. علوم تربیتی
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ | 13:32 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
 








تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 17:34 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
 



تاريخ : دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ | 10:13 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | 20:20 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ | 16:52 | نويسنده : بهروز علمی مریان |

 

نقش آموزش و پرورش در تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی

 

 چکیده

انسان دارای یک سلسله گرایش‌های عالی است که به عنوان فصل ممیز انسان و حیوان تلقی شده است که از آن به فطرت تعبیر می‌شود.انسان در عمق ضمیر خود به صورت ناآگاهانه،گرایش خاضعانه به سوی حقیقتی مقدس و برتر دارد که اگر این گرایش در مسیر صحیح هدایت نشود از هدف اصلی خود منحرف شده و جز ضرر و زیان برای فرد عاقبتی در بر نخواهد داشت.امروزه با توجه به توسعة علوم ارتباطات،به اهمیت تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی توجه بسیاری شده است.در کشورهای جهان سوم از جمله کشور ما به خاطر تهاجم فرهنگی و توطئه‌های کشورهای غربی برای منحرف کردن جوانان از دین و اسلام،این قضیه نمود بیشتری پیدا کرده است.در این میان آموزش و پرورش به عنوان نهادی که نقش بسیاری در تبلیغ دین در بین دانش‌آموزان می تواند داشته باشد از اهمیت بسیاری برخوردار است.

مقدمه

مطالعه نقش تبليغ و اطلاع رسانی در اشاعه دين و به طور متقابل نقش دین در تسهیل رابطه بین مردم و رسانه،سال‌هاست که در علوم اجتماعی،علوم ارتباطات ، مطالعات فرهنگی و دين ،جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است.با کمی دقت متوجه می‌شویم که نقش رسانه در این امر به تنهایی کافی نیست و نیاز به همکاری نهادهایی مثل خانواده و آموزش و پرورش دارد.همانطور که می‌دانیم بخش مهمی از دین را دستورات آموزشی و پرورشی تشکیل می‌دهد و معلمان مدارس سهم بسزایی در تربیت اخلاق اسلامی دانش‌آموزان می‌توانند داشته باشند.

تبلیغ دینی آموزش و پرورش از طریق تربیت دینی

همانطور که گفته شد به غیر از رسانه‌ها که در قبال شکوفایی امر فطری دین از طریق تبلیغ و اطلاع‌رسانی مسئولیت دارند،نهاد آموزش و پرورش هم به کمک خانواده‌ها می‌تواند در تبلیغ دین نقش مؤثری داشته باشد و به تربیت دینی دانش‌آموزان بپردازد.در مرحلة کودکی و در مقطع دبستان می‌تواند کودکان را از طریق جزوه‌های آموزشی به صورت تصویری و تشریحی با احکام دین مثل نماز،روزه،صداقت،احترام به والدین و سایر عبادات آشنا کند.از آنجا که یکی از خصوصیات مهم این دوره،عادت ‌پذیری است می‌تواند از طریق حضور دانش‌آموزان در مراسم دینی و اقامة نماز،نوعی عادت و استمرار بر عمل،در آن ها به وجود آورد.در مرحلة نوجوانی و دورة راهنمایی،دانش‌آموز باید معرفت دینی پیدا کند.برای نیل به این مقصود بایستی از طریق دلیل و استدلال و با تجزیه و تحلیل مسائل دینی،زمینة تفکر دینی را در بین دانش‌آموزان فراهم کرد.در این دوره دانش‌آموز بیشتر از علت مسائل سؤال می کند و معلمان باید علاوه بر معرفی منابع معتبر و ارائه شواهد مستدل و نمونه‌های مستند،از طریق متخصصان متعهد برای پاسخگویی به سؤالات دینی آنها اقدام کنند.همچنین می‌توان از سخنان بزرگان فرهنگ اسلامی که در ادبیات غنی فارسی موجود است مثل اشعار سعدی، مولوی،حافظ و ... ضرب‌المثلها و کتاب قصه‌های قرآنی در این زمینه استفاده کرد.پس از کسب معرفت دینی و در دورة دبیرستان باید این معرفت در همة زوایای وجود دانش‌آموزان نفوذ کند ودین در وجود او به طور کامل متجلی و متبلور شود تا شخصیت بارز دینی پیدا کند.در این دوره معلمان باید آموزش مسائل دینی را با تأکید بر روح و حقیقت و حکمت آنها انجام دهند و دانش‌آموزان را به استفاده از منابع اصلی مانند قرآن کریم،سنت معصومین (ع)،اولیاء و بزرگان دین ،  در جهت دستیابی به حکمت دستورات دینی ،  تشویق نمایند.با توجه به اهمیت نقش گروه در جامعه‌پذیر کردن نوجوانان باید فعالیت‌های تحقيقی و کارهای هنری را در اين زمينه به صورت گروهی به دانش‌‌آموزان واگذار کرد.و در این زمینه بحث‌های آزاد بین آنها گذاشته شود تا در حین بحث به طور غیر مستقیم،ارزشهای دینی را به آنها تعلیم داد.نباید فراموش شود که یکی از روشهای تربیتی ،  روش الگویی است.اگر معلمان و مربیان بکوشند رفتار و کردار دینی داشته باشند بدون شک دانش‌آموزان هم با اخلاق دینی به طور عملی آشنا می‌شوند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می‌دهند.

اقدام بعدی تقویت رفتارهای دینی از طریق اهدای جوایز و تکریم دانش‌‌آموزان در حضور همسالان می‌باشد.در این مرحله است که دانش‌آموز خود را هر لحظه در پیشگاه الهی می‌بیند و سعی می‌کند با محبوبترین اعمال در نزد خداوند،رضای خالق را کسب کند.

نتیجه گیری:

اگر مراحل فوق به طور صحیح جریان پیدا کنند ،دانش‌آموزانی که این گونه تربیت می‌شوند،دیگر به عنوان طعمة تهاجم فرهنگی بیگانگان ،  قرار نمی‌گیرند و دچار از خود بیگانگی و مسخ فرهنگی نمی‌شوند.

بدیهی است آموزش و پرورش به عنوان اساسی‌ترین عامل حیات هر جامعه می‌تواند با همکاری مطبوعات،خانواده،تلویزیون و سینما،نقش مؤثری در تبلیغ،اطلاع‌رسانی و تربیت دینی دانش‌آموزان داشته باشد.

 

 

 

 

 

منابع :

1-      آمار،فریال،تعامل خانه و مدرسه در فرایند اقامة نماز،نشریة پیوند،ش 337،آبان 1386.

2-   بهشتی، محمد ،ابوجعفری، مهدی ،فهیمی،علی‌نقی ،آرای دانشمندان در تعلیم و تربیت و مبانی آن،جلد دوم،پژوهشکدة حوزه و دانشگاه وسازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی،پاییز 1379.

3-      دهشیری،افضل‌السادات،تربیت اخلاق از دیدگاه اسلام،مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی،زمستان 1370.

4-      جوادی يگانه ، محمد رضا ، عبدالهيان ، حميد ، همايش بين المللی  دين و رسانه ، نشر طرح آينده ، 1386.



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ | 16:3 | نويسنده : بهروز علمی مریان |

 اهداف تعلیم و تربیت

 

مقدمه

شناخت هدف هر کاری، در پیاده کردن برنامه های آن کار، موثر و حائز اهمیّت است هر مکتبی هدفها را براساس دیدگاههای خود تعیین و طبق آن برنامه های تعلیمی و تربیتی را پیشنهاد می‌کند.

اسلام نیز بر اساس هستی ادراکی خود هدف تعلیم و تربیت را تعیین و برنامه های آموزشی خود را به پیروان ارائه کرده است .

 

تعریف هدف

«هدف» در لغت به معنای «نشانه» و«غرض» است؛ تیرانداز نقطه‌ای را نشانه قرار می‌دهد و نیروی خویش را برای رساندن تیر به آن نقطه به کار می‌برد و تیر را به آن پرتاب می کند غرض و منظورش اصابت تیر به آن نقطه است .

