعتماد به نفس در آنان است. عكس آن، باعث متّكی شدن كودكان به دیگران می‌باشد.

74ـ خودداری از تنبیه و خشونت؛ تهدید، خشونت و تنبیه مخرّب، كودكان را نسبت به خود بی‌اعتماد می‌سازد.

75ـ خانواده‌ی آرام و سالم، محیطی آرام و محلّی برای رشد كودكان و تربیت آنان است. ناآرامی والدین تأثیر سوء در آرامش روان و تربیت آنان دارد.

76ـ آزاردهنده‌ترین وسیله‌ی روانی برای كودكان، اختلافات و نزاع والدین است. پنهان داشتن اختلاف و منازعات والدین از كودكان بهترین هدیه برای آنان است.

77ـ تقویت رفتار مصمّم، مطمئن و سالم در كودكان یكی از وظایف والدین است.

78ـ افزایش مهارت‌های اجتماعی در كودكان، به‌ویژه كودكان كم‌رو، سبب افزایش اعتماد به نفس در كودكان است.

79ـ افزایش قدرت كودكان و نوجوانان در مقابل حوادث و ناكامی‌ها، كلید ورود به جامعه است.

80ـ افزایش تجربه‌های موفق كودكان، والدین باید و در مقابل تجربه‌های ناموفق آنان را سرزنش نكنید.

81ـ اجازه‌ی ابراز وجود به كودكان و هدایت صحیح آنها، راهی دیگر برای اعتماد به نفس آنان است.

82ـ ترساندن كودكان از مسائل ذهنی، به تدریج اعتماد به نفس كودكان را از بین می‌برد.

83ـ برآورده‌كردن توقّعات معقول كودكان، و توجیه خواسته‌های غیر معقول آنان، در مسیر صحیح امری ضروری است.

84ـ والدین از سرزنش كودكان در حضور جمع خودداری كنند، رفتار بد آنان را در جای خلوت و به صورت خصوصی، تذكّر و آموزش دهند.

85ـ والدین با بچّه‌ها هم‌بازی شوند؛ اما بازی قانون‌مدار، از هر كسی سه خطا سرزد، او را از بازی اخراج كنند.

86ـ والدین بهتر است به رفتارهای غیر اصولی كودكان نخندند، و رفتار مناسب آنان را تحسین كنند.

87ـ اگر والدین در فضای آرام و آشتی، در مورد رفتار نامناسب با كودكان صحبت كنند، بهتر و مؤثرتر است.

88ـ برای پیشگیری از ترس كودكان، اتاق خواب آنان همیشه نور كمی داشته باشد.

89ـ والدین هفته‌ای یكبار به كودكان اجازه بدهند به جای غذایی كه دوست ندارند، آنچه را كه دوست دارند بخورند.

90ـ والدین كودكان را با توجّه به شرایط سنّی، در امور اجتماعی شركت دهند، چون این كار سبب رُشد آنان می‌شود.

91ـ والدین، كودكان را در تصمیم‌گیری كمك كنند، و گام به گام تا حصول نتیجه‌ی نهایی در كنارشان باشند.

92ـ والدین پس از هر شكست، به بچه‌ها مجال دهند كه آن را بپذیرند، و آنگاه به اتفاق درباره‌ی علل آن بحث و گفتگو كنند. این كار بهتر است، تا برای پیشگیری از شكست روحیه‌ كودكان، آن را پنهان كنند.

93ـ والدین كودكان را نسبت به مسایل حسّاس، به تدریج حسّاسیت‌زدایی كنند. مانند ترس از بلندی كه با بردن تدریجی كودكان به ارتفاع بالاتر، ترس كودكان به تدریج از بین می‌رود.

94ـ والدین از دشنام و بدزبانی نسبت به كودكان پرهیز نمایند، زیرا دشنام تیر زهرآلودی است، فقط باید علیه دشمنان از آن استفاده كرد، نه علیه كودكان.

95ـ والدین بهتر است برای كودكان خط و نشان ترسیم نكنند. ترسیم خط و نشان در مقابل رفتار كج كودكان، آنان را دچار استرس و نگرانی می‌كند.

96ـ والدین مالكیت كودكان را محترم بشمارند، و حقوق مادی آنان را ضایع نكنند؛ تا عقده‌های دوران كودكی در بزرگسالی آنان را وادار به تجاوز به حقوق دیگران نكند.

97ـ تنها گذاشتن كودكان كمتر از دوازده سال، ترس‌آور و برای آنان زیان‌آور است. والدین حدالأمكان از تنهاگذاشتن كودكان خودداری نمایند.

98ـ والدین بعد از سن دوازده سالگی، ابتدا كودكان را با فاصله‌ی كم تنها بگذارند و در فاصله‌ی تنهایی با آنان تماس بگیرند.

99ـ اگر كودكان عادت به تنها ماندن گرفتند، والدین باید آموزش‌های لازم را، از جمله شماره ‌تلفن‌های اضطراری برای تماس به آنها بدهند.

100ـ والدین محترم باید بدانند، مطلوب‌ترین روش برای روبروشدن با گستاخی نوجوانان گفت‌وگو در فضای آرام و كم‌تنش است. تهاجم متقابل به گستاخی دامن می‌زند.