بنابر این می‌توان گفت: هدف، چیزی است که شخص، قبل از عمل، آن را در نظر می‌گیرد و نیروی خویش را برای وصول به آن به کار می‌برد و غرضش دست یابی و رسیدن به آن است.

به عبارت دیگر، هدف، آن مطلوبی است که شرق دست یابی به آن محرک آدمی است تا راهی را که به آن می‌رسد برگزیند و وسایل لازم برای وصول به آن را انتخاب نموده و به کار برد.

هدف به این معنا در کارهای موجودات ذی شعوری مثل انسان وجود دارد و موجودات بی شعور مادی و طبیعی هدفی که خود انتخاب نمایند و با آگاهی به دنبال آن بروند ندارند.

هدف از تعلیم و تربیت

در تعلیم و تربیت اسلامی، دو نوع هدف وجود دارد:

1-       هدفهای مقدماتی

2-       هدفه نهایی و برتر

هدفهای مقدماتی هدفهایی است که در ابعاد فردی و اجتماعی زمینه ساز دست یابی انسان به هدف نهایی و برتر است و هدف نهایی و برتر همان وصول به مقام قرب الهی ولقاء الله است.

اهداف مقدماتی را نیز می‌توان به :

الف ) اهداف مقدماتی عالی

ب) اهداف مقدماتی متوسط

ج) اهداف مقدماتی ذاتی

تقسیم کرد و ملاک شناخت این مراتب و امتیاز آنها از یکدیگر وجود انسان است زیرا انسان ترکیبی از جسم و روح می‌باشد پس آنچه فقط به بعد روحی و معنوی انسان ارتباط داشته و در جهت پرورش و اصلاح روح و حفظ حیات معنوی باشد از اهداف عالی تعلیم و تربیت محسوب می‌شود و آنچه صرفاً در ارتباط با جنبه مادی و در جهت مصالح جسم و تقویت حیات مادی و در جهت مصالح جسم و تقویت حیات مادی انسان باشد از اهداف دانی تعلیم و تربیت به شمار می‌رود و هر چه به هر دو بعد جسم و روح مربوط شود از اهداف متوسط تعلیم و تربیت می‌باشد.

جهت توضیح بیشتر نمونه‌هایی از اهداف فوق ذکر می‌شود:

مثلا شناخت دین شناخت انسان و ارزشهای اخلاق عبادت ایمان به پیامبران اعتقاد به امامت و ولایت ایمان به غیب و آخرت فرج و ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه و... از اهداف مقدماتی عالی است .

و عدالت اجتماعی ایجاد رابطه صحیح با طبیعت افراد و جامعه تعدیل غرایز کوشش در رفع نیازهای اقتصادی فرهنگی بهداشتی نظامی جامعه تشکیل خانواده پرورش صحیح کودکان صله‌رحم همکاری و اهتمام در امور دینی و ... از اهداف مقدماتی متوسط است.

و تحصیل و تعلیم علوم مختلف (فیزیک، شیمی، و...) کوشش در بهداشت بدن رعایت نظافت کوشش در بهبود زندگی و توسعه امکانات و نعمتهای مادی کسب و کار و تجارت رشد تولیدات صنعتی و کشاورزی و... از مصادیق اهداف مقدماتی دانی است باید توجه داشت که دانی بودن این اهداف بدین معناست که نسبت به هدفهای عالی و متوسط پایین‌تر محسوب می‌شوند، و گرنه هر یک در جای خویش ارزش است.

نیز باید توجه داشت که اهداف مقدماتی از مطلوبیت ذاتی برخوردار نیستند زیرا همه آنها با تنوع مراتبشان مقدمه و وسیله برای وصول به هدف نهایی و برتر می‌باشند.

 

هدف نهایی و برتر تعلیم و تربیت

هدف نهایی و برتر تعلیم و تربیت از نظر اسلام وصول به مقام قرب الهی و رضوان خداست می‌دانیم که وجود انسان مطلقاً به خدای متعال است و آنچه انسان دارد رشحه‌ای از فیض بی کران الهی است :

«الله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحییکم »[1]

خداست که شما را بیافرید؛آن گاه روزی بخشید؛ سپس شما را می‌میراند و دوباره زنده می‌سازد.

بنابراین مبدا خلقت و هستی انسان خداست و بازگشت انسان به سوی خدا خواهد بود:

«انا لله و انا الیه راجعون»[2] ما از آنِ خداییم و بازگشت ما به سوی اوست.

آری! سرانجام، انسان به پیشگاه خدا می‌شتابد و به لقای الهی که حضور در صحنه حساب و جزای قیامت است مشرف می‌شود؛ قرآن بر این حقیقت تصریح دارد؛ آن جا که می‌فرماید:

 

«یا ایُّها الانسانُ اِنَّکَ کادِحٌ ربّک کدحاً فَمُلاقیهِ؛[3]

ای انسان! تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت سیر می کنی و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد (و با حساب و جزای الهی روبرو خواهی شد).

و نیز می‌فرماید:

«.... واتقوالله واعملوا انکم ملاقوه ....»[4]

تقوای الهی پیشه کنید و بدانید که قطعا او را ملاقات خواهید کرد.

این ملاقات به دو گونه است :

1- ملاقاتی که با جان پاک، تقوا، ایمان و عمل صالح صورت می‌گیرد، در آن خشنودی، رضوان، قرب الهی و برخورداری از نعمتهای جاوید بهشت است ؛ قرآن کریم این ویژگیها را در آیات مختلفی بیان فرموده است:

«لِلَّذینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ اَزْواجٌ مُطَهَرَهٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ الله ...» [5] برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشتهایی است که جویبارها از بن درختان آن جاری است جاودان در آن بهشتها خواهند بود و همسران پاکیزه و خشنودی و رضوانی از جانب خدا برای آنان است .

«اِنَّ الْمُتَّقینَ فِی جَنّاتٍ وَ نَهْرٍ؛ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ» پرهیزکاران در بهشتها و جویبارها ساکنند؛ در جایگاه راستی در پیشگاه پادشاه بسیارمقتدر.

«وَ مَنْ یُؤمِنْ بِاللهِ وَ  یَعْمَلْ صالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْریِ مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهارُ خالِدینَ فِیها اَبَداً قَدْ اَحْسَنَ اللهُ لَهُ رِزْقاً»[6]

وکسی که به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد خداوند او را به بهشتهایی که جویها در بن آن جاری است وارد می سازد تا جاودان در آن بمانند همانا خداوند روزی نیکویی به او عطا فرموده است .

«فاما ان کان المقربین فروح وریحان وجنت نعیم »[7] پس اگر او از مقربان درگاه الهی باشد پس آسایش است و رحمت و بهشت نعمت وکامرانی .

2- ملاقات افرادی که با کفر شرک ناسپاسی و جرایم گوناگون با خدای متعال و سرای آخرت روبرو
می‌شوند و به شرمساری و خسارت ابدای و انواع عذابهای اخروی مبتلا می‌گردند قرآن کریم این موضوع را نیز در آیات گوناگونی ذکر فرموده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 

«وَ لَوْ تَری اِذْ وُقِفوُا عَلَی رَبِّهِمْ قالَ اَلَیْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قالوُا بَلی وَ رَبِّنا ، قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ قَدْ خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوُا بِلِقاءِ اللهِ ...» [8]؛ و اگر ببینی هنگامی را که در پیشگاه پروردگارشان قرار می‌گیرد ، می‌فرماید آیا این بازگشت در قیامت و ملاقات با خدا درست و بر حق نیست؟ می‌گویند آری ! سوگند به پروردگار ما می‌فرماید: پس عذاب را بچشید به جهت کفری که می‌ورزیدید، قطعا آنان که لقاء الهی را که تکذیب کردند زیانکارند ... .

«والذین کفروا الی جهنم یحشرون »[9] کافران به سوی جهنم محشور می‌شوند .

«والذین کفروا لهم شراب من حمیم و عذاب الیم بما کانوا یکفرون »[10] برای کافران آشامیدنی از آب سوزان و عذاب شکنجه‌ای دردناک است ، به جهت کفری که ورزیدند.

«انا اعتدنا للکافرین سلاسل و اعلالاَ و سعیراَ» [11] ما برای کافران غل و زنجیرها و آتشی سوزان آماده
کرده‌ایم.

برنامه‌های تربیتی وتعلیمی اسلام بگونه‌ای است که اگر به آن عمل شود ، مسلمان با جانی پاک و وارسته از پلیدیها خدا و حساب رسی و جزای او را ملاقات خواهد کرد و به خشنودی و رضوان خدا و مقام قرب الهی نایل خواهد آمد.

 

مقام قرب الهی

بدون تردید، قرب به خدا نزدیکی زمانی و مکانی نیست بدیهی است که خدای متعال در همه جا حضور دارد و هیچ چیز نسبت به او از نظر مکان و زمانی نزدیک تر و دورتر نیست. مقام قرب الهی یعنی قرب معنوی و تخلّق به اخلاق الهی و رسیدن به مراتب رضا و خشنودی خدای متعال.

در مسیر این هدف، هر عملی که انسان برای خشنودی خدا انجام می‌دهد به همان نسبت قرب معنوی او به خدا بیشتر می شود و هر خلاف و عصیانی که از بنده سرزند به همان اندازه از رحمت و رضوان الهی دور می‌گردد.

انسان در طرف کمال و قرب می‌توان آن قدر پیشرفت کند که به مقام رضا و تسلیم محض در برابر خدای متعال برسد و در جمیع احوال و افکار اقوال و اعمال متخلق به اخلاق الله باشد و چنین سلم و ایمانی به لقاءالله مشرف شود و در طرف انحطاط نیز ممکن است تا نهایت درجات کفر و شقاوت و سقوط در اسفل درکات دوزخ نزول کند. در پرتو تعلیم و تربیت اسلامی، شناخت و معرفت خدا حاصل می‌شود، و پی آمد شناخت صحيح، محبت و شوق نسبت به خدا و تقرب به او وکمالات الهی، و حذر و خوف از شقاوت و دوری از خداست ، و به دنبال آن شوق و این خوف عمل و اطاعت و پیروی می‌آید که می‌توان به وسیلة آن به مراتب عالیه قرب و کمال رسید.

از امام صادق نقل شده است که فرمود:

هنگامی که دوستی خدا، باطن بنده‌ای را روشن کرد او را از هرکار و فکری جز یاد خدا خالی می‌سازد »[12]

و نیز فرموده:

«ایمان کسی به خدا خالص نمی‌شود مگر زمانی که خدای متعال را بیش از خود پدر و مادر فرزند خانواده مال و بیش از همه مردم دوست بدارد.[13]»

بنا بر آنچه بیان شده معلم و مربی باید در تعلیم و تربیت هدف اعلای اسلام را که قرب به خدای متعال است مدنظر داشته باشد و به متعلم تفهیم نماید که در آموزش و پرورش اسلامی مقصد اصلی و هدف نهایی قرب الی الله است و سایر امور و اهداف مقدماتی باید وسیله‌ای برای چنین قربی قرار گیرند.

 

آثارقرب به خدا

انسانی که به درجات قرب و محبت الهی رسیده ترس و اندوهی ندراد :

«الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون »[14]

آگاه باشید که بر دوستان خدا ترسی نیست و ایشان اندوهگین نمی‌شوند.

ترس انسان همیشه از خطرات گوناگون و اندوه برای از دست دادن آنچه دارد یا نرسیدن به آنچه ندارد می‌باشد؛ ولی بنده مومنی که به درجات قرب و محبت الهی رسیده چون در واقع متکی به خداست و قدرت خدا را برتر از همه چیز می‌داند از خطری هراس ندارد و چون همه امور را به دست خدا و هر نعمتی را از او می‌بیند از دست دادن چیزهای دنیوی و مادی و نداشتن آنها او را محزون نمی‌سازد و فقط خوف و هراس وی از عدم صلاحیت خود و سطوت الهی و اندوه از نقض نفسانی خویش و دور ماندن از مدارج عالی‌تر قرب خواهد بود.

انسانی که به مقام قرب رسیده شیطان بر او تسلطی ندارد .

«انه لیس له سلطان علی الذین امنوا و علی ربهم یتوکلون »[15]

شیطان بر کسانی که به خدا ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند تسلطی ندارد.

خدای متعال مولا و سرور چنین افرادی است و

«ذلک بان الله مولی الذین امنوا ... »[16]

و آنان را از ظلمت‌ها می‌رهاند و به سوی نور می‌برد :

«الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»[17]

و خداوند مدافع آنان است :

 

«ان الله یدافع عن الذین آمنوا »[18]

و امور آنان را کفایت می‌فرماید :

و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره»[19]

و آنان را از مشکلات می‌رهاند و امور را بر آنان آسان می‌سازد :

«و من یتق الله یجعل له من امره یسرا»[20]

آنان هرگز در بن بست قرار نمی‌گیرند و خدای متعال در هر پیش آمدی راه خروج و نجاتی برای آنان قرار می‌دهد :

«و من یتق الله یجعل له مخرجا»[21]

و همواره ایشان را از جایی که گمان نمی‌برند روزی می‌بخشند:

«... و یرزقه من حیث لا یحتسب »[22]

و خداوند آنان را دوست می‌دارد :

«فان الله یحب المتقین »[23]

و در دنیا و آخرت آنان را یاری می‌فرماید:

«انا لننصر رسلنا والذین آمنوا فی الحیاۀ الدنیا و یوم یقوم الاشهاد »[24]

و فرشتگان مقرب الهی برای آنان استغفار می‌کنند :

«الذین یحملون العرش ومن حوله یسبحون بحمد ربهم و یومنون به و یستغفرون للذین آمنوا...»[25]

و آنان صدیقان و شهیدان در نزد پروردگار متعالند :

«والذین آمنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون و الشهداء عند ربهم »[26]

و برای آنان سابقه خوبی نزد پروردگارشان است :

«و بشر الذین آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم »[27]

و آنان بهترین مردمند :

«ان  الذین امنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البرئۀ »[28]

خوشا به حال آنان و سرانجام نیکو برای ایشان است :

«الذین امنوا و عملو الصالحات طوبی لهم و حسن ماب »[29]

آنان در چمن‌های بهشت خواهند بود هر چه بخواهند نزد پروردگاشان برای آنان هست و این نعمت و فضلی بزرگ است :

 

«و الذین امنوا و عملو الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عند ربهم ذلک هو الفضل الکبیر»[30]

در روایات پیشوایان معصوم نیز آثار قرب الهی بیان شده که برای نمونه به چند روایت اشاره می‌کنیم:

پیامبر فرموده هنگامی که خداوند بنده‌ای از امت مرا دوست بدارد در دل برگزیدگان و ارواح فرشتگان و ساکنان عرش خود دوستی او را القا می‌فرماید تا او را دوست بدارند چنین فردی و محب و دوست حقیقی است خوشا به حال او و باز خوشا به حال او و برای او روز قیامت نزد خدا مرتبه شفاعت است »[31] و در حدیث قدسی آمده که خدای تعالی می‌فرماید :«هیچ یک از بندگان من با چیزی پسندیده تر از انجام واجبات به من تقرب نمی‌جوید و او به وسیله نوافل به من تقرب می‌جوید تا آن که او را دوست می‌دارم و چون او را دوست بدارم گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که با آن اقدام مي‌کند اگر مرا بخواند او را اجابت می‌نمایم و اگر از من درخواست کند به او عطا می‌نمایم.[32]

امام صادق(ع) فرمود: «خدای متعال در تکلم با موسی(ع) به او فرمود: تقرب جویان تقرب نمی‌جویند به من با چیزی همانند پرهیز از محرمات و من بهشتهای جاودان را در اختیار آنان قرار مید هم و کسی را در آن با ایشان شریک نمی‌سازم. »[33]

از خدای متعال مسالت می‌کنیم به ما و همه مسلمانان توفیق ایمان، عمل و وصول به درجات قرب و رضوان خویش را عنایت فرماید.