101ـ والدین محترم بدانند، بهترین راه برای كم‌كردن كمرویی كودكان، تشویق آنان به فعالیت‌های عمومی، افزایش تعامل با سایر همسالان و جلوگیری از فعالیت‌های تنهای او، مثل تلویزیون



تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 22:29 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

آخرین منابع مفید و قابل کاربست کلاسی در خصوص ارزشیابی کیفی - توصیفی

  • تقویت مهارت املانویسی با بازخورد توصیفیبهمن قره داغی، (1391). چاپ اول، تهران : انتشارات لوتوس.
  • راهنمای آشنایی مادران و پدران با برنامه ارزشیابی کیفی  ـ توصیفی. بهمن قره‌داغی 1391 ). تهران : انتشارات زنده اندیشان .  ویراست دوم
  • مدیریت بازخورد، بهمن  قره داغی ( 1392) ویرایش دوم تهران: انتشارات زنده اندیشان
  • خود سنجی و همسال سنجی ؛ مقصد  ارزش یابی کیفی – توصیفی( 1392)  بهمن  قره داغی ویرایش دوم تهران: انتشارات زنده اندیشان
  •   مدیریت پوشه کار، جورچین دانستن، توانستن و به کاربستن در ارزش‌یابی کیفی – توصیفی. بهمن  قره داغی (1392)  ویرایش د وم تهران: انتشارات زنده اندیشان
  • سنجش مشاهده‌ای، شیوه نو در خدمت ارزش‌یابی کیفی؛ توصیفی. بهمن قره داغی،(1389). چاپ نهم، تهران : انتشارات کورش چاپ. ویراست دوم
  • بهبود یادگیری با آزمون‌های مداد - کاغذی.  بهمن قره داغی،(1389). چاپ نهم، تهران : انتشارات کورش چاپ.
  • سنجش فرایند و فراورده‌ی یادگیری روش‌های قدیم و جدید . علی اکبر  سیف،( 1384). تهران: مؤسسه انتشارات آگاه. چاپ اول.
  • راهنمای اجرای ارزش‌یابی کیفی؛ توصیفی در کلاس درس،  محمد حسنی،( 1389).تهران : نشر عابد. ویراست دوم.
  • اصول و راهنمای عملی تهیه و ارایه‌ی بازخورد‌های توصیفی در کلاس درس. ایرج خوش‌خلق،( 1389 ). تهران : انتشارات نشر جوان امروز.
  • اصول و راهنمای عملی آموزش گام به گام ساخت و تهیه‌ی آزمون عملکرد. ایرج خوش‌خلق،( 1391 ). تهران : انتشارات زنده اندیشان .
  • ارزش‌یابی توصیفی یعنی بازخورد مؤثر. طاهره رستگار، ( 1389). تهران : انتشارات : منادی تربیت .
    •  برای تهیه ی این کتاب ها با مراکز پخش:تهران -  انتشارات:  زنده‌اندیشان و کورش چاپ به شماره های زیر تماس بگیرید :
    • 88427838  و 88459412 -09121438115


تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 22:24 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
calques 3dcalques 3dcalques 3dcalques 3dGarage doorIntersection cube - planeCylinder developmentPistoncalques 3d



تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 22:15 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
py0gR

میلادپیامبررحمت ومهربانی حضرت محمدمصطفی(ص) وامام جعفرصادق (ع)برشماخجسته باد



تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 19:19 | نویسنده : بهروز علمی مریان |

شنبه شروع هفته خدا یادم نرفته

خالق این جهانه خدای آسمانه

ذکر لبم همینه یا رب العالمینه

یکشنبه یادت باشه خدا با بنده هاشه

بازم دلت رو شاد کن بخشندگی­شو یادکن

بگو همین رو والسلام یاذالجلال و الاکرام

بعد از روز یکشنبه رسید روز دوشنبه

ازته دل میخونم خدای مهربونم

تو قلبای ماجاته یاقاضی الحاجاته

سه شنبه هم یه روزه نذار دلت بسوزه

بازم خدا خدا کن نعمتاشو نگا کن

بگو فقط تو همین یا ارحم الراحمین

توی تموم روزها مثل چهار شنبه ها

خدا رو می­شه یاد کرد شادی­ها رو زیاد کرد

ذکر خدا معلومه یاحی و یا قیومه

هست ذکر پنج شنبه ها شکوه و لطف خدا

لا اله الا الله خدایی نیست جز الله

ملک الحق المبین لطفهای او را ببین

جمعه ها با صلوات تو می­رسی به حاجات

دعا دعا دعا کن خدا رو تو صدا کن

خدا ظهور آقا نزدیکتر بفرما

اللهم صل علی محمد وآل محمد



تاريخ : سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ | 23:3 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
الهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ | 10:42 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
نكاتي چند در مورد روشهاي صحيح مطالعه


بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))

ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))

به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم

 مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است .

اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه

در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ

و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري

افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،

دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت .

چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد.

خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد

 از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد

 نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال

و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد

 و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست

چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان

 معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است

 كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات

 مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و

خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند

 مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي

دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا

كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما

بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،

بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .

در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد

 و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل

ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ،

 فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را

خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و

درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر

 با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ،

در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با

آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از

وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ،

يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15

دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد

 چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند

 و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد

 همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان

نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري نمائيد


تاريخ : جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ | 20:34 | نویسنده : بهروز علمی مریان |
index16 دانلود پروژه ريشه هاي بدحجابي زنان و پیامدهای آن در جامعه



تاريخ : سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ | 16:41 | نویسنده : بهروز علمی مریان |



تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ | 22:26 | نویسنده : بهروز علمی مریان |