 

ارکان سعادت بشر

قرآن کریم در سوره کوچکی که به نام «سوره عصر» نامیده می‌شود ضمن تاکید به یک قسم می‌فرماید: بشر جز با داشتن چهار خصلت زیانکار و بدبخت است :

اول : ایمان .

دوم: عمل درست و صحیح .

سوم: تشویق و وادار کردن افراد یکدیگر را به حق .

چهارم: تشویق و توصیه افراد یکدیگر را به خویشتن داری و استقامت و صبر».

این‌ها چهار رکن و چهار ستون کاخ سعادت بشر می‌باشند .

اما رکن اول یعنی :

«ایمان» این رکن اساسی ترین رکن حیات انسانی است .انسان از آن جهت که انسان است نمی‌تواند بدون ایمان زندگی خوش و مقرون به آسایشی داشته باشد ، حرکات و فعالیت‌های انسان همین قدر که از حدود خور وخواب وخشم وشهوت و لذت های آنی تجاوز کرد نقطه اتکایی لازم دارد بدون آن نقطه اتکا نه حرکات و فعالیت‌های انسان نظم و انظباتی به خود می‌گیرد نه مقرون به نشاط و رغبت خواهد بود ما اگر حیوانی را مثلا اسبی یا گوسفندی یا آهویی را درنظر بگیریم به طور وضوح احساس می‌کنیم که احتیاجی به آنچه ما آن را ایمان می‌نامیم ندارد زیرا کارها و حرکت‌ها و فعالیت‌های این حیوان بسیار محدود و محصور است، آب خوردنی است و علف خوردنی و جست و خیزی و حداکثر مراقبت فرزندی . هادی حیوان و محرک او و نقطه اتکا او در این اعمال همان غریزه طبیعی ابتدایی وی است تشنه وگرسنه می‌گردد، بدون معطلی و بدون هیچ گونه تردید دنبال آب و علف خود می‌رود.

اگر فرزند آدم شعاع حرکات وکارهایش محدود بود به حرکات طبیعی و غریزی، او نیز برای کارهای خود نقطه اتکایی جز غرایز اولی و طبیعی خود نداشت، اما چه باید کرد که شعاع اعمال و حرکات لازم و ضروری فرزند آدم خیلی طولانی‌تر از اینهاست، به جهت این که اولین چیزی که انسان را با حیوان فرق می‌گذارد این است که زندگی وی اجتماعی است؛ زندگی اجتماعی سبب شده که انسان از وجود دیگران بهره‌های بی حساب ببرد و به همین دلیل وظایف و تکالیفی در برابر جامعه که در سایه وی بهره
بی‌حساب می‌برد به عهده دارد. آنجا که پای انجام وظایف و تکالیف اجتماعی است دیگر غریزه و طبیعت حکمفرما نیست و آن سهولت و آسانی و بلکه لذت و بهجتی که در انجام کارهای طبیعی هست در اینجا وجود ندارد، در اینجا بشر فقط سنگینی بار وظیفه و تکالیف در بسیاری ازموارد بر خلاف طبیعت، میل و غریزه شخصی است؛ وظیفه از او راستی، امانت فداکاری، انصاف، عدالت، تقوا، عفت و پاکدامنی می‌خواهد طبیعت و شخصی وی بر عکس حکم می‌کند که برای جلب لذت و منفعت شخصی دروغ بگوید و خیانت و دزدی کند، از فداکاری، انصاف و عدالت تن باز زند، جامه تقوا، طهارت و عفت را بیالایند تا به کام رسد . اینجاست که انسان خود را در برابر یک سلسله تصمیمات بزرگ می‌بیند در جهت مخالفت طبیعت و منفعت خودش، و محال است که بدون نقطه اتکایی که روح او را به این فضایل راضی سازد بتواند از عهده برآید. این نکته اتکا همان است که «ایمان» نامیده می‌شود، همان رکن اول از چهار رکن سعادت بشر است که قرآن مجید ذکر کرده است.

رکن دوم عمل صحیح و شایسته است. ممکن است مردمی ایمان داشته باشند اما عمل صحیح نداشته باشند. ابتدا تصور این مطلب مشکل به نظر می‌رسد چگونه ممکن است ایمان باشد و تجلیّات وی که عمل صالح است نبوده باشد. اما نباید تعجب کرد زیرا گاهی مردمی ایمان و مبادی عالیه دارند، به خدا، پیغمبران، کتب آسمانی و اولیاء دین اعتقاد و ایمان دارند ولی در اثر بعضی انحرافات و اشتباهات گمان می‌کنند که تنها ایمان داشتن کافی است و عمل اهمیّت چندانی ندارد، و یا ممکن است مردمی عمل بکنند و عملشان متّکی به ایمان و عقیده باشد ولی در تشخیص عمل اشتباه کرده باشند، یعنی یک سلسله اعمال را به حکم ایمان و عقیده خود انجام بدهند که هیچ اثر و فایده‌ای برآن اعمال مترتب نگردد. چه بسیار دیده می‌شود که مردمی از روی عقیده و ایمان زحمت‌ها می‌کشند و تلاش‌ها می‌کنند اما بیهوده، کوچک‌ترین اثر نیکی بر اعمال اینها مترتّب نیست.

رکن سوم سعادت بشر عبارت است از تشویق و تحریک افراد یکدیگر را به ملازمت ایمان حق و عمل شایسته. افراد جامعه نه تنها بایست ایمان داشته باشند و نیکو عمل کنند بلکه باید به انواع وسایل قولی و عملی یکدیگر را به ایمان و عمل صالح توصیه و تشویق کنند جامعه خود را باید طوری بسازند که دائما افراد تحت تلقین کارهای خیر واقع گردند نه آن که خدای ناخواسته وضع جامعه به صورتی درآید که افراد دائما تحت تلقین بد کاری و فساد قرار گیرند.

رکن چهارم توصیه و تشویق به صبر و استقامت و پای مردی است چرخ روزگار همیشه بر وفق مراد اشخاص نمی‌گردد و تند باد حوادث همواره در جهت موافق حرکت کشتی حرکت نمی‌کند، باید در مقابل حوادث و ناملایمات ایستادگی و پایداری کرد و باید افراد دائما یکدیگر را به صبر و استقامت و پایداری توصیه و تشویق کنند قرآن کریم می‌فرماید: « اگر مردم بر راه حق استقامت بورزند ، ما از دریای رحمت خود آب فراوان نصیب ایشان خواهیم کرد.»[34]

 

سخت گیری‌های والدین و افسردگی کودکان و نوجوانان

بررسی پرونده هزاران مراجع افسرده به درمانگاه‌ها و مراکز مشاوره نشان می‌دهدکه گناه افسردگی شمار قابل توجهی از کودکان و نوجوانان قربانی، به گردن والدین سختگیر و جامعه مادی امروز است. افسردگی از لحاظ روان شناختی، حالتی بحرانی وجهنمی در ذهن انسان است که بسیار فراتر از احساس اندوه وناراحتی بر قربانیان خود اثر می‌گذارد. افراد افسرده را می‌توان از یک نظر به دو دسته اصلی تقسیم کرد(راس ميچل،ترجمه روان دوست، 1376):

1- دسته اول شامل افرادی است که به افسردگی وابسته دچار بوده و درگیر احساساتی همچون تنهایی‌اند که عاجزانه می خواهند با آن مقابله کنند ودر این مسیر نیاز به کمک داشته انتظار دارند پیوسته مورد حمایت قرار گیرند .

2-‌‌‌‌‌ دسته دوم گروه خود آزار را تشکیل می‌دهد که مدام از خود انتظار مقاومت داشته خود را مورد انتقاد قرار می‌دهند زیرا از احساس بی ارزشی عقده حقارت عجز و ناتوانی و احساس گناه به خاطر کوتاهی‌های مورد سرزنش رنج می‌برند. این همان نوع افسردگی است که در بیشتر افراد مثمر و پرکار دیده می‌شود (معاني، 1364).

 بیشتر این قبیل افراد دچار ترس از مردود شدن و انتقاد دیگران‌اند و اغلب نگران آن‌اند که توسط دیگران پذیرفته نشوند؛ به همین لحاظ، بسیار مستعد خود نگری شدید می‌باشند و دررسیدگی به آرای این و آن، به انتقاد از خود می‌پردازند. چنین افرادی، معمولاً برای خود شرایطی تعیین می‌کنند که رسیدن به استاندارد مورد نظرشان را ناممکن می‌سازد. آنها ازخود انتظار دارند که کارهای زیادی را در حد مطلوب وکمال مطلق انجام دهند (شولتس، ترجمة خوشدل، 1382).

 این گونه افراد در کارهایشان با دیگران با رقابت می‌پردازند و سخت کار می‌کنند تا تقاضاهای فزاینده‌ای را که از خود دراند برآورده کنند. با وجود این، هرگز به رضایتي پایدار از کارشان دست نمی یابند، حتی در صورتی که در کارشان توفیق حاصل کنند. افسردگی این قبیل افراد بیشتر ناشی از انتظارات کمال گرایانه‌ای است که والدین درخانواده و معلمان در مدرسه از آنها داشته‌اند و ناخواسته چنین بایدهایی را به آنان تحمیل کرده‌اند (بريگس، ترجمة چيني، 1375).

 چنین انتظاراتی هرگز سرباز ایستادن ندارند و بدین ترتیب افراد مبتلا به این نوع افسردگی بیش از حد توان خود از خویشتن متوقع اند و هرگز از این کار دست بر نمی‌دارند.

کمال گرایی و افسردگی مربوط به آن در جدول طبقه بندی بیماری‌های روانی(DSM4) از نوع سیزدهم افسردگی قلمداد شده و از جمله خطرناک‌ترین افسردگی‌ها به شمار آمده است زیرا بیشترین تعداد خودکشی در جهان را به این نوع افسردگی مربوط دانسته‌اند.(افضل نيا، در دست چاپ).

مطالعات اخیر نشانگر آن‌اند که افسردگی گروه خود آزار از نظارت و کنترل شدید والدین در خانه سرچشمه می‌گیرد و سپس توسط معلمان سختگیر در مدارس به آن دامن زده می‌شود. این قبیل والدین و معلمان گاه حتی افکارشان را به کودکان و نوجوانان عادی ترزیق کرده بر اثر انتظارات بیش از حد توان، نارضایتی از زندگی و در نتیجه افسردگی کمال‌گرایی را به آنها سرایت می‌دهند والدین سخت‌گیر که معمولا سرمنشا این نوع افسردگی‌ها به حساب می‌آیند، ناخواسته جوانب مرا را احساس
نمی‌کنند. (جيمز،2006).

از نظر والدين سختگير، كارهاي فرزندان تنها در صورتي مورد تشويق قرار مي‌گيرند كه بسيار عالي باشند. فرزندان باید یا نمره‌های بالا گرفته باشند یا عملکردشان حاصل تلاش فوق العاده باشد. برای این قبیل فرزندان چنین رویه‌ای می‌تواند تنها راه تشویق شدن و مورد محبت واقع شدن توسط والدین محسوب
می‌گردد. آنها به احتمال  بسیار زیاد، در سنین کودکی خود با پدران و مادرانی مواجه بوده‌اند که روحیة منفی‌گرایی را با کلماتی مانند: بد بودن، حماقت، بی لیاقتی، بیهودگی و زیادی بودن، در کانون خانواده به ایشان انتقال داده‌اند. (بريگس،ترجمة چيني، 1375).

هنوز هم در شرایط امروزی لااقل ده درصد از مجموع کودکان در معرض انتقادات شدید والدین خود قرار دارند. نتیجه چنین وضعیتی پرورش نسلی است که در بزرگسالی، هنگامی که با شرایط دشوار روبه رو
می‌شوند و دیگر نمی‌توانند به خواستها و امیال کمال‌گرایانه خود دست پیدا کنند، به افسردگی خود آزاری، شیدایی یا انتقاد شدید از خود دچار می‌گردند (ريم، ترجمة آزادمنش، 1384).

 این در حالتی است که افراد مبتلا به افسردگی وابسته با وسواس هوس گونه، هنگامی که در شرایط ارتباط جویی با دیگران قرار می‌گیرند، بسیار مشتاق آن‌اند که توسط دیگران تایید شوند و احساسات خود را با آنان همگون سازند تا در خود احساس ارزشمندی نمایند. این قبیل افراد پاداش و تشویق را بیشتر در انتقاد از خود و ستایش دیگران جست و جو می‌کنند. مشکل این جاست که این گروه از افراد، هر چند هم که در زندگی بزرگسالی خود موفق از آب درآیند، هرگز خود را در نقطه‌ای که می‌توانسته‌اند باشند احساس نمی‌کنند، چرا که هرگز برای والدین خود آن گونه نبوده‌اند و از نظر آنها هیچگاه نتوانسته‌اند در حد عالی و مطلق رضایشتان را به دست آورند (ميتوس، ترجمة افضلي راد، 1378).

داشتن والدین سختگیر، انطباق جوییهای درون گرایانه با ارزش‌های مادی تحمیل شده توسط خانواده یا جامعه، از جمله عواملی‌اند که آسیب پذیری و ابتلای افراد مثمر وکارآمد را به افسردگی موجب می‌شوند. مطالعات علمی در این زمینه نشان داده است که ارزش‌های مادی برای بهداشت روانی افراد مضر است(شولتس، ترجمة خوشدل، 1382).

 افرادی که برای پول ارزش زیادی قائل‌اند و به مالکیت و ظواهر امر توجه بسیاری نشان می‌دهند(چه از لحاظ اجتماعي و چه از نظر فيزيكي) بنده شهرت می‌شوند و آوزه کارشان بیشتر از وجود خودشان برای آن‌ها اهمیت پیدا می‌کند. این قبیل افراد پیوسته در معرض خطر آسیب‌های روانی همچون افسردگی، نگرانی، اضطراب، سوء مصرف مواد مخدر و اختلالات شخصیتی دیگر قرار می‌گیرند این نتیجه از مطالعات انجام شده در بیش از 15 کشور جهان به دست آمده است.

به طور معمول، هر انسانی پس از رفع شدن نیازهای فیزیولوژیکی و اوليه،  نیاز به احساس امنیت دارد. او خواهان آن است که خودی نشان دهد. یعنی آدمی مایل است که در میان جمع هویتی برجسته پیدا کند و توسط دیگران شناخته و تحسین شود. انسان‌های مادی از این لحاظ کمتر به رضایت خاطر می‌رسند، زیرا هیچ گاه نمی‌توانند کاری کنند که خود را متمایز از سایرین نشان دهند. به بیان دیگر میان
توانایی‌های این افراد و خواست‌هایشان از زندگی تعارض به وجود می‌آید( افضل نيا، در دست چاپ). بیشتر آنها اعتماد به نفس پایینی دارند و احساس می‌کنند که بر زندگی خود کنترل لازم را ندارند؛ در نتیجه احساس ناامنی می‌کنند و روابط درونی و صمیمی خود را با دیگران از دست می‌دهند. این گونه افراد با خودشان نیز مشکل پیدا کرده، بسیار سخت می‌توانند با خود رابطه‌ای دوستانه و صمیمی برقرار نمایند و خیلی زود این احساس به آنها دست می‌دهد که فقط کالبد خود را به این جا و آن جا می‌کشند و فقط نفس می‌کشند، نه اینکه یک زندگی واقعی داشته باشند و برای خود زندگی کنند(ريم، ترجمة آزادمنش، 1384).

 این همان احساسی است که تی. اس. الیوت، شاعر بلند پایه به خوبی آن را در نغمه‌های ادبی خود بیان کرده است :«زنده بودن و تا حدودی زندگی کردن».

از اوان کودکی گام نهادن در گردونه‌ای که همیشه در آن به دنبال دریافت جایزه و تشویق از این و آن باشیم، به ما اجازه نمی‌دهد که لحظه ای فراتر از چهارچوب‌هایی که برای خودمان می‌سازیم زندگی کنیم (بريگس، ترجمة چيني، 1375).

دیر یا زود و در هر حال و به هر صورتی پول و مقام به دست می‌آید، اما احساس درونی بی ارزشی و ناکارآمدی، برای همه عمر فرد را عذاب خواهد داد(LEFANU،1999). جف گالوپ از سیاستمداران استرالیایی و یکی از صمیمی‌ترین دوستان تونی بلر، نخست وزیر انگلستان است. او همة همکاران خود را در سطح جهان شگفت زده کرد، هنگامی که در اعلام استعفای خود به عنوان نخست وزیربخش غربی استرالیا چنین اظهار داشت:«بدین وسیله به استعفای خود اقدام می‌کنم، چرا که برای من زندگی توام با افسردگی تجربه‌ای ناتوان کننده وغیر قابل تحمل است .» او در ادامه همین مطالب می‌گوید: «احساسی که بر انسان‌های مختلف و از راه‌های گوناگون اثر می‌گذارد یقیناً مرا نیز از جهات بسیاری تحت تاثیر قرار داده است».

گالوپ اخیراً چند هفته‌ای در انگلستان میهمان همکاران اروپایی خود بود و در عروسی یکی از همکاران نقش ساقدوش را ایفا کرد. با وجود پذیرایی گرمی که از وی به عمل آمد او در پایان ملاقاتش سردرگم و افسرده بود و در بازگشت به استرالیا دیگر نمی‌توانست بر کارهای خود تمرکز داشته باشد. گالوپ به چندین روان پزشک مراجعه کرد و همه آنها تشخیص دادند که او مبتلا به افسردگی است. او در بیانیه استعفای خود این چنین اظهار داشت:

«پزشکان این طور تشخیص داده‌اند که بیماری من تنها با گذشت زمان و استراحت درمان خواهد شد اما نمی‌دانم مداوای من تا چه زمانی به طول خواهد کشید».

با این توصیف گالوپ زندگی خود را در نبرد با افسردگی باخته و در واقع طعمه‌اي آماده براي فرو رفتن در كام  افسردگي مزمن گردیده بود، حالتی که شاید سالیان دراز از عمر او را در برگرفته و برای مبارزه با آن، هر چه در توان داشته به کار برده بوده است. شاید اگر کمتر از او انتظار می‌رفت هرگز تا این حد در اوج توانمندی و موفقیت به افسردگی دچار نمی‌شد .

 

 

منابع:

جزوه تعليم و تربيت اسلامي

نشريه ماهانه آموزشي و تربيتي

 



1- سوره روم، آیه 40.

2- سوره بقره ، آیه 156 .

1- سورۀ انشقاق، آیه 6.

2- سورۀ بقره ، آیۀ 223.

3- سورۀآل عمران، آیه 15.

4- سوره طلاق ، آیه 11 .

1- سوره واقعه ، آیات 88- 87 .

2- سورۀ انعام ، آیات 31- 30 .

3- سوره انعام ، آیه 36 .

4- سوره یونس، آیۀ 4.

5- سورۀ انسان، آیۀ 4.

1- محبجۀ البیضاء، ج8، ص 7، طبع جدید .

1- بحارالانوار، ج67 ، صص25- 24، روایت 25،ۀ طبع بیروت .

2- سوره یونس ، آیه 62.

3- سوره نحل ، آیات 100- 99.

1- سروه محمد، آیه 11.

2- سوره حج، آية 38.

3- سورة طلاق، آية 3

4- سوره طلاق ، آیه 3.

5- سوره طلاق ، آیه 4.

6- سوره طلاق، آیات 2و3.

7- سوره طلاق ، آیات 2و3.

1- سروه آل عمران، آیۀ 76.

2- سوره مومن ، آیه 51 .

3- سوره مومن ،آیه 7.

4- سوره حدید ، آیه 18 .

5- سوره یونس ،آیه 2.

6- سوره رعد ، ایه 29 .

7- سوره بینه ، آیه 7.

1-سوره شوری ، آیه 22.

2- محجۀ البیضاء، ج 8-7 ، طبع جدید .

3- کافی ، ج2، ص 352 .

4- بحارالانوار، ج67، صص 308- 309، طبع بیروت .

1- سوره جن ، آیه 16.


موضوعات مرتبط: دانشجویان دانشگاه پیام نور ، همراه معلمان ، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ | 16:1 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ | 9:5 | نويسنده : بهروز علمی مریان |
 
 

 روش های کاهش یا حذف رفتارهای نامطلوب در دانش آموزان

 

کاهش وحذف رفتار و اخلاق ناپسند دانش آموزان ، از جمله وظایف مهم معلمان و مدیران مدرسه به حساب می آید .

تنبیه به روش غیر مستقیم
مسائل انضباطی دانش آموزان در کلاس درس و محیط آموزشگاه ، از جمله مسائلی هستند که برای مسئولان آموزشگاه نگرانی های عمده ای ایجاد می کند و وقت زیادی از آنان را به خود اختصاص می دهد .

بعضی اوقات مسائل انضباطی به درجه ای از شدت و وخامت می رسند که بخش اعظم اوقات آموزشی معلمان ، صرف حل و فصل آنها می شود .

در این مقاله برآنیم تا روشهای تغییر رفتار دانش آموزان را مورد بررسی قرار دهیم .

به طور کلی رفتارهای نامطلوب دانش آموزان را از دو راه می توان کاهش داد :

1- جانشین ساختن رفتارهای مطلوب به جای رفتارهای نامطلوب و کاهش دادن غیرمستقیم آن رفتارها ؛ که به این روشها ، فنون مثبت کاهش رفتار می گویند.

2- کاهش دادن مستقیم رفتارهای نامطلوب؛که این روشها را فنون منفی کاهش رفتار می نامند .

در این مقاله ، روش های غیر مستقیم را مورد بررسی قرار می دهیم وسپس، به توضیح روش های مستقیم کاهش رفتار، مثل جریمه و محرومیت و تنبیه و مضرات آن می پردازیم.

حال به ذکر روش های غیرمستقیم کاهش رفتار دانش آموزان می پردازیم :

حرف بزن ، ولی کمتر!

برخی از رفتارها اگر به ندرت از فرد سربزند ، جای نگرانی نیست ؛ ولی اگر به میزان بیش از حد انجام گیرد ، نامطلوب و مضر است . دانش آموزی که با سرعت خیلی زیاد تکالیفش را انجام می دهد و در نتیجه آنها را بدخط و ناخوانا می نویسد ، باید وادار شود که آهسته و خوش خط تکالیفش بنویسد . یا دانش آموزی که در بحث کلاسی پرحرفی می کند و فرصت صحبت کردن را از دیگران می گیرد ، باید کمتر حرف بزند تا دیگران هم در بحث شرکت کنند . در این صورت ، معلم باید با دانش آموز قرار بگذارد که در هر پنج دقیقه ، یک دقیقه اجازه ی صحبت خواهد داشت . البته معلم باید مواظب باشد که آن حق یک دقیقه ای به هیچ وجه ضایع نگردد ؛ تا او به کلی از صحبت و مشارکت در کلاس دلسرد نشود .

روش های دیگری هم وجود دارد که مستقیما از طریق اعمال شیوه های کم و بیش آزارنده به طور مستقیم موجب کاهش رفتارهای بد دانش آموزان می گردد . به عقیده ی روانشناسان روش های مستقیم مثل تنبیه ، پیامد های نامطلوبی به دنبال دارد که پاک کردن آن پیامدها ، خود احتیاج به مراقبت های خاصی دارد
همه ی کارهایت خوب است به جز ، ...

روش غیر مستقیم این است که : مثلا می خواهیم رفتار نامطلوب دانش آموزی که در کلاس ، اکثر وقتش را خارج از صندلی خود و به بازیگوشی و صحبت با این و آن می گذراند را اصلاح کنیم .

برای این منظور باید همه ی رفتارهای خوب او را از جمله گوش دادن به حرف های معلم ، سوال کردن از معلم ، نوشتن مطالب درسی و رسم نقاشی را مورد تشویق قرار داد و هنگامی که از صندلی خود بلند می شود این کار او را مورد بی توجهی قرار دهیم .

اگر بازیگوشی نکنی ، ...

تنبیه به روش غیر مستقیم
این روش تا حدی شبیه روش قبل است با این تفاوت که در روش قبل ، هرگونه رفتار به جز رفتار بد دانش آموز مورد تشویق قرار می گرفت .اما در این روش ، تنها رفتاری مغایر با رفتار بد او را مورد تشویق قرار می دهیم . مثلا : دانش آموزی را در نظر بگیرید که در کلاس درس، مزاحم هم کلاسی هایش می شود و کمتر به درس و کار خود می رسد . می خواهیم با این روش رفتار او را اصلاح کنیم . برای این منظور ، هر وقت که این دانش آموز آرام بر روی صندلی خود بنشیند و کاری به کار دانش آموزان دیگر نداشته باشد او را تشویق نمائیم . این روش سبب افزایش رفتار خوب در دانش آموز و کم شدن مزاحمت های او برای دانش آموزان دیگر خواهد شد .

به عنوان مثالی دیگر از کاربرد این روش اگر بخواهیم کودک گوشه گیر را وادار کنیم که از این رفتار خود دست بکشد و با دانش آموزان به فعالیت بپردازد ، باید هرگونه کوشش او را در جهت فعالیت گروهی و آمیزش با سایر کودکان تقویت نمائیم .

این سه روش ، به طور غیر مستقیم رفتارهای نامطلوب دانش آموزان را کاهش می داد . روش های دیگری هم وجود دارد که مستقیما از طریق اعمال شیوه های کم و بیش آزارنده به طور مستقیم موجب کاهش رفتارهای بد دانش آموزان می گردد .

توصیه ی روان شناسان ، روش هایی است که در این مقاله ذکر شد . به عقیده ی آنان ، روش های مستقیم مثل تنبیه ، پیامد های نامطلوبی به دنبال دارد که پاک کردن آن پیامدها ، خود احتیاج به مراقبت های خاصی دارد .

باور روان شناسان بر این است که اگر بتوان از روش های غیر مستقیم کاهش رفتار استفاده کرد ، بهتر آن است که از روش های مستقیم دوری گزید .

با این حال ممکن است مواردی پیش آید که مجبور به استفاده از روش های تنبیهی باشیم ،

کودک
اولین روش را با ذکر یک مثال توضیح می دهیم : مادری که هربار با گریه کردن کودک ، او را بلند می کند و در آغوش می گیرد ، متوجه می شود که بر میزان گریه های کودک برای بغل شدن افزوده می شود . حال اگر مادر تصمیم بگیرد که چندین بار به گریه های کودک بی توجهی نشان دهد ، پس از گذشت زمان کوتاهی ، دیگر کودک به گریه کردن ادامه نخواهد داد .

این روش در موقعیت های تحصیلی کاربردهای فراوانی دارد. برای مثال ، معلمی که می بیند توجه بیش از حد او به منجر به لوس شدن یک دانش آموز شده است ، توجه خود را از او می گیرد و بدین طریق رفتار نامطلوب را در او خاموش می کند .

محروم کردن

وقتی معلم ورزش یکی از بازیکنان را به سبب انجام عملی خلاف مقررات بازی از زمین اخراج می کند ، از روش محروم کردن استفاده کرده است . باید توجه داشت که این روش در صورتی موفقیت آمیز است که فرد را ازمحلی که دوست دارد در آنجا بماند ، به محل دیگری که دوست ندارد به آنجا برود بفرستیم . مثلا یک دانش آموز از معلم تاریخ خود متنفر است و سرکلاس او بازیگوشی می کند ؛ معلم تاریخ او را از کلاس اخراج می کند . دانش آموز به حیاط می رود و فوتبال بازی می کند . این عملِ معلم ، نه تنها باعث بهبود کار دانش آموز نشده است ، بلکه او را به فوتبالی که مورد علاقه اش رسانده است و از کلاس تاریخ که مورد علاقه اش نبوده دور کرده است .

جریمه کردن

جریمه کردن رانندگان متخلف از طریق دریافت پول از آنها، کم کردن مقداری از حقوق کارمندان به سبب غیبت از کار ، و کم کردن نمرات دانش آموزان در نتیجه ی کارهای بدی که انجام داده اند ، نمونه های از جریمه کردن می باشد .

نکته ی مهمی را که در رابطه با کاربرد روش جریمه کردن باید در نظر گرفت این است که : " جریمه نباید خیلی سنگین باشد ". مثلا نمره ای که از دانش آموز کسر می شود ، باید آن قدر باشد که او بتواند با کوشش بیشتر آن را جبران کند . یا کسر حقوق کارمند ، باید به نسبتی باشد که او بتواند با باقیمانده ی حقوق خود زندگی اش را اداره نماید.

معلم دانش آموزی را که پس از تذکرات مکرر باز هم به ریختن خرده کاغذ و خرده تراش مداد به کف کلاس درس ادامه می دهد ، وا می دارد تا نه تنها آشغال هایی را که خود ریخته جمع کند ، بلکه تمام کف کلاس رانیز جارو بکشد . در این صورت به روش مورد استفاده جبران اضافه می گویند
جبران کردن

معلم ، دانش آموزی را که خرده کاغذ و خرده تراش مداد را در کف اتاق می ریزد وا می دارد تا آنها را جمع کند و در سطل زباله بریزد . این عما را جبران کردن می نامند . در این روش ، گاه می توان از شخص خواست تا علاوه بر جبران عمل خلاف خود ، به انجام اعمال اضافی نیز بپردازد . مثلا معلم دانش آموزی را که پس از تذکرات مکرر باز هم به ریختن خرده کاغذ و خرده تراش مداد به کف کلاس درس ادامه می دهد ، وا می دارد تا نه تنها آشغال هایی را که خود ریخته جمع کند ، بلکه تمام کف کلاس رانیز جارو بکشد . در این صورت به روش مورد استفاده جبران اضافه می گویند .

تنبیه

خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار، تنبیه است ؛ به همین دلیل ما آن را به عنوان آخرین روش از روش های منفی کاهش رفتار معرفی می کنیم . به عنوان موردی از تنبیه ، اگر پس از انجام رفتاری نامطلوب از سوی کودک ، مثل گفتن یک حرف زشت ، با ارائه یک محرک آزارنده به دنبال رفتار او ، مثلا سیلی زدن به او ، بخواهیم احتمال بروز رفتار نامطلوب ( حرف زشت ) را در او کاهش دهیم ، او را تنبیه می کنیم .

رفتار تنبیه شده ، پس از تنبیه ، همچنان در خزانه ی رفتاری فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است به صورت پنهانی حفظ می شود ، ولی به محض اینکه عامل تنبیه کننده تضعیف شد یا از میان رفت ، آن رفتار مجددا ظاهر می گردد
مشکلات ناشی از کاربرد تنبیه

هرچند که مشاهدات روزانه و شواهد تجربی نشان داده اند که تنبیه در کاهش دادن رفتار نامطلوب به طور موقت و آنی موثر است ، اما باید توجه داشت که تنبیه ، باعث از بین رفتن رفتار تنبیه شده نمی شود و تنها تاثیری که دارد این است که رفتار نامطلوب را موقتا وا پس می زند .

رفتار تنبیه شده ، پس از تنبیه ، همچنان در خزانه ی رفتاری فرد باقی می ماند و تا زمانی که عامل تنبیه کننده حاضر و ناظر است به صورت پنهانی حفظ می شود ، ولی به محض اینکه عامل تنبیه کننده تضعیف شد یا از میان رفت ، آن رفتار مجددا ظاهر می گردد . مثلا کودکی که به علت حرف زشت زدن از پدرش کتک می خورد، می آموزد که در حضور او حرف زشت نزند ، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب پدر ، مثلا در حضور مادر یا افراد دیگر ، این کار را انجام ندهد .

از مشکلات دیگر استفاده از تنبیه ، پیامد هایی جانبی آن است که از نظر پرورشی بسیار نامطلوب اند. یکی از آنها احساس ناخوشایند حاصل از تنبیه در لحظه تنبیه شدن است ، که سبب انزجار و نفرت تنبیه شونده از تنبیه کننده می گردند . حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه به خیر و صلاح اوست و تنبیه کننده از روی دلسوزی او را تنبیه می کند ، باز هم شخص تنبیه شونده به تنبیه کننده احساس انزجار و نفرت پیدا می کند .

کودک
مشکل دیگر استفاده از روش تنبیه آن است که تنبیه کردن عملی مسری است .

دانش آموزانی که شاهد تنبیه کردن دانش آموزان دیگران بوده اند بعدها خود رفتار تنبیه شده را تقلید کرده اند . بنابراین معلمی که در حضور جمع، دانش آموز را تنبیه می کند، به آنها آموزش پرخاشگری می دهد .

بارها دیده شده کودکانی که مرتبا از پدر یا مادر خود کتک می خورند ، در غیاب آنها به کتک زدن فرزندان کوچک تر خانواده می پردازند .

پرخاشگری عارضه ی دیگر تنبیه است . آزمایش با حیوانات نشان داده است وقتی به دو حیوان که با یکدیگر در صلح و صفا زندگی می کنند ضربه برقی ( شوک الکتریکی ) وارد شود ، به جان هم می افتند و نسبت به یکدیگر رفتار خصمانه انجام می دهند . مثل ضرب المثل :" زمین سفت را گاو از چشم گاو می بیند ".

از دیگر اشکالات کاربرد تنبیه و سایر روشهای تغییر رفتار این است که اگر این روشها ادامه یابند ، فرد تنبیه شده ممکن است سرانجام به تنبیه کننده حمله ور شود .

مثلا نوجوانی که از کودکی از پدر خود کتک می خورده ، ممکن است سرانجام در برابر او بایستد. یا دانش آموزی که تحت روشهای مداوم تنبیهی آموزشگاه قرار می گیرد، ممکن است روزی به تخریب اموال آموزشگاه یا ایجاد مزاحمت برای معلمان و مسئولان مدرسه بپردازند
با توجه به زیان های متعدد ناشی از کاربرد تنبیه و سایر روشهای تنبیهی، بهتر است هرگز از آنها به عنوان روشهای پرورشی استفاده نکنیم و به جای آنها روش های غیر مستقیمی که در مقاله ی قبل ذکر شد را مورد استفاده قرار دهیم.

کسانی که شاهد تنبیه شدن افراد به وسیله ی دیگران بوده اند ، در مواقع و مکانهای دیگر خود به تنبیه کسان دیگر اقدام کرده اند .
تدوین و گرد آوری : محمود حسینی نژاد


موضوعات مرتبط: همراه معلمان ، علوم تربیتی،روانشناسی،امورتربیتی ، آموزش وپرورش

تاريخ : شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ | 19:47 | نويسنده : بهروز علمی مریان |

شاید یاد دادن آداب معاشرت به بچه ها کار سختی باشد؛ چون گاهی ناچار می شوید رفتارهای درست را بارها و بارها به فرزندتان گوشزد کنید. زمانی که فرزندتان آموخت این کار را درست انجام دهد، او را تشویق کنید، بغل کنید و ببوسید و علاوه بر این خودتان با انجام دادن این کارها برای او الگو باشید.

ورود در جمع برای اولین بار
فرزندتان باید بداند وقتی برای نخستین بار وارد جمعی می شود، حتما سلام کرده و خود را معرفی کند؛ وگرنه دیگران او را نادیده می گیرند؛ مثلا در جمع همسایگان جدید، می تواند بگوید: «سلام، اسم من ساراست. ما در طبقه اول زندگی می کنیم.»

به فرزندتان توضیح دهید وقتی می خواهد دو نفر را به هم معرفی کند، اول شخص کوچک تر را به شخص بزرگ تر معرفی کند و برای شخص بزرگ تر یک لقب بیاورد؛ مثلا بگوید: «آقای...، این دوست من ساراست.»

هنگام صحبت
کودک شما باید یاد بگیرد در زمان صحبت با دیگران دادوستد کلامی داشته باشد، نه اینکه فقط خودش صحبت کند؛ پس برای این کار لازم است:
•    با ادب و احترام به حرف دیگران گوش دهد و میان حرف هایشان نپرد.
•    فقط منتظر نباشد برای صحبت کردن نوبتش برسد، بلکه بادقت به حرف های طرف مقابل گوش بدهد.
•    از طرف مقابل سوال هایی درخصوص حرف هایی که می شنود، بپرسد تا علاقه خود را به حرف های او نشان بدهد.
•    سر میز غذا به هیچ وجه از موبایل و تبلت استفاده نکند و به جای این کار با دیگران ارتباط برقرار کند. شما هم به عنوان پدر و مادر گوشی تلفن همراهتان را کنار بگذارید و قدری به صحبت های دیگران گوش بدهید.

در زمان غذاخوردن
•    فرزندتان باید بداند در زمان غذاخوردن لازم است صبر کند تا همه در بشقاب هایشان غذا بکشند و بعد شروع به خوردن کند.

در جمع دوستان و آشنایان
به فرزندتان یاد بدهید:
•    وقتی کسی چیزی به او می دهد، حتما تشکر کند.
•    حتما درخواست هایش را با کلمه «لطفا» شروع کند.
•    هرگز به لوازم و اشیای میزبان دست نزد و فقط باید آن ها را نگاه کند.
•    زمانی که کودک به جایی، به خصوص یک فروشگاه وارد می شود، به جای اینکه در را پشت سرش ببندد، آن را برای دیگران باز نگه دارد تا آن ها هم بتوانند وارد شوند. می توانید خودتان این کار را انجام دهید تا او ببیند و یاد بگیرد.
•    وقتی می خواهد به ساختمان یا آسانسور و مترو وارد شود، صبر کند تا اول کسانی که می خواهند خارج شوند، از در عبور کنند.
•    به دیگران، به خصوص کسانی که با بقیه متفاوتند، خیره نشود و بداند که این کار دور از ادب است.
•    به تفاوت در سبک زندگی افراد احترام بگذارد. حتما به او بگویید این تفاوت ها نشانه درست یا غلط بودن شیوه زندگی دیگران نیست.
•    با دیگران مهربان بوده و نسبت به نیازهای آن ها حساس باشد؛ مثلا به عیادت دوست بیمارش برود یا وقتی دوستش زمین می خورد، دست او را بگیرد و یا در زمان بردن وسایل سنگین به دیگران کمک کند.

توصیه به والدین
•    از افعال و چمله های مثبت به جای افعال منفی استفاده کنید؛ برای مثال به جای اینکه بگویید: «این قدر بی ادب نباش!» بگویید: «مودب باش!»
•    در مهمانی ها به جای نکته های منفی به دنبال نکته های مثبت باشید؛ مثلا باید بدانید اگر از غذایی که میزبان تهیه کرده، خوشتان نیامده است، از دسر تعریف کنید.
•    به فرزندتان بگویید هرگز به رفتارهای دیگران برچسب نزند؛ چون این کار بیشتر از آنکه فکر می کنید، آسیب زننده است.
•    خونسرد باشید؛ چون زمانی که عصبانی می شوید و فریاد می زنید، احترامتان را نزد فرزندتان از دست می دهید.
•    علاقه خود را به فرزندتان نشان دهید. وقتی خطایی از او سر می زند به او بگویید که چرا این کار اشتباه است و بعد او را در آغوش بگیرید؛ چون شما با این کار صداقت و علاقه ای را که میانتان است، افزایش می دهید.
•    هشیار باشید؛ چرا که بی توجهی بچه ها نسبت به اطرافیان همیشه اقتضای سنشان نیست.
•    همیشه خودتان مثالی از الگوهای اخلاقی باشید.
•    سعی کنید زیاد سخت گیر و خشک نباشید.
منبع : مجله موفقیت



تاريخ : یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:28 | نويسنده : بهروز علمی مریان |